The first 200 lines.
تقدیم به تمام پارسی زبانان جهان
زیرنویس از آرین دراما، امیر طهماسبی، حسین غریبی و نیما
.من "هاروی دنت" رو میشناختم دوستش بودم
...و مدتها طول خواهد کشید تا فردی
آنطور که او الهام بخش ما بود، الهام بخش ما باشد
من به "هاروی دنت" اعتقاد داشتم
دکتر "پاول"، من مامور سازمان "سیا" هستم - اون تنها نیست -
نمیتونی دوستهات رو بیاری - اونها دوستان من نیستند -
نگران نباش. پولی بابتشون نمیخوام - و به چه دلیلی باید اونها رو بخوام؟ -
اونها میخواستن جایزهات رو ازت بدزدن
اونها برای "مزدور" کار میکنند همونی که نقاب میزنه
بین"؟"
سوارشون کن من بهشون خبر میدم
...برنامه پروازی که با سازمان چیدیم، شامل من
...افرادم و دکتر پاول
و فقط یکی از شماها میشه
اولین کسی که حرف بزنه میتونه داخل هواپیمای من بمونه
کی به شما پول داده تا "دکتر پاول" رو بدزدین؟
!این یکی که بدجوری پرت شد بیرون کی میخواد نفر بعدی باشه؟
!دربارهی "بین" بهم بگو چرا اون نقاب میزنه؟
!بعنوان یه مزدور خیلی بهش وفاداری
شاید هم داره فکر میکنه که چرا ... یک نفر باید قبل از اینکه کسی رو
از هواپیما بندازه بیرون، بهش شلیک کنه؟
.خوبه که تو میتونی حرف بزنی بگو کی هستی؟
مهم نیست که ما کی هستیم
چیزی که مهمه، نقشهمونه
تا وقتی که نقاب نزده بودم هیچکس براش مهم نبود که من کی هستم
اگه این نقاب رو در بیارم، تو میمیری؟ - ...این کار به شدت دردناک خواهد بود -
تو مرد گندهای هستی - برای تو دردناک خواهد بود... -
دستگیر شدن، بخشی از نقشهات بوده؟
البته
دکتر پاول بخاطر شما، درخواست ما رو رد کرد
باید بفهمیم که اون چی به شما گفته
!هیچی! من هیچی نگفتم
...خب تبریک میگم. تو خودت رو گیر انداختی
قربان؟
قدم بعدیات در نقشهی استادانهت، چیه؟
...سقوط این هواپیما
بدون هیچ بازماندهای
!درخواست کمک! درخواست کمک
!این کار رو نکن
اونها انتظار دارند جنازهی یکی از ماها رو در لاشهی هواپیما پیدا کنند، برادر
ما آتش رو روشن کردیم؟ - !بله. آتش زبانه میکشه -
آروم باش دکتر الان وقت ترسیدن نیست
وقت ترسیدن به زودی میرسه
شاید روز "هاروی دنت" قدیمیترین روز تعطیلی رسمی ما نباشد
اما امشب اینجا جمع شدیم، چون امروز یکی از مهمترین روزهای تعطیل رسمی ماست
،هشت سال قبل، در زمان مرگش ...هاروی دنت
با ایستادگی قاطع در برابر جنایات سازمان یافته ...شهر "گاتهام" را
مکانی امنتر کرد
این شهر بازگشتی تاریخی رو شاهد بوده
هیچ شهری بدون جرم و جنایت نیست
اما این شهر بدون جنایت سازمان یافته است
..."چون "قانون دنت به مجریان قانون این جرات رو داد که علیه جنایتکارها بایستند
حالا مردم صحبت از لغو کردن "قانون دنت" میکنن
و من بهشون میگم... محاله بگذارم این اتفاق بیفته
میخواهم از بنیاد "وین" برای برگزاری این مراسم تشکر کنم
بهم گفتن که آقای وین نتونستند امشب در کنارمان باشن
اما مطمئنم که حضور معنویاش گرمابخش محفل ماست
...حالا کنار میرم تا حرف مهمی رو بشنویم
هیچوقت در این مراسمها، "وین" رو دیدی؟
.هیچکسی ندیده نه در این چند سال اخیر
مردم امیدشون به یه آدمکش جنایتکار بود... که نقاب میزد و شنل داشت
...آدمکشی که چهرهی واقعیاش رو
زمانی که به اعتماد این مرد بزرگ خیانت کرد و در خونسردی او را کشت، نشان داد
