Seinfeld

Seinfeld

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

Seinfeld S03E19 The Limo Farsi
A Commentary by Ashk
IMDB-DL تیم ترجمه AshorroR ترجمه از اشکان

Tags

other
Published on: 2013-03-10
Downloads: 18
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

فکر میکنید کسائی که توی فرودگاه ها فروشگاه دارند ‏.‏‏.‏‏.‏

‏.‏‏.‏‏.‏ هیچ اطلاعی در مورد ‏.‏‏.‏‏.‏

‏.‏‏.‏‏.‏ اینکه قیمت ها توی باقی نقاط دنیا چطوری هست دارند ؟‏.‏‏.‏‏.‏

‏.‏‏.‏‏.‏ یا اینکه اونها احساس میکنند که اونجا یک کشور کوچک مستقل برای خودشون دارند ‏.‏‏.‏‏.‏

‏.‏‏.‏‏.‏ و هر چه قدر که دوست داشته باشند میتونند روی یک جنس قیمت بگذارند ؟

‏"‏ گشنه ای ؟ ساندویچ تونا 9 دلار ‏.‏

خوشت نمیاد ‏.‏ "برگرد سرزمین خودت ‏.‏

من که فکر میکنم تمام پیچیدگی خطوط هوائی فرودگاه ها‏.‏‏.‏‏.‏

‏.‏‏.‏‏.‏ یک فریب بزرگ برای فروش ساندویچ های تونا باشه ‏.‏

فکر میکنم سود همین موضوع کل صنعت هواپیمائی رو پوشش میده‏.‏

یعنی ‏،‏ فکرش رو بکنید ‏.‏ ترمینال ها ‏،‏ هواپیماها ‏.‏‏.‏‏.‏

‏.‏‏.‏‏.‏ همه برای رد گم کنی هستند ‏.‏‏.‏‏.‏

‏.‏‏.‏‏.‏ تا شما متوجه کلاهی که بابت تونا سرتون رفته نشید ‏.‏

AshorroR ترجمه از اشکان IMDB‏‏-‏‏DL ارائه ای از سایت

جملات داخل پرانتز توضیحات مترجمند

این ها که همه لیست حرکت ها هستند ‏.‏‏ من که چیزی غیر از ساعت حرکت ها نمیبینم ‏.‏

شما خبر دارید فرود اومدن ها رو کجا اعلام میکنند ؟

ببخشید قربان ‏،‏ ساعت میدونید چنده ؟

یک ساعت اونجا هست ‏.‏

‏-‏ کجا ؟ ‏-‏ اونجا ؟

‏-‏ ولی شما که ساعت دستتون هست ‏.‏ ‏-‏ کنار پله برقی ساعت هست ‏.‏

چرا یک نگاهی به ساعتت نمیندازی ؟

بهت گفتم ‏،‏ اونجا هست ‏.‏

‏-‏ بگذار من ساعتت رو نگاه کنم ‏.‏ ‏-‏ اوهوی ‏!‏

تو دیگه چه جور آدمی هستی ‏،‏ یک جور خل و چل ؟

میدونی ‏،‏ همه ی ما توی یک جامعه زندگی میکنیم ‏!‏

‏-‏ ‏"‏جرج‏"‏ ‏.‏ ‏-‏ ‏"‏جری‏"‏ ‏،‏ ‏"‏جری‏"‏ ‏.‏

‏-‏ پروازم تاخیر داشت ‏.‏ چند وقته اینجائی ؟

تازه رسیدم اینجا ‏.‏ ماشینم توی اتوبان خراب شد ‏.‏

باورم نمیشه ‏.‏‏.‏‏.‏ چرااز شر اون تکه آشغال راحت نمیشی ؟

یک مایل قبل از خروجی ‏،‏ شروع کرد لرزیدن ‏،‏ لرزش وحشتناک ‏.‏‏.‏‏.‏

‏.‏‏.‏‏.‏مثل اینکه حمله ی عصبی بهش دست داده باشه‏.‏

‏-‏ بعدش کلا از حرکت افتاد ‏.‏ ‏-‏ پس ماشین نداری ‏.‏

‏-‏ نه ‏.‏ ‏-‏ پس به چه دردی میخوری تو ؟

یک چیزی رو بهت بگم این راننده باید حسابی منتظر بمونه ‏.‏

‏-‏ ‏"‏اوبراین‏"‏ پیداش نمیشه ‏.‏ ‏-‏ تو از کجا میدونی ؟

توی ‏"‏شیکاگو‏"‏ بود ‏.‏ بیشتر از ظرفیت هواپیما بلیط داده بودند ‏.‏

خلاصه نگذاشتند سوار پرواز بشه‏.‏

تمام مدت داشت داد و فریاد میکرد که حالا چطوری باید خودش رو به استادیوم ‏"‏مدیسون اسکوئر گاردن‏"‏ برسونه ‏.‏

