The Private Lives of Pippa Lee

The Private Lives of Pippa Lee

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

The Private Lives Of Pippa Lee 2009 720p BluRay x264-SiNNERS
A Commentary by SEAH

Tags

BluRay
x264
720p
720
Published on: 2011-02-03
Downloads: 55
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

.باشه، خيلي خب، صبر کنيد

يکي بايد يه چيز خوبي در مورد ،دوست من هرب بگه امشب

.بنابراين من ميخوام اينو بگم

من "هرب لي" رو در تمام .کار نويسندگيم دنبال کردم

من کاراي اون رو دنبال ميکردم در هر .سه شرکت چاپ، و حتي وقتي شرکت خودش رو راه انداخت

خيلي شرم آوره که به ويرايشگر خودت احتياج داشته باشي، من خوشحالم که بگم

که اون الان کاراي من رو دنبال ميکنه .در شرکت مرکزي کانوکت.ممنونم

،من تورو دنبال نکردم .من سه بار سکته قلبي کردم

.اين يه حمله نا عادلانه به يه آدم ضعيف بود

خوب، هر چي تو رو به اينجا اورده

،(به اين اجتماع بازنشستگان ماريگلد (گل جعفري

،ميخوام فقط بگم که خوشحالم که تو اينجايي ،درست در پايان خياباني که خونه ي منه

و تا وقتي که "پيپا" اين ،شمع و چراغ زندگي رو روشن ميکنه

.من هر کاري برات انجام ميدم .من حتي برات چوب گلفت رو اينور اونور ميبرم

،خوبه .تا وقتي که من مجبور نباشم گلف بازي کنم ديگه

.صبر کنيد، يه چيز ديگه .من ميخوام يه چيز ديگه هم بگم

...من پيپا لي رو 25 ساله که ميشناسم

و فکر کنم... .که من هيچ وقت نميتونم به وجودش پي ببرم

.اون يه رازه. يه معما

،بخشنده، مسئول، زيبا، باهوش

.يه نماد واقعي از زن يه هنرمند

تو داري چي ميگي؟ - .نه، واقعا هستي -

و حالا اين هنرمندي که پيپا باهاش ازدواج کرده کيه؟

!دقيقا

!بله، منظور منم همينه .اين همونه که ميخواستم بهش برسم

همسر هنرمند واقعي که ،در دنياي مدرن گم شده

.و بايد تا آخر عمر پيش يه تهيه کننده بمونه

به سلامتي هرب و پيپا .و اين کلبه جديدشون

.آره خوب، من، سه تا شعر جديد گرفتم

معرکه ست. اگه تو دوست داشته باشي به کسي ،اونارو نشون بدي که قضاوت کننده نيست

.من خوشحال ميشم يه نگاهي بهشون بندازم... - جدي ميگي؟ -

.من اينکارو ميکنم .اينکار براي من خيلي ارزش داره

کاشکي سام اينقدر نگه که .بابا اومده که نزديکه اون باشه

اون يه هجونويسه. به هرحال، هيچ چيزي .نميتونه ضربه اي به نفس هرب بزنه

.من بيشتر نگران تو هستم

.وقته دسره

اما، هرب، دليل اينکه اومدي اينجا چيه؟

.خستگي در کُنم، زندگيم رو راحت تر کنم

من تمام سرمايم رو نقد کردم ،تا اينکه وقتي رفتم

پيپا و بچه ها بتونن همه چي داشته باشن و .چيزي رو به دولت ندن

.فکر کردم دوست داري ماليات بدي

من بايد بگم، که واقعا اين خونه .رو دوست دارم.اينجا خيلي آرومه

.خوشحالم که اينطور فکر ميکني، عزيزم

همچنين نميتونم فکر نکنم به .افرادي که اينجا مُردن

.مشکلت اينه که خيلي انطباق پذيري .يه معماي منطبق

،اگه بخوام صادق باشم .من ديگه به اندازه کافي معما بودم

.ميخوام شناخته بشم

"زندگي شخصي پــيپا لـــي "