عزیزم. کجا با این عجله با این خوراکیها؟
میگو؟
جیم گوردون"، حقیقت را راجع به "هاروی دنت" گفته"
متشکرم
.اون گفته... آ... اجازه بدهید خودشون بهتون بگه !رییس پلیس گوردون
...حقیقت
من متن سخنرانی را آماده کرده بودم تا حقیقت را راجع به "هاروی دنت" بگویم
شاید الان وقت مناسبی نباشه
...شاید الان
...چیزی که لازمه شما بدونین اینه که
الان هزار زندانی در زندان "بلک گیت" هستن
که این نتیجه مستقیم قانون دنته
این جنایتکاران خشن چرخ دندههای ضروری دستگاه جنایتهای سازمان یافته هستن که مدتها گاتهام رو به وحشت انداخته بودن
...شاید الان باید بگم که مرگ هاروی دنت
بیهوده نبوده
شماها تا حالا صاحب این خونه رو دیدین؟
نه. من شنیدم اون هیچوقت از قسمت شرقی ساختمون بیرون نیومده
میدونین، شنیدم یه حادثهای براش اتفاق افتاده ...میگن که از قیافه افتاده
آقای "تیل". چرا خدمتکارهایت از راه پله اصلی تردد میکنن؟
و خانم "بولتون" کجاست؟ - اون رفته سمت بار. کاری از دست من برمیاد؟ -
اتاق میهمانان در سمت شرق
در رو باز میکنی. غذا رو میگذاری روی میز
و دوباره در رو قفل میکنی
کار دیگهای هم نمیکنی
متاسفم خانم "تیت". سعیم رو کردم ولی اون نمیخواد شما رو ببینه
به خودت نگیر
همه میدونن که "وین" خودش رو اینجا زندانی کرده
در حالیکه ناخنهاش 20 سانت شده و به جای توالت در ظرف دستشویی میکنه
ممنون که اجازه دادی بیام
چرا داری وقتت رو تلف میکنی ...تا با مردی صحبت کنی که
سرمایهات رو دور میریزه
با اون برنامهی خیریهی نجات دنیا؟
اون نمیتونه سرمایهات رو برگردونه ولی من میتونم
میتونم سعی کنم بهتون توضیح بدهم که این پروژهی نجات دنیا
بیهوده باشه یا نباشه "ولی ارزش سرمایه گذاری رو داره، آقای "دگت
اما شما فقط پول رو میشناسی و قدرتی که باهاش میتونی بخری
پس واقعا چرا وقتم رو تلف کنم؟
گزارشهای شیفت دوم آمادست؟
تو باید وقت بیشتری رو با شهردار بگذرونی
این که کار سازمان توئه
کسی بهش آمار جرم و جنایت رو نشون داده؟
اون براساس احساساتش کار میکنه یه موضوعی اذیتش میکنه
مهم نیست آمار و ارقام چی میگن اون همیشه آمادهی کاره
پس زنش باید عاشقش باشه
نه راستش رو بخوای زنش با بچههاشون به "کلیولند" رفته
به زودی اونقدر وقت داره که به دیدنشون بره
بهار آینده، شهردار اونو اخراج میکنه
واقعا؟ ولی اون یه قهرمانه
.اون یه قهرمان جنگه الان زمانهی صلحه
!معذرت میخوام قربان
!واقعا معذرت میخوام، آقای وین
شما آقای وین هستین درسته؟
اما ناخنهای شما بلند نیست ...و صورتتون هم زخمی نیست
این چیزیه که راجع به من میگن؟
فقط... فقط چون مدتیه که کسی شما رو ندیده
!گردنبند قشنگیه
یاد گردنبندی افتادم که برای مادرم بود
البته نمیتونه همون باشه
...چون گردنبند مروارید مادرم، داخل گاوصندوقیه
که کارخانهی سازندهاش ادعا کرده غیرقابل بازکردنه
ای وای! کسی بهم نگفته بود که اون گاوصندوق غیرقابل بازکردنه
متاسفانه نمیتونم بهت اجازه بدم با اون گردنبند از اینجا بری
ببین. تو یه زن رو نمیزنی
همینطور که من یه چلاق رو نمیزنم
هرچند بعضی وقتها باید استثنا قائل شد
شب بخیر آقای وین
میشه منو برسونی؟ - !چرا که نه -
!بزن بریم
خانم "تیت" دوباره درخواست ملاقات با شما رو داشتن