‏-‏ ما باید از لیموزینش استفاده کنیم ‏.‏ ‏-‏ آره ‏،‏ حتما ‏.‏

صبر کن یک لحظه ‏.‏ به این قضیه فکر کن ‏.‏

طرف پیداش نخواهد شد ‏.‏

صبر کن تا صف انتظار تاکسی ها رو ببینی ‏.‏ حداقل 45 دقیقه طول میکشه ‏.‏

‏-‏ تو گفتی طرف ‏"‏شیکاگو‏"‏ هستش ‏.‏ ‏- مطمئناً تو شیکاگو بسر میبره ‏.‏

خب ‏،‏ این بابا اون جا ایستاده ‏.‏

‏-‏ چطوری باید این کار رو بکنیم ؟ ‏-‏ فقط برو جلو و بگو ‏:‏ ‏"‏ما ‏"‏اوبراین‏"‏هستیم‏"‏ ‏!‏

‏-‏ شاید طرف ‏"‏اوبراین‏"‏ رو بشناسه ‏.‏ ‏-‏ نمیشناسه ‏.‏

اگر میشناختش ‏،‏ پلاکارد دستش نمیگرفت ‏.‏

‏-‏ بگذار انجامش بدیم ‏.‏ ‏-‏ اگر لو بریم چی ؟

چه اتفاقی میفته ؟ نمیتونند بکشنمون ‏که .‏

‏-‏ کی قراره ‏"‏اوبراین‏"‏ باشه ؟ ‏-‏ من ‏"‏اوبراین‏"‏ میشم ‏.‏

‏-‏ من کی هستم اونوقت ؟ ‏-‏ تو خودتی ‏.‏

‏-‏ فقط خودم ؟ ‏-‏ آره ‏.‏

‏-‏ باشه ‏.‏ ‏-‏ دوست نداری خودت باشی ؟

خب ‏،‏ تو اگر قرار هست ‏"‏اوبراین‏"‏ باشی چرا من نمیتونم کس دیگه ای باشم ؟

‏-‏ مثلا کی ؟ ‏-‏ ‏"‏دیلن مورفی‏"‏ ‏.‏

باشه ‏.‏

‏-‏ حالا تو میخوای ‏"‏دیلن مورفی‏"‏ باشی ؟ ‏-‏ خب ‏،‏ من ‏اسم "‏دیلن‏"‏ رو دوست دارم ‏.‏