،مثل خيلي از مردمي که ،من براي يک عمر باهاشون زندگي کردم

بنابراين ما ميخوايم از اول .شروع کنيم

.نفس بکش. نفس بکش - !خفه شو -

!کلش رو ديدم، بجنب، يه فشار خوب بده

!اوه، گور بابـــات

.دختر خوب

تولد من با تعداد زيادي .اتفاقات نا معمول همراه بود

اول از همه .من کلي پشم طلايي رنگ، در اطرافم بود

چرا اون اينقدر پشمالوئه؟ - .چيزي نيست که نگران بشيد -

،وقتي بچه با تاخير بدنيا مياد ،اين اجازه رو داره که يه خرده مو در بياره

.اين رو انسان ها از ميمون ها به ازث بردن

!من يه ميمون دارم! من يه ميمون دارم

.شما ميتونيد انتظار يه دختر زيبا رو داشته باشين

،اين موها قابليت رشد ندارن .همونطور که من ميخواستم به همسرتون بگم

متاسفم که اين رو ميگم، پدر، اما ،ما باور داريم که ميليون ها سال پيش

.انسانها کلي پشم داشتن - .ميدونم -

خوب، پس اين بچست يا حيوون؟

سوکي ميدونست که حالت من .هيچ ربطي به انقلاب نداره

همه اينها تقصير اون بود ،چون مامانم يه رازي داشت

.يه گناه بي شرمانه کوچيک

خانم ما چطوره؟ - .من خوبم -

نکنه زندگي کردن تو ورينکلبري برات سخت ميگذره؟

.فقط يه کم عجيبه که اين همه وقت آزاد دارم ،نگهداري اينجا خيلي راحته

اما فکر کنم بشه توش يه .کاراي خيريه اي هم انجام داد

ميخواي برگردي به شهر؟ - .ما تازه آپارتمانمون رو فروختيم -

.خوب، ميتونيم يکي ديگه بخريم - جدي ميگي؟ -

.نه

من فقط برام خيلي سخته که .فکر کنم اين آخر خطه

...فکر کنم يه جورايي رومانتيکه .که دوباره از نو شروع کنيم، فقط خودمون دو نفر

.يه ذره کارهاي کوچيک

تو هميشه بايد نيمه پر ليوان رو ببيني؟

ميخواي برات چيزي بيارم؟

يه کم آب هويج؟ - .نه، خوبم -

اون پنيره اسمش چي بود که با ناهار ديروز خورديم؟

اون واشرين بود. من خيلي حال کردم .که اونو تو مغازه پيدا کردم

.من اون پنير رو دوست دارم

،وقتي من اون پشمام رو از دست دادم مامانم خيالش راحت شد

از اينکه ظاهر من براش عقده اي شده بود

اون حتي تو سالن شهر به کلاس نقاشي ميرفت

و تنها هدفش هم اين بود .که بتونه تصويري از من بکشه

،عزيزم .تو زيباترين چشم ها رو داري

فکر کنم خدا، همه بهترين ويژگي هاش .رو در چهره تو آفريده

.تکون نخور، تقريبا تموم شده

...چرا، تو جوجه .بوقلمون، بوقلمون، جوجه، بوقلمون

!آخ

،اون منو عين فرشته ها درست ميکرد عين دخترهاي گاوچرون، ستاره هاي سينما

.من جايزه اي در دست او بودم

# تو واقعا، واقعا خوبي #

# براي تو من احمقم #

# عزيز جوون، مال من باش # - # عزيزم، من هستم # -

# عزيز کوچولو، مال من باش # - # عزيز، ميدوني که هستم # -

# کوچولو، مال من باش #

#براي هميشه #

# اوه، مگه نميدوني #

# من خيلي دوست دارم #

# خوشحالم که تو قسمت من شدي #

#با من بمون، تو يه کوچولو نازي، مال من باش #

کسي ديگه کليد اينجارو داره؟ - .اون زن خدمتکار -

اما من واقعا نميتونم بفهمم چرا خانم فنينگ با دوستاش بياد شيشه خونه ما رو بشکونه

براي اينکه ميخوان نصف شب .با هم کيک بخورن

و از مردم حمايت کنن؟ - تو فکر ميکني تقصير من بوده؟ -

فکر ميکني دارم کنترلم رو از دست ميدم؟ - ...من اينو نميگم. من نميگم -

.هي - .ايناهاش -

.سلام، بابا

.تو خوشگل شدي - .اوه، ممنون -

.سلام، مامان - .سلام -

من گشنمه. ميتونم گوشت راسه بخورم؟ - .هر چي ميخواي بخور -

ميخواي اول چيزي بنوشي؟ - .آره -

،اوه، بن گفت ،اون يه کم ديرتر مياد

.بنابراين ما ميتونيم بدون اون شروع کنيم - .باشه -

...خوب، اين نمونه کارامه، اما

.اوه، خداي من - .مفهومش رو گرفتي -

.اين باورنکردنيه، يا بهتر بگم شگفت انگيزه

توي چهار چوب در بودي؟ کجا بودي وقتي اين عکس رو گرفتي؟

.آره، من اونجا ايستاده بودم .ميدونستم اونا بر ميگردن

.اين کاملا قويه .اينو ببين

!اوه

.اينها خيلي...قوي هستن - .اينها عالي شدن -

.گريس، اين...هـــوم