خیلی سمجه - و دوست داشتنی -
اگه بخوای بدونی - نمیخوام بدونم -
چیکار میکنی؟ - دارم اثر انگشتها رو میبینم -
ازمون دزدی شده
و اینطوری میخوای زنگ خطر را به صدا دربیاری؟
اون دختر، گردنبند مروارید رو با ردیابش دزدیده
اون دختر؟ - یکی از خدمتکارها -
شاید دیگه نباید بذاری وارد این قسمت خونه بشن
شاید باید یاد بگیری که تختت رو خودت مرتب کنی
چرا اثر انگشت میگیری؟ - من نگرفتم. اون گرفته -
قربان! همسر نمایندهی کنگره "گیلی" تماس گرفتن
و گفتند که اون از بعد از مراسم بنیاد وین
به خونه برنگشته
این کار، کار پلیسه
حالا که شما و "دنت" خوب خیابونها رو از جرم و جنایت پاک کردین
به زودی باید بیفتیم دنبال برگرداندن کتابهایی که مردم از کتابخونه قرض گرفتن، ولی پس ندادن
اما وقتی که اینجایی یعنی هنوز مبارزه علیه جرم و جنایت تموم نشده
اسمت چیه، پسر؟ - بلیک"، قربان" -
چیزی هست که میخوای ازم بپرسی، سروان بلیک؟
دربارهی اون شبه. دقیقا هشت سال قبل شبی که "دنت" مرد
زمانی که آخرین بار بتمن دیده شد
چندین نفر رو کشت. دو تا گروه ضربت رو شکست داد
گردن دنت رو شکست و بعدش... همینطور ناپدید شد
من که در حرفهایت، سوالی ندیدم
نمیخوای بدونی که اون کی بوده؟
دقیقا میدونم که اون کی بود
اون "بتمن" بود
بیا بریم دیدن همسر نمایندهی کنگره
!ارباب وین
!ارباب وین
مدت زیادی بود که این پایین نیومده بودی
میخواستم بهتر دزد جواهراتمون رو بشناسم
اثر انگشتش رو بررسی کردم
مگر اینکه خیلی لاغر شده باشه
وگرنه از اثرانگشت یکی دیگه استفاده کرده
کارش درست بوده
ممکنه ولی روی گردنبد ردیاب بوده
...و من آدرس جایی که اون رفته رو
...با اسناد و مدارک پلیس تطبیق دادم و
"سلینا کایل"
پروندهاش پر از دزدی و تعقیب و گریزه
ممکنه کارش درست باشه ولی دیگه به آخر خط رسیده
قبل از اینکه گردنبند مروارید رو بفروشه باید پلیس رو بفرستیم سراغش
این کار رو نمیکنه. اون عاشق اون گردنبند شده بعلاوه، اون دنبال گردنبند نبوده
پس دنبال چی بوده؟ - اثر انگشت من -
روی گاوصندوق، جوهر پرینتر بهمراه گرافیت پیدا کردم
اثر انگشت خوبی میشه گرفت و غیرقابل ردیابی هم هست
معرکه است! باید وقتی برای قهوه دعوتش کردی، تجربههاتون رو به هم منتقل کنین
پس حالا میخوای با یه دزد جواهرات رفیق بشم؟
در این وضعیت، حتی حاضرم تو رو با یه شامپانزه رفیق کنم
اگه بدونم با این کارم، تو دوباره به دنیا و زندگی برمیگردی
اون بیرون هیچی برای من نیست - مشکل همینه -
تو نقاب و شنلت رو گذاشتی کنار ...اما فراموششون نکردی
.هیچوقت نرفتی دنبال زندگیت ...نرفتی دنبال پیدا کردن یه نفر
...آلفرد
من یکی رو پیدا کرده بودم
.میدونم و اون رو از دست دادی ولی این بخشی از زندگیه، قربان
اما تو زندگی نمیکنی فقط منتظری
و امیدواری که دوباره اوضاع خراب بشه
یادته وقتی که از گاتهام رفتی؟
.قبل از همهی این چیزها قبل از بتمن
تو برای 7 سال از اینجا رفتی
هفت سال من منتظر بودم و امیدوار بودم که تو برنگردی
هر سال، یک بار به تعطیلات میرفتم
به فلورانس میرفتم "به کافهای در کنار رودخانه "آرنو
هر روز بعدازظهر میرفتم اونجا و نوشیدنی "فرنت برانکا" سفارش میدادم
No comments yet. Be the first to leave one.