The first 200 lines.
.بازم دارن منو میبرن
پس برگشتی که یه گاز آبدار دیگه
.از انبه شیرین تنم بگیری
.من یه پیام مهم دارم
اوه، واسه منه؟
.نه
!چی؟ ولی این رویارویی مال من بود
.وقتی زمانش برسه، میفهمی حرفام مال کیه
.اگه مال من نیست، نمیخوامش
.گوشاتو آماده کن
!نه
.هوممم
.از فکرم بیا بیرون، عزیزم
.وایستا
،با دیجی فِلِیم به عنوان ستاره اصلی برنامه
.مطمئناً به هدفمون میرسیم
.ممنون که دوباره کمک کردین، دخترا
.نگران نباش، گِیر
.سوئیت اسپات به زودی دوباره مال ما میشه
مارش، مشکلی نداری که یه اجرای کوتاهتر داشته باشی، درسته؟
.آره، حتماً
!عالیه
.اِه... نه
!اوه خدای من، دیجی فِلِیم
!باید به همه خبر بدم
هی، فی، میدونی مارشال خیلی زحمت کشیده
.روی آهنگای جدیدش
.ای بابا
.او قراره شروعکننده عالی باشه
.یک ابزار شکسته به دنبال شعله است
آیا قلب شکسته است؟
آیا برای رسیدن به خانه باید آن را بسوزانم؟
!ای روح، سرنخهات مثل پسآب کثیف و مبهمان
خبری از دیجی فِلِیم نشد؟
.نه، ولی میدونه که یه بازدید فنی برنامهریزی شده
.باشه. خب... فکر کنم میخواد برگردم پیشش
.یعنی، ما تقریباً همدیگه رو بوسیدیم
.ولی بعدش فرار کرد
.آره
،اِم، فی، عزیزم
.تو عادت داری همه چیزو اونجوری که دلت میخواد تفسیر کنی
.تو خوابشو دیدی. اون همش دنبال من بود
.تنها چیزی که نیاز به تعبیر نداره، رویاهاست
.ولی با این حال، میگم ازش استفاده کن و استفاده کن
هی، خب ما فقط داریم آماده میکنیم
یه پکیج صحنه استاندارد، درسته؟
.ما باید ظرف یک ساعت از اینجا بریم
.فلیکس وقتی بیاد اینجا بهت میگه
.مطمئنم فقط دیر کرده
.فلیکس دیگه. کارتو بکن
.هنوز جواب نمیده
.شب پسرونه دو روز دیگه است
!هی، هی، هی، هی، هی، هی، هی
حالت بهتره؟
.فِنل داره سعی میکنه فِلِیم رو از من دور نگه داره
کی؟ من باید نجاتش بدم
.از چنگال اون دوزاری
!وای
شاید بهتره در مورد این ایده خوب فکر کنی. چی؟
.حالا، مطمئنم فردا میتونیم همه چیزو آماده کنیم
.میتونی از پسش بربیای
!فیونا
.باید اینو درست کنم
.اِل-اِم-اِن-او-پی
!فلیکس! بیا بیرون
فیونا؟
!تو! میدونستم
فلیکس! فلیکس، کجایی؟
.اون برنگشت
چی؟
.تمام شب بیدار موندم
آخرین بار کی دیدیش؟
.چند روز پیش
.همهجا رو گشتم
.اسلایم هم اونو ندیده
.انگار غیبش زده
.خیلی نگرانشم
باید یه عملیات جستجو راه بندازیم؟
یا یه شکارچی زن؟
.من اون سریال رو نمیشناسم
!شکارچی
کیک، چیکار داری میکنی؟
بدون من سگ گرفتی؟
.گشنمون شد
شکارچی این دور و براست؟
.باید کمکمون کنی دیجی فِلِیم رو پیدا کنیم
من خیلی برام مهم نیست
.به سلامتی شریک سابق تو
.لطفاً، اِچ دبلیو
.باشه، اگه فقط از سر من باز بشی
.بذار یه چیزی رو امتحان کنم
.اینا بهت چشمان جادویی میده