تو تنها بودي اينارو گرفتي؟ - .نه، ما راهنما داشتيم -

شما راهنما داشتين؟

،و من باهاش اينور اونور ميرفتم .با جايلز اوپنهايم

با جايلز اوپنهايم؟ - .اوهـــوم -

چطور باهاش کنار اومدي؟ - .اون يه جورايي منو قبول کرد -

شنيدي در مورد اون عکاسي که هفته پيش تو بغداد تير خورده؟

.آها

در مورد بمب شنيدين؟

.بن، خفه شو - کدوم بمب؟ -

.اون با اوپينهايم بود - !بن -

.و اونها صداي سوت شنيدن

،و اون ميخواست بره به سمت چپ ،اما اين دختر يه خيابون تو سمت راست ميبينه

،و اون رو ميکشونه با خودش .و اينجاس که بمب ميترکه

،اونها بر ميگيردن ،اگه اونها اونجارو ترک نميکردن

مسلما الان بين تير آهن ها .له شده بودن

.اون فکر ميکنه که فنا ناپذيره - .اين يه اغراق کامل بود -

چرا تو نميتوني چيزي نگي؟ - .من نميدونم -

عزيزم، همه ميدونن تو يه قاتلي .ولي قاتلام بايد مراقب باشن

.بايد ببيني عقل سليم چي ميگه - ...ميدونم، بابا، ببين -

هيچ راهي نداره که .من دوباره برگردم

،اگه اون چيزايي که من ديدم رو ميديدين .شما هم همين حس رو داشتين

شمام ميخواستين به اون مردم .بيچاره کمي عزت و مقام بدين

.فقط مراقب باش - .به هر حال، من شنبه برميگردم بغداد -

از شما چه خبر؟ - .اوه، من يه کتاب پيدا کردم.يه سود خفن -

از کي تا حالا شما ميگي "سود خفن"؟

من هيچ وفت نميگفتم .چون تا حالا پيداش نکرده بودم

در مورد چي هست؟ - ،در مورد جنگ و افسانه هاي عشقي -

.و آب و هواي بد و اينا - حالا خوب هست؟ -

مسلما خوبه.براي بي سواد ها، سواده .براي با سواد ها افت کلاس

يه کتاب تابستاني ميتونه باشه .براي خونه هاي ميليوني لب ساحل

.قبلا ما اونطوري بوديم - .آره، اما هنوزم اين کتاب رو نخونديم -

خوب، تو چطوري، بن؟ کاغذ بازيهاي تو در چه حاله؟

.خوبه - در مورد چي هست؟ -

.حق مُردن - حق مردن؟ -

.يا حق کشتن

،انرژي سوکي مادرم تمام شدني نـبود .روز و شب کار ميکرد

با وجود يک تيروئيد ضعيفي که داشت

هر روز صبح ساعت7، بايد يه قرص ميخورد

.ساعت 12 ظهرم يکي، و 4 بعد از ظهر من تنها کسي بودم که مي دونست

اون داره به صورت مرموز نقش بازي ،ميکنه تا توي تليغات بره

.يا يه فيلم... و اون يه ستاره بود

.من فکر ميکردم اون کاملا عالي باشه - مامان، ميشه يه کم بهم شير بدي؟ مامان؟ -

بعدش وقتي رسيد که سوکي ،کم اورده بود

.بعدش شد مثل يه ربات - .بخوريد، بچه ها -

من هميشه حس ميکردم که مادر واقعيم .در اون لحظات ناپديد شده

.اين منو ميترسوند و عصبيم ميکرد

من فکر کردم که تقصير منه ،که اون ناراحته

و اين منم که بايد اون .رو دوباره خوشحال کنم

فکر کردم شايد .يادت رفته شب بخير بگي

.حالات اون زندگي من رو کنترل ميکرد

.عزيزکم

.اوه، سلام، دات

يه کم قهوه ميخواي؟ - .اوه، نه، الان داشتم ميومدم خوردم -

.اين پسر من، بن - اوه، همون وکليه؟ -

.نه هنوز. از ديدنتون خوشحالم

.و اينم هرب. تو قبلا هرب رو ديدي - .اوه، سلام، هرب -

.اوه، خداي من

.اين آقاي سواگارته .اون بايد ميرفت ديگه

.اِهم، بيا بشين

ميدوني، اينجا تو اين محله .زوجهاي زيادي زندگي مي کنن

.تو حتما اينورا ديديشون

همه چي مرتبه؟ - .خوب، آره، ما...ما خوبيم -

...اما پـــسرم، کريس

تو ايالت يوتا؟ - .آره -

.اون ممکنه...بياد شرق

،اوه، اين که بايد خوب باشه .اگه اونها بيان نزديک شما

مشکل اينجاست که، اون با زنش ...يه جورايي دعوا کرده و

...زنش رو ول کرده، و اون

.اون تو ماشينش زندگي ميکنه .من نميدونم چي کار بايد بکنم

.اون هميشه يه جورايي يه تختش کمه ميدوني که منظورم چيه؟

...ميدوني، اين دردناکه، من ميدونم

اما بعضي وقت ها تو بايد قبول کني... .اونها اوني هستن که بايد باشن

.منظورم اينه، من با دخترم همين حس رو دارم

More Farsi Persian subtitles for The Private Lives of Pippa Lee

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left