تو میتونی ‏"‏کالین‏"‏ باشی ‏.‏

باشه ‏.‏ ‏"‏کالین اوبراین‏"‏ ‏.‏

‏-‏ من ‏"‏دیلن مورفی‏"‏ هستم ‏.‏ ‏-‏ من هم ‏"‏کالین اوبراین‏"‏ هستم ‏.‏

‏-‏ جدی داریم این کار رو انجام میدیم ؟ ‏-‏ یالا ‏.‏

‏-‏ ببخشید ‏،‏ ساعت میدونید چنده ؟ ‏-‏ ساعت اونجا هست ‏.‏

‏-‏ ‏"‏اوبراین‏"‏ ‏.‏ ‏-‏ بله ‏،‏ قربان ‏.‏

ببخشید دیر کردیم ‏.‏

‏-‏ بگذارید من براتون بیارمش ‏.‏ ‏-‏ اوه ‏،‏ ممنونم ‏.‏

‏-‏ من ماشین رو میارم جلوی ورودی ‏.‏ ‏-‏ خیلی متشکرم از شما ‏.‏

‏-‏ ‏"‏دیلن‏"‏ ‏.‏ ‏-‏ ‏"‏کالین‏"‏ ‏.‏

این رو باورت میشه ؟ واقعا باورنکردنیه ‏.‏

این کار یکی از بزرگترین کارهائی هست که من تا حالا انجام دادم ‏.‏

‏-‏ من میخوام به مادرم زنگ بزنم ‏.‏ ‏-‏ برای چی ؟

بگم بهش که توی لیموزین نشستم ‏.‏

الو ‏،‏ مادر ؟ منم ‏.‏

حدس بزن کجام ‏.‏ پشت یک لیموزین نشستم ‏.‏

نه ‏،‏ کسی نمرده ‏.‏

داستانش مفصله ‏.‏ الان نمیتونم توضیح بدم ‏.‏

چون نمیتونم ‏.‏

گفتم ‏،‏ نمیتونم ‏.‏

اگر میتونستم ‏،‏ میگفتم ‏.‏

میتونی بس کنی ؟ خیلی خب ‏،‏ ببین ‏.‏‏.‏‏.‏

من میخوام قطع کنم ‏.‏

نه ‏،‏ من بهت نمیگم ‏.‏ این یکی چطوره ‏:‏ هیچ وقت بهت نـمیـگم‏.‏

برام مهم نیست ‏.‏ نه ‏!‏ خوبه ‏!‏

هیچ وقت ‏!‏

برات خوشحال شد ؟

‏-‏ میتونه صدامون رو بشنوه ؟ ‏-‏ نه ‏.‏

چرا پرسیدی ؟

فکر کنم دیدم از آینه داشت مشکوکانه نگاهمون میکرد ‏.‏

نمیتونه صدامون رو بشنوه ‏.‏

بگذار امتحانش کنیم ‏.‏

هوی ‏،‏ راننده

نظرت چیه اینجا وایستیم ‏،‏ خواهرت رو سوار کنیم ‏.‏‏.‏‏.‏

‏.‏‏.‏‏.‏ و این پشت یکم خوش بگذرونیم ؟

نه ‏.‏ صدامون رو نمیشنوه ‏.‏

قرار هست کجا پیادمون کنه ؟ شاید بتونیم مجبورش کنیم تا خونه برسونتمون‏.‏

ازش میپرسم ‏.‏

دوست عزیزم ‏،‏ ما رو کجا پیاده میکنید ؟

معلومه ‏،‏ ورزشگاه ‏"‏مدیسون اسکوئر گاردن‏"‏ ‏.‏ چهار تا عبور نامه پیش من هست ‏.‏

صد البته ‏،‏ چهار تا عبور نامه ‏.‏

چهار تا نامه ی عبور برای استادیوم ‏"‏مدیسون اسکوئر گاردن‏"‏ ؟

یک دقیقه صبر کن ‏.‏

یک دقیقه صبر کن ‏.‏ البــته‏.‏

‏"‏شیکاگو‏"‏ ‏!‏

تیم ‏"‏نیکز‏"‏ با ‏"‏بولز‏"‏ مسابقه داره ‏.‏

‏-‏ چی ؟ ‏-‏ داریم میریم مسابقه ی تیم ‏"‏نیک‏"‏ ‏!‏

‏-‏ ‏"‏مایکل جردن‏"‏ ‏!‏ ‏-‏ ‏"‏نیکز‏"‏ ‏!‏

ما داریم میریم بازی رو ببینیم ‏.‏ با بلیط های مجانی ‏.‏

‏-‏ گفتم بودم یا نه ؟ گفته بودم یا نه ؟ ‏-‏ باورم نمیشه ‏.‏

‏-‏ این کارت احتمالاً مثل بمب صدا میکنه .‏ ‏‏-‏‏ میبینی ؟

میبینی ‏،‏من مسائل رو همینطور که هستند میبینم و بعد میگم ‏:‏ ‏"‏نه‏"‏

صبر کن ‏.‏ تو مسائل رو اونطوری که نیستند میبینی و بعد میگی ‏.‏‏.‏‏.‏

صبر کن ‏.‏ تو مسائل رو ‏.‏‏.‏‏.‏

تو مسائل رو همونطور که هستند میبینی ؟

وقتی با مسائل رو به رو میشی چی میگی ؟

بگذار زنگ بزنم به ‏"‏الین‏"‏ و ‏"‏کریمر‏"‏ ‏.‏

اگر من مسائل رو همونطور که هستند ببینم ‏،‏ چی از خودم میپرسم :‏ ‏"‏چرا؟"‏ یا ‏"‏چرا نه ؟‏"‏

‏"‏الین‏"‏؟ منم‏.‏

برنامت برای امشب چیه ؟

خوبه ‏،‏ من و ‏"‏جرج‏"‏ 4 تا بلیط برای ورود رایگان به ‏.‏‏.‏‏.‏

‏.‏‏.‏‏.‏ به بازی ‏"‏نیکز‏-‏بولز‏"‏ توی استادیوم ‏"‏مدیسون اسکوئر گاردن‏"‏ داریم ‏.‏

