The first 165 lines.
.این بود حقیقتی که اودین پنهان میکرد .«اسمشو گذاشتیم «اساطیر نورس
لحظه نابودی که خدا پیشبینی کرده قبلا از سر گذشته؟
با این حال، این حقیقت که اودین . متحد ماست عوض نمیشه
.سوال همینجاست که اودین اصلا متحد درستی هست یا نه
تازه الان یادمون افتاد نبش قبر کنیم؟
دشمن ناشناخته و خدایی که ابزار مقابله رو فراهم میکنه؟
.سپرده بودیم بعضی ملل سر و ته اودینو در بیارن
به جایی رسیدیم؟
چی شد؟
.چی شد» که نشد احوالپرسی، انسان»
...این صدا
.خدا
.کوه به کوه نمیرسه، آدم به خدا میرسه
...خدای خدایان، اودین، تو دقیقا
.اوندفعه بهتون قدرت مبارزه دادم
.پس این بار انگیزه مبارزه رو بهتون میدم
...اون، ستون کوه فوجی
.پ بگو
!ستون با اودین دست به یکی ان؟
.همین تازه قدرت دوستم، تور، رو ملاحظه کردید
.تو اون جنگ بسیار مردن، اما هنوز نه، هنوز کافی نیست
.قدرت مبارزه رو دادم
.انگیزه مبارزه رو دادم
.در آخر...دشمن مبارزه رو دادم
!اودین
!از نابود سر باز بزن، انسان
.مجددا میگم
.جدال بزرگ در راهه
.رگناروک نزدیکه
Aimai na mada mienai asu ni datte حتی اگه به فردای نامعلوم باشه
Kimi to nara toberu kara اگه با تو باشه حاضرم بپرم
Te o nobashita sora wa mada tōi hi no moyō دستمونو دراز کردیم ولی آسمون هنوز روزها باهامون فاصله داره
Sore demo onaji keshiki wo miteita با این حال همون منظره رو تماشا میکردیم
nanigenai nichijou ga nanka kagayaite mietete ka حتی روزهای عادی هم یهجورایی شیرین بنظر میومد
nijimu kumori mo itsuka kieru no ka na یعنی ابرها هم ممکنه یه روز برن؟
anten no shikai omoi egaita mirai تصویری مبهم، آیندهای که تصور میکنم
ima ni tousenbo no taagetto toraeta shidai الان مانعی که راهشو بسته نشونه رفتم
mamoritai mono mamorenai mono چیزایی که میخوام ازشون محافظت کنم، چیزایی که نمیتونم ازشون محافظت کنم
sono futashika mo tashika ni kaete ikun da این ممکن رو تبدیل به یقین میکنم
fureatta kokoro de ima wa toberunda با قلبهای متصلمون حالا میپریم
Aimai na mada mienai asu ni datte حتی اگه به فردای نامعلوم باشه
ienai tarinai kimochi datte حتی با احساسات گفتهنشدنی و ناقص
kimi ga ite kureru nara takaku toberu اگه تو بیای تا بالابالاها میپرم
kono aosa mo uchinuite این آبی رو بشکاف
itami sae mo tsuyosa ni shite حتی درد رو هم قدرت کن
Kyō yori tooi basho e habataite iku yo پر میکشم میرم جاهایی از امروز هم دورتر
todoke todoke chihei no mukou e برس برس اون سمت افق
takaku takaku kimi wo tsureteku yo بالاتر بالاتر تو رو هم میبرم
: قسمت دهم شب پیش از جنگ بندر تاتیاما
!آآآآ، حالم جا اومد
.خسته نباشی، میکو چان
اونی که واقعا باید خسته شده باشه .باشه در اصل آزو و کلائو و فرمانده و بقیه ان
از وقتی درمورد نقاشیها و خدایان .فهمیدن آروم و قرار نداشتن
،اینجوری پیش برن خودشونو هلاک میکنن .اما آزو که حرف حساب سرش نمیشه
اگه واقعا به اونجا کشید .مطمئن باش کو چان جلوشو میگیره
دلت میخواد به آزو چان نزدیکترین باشی؟
.انگار حسابی قوی شدی ها
!چون کمسنترین نامدارم
!اع میکو چان
!شرمنده! شرمنده
چیه؟
.برگشتیم تاتیاما، سونو که خندون، روال هیچ فرقی نکرده
.حس میکنم باید به یه کاری مشغول باشم
مردم شهر هم برگشتن، نه؟
.آره. همه میگن خونه آدم یه چیز دیگهس
.ولی چقد سوت و کوره .انگار دیگه اون تاتیاما نیست
.الان موقعش بود برای جشنواره حاضر شیم
جشنواره؟
.جشنواره تابستونی سالانه ...اما انگار
.خودشه
میکو چان؟
!جشنواره تابستونی برگزار کنیم
،از لحظه اعلام جنگ اودین
همکاری کشورهای مختلف برای تحلیل .دادههایی که دسته اکتشاف از والهالا آورده ادامه داره
