The first 200 lines.
فکر میکنید کسائی که توی فرودگاه ها فروشگاه دارند ...
... هیچ اطلاعی در مورد ...
... اینکه قیمت ها توی باقی نقاط دنیا چطوری هست دارند ؟...
... یا اینکه اونها احساس میکنند که اونجا یک کشور کوچک مستقل برای خودشون دارند ...
... و هر چه قدر که دوست داشته باشند میتونند روی یک جنس قیمت بگذارند ؟
" گشنه ای ؟ ساندویچ تونا 9 دلار .
خوشت نمیاد . "برگرد سرزمین خودت .
من که فکر میکنم تمام پیچیدگی خطوط هوائی فرودگاه ها...
... یک فریب بزرگ برای فروش ساندویچ های تونا باشه .
فکر میکنم سود همین موضوع کل صنعت هواپیمائی رو پوشش میده.
یعنی ، فکرش رو بکنید . ترمینال ها ، هواپیماها ...
... همه برای رد گم کنی هستند ...
... تا شما متوجه کلاهی که بابت تونا سرتون رفته نشید .
AshorroR ترجمه از اشکان IMDB-DL ارائه ای از سایت
جملات داخل پرانتز توضیحات مترجمند
این ها که همه لیست حرکت ها هستند . من که چیزی غیر از ساعت حرکت ها نمیبینم .
شما خبر دارید فرود اومدن ها رو کجا اعلام میکنند ؟
ببخشید قربان ، ساعت میدونید چنده ؟
یک ساعت اونجا هست .
- کجا ؟ - اونجا ؟
- ولی شما که ساعت دستتون هست . - کنار پله برقی ساعت هست .
چرا یک نگاهی به ساعتت نمیندازی ؟
بهت گفتم ، اونجا هست .
- بگذار من ساعتت رو نگاه کنم . - اوهوی !
تو دیگه چه جور آدمی هستی ، یک جور خل و چل ؟
میدونی ، همه ی ما توی یک جامعه زندگی میکنیم !
- "جرج" . - "جری" ، "جری" .
- پروازم تاخیر داشت . چند وقته اینجائی ؟
تازه رسیدم اینجا . ماشینم توی اتوبان خراب شد .
باورم نمیشه ... چرااز شر اون تکه آشغال راحت نمیشی ؟
یک مایل قبل از خروجی ، شروع کرد لرزیدن ، لرزش وحشتناک ...
...مثل اینکه حمله ی عصبی بهش دست داده باشه.
- بعدش کلا از حرکت افتاد . - پس ماشین نداری .
- نه . - پس به چه دردی میخوری تو ؟
یک چیزی رو بهت بگم این راننده باید حسابی منتظر بمونه .
- "اوبراین" پیداش نمیشه . - تو از کجا میدونی ؟
توی "شیکاگو" بود . بیشتر از ظرفیت هواپیما بلیط داده بودند .
خلاصه نگذاشتند سوار پرواز بشه.
تمام مدت داشت داد و فریاد میکرد که حالا چطوری باید خودش رو به استادیوم "مدیسون اسکوئر گاردن" برسونه .
- ما باید از لیموزینش استفاده کنیم . - آره ، حتما .
صبر کن یک لحظه . به این قضیه فکر کن .
طرف پیداش نخواهد شد .
صبر کن تا صف انتظار تاکسی ها رو ببینی . حداقل 45 دقیقه طول میکشه .
- تو گفتی طرف "شیکاگو" هستش . - مطمئناً تو شیکاگو بسر میبره .
خب ، این بابا اون جا ایستاده .
- چطوری باید این کار رو بکنیم ؟ - فقط برو جلو و بگو : "ما "اوبراین"هستیم" !
- شاید طرف "اوبراین" رو بشناسه . - نمیشناسه .
اگر میشناختش ، پلاکارد دستش نمیگرفت .
- بگذار انجامش بدیم . - اگر لو بریم چی ؟
چه اتفاقی میفته ؟ نمیتونند بکشنمون که .
- کی قراره "اوبراین" باشه ؟ - من "اوبراین" میشم .
- من کی هستم اونوقت ؟ - تو خودتی .
- فقط خودم ؟ - آره .
- باشه . - دوست نداری خودت باشی ؟
خب ، تو اگر قرار هست "اوبراین" باشی چرا من نمیتونم کس دیگه ای باشم ؟
- مثلا کی ؟ - "دیلن مورفی" .
باشه .
- حالا تو میخوای "دیلن مورفی" باشی ؟ - خب ، من اسم "دیلن" رو دوست دارم .
تو میتونی "کالین" باشی .
باشه . "کالین اوبراین" .
- من "دیلن مورفی" هستم . - من هم "کالین اوبراین" هستم .
- جدی داریم این کار رو انجام میدیم ؟ - یالا .