میتونی بیای ؟

خوبه ‏.‏ به ‏"‏کریمر‏"‏ زنگ بزن ‏،‏ بگو ساعت 7 حوالی خونه میبینیمش ‏.‏

خیلی خب ‏.‏ قرار هست با لیموزین بیایم دنبالتون‏.‏

درسته ‏،‏ عروسک کوچـولـو ‏.‏

راستی گوش کن ‏،‏ وقتی سوارتون کردیم اسم من ‏"‏مورفی‏"‏ـه و اسم ‏"‏جرج‏"‏ هم ‏"‏ابراین‏"‏ ‏.‏

الان نمیتونم توضیح بدم ‏.‏ داستانش مفصله ‏.‏

جدی میگم‏.‏

باشه ‏.‏ باشه ‏.‏ فعلا ‏.‏

ببخشید ‏،‏ آقای راننده ‏،‏ ما باید اول جائی یک توقف کوتاه داشته باشیم‏.‏

میدونم ‏.‏

‏-‏ اون میدونه ؟ ‏-‏ اون میدونه ؟

ما کجا داریم میریم ؟ چرا اینجا داریم مسیر عوض میکنیم ؟

شاید میانبر باشه ‏.‏

ما توی اتوبان ‏"‏گرند سنترال‏"‏ هستیم ‏.‏ ترافیکی نیست ‏.‏

ببخشید ‏،‏ چرا ما از این خروجی داریم استفاده میکنیم‏.‏

برای سوار کردن باقی مدعوین جشن شما ‏.‏

آهان ‏.‏ باقی مدعوین جشن ما ‏.‏

کدوم باقی مدعوین جشن ما ؟

من حتی نمیدونستم ما توی جشن هستیم ‏.‏

دارم بهت میگم ‏،‏ دخل ما اومده ‏.‏

ریسک بدی بود ‏.‏ هیچ وقت نباید شروعش میکردیم ‏.‏

‏-‏ ریسک خوبی بود ‏.‏ ‏-‏ ریسک بدی بود ‏.‏ یک ریسک خیلی خیلی وحشتناک ‏.‏

حالا چی کار میخوایم بکنیم ؟ اون ها میفهمند که تو ‏"‏ابراین‏"‏ نیستی ‏.‏

میتونست بیشتر از یک ‏"‏اوبراین‏"‏ وجود داشته باشه که لیموزین سفارش داده باشه ‏.‏

‏-‏ اول از همه ‏،‏ تو شبیه هیچ ‏"‏اوبراین‏"‏ـی نیستی ‏.‏ ‏-‏ تو باید ‏"‏اوبراین‏"‏ میشدی ‏.‏

من نمیخوام دیگه ‏"‏مورفی‏"‏ باشم ‏.‏ حتما باید باشم ؟

‏-‏ بله ‏،‏ تو باید ‏"‏مورفی‏"‏ باشی ‏.‏ ‏-‏ این ‏"‏مورفی‏"‏ بودن من هیچ معنی ای نداره ‏.‏

‏-‏ تو ‏"‏مورفی‏"‏ هستی ‏.‏ ‏-‏ من ‏"‏ساینفلد‏"‏ هستم ‏.‏

تو ‏"‏مورفی‏"‏ هستی ‏!‏

بیا از ماشین بپریم بیرون ‏.‏

داریم با سرعت 100 کیلومتر تو ساعت حرکت میکنیم ‏.‏

خب میپریم و غلط میخوریم ‏.‏ اینطوری صدمه نمیبینی ‏.‏

مگه تو ‏"‏منیکس‏"‏ هستی ؟

چرا داریم سرعت رو کم میکنیم ؟

این ها همون مدعوینند ؟

خیلی خب ‏،‏ دست هات رو بیار جلوی صورتت ‏.‏ وانمود کن که خوابیدی ‏.‏

‏-‏ جناب ‏"‏اوبراین‏"‏ ‏.‏ ‏-‏ نه ‏،‏ من ‏"‏دیلن مورفی‏"‏ هستم ‏.‏

جناب ‏"‏اوبراین‏"‏ سفر طولانی داشتند ‏.‏ فعلا خواب هستند ‏.‏

نمیخوام مزاحم ایشون بشم ‏.‏

ما فقط خیلی از اینکه بالاخره تونستیم رو در رو با ایشون ملاقات کنیم ذوق زده ایم‏.‏

