The first 143 lines.
دنیای ژوراسیک نظریه آشوب
هی این آهنگ منو یاد ...اون دورانی میندازه که
میخوای بازی "بنظرت شبیه چیه" رو کنی؟
خانواده من اینو تو سفر های جاده ای بازی میکردن
از پنجره بیرون رو نگاه میکنی و میگی مثلا این چیز مثل فلان چیزه
اه مثلا اون بوته شبیه بنه
و اون سنگ
شبیه بامپیه نه؟
- ...یا اون درخت - آره
کی باید بپیچم؟
اوه... بعدی سمت چپ
خونه پدرت تو نیمه راه چند مایل پایین تر از جادس
هی، خانواده سخته
مخصوصا بابات، قراره اذیتت کنه
اما ما باید بفهمیم که چرا بروکلین به دیدنش رفته
ما باید یه استراتژی داشته باشیم
اه، چطوره من بهش سخت بگیرم، تو آسون بگیری؟ ...تو آرومش کن بعد من
توصیه های خانوادگی رو از بچه ای که بیشتر از یه ماهه
با مادرش تماس نگرفته رو قبول نمی کنم
...چطوری میدونی
فکر می کنی بعد از تمام کارهایی که اون برام انجام داد، منو قبول کرد
مثل پسرش با من رفتار کرد نمیام هر هفته بهش زنگ بزنم؟
شاید تو باید سخت بگیری
بیا بریم
با یازمینا تماس میگیری
فکر کنم اینجا جاییه که باید بگم پیغامتو بزاری
هی یاز
دوباره منم سمی
من فقط زنگ می زنم تا مطمئن شم که خوبی و خونه ای
به من زنگ بزن تا بدونم زنده ای
شوخی کردم
اما جدی، به من زنگ بزن تا بدونم زنده ای
باشه، دوستت دارم، خداحافظ
پس هرچیم بگم تو باز از اون تلفن استفاده میکنی ها؟
فکر کردم تفهیم کردیم اون قضیه رو
جرات نداری گوشی منو از پنجره پرت کنی بیرون بنجامین
اه آره داریوس بهم هشدار داد
حتی اگه باز به این نکته اشاره کنم که یکی میتونه گوش کنه؟
از شانسم استفاده میکنم
منم گرسنم، اما واقعا؟
میخوای برای غذا اینجا وایسی؟
این مکان تنها جاییه که بعد مایل ها گیرمون میاد، و بنابراین اگه
میخوای یه "کرب" دیگه بهم بدی من میدونم و تو
ببخشید توییبلرز تنها چیزیه که دارم
آره داریوس درمورد توییبلرز هم بهم گفت
"استیگیز واقعی رو داریم؟"
فکر میکنی درسته؟
این روزها هر چیزی ممکنه
بعدشم، اون میتونه یه اژدهای کومودو با کلاه های بی مو باشه
ها؟
وای. حس قبلنارو میده بهم
موندم سمت راست کشیده
فقط با دیدنش حالم بد میشه
خوش اومدین همه خوش اومدین
به سرزمین بازی ماقبل تاریخ پادشاه دایناسورا
عزیزاتون رو بگیرین و دارو های قلبیتون رو بخورین
چرا که ما قراره مستقیماً وارد عصر ماقبل تاریخ شیم
- آره - آره
نترسین
چون من، بابی نوبلار، خود پادشاه
دایناسورا، راهنمای شما هستم
میخواین چنتا دایناسور ببینین
یادتون باشه
این دایناسورا ممکنه کوچیک به نظر بیان، اما سراشون
از یه برونکو خیلی بزرگتره و محکم تره
حالا همه مراقب باشید
فقط یه متخصص آموزش دیده مثل من میتونه کنترلشون کنه
- هی - عقب بمون خانم کوچولو
این دایناسورای خطرناک عاشق اینن که زودتر آزاد شن فرار کنن
اونا نمیخوان جایی برن ببین چقدر خستن
چطور فکر میکنی که نگه داشتنشون اینطوری اوکیه؟
چونکه برای تجارتم خوبه
حالا اگه ببخشید، من یه نمایش پونی برای اجرا دارم
خب حالا کی جرات داره یکی از این دایناسور های پونی رو ناز کنه؟
- دایناسور هارو آزاد کنیم؟ - !فقط 5 دلار
دایناسور هارو آزاد کنیم
آقای کن، شما مهمون دارین
موقع رفتن میتونی گوشیتو برداری
ممنونم، استیونز
خوب... بنظر میرسی
تو بروکلین رو کشتی؟
از همین طرف خانما خوشحال میشم جدید ترین جاذبه اینجارو بهتون نشون بدم
زود باش
نگهش دار
وای خدایا
"بگین "شاه دایناسورا
پادشاه دایناسورا
میتونم خودمونو وارد کنم یه قفل تو ون دارم
البته که میتونی
فکر کنم یه جفتشو براتون آماده کنم
سه سوته اینکارو میکنم
اینجارو ببین
خوش شانسین دوتای آخری رو قراره بگیرین
نوشابه بگیرین امضای رایگان میدم
باشه تو اینجا مراقب استیگیز باش
من قفل رو میگیرم
هوم
ها؟
نگران نباش. ما همتون رو خیلی سریع میاریم بیرون
تو اینجایی داشتم نگران میشدم
نگران چی؟ اینکه کش برم ازت؟
چی؟
مم، نه
میدونی وقتی بهش فکر میکنی شاید باید نگران من باشی
منظورم اینه که میتونستم به روزهای جاسوسی قدیمیم تو شرکت
مانتا برگردم، دزدکی اطرافو بگردم، راز های شرکت رو برملا کنم
ها؟
"مظنون احتمالی، سمی گوتیرز؟"
...اه
...سمی
منظورم این نبود...
من فقط بیشتر محتاط بودم
من فقط باید همه احتمالات رو بررسی می کردم، می دونی؟
آره من حدسشو میزدم
تو باید در نظر میگرفتی که ما چهار تا
تو این موضوع دخالت داشتیم یا نه
درسته
آره
به بقیه هم شک داشتی، درسته؟
نه فقط من؟
اوم واقعا مهمه؟
چی؟
تو تنها کسی هستی که نمیتونم فورا ردت کنم
همونطور که گفتی قبلا جاسوسی میکردی
مربوط به گذشته خیلی دوره
میدونم میدونم. ببخشید
ولی قول میدم بهت اعتماد دارم
- الان - الان؟
.سمی منظور من این نبود
آروم باشین
آروم باشین
ببخشید
اوه حتما پشیمون میشین
من هم مثل تو از شنیدن خبر مرگ بروکلین شوکه شدم، پسرم
من شک دارم
ولی میدونی که حدود یه ساله که تو این خونه بین راهی هستم آره؟
چون زیادم دور از اینجا نیستی ولی
این اولین باریه که میای دیدنم اینجا
صبر کن از کجا میدونی من کجا زندگی میکنم؟
بعدش، بعدش البته چون قبلش پنج سال تو زندون بودم
پس نیازی به گفتن نیست
من نمی تونستم با مرگ دوست دخترت کاری داشته باشم
چطوریه که مردنش رو تو چند روز بعد از اومدنت بهت توضیح دادن
No comments yet. Be the first to leave one.