- ببخشید ، ساعت میدونید چنده ؟ - ساعت اونجا هست .
- "اوبراین" . - بله ، قربان .
ببخشید دیر کردیم .
- بگذارید من براتون بیارمش . - اوه ، ممنونم .
- من ماشین رو میارم جلوی ورودی . - خیلی متشکرم از شما .
- "دیلن" . - "کالین" .
این رو باورت میشه ؟ واقعا باورنکردنیه .
این کار یکی از بزرگترین کارهائی هست که من تا حالا انجام دادم .
- من میخوام به مادرم زنگ بزنم . - برای چی ؟
بگم بهش که توی لیموزین نشستم .
الو ، مادر ؟ منم .
حدس بزن کجام . پشت یک لیموزین نشستم .
نه ، کسی نمرده .
داستانش مفصله . الان نمیتونم توضیح بدم .
چون نمیتونم .
گفتم ، نمیتونم .
اگر میتونستم ، میگفتم .
میتونی بس کنی ؟ خیلی خب ، ببین ...
من میخوام قطع کنم .
نه ، من بهت نمیگم . این یکی چطوره : هیچ وقت بهت نـمیـگم.
برام مهم نیست . نه ! خوبه !
هیچ وقت !
برات خوشحال شد ؟
- میتونه صدامون رو بشنوه ؟ - نه .
چرا پرسیدی ؟
فکر کنم دیدم از آینه داشت مشکوکانه نگاهمون میکرد .
نمیتونه صدامون رو بشنوه .
بگذار امتحانش کنیم .
هوی ، راننده
نظرت چیه اینجا وایستیم ، خواهرت رو سوار کنیم ...
... و این پشت یکم خوش بگذرونیم ؟
نه . صدامون رو نمیشنوه .
قرار هست کجا پیادمون کنه ؟ شاید بتونیم مجبورش کنیم تا خونه برسونتمون.
ازش میپرسم .
دوست عزیزم ، ما رو کجا پیاده میکنید ؟
معلومه ، ورزشگاه "مدیسون اسکوئر گاردن" . چهار تا عبور نامه پیش من هست .
صد البته ، چهار تا عبور نامه .
چهار تا نامه ی عبور برای استادیوم "مدیسون اسکوئر گاردن" ؟
یک دقیقه صبر کن .
یک دقیقه صبر کن . البــته.
"شیکاگو" !
تیم "نیکز" با "بولز" مسابقه داره .
- چی ؟ - داریم میریم مسابقه ی تیم "نیک" !
- "مایکل جردن" ! - "نیکز" !
ما داریم میریم بازی رو ببینیم . با بلیط های مجانی .
- گفتم بودم یا نه ؟ گفته بودم یا نه ؟ - باورم نمیشه .
- این کارت احتمالاً مثل بمب صدا میکنه . - میبینی ؟
میبینی ،من مسائل رو همینطور که هستند میبینم و بعد میگم : "نه"
صبر کن . تو مسائل رو اونطوری که نیستند میبینی و بعد میگی ...
صبر کن . تو مسائل رو ...
تو مسائل رو همونطور که هستند میبینی ؟
وقتی با مسائل رو به رو میشی چی میگی ؟
بگذار زنگ بزنم به "الین" و "کریمر" .
اگر من مسائل رو همونطور که هستند ببینم ، چی از خودم میپرسم : "چرا؟" یا "چرا نه ؟"
"الین"؟ منم.
برنامت برای امشب چیه ؟
خوبه ، من و "جرج" 4 تا بلیط برای ورود رایگان به ...
... به بازی "نیکز-بولز" توی استادیوم "مدیسون اسکوئر گاردن" داریم .
میتونی بیای ؟
خوبه . به "کریمر" زنگ بزن ، بگو ساعت 7 حوالی خونه میبینیمش .
خیلی خب . قرار هست با لیموزین بیایم دنبالتون.
درسته ، عروسک کوچـولـو .
راستی گوش کن ، وقتی سوارتون کردیم اسم من "مورفی"ـه و اسم "جرج" هم "ابراین" .
الان نمیتونم توضیح بدم . داستانش مفصله .
جدی میگم.
باشه . باشه . فعلا .
ببخشید ، آقای راننده ، ما باید اول جائی یک توقف کوتاه داشته باشیم.
میدونم .
- اون میدونه ؟ - اون میدونه ؟
ما کجا داریم میریم ؟ چرا اینجا داریم مسیر عوض میکنیم ؟
شاید میانبر باشه .
ما توی اتوبان "گرند سنترال" هستیم . ترافیکی نیست .
ببخشید ، چرا ما از این خروجی داریم استفاده میکنیم.
برای سوار کردن باقی مدعوین جشن شما .
آهان . باقی مدعوین جشن ما .
کدوم باقی مدعوین جشن ما ؟
من حتی نمیدونستم ما توی جشن هستیم .