ما از خوانندگان معتقد خبرنامه ی ایشون هستیم ‏.‏

‏-‏ خبرنامه ؟ ‏-‏ و البته ‏،‏ کتاب بزرگ ایشون ‏.‏‏.‏‏.‏

‏.‏‏.‏‏.‏ ‏"‏بازی بزرگ‏"‏ ‏.‏

آها ‏،‏ آره ‏،‏ ایشون خودشون هم به کاری که توی کتاب ‏"‏بازی بزرگ‏"‏ انجام دادند خیلی افتخار میکنند ‏.‏

‏-‏ پس تا حالا... ایشون رو ندیدید ؟ ‏-‏ نه ‏.‏

‏-‏ عکسی هم از ایشون ندیدید ؟ ‏-‏ هیچ وقت ‏.‏

نه حتی عکس روی جلد کتاب ؟

روی جلد کتاب عکسی از ایشون نبود ‏.‏

هی ‏،‏ ‏"‏ابراین‏"‏ ‏،‏ پاشو ‏.‏ یالا ‏.‏ ما مهمون داریم ‏.‏

پاشو ‏.‏

خب ‏‏،‏‏ سلام‏‏.‏ ‏ من ‏‏"‏‏ابراین‏‏"‏‏ هستم ‏‏.‏‏

‏-‏ سلام‏!‏ ‏-‏ سلام‏.‏

تاکسی گرفته بودی ؟

آره ‏.‏ که چی ؟

چقدر پول درمیاری ؟

‏-‏ بهت نمیگم ‏.‏ ‏-‏ بیخیال ‏.‏

‏-‏ نه ‏.‏ ‏-‏ بهت میگم من چقدر درمیارم ‏.‏

من میدونم تو چقدر پول درمیاری ‏.‏

من حتی نمیدونم برای چی این کار رو دارم میکنم ‏.‏ من هیچ علاقه ای هم به بسکتبال ندارم ‏.‏

‏-‏ تا حالا ‏"‏مایکل جردن‏"‏ رو دیدی ؟ ‏-‏ فقط توی تبلیغ ها ‏.‏

شاید امروز بتونی وقتی داره یکی از آبشارهای 360 درجه اش رو میزنه ببینیش‏.‏

‏-‏ اون چی هست ؟ ‏-‏ شبیه به این حرکت هستش‏.‏

‏-‏ اینطوری ‏،‏ تو حالت دفاع بگیر‏.‏ ‏-‏ چی ؟

من هیچ وقت پنجره های دودی شده ی لیموزین ها رو درک نکردم ‏.‏

هیچ کس اهمیت نمیده کی تو لیموزین نشسته‏.‏

وقتی میبینی یک لیموزین داره میره ‏،‏ میفهمی یا یک آدم پولدار هستش ‏.‏‏.‏‏.‏

‏.‏‏.‏‏.‏ یا 50 تا بچه دبیرستانی که نفری 1.75 دلار دنگ گذاشتند ‏.‏

پشت یک لیمو نشستن ‏،‏ ببخشید ولی ‏،‏ فقط‏.‏‏.‏‏.‏

اونقدرها هم با حال نیست ‏.‏ اکثر اوقات ‏،‏ حس میکنی که ‏.‏‏.‏‏.‏

‏.‏‏.‏‏.‏ توی خونه ی غم آلود یک مرد مجرد برای مال سال 1975 نشستی ‏.‏

با تمام اون مبلمان مخملی شاه بلوطی ‏.‏‏.‏‏.‏

‏.‏‏.‏‏.‏ چند تا شیشه شراب ‏،‏ سه تا نوار کاست ‏.‏ لک هم فراوونه ‏.‏

حساب میکنی ‏،‏ میبینی قبل از شما باسن 10000 نفر دیگه به این صندلی ها خورده ‏.‏

‏‏-‏‏ فکر نمیکنم به پرتاب توپ اول بازی برسیم ‏‏.‏‏ ‏-‏ فکر میکنید کسی تهدیدی کرده باشه ؟ ‏‏‏‏ کلمه ی‏‏"‏‏تیپد آف‏‏"‏‏ به هر دو معنی کاربرد دارد)‏‏)

خب ‏.‏‏.‏‏.‏

شما ‏"‏بازی بزرگ‏"‏ رو خوندید ‏،‏ اینطوره ؟

بله ‏،‏ خوندمش ‏.‏ و به ذهنم سپردمش ‏.‏

خب ‏،‏ از برداشتتون برای من بگید ‏.‏

خیلی دوست دارم بشنوم یک زن جوان در مورد ‏"‏بازی بزرگ‏"‏ چه فکری میکنه ‏.‏

خب ‏،‏ یکجورائی باعث خجالته ‏.‏

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left