،غولی که تو فوجی ظاهر شد، ملقب به تور ،به علاوه هویت چندین خدای مختلف
.تیر، فریا، هایمدال، لوکی، و الباقی
خب؟ نظر کارشناسا؟
.ستونها و اودین دستشون تو یه کاسهس .و اساطیر نورس بنا به دلایلی از بین رفته
.رگناروک از قبل اتفاق افتاده
همونطوری که گفتم .البته جای خوشحالی نداره
آره. فرمانده، وضعیت باقی کشورها؟
.به طرز اعجابآوری با هم راه میان .بالاخره وسط نشست ملل اعلام جنگ کرد
.سنگی که زد قشنگ تو فرق سر تمام بشریت بود یعنی
،هاماماتسو و کوماکی
.بعلاوه هیاکوری، بیوقفه درحال کار روی جبران خسارت ان
.ظرف دو هفته عملیاتی میشن
...عملیاتی. که یعنی
.حمله دوباره به ستون اصلی فوجی
.تو جنگ قبلی حریف هم بد دماغش سوخت
.هنوز نتونستن جبران خسارت کنن .دو طرف یر به یریم
.البته بستگی داره چجوری بگی
آزوزو، خوبی؟
!موقعیتی نیست که بخوایم تسلیم شیم
اطلاعاتی که برگردوندیم دنیا رو .تکون داد. نمیشه که عاطل بشینیم
از لحظه اعلام جنگ، سبز شدن .ستونها نامنظم شده
.ولی، قدرت جنگیدن والکیریها ازشون گرفته نشده
.عجیبه
،نه به اون شوری شور نه به این بینمکی .خداها هم کشتن مارو با این طرز فکرشون
.جز اینکه بدون اودین دیگه والکیری جدیدی نمیاد
.والکیریها با دریافت رأفت اودین بالهاشونو به دست میارن
...به عبارتی، اگه بالدارهای الانی ازدست برن
.شکست آدما قطعیه
...بررسی اطلاعات و تحلیل دادههای عملیات قبلی
.کار منه
لابد کار منم توضیح واسه بالادستیها .و راضی کردنشونه. خدا به داد برسه
کلائودیا، باهام میای؟ .تو بیای راحتتر قانع میشن
...اطاعت. اما آزوزو
.خاطرت از من جمع
من رو نقشه عملیات کار کنم یه ذره هم که شده .شانسمون بالاتر بره
.تا خود دقیقه نود
.آزوزو، خودتو از نفس ننداز
.مگه خودت نگفتی؟ برای نجات دنیا من لازمم
.الان موقشه
.باشه
.آزوزو، سنگ تموم بذار
.همیشه میذارم
یهکم زود مرخص نشدی؟
.مریض که نیستم. جم کنم برم
.جز اینجام سر و مر و گندهم
میتونی پرواز کنی؟
.چی بگم
خیلی با رو زمین بودن فرقی حس .نمیکنم، ولی...عی، ببینم چی میشه
اومدی بگی بازنشست شو؟
.این که گزینهش هست راسته
.میدونستی لیلی همش بقیه رو به خودش ارجعیت میداد
،بهش میگفتم بد نیست هر از گاهی به فکر خودت باشی .ولی اون کار خودشو میکرد
اُرتلینده...ساکورا هم هیچوقت .یه نفرم تو میدون جا نمیذاشت
.برا همین همیشه تا آخرین لحظه تو آسمون میموند
.بازنشست نمیشم
.اوایل از پرواز بیزار بودم، ولی الان دلم برای آسمون لک میزنه
من از اوناش نیستم موقعی که شما پرواز میکنین .امن و امان بشینم واستون دعا کنم
ناراحتی؟
.نه. قوت قلب گرفتم، همخدمتی
.تا دوباره تو آسمون .بالها هدایتگرت
.آره. بالها هدایتگر تو و همخدمتیهات
.منم برگردم تاتیاما
تاتیاما جاییه که برگردم؟
!آزو! صب شده
.خدا، ببین تختشو به چه روزی انداخته
داری حسابی بخاطر بقیه تلاشتو میکنی، نه؟
.پ ن پ
معلومه این روزا چیکار میکنی؟ .کلا منو یادت رفتا
شرمنده شرمنده! منم .یهکم کار داشتم. اخم نکن حالا
!اخم نکردم
چیه اون؟
آآ، متوجه شدی؟
.امروز رسید
!میدونستم !سیاه خیلی بهت میاد
.به من هر لباسی میاد
!اون که آره، اما این بیشتر
این یوکاتا ئه دیگه؟ واسه چیه؟
!چون یوکاتا رسم جشنواره تابستونیه
.منم یکی دارم
واسا ببینم، جشنواره تابستونی از کجا درومد؟
.جشنواره تاتیاما ئه
در اصل باید فردا میبود، چیزی هم نمونده بود .منتفی بشه. داشتم به کارای اون میرسیدم
!یعنی هلاک شدم ها
جشنواره؟
.آزو، دکمهت
جشنواره وسط این گیر و دار؟ باز همینطوری یه چیزی زد به سرت؟
!الان موقه جشنوارهس؟ !هیشکی همچین چیزی نمیخواد
.همه دارن کمک میکنن
،سونو، مردم شهر، بچههای پایگاه .همه براش لحظهشماری میکنن
...یکیشون از اون یکی
.آزو، وضعیت سختی داری، میفهمم ...پس بیا با هم
No comments yet. Be the first to leave one.