.دید ورای دید برای ردیابی شکارتون
.من با سالاد میونهای ندارم
.کار نمیکنه
.خب، یه لحظه بهش فرصت بده
.وای
!وای
!جستجوی گسترده
.آره، داداش
.آره، آره. آره
!تعقیب و گریز
.آره، خیلی زیاد داشتن
بوق بوق بوق بوق
بوق بوق بوق
وای! اون رو میبینی؟
اون چیز موششکل داغون رو؟
.دنبالش کنیم
!نه
.فیونا، نگاه کن
!وای
الیس، چت شده؟
.فقط دارم یه کم خوراکی خوشمزه برای سنجابها میگیرم
.داری میدرخشی
.هوم. آره، زیاد این حرف رو میشنوم
!وای
.بنفش
.فیونا، داری منو میترسونی
.ام-کرون شیرینم
.اون مرد اسبه
!برو پیشش
!خفه شو! خفه شو
!خفه شو
.الیس، دیجی فلیم گم شده
...نود درصد اوقات
...یه آدم خوشتیپ اینجا گم میشه
.به خاطر اینه که بیگانهها اونا رو بردن
.و خودم تجربهی دست اول دارم
.ولی بیگانهها واقعی نیستن
.باور یعنی دیدن
!دنبالشون
اون زنگولههای گاوی الان دارن کجا میرن؟
!تعقیب و گریز
.این هاله فلیمِ
!فلیم! فلیکس
!فلیکس! فلیم
.ما اینجاییم، عزیزم
!فلیکس
!اوه، نیاه
!فلیم
آخه چی فکر میکردی؟
رفتی تو آتیش زنده؟
.داریم تمرین میکنیم
ها؟
.اون باید اون تو باشه
!نخیر
!آخ
.باشه. خرچنگ-کیک داره میفرستدت توی گوشه تنبیه
.خب، به خاطر همینه که سالاد نمیخوری
.محفظه جادویی
.وای خدای من، چه بوی خوبی اینجا میاد
.کیک
.باید برم اون دختر گیاه رو بیارم
.نمیفهمم
چشمهای جادوگرمون مشکل داره؟
.حس میکنم این اواخر خیلی کارها رو بد انجام میدم
.بیخیال، داری نهایت تلاشت رو میکنی
...در همین حال بقیه دور و برم
.کارهاشون رو سر و سامون دادن
.کیک، گری، فلیکس و هانتر
.انگار همینجوری از شکم مادرشون این شکلی بیرون اومدن
.اِه، هانتر هم دورههای آشفته و عصبانی داشته
.آره، حتماً
.مثلاً، خیلی عصبانی
.اونا واقعاً باید روی پر کردن فنجونشون تمرکز میکردن
.و بعد سالها اون فنجون رو بزرگتر میکردن
.بهشون افتخار میکنم
.هانتری که تو میشناسی، کلی براش زحمت کشیده شده
.کلی زحمت میخواد
اوه، ها؟
...شاید اگه همهمون با هم تموم توجهمون رو روی فلیکس متمرکز کنیم
.چشمهای جادوگر راه رو بهمون نشون بدن
.ایده خوبیه
.فلیکس
ها؟
.الیس حق داشت
.ما رو ببر پیش فلیکس
!لعنتی
.یک ابزار شکسته
.فلیم منو به قلب راهنمایی میکنه
.اون باید پیدا بشه
.باشه
...هی، فکر کنم اونا این
چی؟
.سرش رو از تنش جدا میکنم
.فیونا
.فلیم
اون بیصاحاب کجا رفت؟
دیدی؟
.آره، آره حتماً
.اینقدر پیشنهاد وسوسهانگیزیه که نمیشه ازش گذشت
نزدیک مور و اورنج؟
.همین الان راه میفتم. ده دقیقه دیگه اونجام، حداکثر
.هی، مارشمالو
.اوه، تویی
یه مردی به اسم "مرون اورنج" میشناسی؟
مرون اورنج؟
اوه، منظورت مور و اورنجه؟
.یه چهارراه تو بالاشهره
.نشونم بده
No comments yet. Be the first to leave one.