The first 200 lines.
اون کجاست؟
خیلی دلم میخواد شجرهنامهی خانوادگیمو بدونم
ممکنه واقعا بفهمیم که این خاله سیدی مرموز کیه
و چرا اون همه پول رو به مامانبزرگت داده
شوان گفت زود میاد
باید میرفت فروشگاه پوستر
ظاهرا با تمام قدرت میخواد بیاد
شوان میدونه که این کارش نمره نداره؟
میدونی که براش فرقی نداره
هی، پیراهنت - چیه؟ -
ببینیمش - به نظر من که خوبه -
وایسین
،اگه یه چیز,,, نمیدونم
خجالت آور باشه چی؟
آره
چیزی داری که بابتش خجالت بکشی؟
نه, البته که نه
مشکل حل شد, رین
!تو خواندی، تو ای میمون دلقک، تو
,خستهکنندهست داره دیالوگای نمایشش رو تمرین میکنه
نگاه کن
شاید یه چیز بزرگتر
آره, چیزی که تماشاگرا هیچوقت فراموش نمیکنن
,راست میگی خستهکنندهست, بریم
اوه، ما جایی نمیریم
!تو خواندی، تو ای میمون دلقک، تو
!میدم جلاد سرت رو بزنه
مامان! خواهش میکنم !موقع تمرین یهو نیا
بازیگری برام خیلی جدیه
اوه باشه, شام حاضره
مرسی
«!اوه مامان»
«!بیشتر شبیه این بود، «اَه! مامان
فکر کردم گفتی چیزی برای خجالت کشیدن نداری
,مسخرهش نکنین روبن بازیگری رو خیلی جدی میگیره
چه عجب, میتونیم موضوع رو عوض کنیم
روبن، میتونم یه سهپایه قرض بگیرم؟
خیلهخب
من و روبن مامانبزرگ رو به اسم ترسا رینا میشناختیم
ولی فامیلی خودش، وارگاس بود
شش تا خواهر داشت و یک برادر
داریم به یه چیزایی میرسیم
،کریستینا، جولینا، کامیلا الینا، آیدا، ماریا و روبرتو
ولی سیدی توشون نیست
دقیقا, پس روبرتو رو بررسی کردم
،اسمی به عنوان همسرش ثبت نشده بود ولی بازم گشتم
حالا داریم به یه جاهایی میرسیم
اسم همسرش اُکتاویاـست
سیدی نیست؟
متاسفانه، نه
،دفعه بعدی بهتره فقط بگی به بن بست خوردم
لازم نبود این همه کار کنی
من همیشه اینقدر کار میکنم
خیلهخب، پس مامانبزرگ ,,,به بابابزرگ گفته که از طرف خالهای که
،تاحالا ندیده بودش کلی پول به ارث برده
و اون خاله وجود خارجی نداره؟
با عقل جور در نمیاد
ببینین، روحه
«,,,باور میکنین»
راستش، دیگه نمیدونم چیو باید باور کنم
,,,باور میکنین,,, باور میکنین ,,,باور میکنین
«,,,تکرار کردن «باور میکنین
تاثیری نداره
خب آدما به چی باور دارن؟ آرمان؟ مذهب؟ یه تیم ورزشی؟
!دانا؟ سلام
ببخشید
هی - هی، آلیسون -
چی شده؟
فکر میکنم آلیسون ازم متنفره - خب؟ -
،انگار هرکاری که میکنم تهش ازم عصبانی میشه
نباید به این که آلیسونهای دنیا چه نظری دربارهت دارن اهمیت بدی
خب، اون مسئول بخش لباسه
,متاسفم، باشه؟ ازش خوشم نمیاد لیاقتت بیشتر از ایناست
واسه چی اینکارو کرد؟ رین هم ازم عصبانیه؟
,نگران نباش با فی هم همینکارو کرد
فکر کنم به خاطر دخترهای توی کتابشه که باهاش بد بودن
مطمئنم آلیسون واقعا از دستت عصبانی نیست
یه خبر مهمی دارم
!بگو - ما عاشق خبر مهمیم -
بابام بهم گفت که سال دیگه
منو میبره به هفتهی فشن پاریس
!آلیسون، عالیه - !میدونم, نمیتونم باور کنم -
هی، فکر میکنی ما رو هم ببره؟
نمیدونم, ازش میپرسم
عالیه، آلیسون, خیلی خوبه
,کاملا لیاقتشو داری و راستی لباستم خیلی خوشگله
مرسی, هرچی پول بدی آش میخوری
داشتم فکر میکردم این لباسا رو به نمایش بذاریم
خیلی خوشگله - میدونم -
پولک تزئینی رو ببین
خیلهخب، شاید یکم ازت عصبانیه
خیلهخب، حالا باید چیکار کنیم؟
خیلهخب، روح بهمون گفت که بریم دنبال پول
آره، ولی هنوز نمیدونیم پولو از کجا آورده
یا چجوری پول خرید کتابفروشی رو داده
و بعد روح روی پنجره نوشت که
,«,,,باورتون میشه» این یعنی چی؟
,,,باورتون میشه