دارم بهت میگم ، دخل ما اومده .
ریسک بدی بود . هیچ وقت نباید شروعش میکردیم .
- ریسک خوبی بود . - ریسک بدی بود . یک ریسک خیلی خیلی وحشتناک .
حالا چی کار میخوایم بکنیم ؟ اون ها میفهمند که تو "ابراین" نیستی .
میتونست بیشتر از یک "اوبراین" وجود داشته باشه که لیموزین سفارش داده باشه .
- اول از همه ، تو شبیه هیچ "اوبراین"ـی نیستی . - تو باید "اوبراین" میشدی .
من نمیخوام دیگه "مورفی" باشم . حتما باید باشم ؟
- بله ، تو باید "مورفی" باشی . - این "مورفی" بودن من هیچ معنی ای نداره .
- تو "مورفی" هستی . - من "ساینفلد" هستم .
تو "مورفی" هستی !
بیا از ماشین بپریم بیرون .
داریم با سرعت 100 کیلومتر تو ساعت حرکت میکنیم .
خب میپریم و غلط میخوریم . اینطوری صدمه نمیبینی .
مگه تو "منیکس" هستی ؟
چرا داریم سرعت رو کم میکنیم ؟
این ها همون مدعوینند ؟
خیلی خب ، دست هات رو بیار جلوی صورتت . وانمود کن که خوابیدی .
- جناب "اوبراین" . - نه ، من "دیلن مورفی" هستم .
جناب "اوبراین" سفر طولانی داشتند . فعلا خواب هستند .
نمیخوام مزاحم ایشون بشم .
ما فقط خیلی از اینکه بالاخره تونستیم رو در رو با ایشون ملاقات کنیم ذوق زده ایم.
ما از خوانندگان معتقد خبرنامه ی ایشون هستیم .
- خبرنامه ؟ - و البته ، کتاب بزرگ ایشون ...
... "بازی بزرگ" .
آها ، آره ، ایشون خودشون هم به کاری که توی کتاب "بازی بزرگ" انجام دادند خیلی افتخار میکنند .
- پس تا حالا... ایشون رو ندیدید ؟ - نه .
- عکسی هم از ایشون ندیدید ؟ - هیچ وقت .
نه حتی عکس روی جلد کتاب ؟
روی جلد کتاب عکسی از ایشون نبود .
هی ، "ابراین" ، پاشو . یالا . ما مهمون داریم .
پاشو .
خب ، سلام. من "ابراین" هستم .
- سلام! - سلام.
تاکسی گرفته بودی ؟
آره . که چی ؟
چقدر پول درمیاری ؟
- بهت نمیگم . - بیخیال .
- نه . - بهت میگم من چقدر درمیارم .
من میدونم تو چقدر پول درمیاری .
من حتی نمیدونم برای چی این کار رو دارم میکنم . من هیچ علاقه ای هم به بسکتبال ندارم .
- تا حالا "مایکل جردن" رو دیدی ؟ - فقط توی تبلیغ ها .
شاید امروز بتونی وقتی داره یکی از آبشارهای 360 درجه اش رو میزنه ببینیش.
- اون چی هست ؟ - شبیه به این حرکت هستش.
- اینطوری ، تو حالت دفاع بگیر. - چی ؟
من هیچ وقت پنجره های دودی شده ی لیموزین ها رو درک نکردم .
هیچ کس اهمیت نمیده کی تو لیموزین نشسته.
وقتی میبینی یک لیموزین داره میره ، میفهمی یا یک آدم پولدار هستش ...
... یا 50 تا بچه دبیرستانی که نفری 1.75 دلار دنگ گذاشتند .
پشت یک لیمو نشستن ، ببخشید ولی ، فقط...
اونقدرها هم با حال نیست . اکثر اوقات ، حس میکنی که ...
... توی خونه ی غم آلود یک مرد مجرد برای مال سال 1975 نشستی .
با تمام اون مبلمان مخملی شاه بلوطی ...
... چند تا شیشه شراب ، سه تا نوار کاست . لک هم فراوونه .
حساب میکنی ، میبینی قبل از شما باسن 10000 نفر دیگه به این صندلی ها خورده .
- فکر نمیکنم به پرتاب توپ اول بازی برسیم . - فکر میکنید کسی تهدیدی کرده باشه ؟ کلمه ی"تیپد آف" به هر دو معنی کاربرد دارد))
خب ...
شما "بازی بزرگ" رو خوندید ، اینطوره ؟
بله ، خوندمش . و به ذهنم سپردمش .
خب ، از برداشتتون برای من بگید .
خیلی دوست دارم بشنوم یک زن جوان در مورد "بازی بزرگ" چه فکری میکنه .
خب ، یکجورائی باعث خجالته .
No comments yet. Be the first to leave one.