باورتون میشه که آرومترین شبِ تمام تاریخ بود؟
باورتون میشه چیزی تکون نخورد؟
،نه حتی یک برگ درخت نه حتی یک سایه، و قطعا نه حتی مردی بدون استخوان
اقتباسی هیجان انگیز ،از کارگردان مشهور، جی جی جانسون
،از رمان کلاسیک میسون بریگز مردی بدون استخوان
این پاییز، بهتره که باور کنین
محشره
میبینم میسون بریگز بازم طرفدار داره
،بعد از پنجاه سال بالاخره دارن از بهترین کتابش فیلم میسازن
اسمشو نشنیدم
یکی از بهترین نویسندههای داستانای کارآگاهی تخیلی قرن بیستم
،همه کتابا رو با یه جمله شروع میکرد «,,,باورتون میشه»
کجا میتونیم کتابای میسون بریگز رو پیدا کنیم؟
،طبقهی بالا در بخش کارآگاهی تخیلی کنار بخش سفر
چون وقتی به سفر میری دلت میخواد یه داستان معمایی خوب بخونی؟
دقیقا
میسون بریگز چقدر کتاب نوشته
به نظر جذابن
روح نویسنده انتظار داره همه اینا رو بخونیم؟
،چون اگه نخواین ترک تحصیل کنین
باید کلی وقت بذارین
آره، ولی از کجا بدونیم از کدوم باید شروع کنیم؟
اونی که روش درخشنده داره چطوره؟
«مردی بدون استخوان»
نوبت منه
,,,باورتون میشه - دفتر ترسناکیه -
میشه روی نامه زوم کنی؟ - الان -
نامه مامانبزرگه, از س
پس س اونه
ولی اون کیه؟
روی گلدون میز زوم کن
شاید بتونیم انعکاسشو ببینیم
یالا
!نه
خیلی نزدیک بودیم
حداقل س رو پیدا کردیم
،پس اون کتاب روی میز س بوده پس چجوری اومده اینجا؟
س حتما دادتش به مامانبزرگ
فکر خوبی کردی, از بابابزرگ میپرسم
هی بابابزرگ, این کتابا عالین
مخصوصا نسخه اول مردی بدون استخوان
از کجا گرفتیش؟
همم
فکر کنم مامانبزرگ توی یه حراجی خریدش
کسی که بهش هدیه نداده بود؟
مطمئنم توی حراجی بود
مطئنم که نبوده
باشه
ظاهرا مامانبزرگ اینو هم دروغ گفته
بیخیال, آلیسون اونقدر هم بد نیست
چجوری اینو میگی؟ خیلی از خودراضیه
با تو هم مهربون نیست
و مینیونهای کوچولوش هم اندازه خودش بدن
فقط شوخی میکنن
پس بهشون این اجازه رو میده که بدجنس باشن؟
نه، فکر نکنم
,,,ببین, از اولش هم
به سختی وارد تیم لباس شدم
نمیخوام دردسر ایجاد کنم
،ولی اگه دردسر درست نکنی
آلیسون به زورگوییش ادامه میده
مثل اینکه شوان قبل از مدرسه میخواد ببینتت
توی کافه
,متاسفم رین میدونم شرایط عجیبیه
ولی نمیدونم میخوای من چیکار کنم
,میخوام جلوی آلیسون وایسی یکی باید اینکارو بکنه
به این آسونی که میگی نیست
دانا، باید به راکو غذا بدی
ببخشید بابا, الان میام
الان برمیگردم
آه، دانا، میشه موبایلتو قرض بگیرم؟
میخوام به شوان پیام بدم
البته، بده
قفله
صبح بخیر
ممنون که اومدی دیدنم
خب چه خبرا؟
من و کورتیس با هم روی یه پروژهی کلاس انگلیسی کار میکنیم
میدونستم که میخواد نمرههاشو بالا ببره
تا برگرده به تیم بسکتبال
،ولی بعد وقتی بخش خودشو بهم داد
پر از جملهبندیهای اشتباه و غلط املایی بود
،و نکته اینه همش میگفت چقدر سخت روش کار کرده
خب، من باید چیکار کنم؟
میدونم که دوست منه و میدونم که اینکار تجاوز به حریم شخصیشه
,ولی باید بدونم میخوام بهش کمک کنم
مطمئنی؟
باشه
انجامش بدیم
,خیلی وقت روش مشغولی هنوز تموم نشده؟
ها؟ آه، آره، تقریبا
یه بار دیگه نگاه میکنم مطمئن بشم کامله
زودتر تموم کن که بریم
قسمت اول «باندِ پاریس» قراره پخش بشه
و میخوام بهش برسم
ولی اصلا کامل نیست
پر از جملههای نصفه و نیمه و غلط املاییه
افتضاحه
پس جریان چیه؟
،انگار اون دروغ نمیگه ولی به نظر نمیاد کم انرژی گذاشته باشه
باید یه چیز دیگه باشه
کتاب چطوره؟
No comments yet. Be the first to leave one.