The first 200 lines.
میشه بگی "عاشقتم" ؟
یالا
من حتی نمیشناسمت
فقط تصورش کن
نمیخوام
اگه نگی نمیتونم راست کنم
بگو
عاشقتم
"آرام"
خاطرات تو
تو روز روشن، یا تاریکی شب همراهم اند
خاطرات تو
توی دشت و در متانت درختان
تا این لحظه همتایی نداشتند
مناظر زیر این آسمون آبی
به اندازهی خودت زیبا اند
گوش کن، عزیزم
بذر اسمت رو کاشتم
شکوفهاش دوستداشتنیه
چه توی طلوع، چه توی غروب
گوش کن، عزیزم
دارم گوش میدم
به خش خش برگهای درختان نزدیک خونهام
وقتی باد میونشون میپیچه
گوش کن، عزیزم. به افق خیره شو
اسمت مثل یه شعله گر میگیره و گرمم میکنه
سلام
من مترجم ام، برای تمرینها
اوه، سلام
میشه لطفا درشون بیاری؟ کفش اینجا ممنوعه
اوه. حتما
ببخشید. نمیدونستم
دویداس- النا-
خوشوقتم- همچنین-
بهشون بگو میتونن وسایلشون رو بذارن اونجا
خب، همگی بیاید یه حلقه تشکیل بدیم
سلام، اسم من الناست
یه رقصندهی معاصر
امیدوارم که این کلاسها باعث بشن ارتباط بهتری با بدنمون بگیریم
و همچنین اعتماد به نفسمون رو بالا ببره
همونطور که میدونید، قبل از کمپ چند بار کلاس داریم
و بعدش میریم دریا
که هر تیمی کاری که آمادهکرده رو ارائه میده
پس اگه خیلی ذوق کاری که اینجا انجام میدیم رو ندارید
حداقلش اینه که یه سری به دریا میزنید
میگه بهش خوش گذشته
اوه خوبه، چون خیلی اضطراب داشتم
واقعا؟ کارت خوب بود
جدی؟
کمکی نیاز داری برای کاری؟
نه راستش
با خودم گفتم...
بیا بریم یه وری
همین الان؟
آره
کجا؟
چی شد که واردش شدی؟
-وارد چی؟ - همم، ...
درسم خیلی خوب نبود
تا حالا برای یوروویژن ترجمه کردی؟
-نه -چرا؟
نمیدونم
تو چجوری اومدی توش؟
تو چی؟
رقص و میگی؟
اوه، من هم درسم خوب نبود
دیدی که چی میگن
همه نمیتونن پزشک بشن
کیا میگن؟
همه
این جوری بهتر نیست که بگیم...
-همه نمیتونن ریاضیدان بشن؟ - No.
ریاضی آسونه
بوی عرق میدم، نه
نه
دفعهی قبلی چطور بود؟
خوب
درد زانوم خوب شده بود
میتونستم ریلکس کنم
چیه؟
کبکت خروس میخونه
هیچی، صرفا تو مود خوبیام
آخ که چه شکنجهای میدی آدم رو
اینها عکسهای قدیمیشاند
قدش بلنده ها- آره-
چند سالشه؟- سینگله؟-
بس کنین. نمیدونم خودم هم
خودت نشونش دادی
بی خیال، به هر حال که قرار نیست کار کنه
چون یه ماهه دلت و میزنه؟
یه ماه؟ به نظرت النا اونقدر دووم میاره؟
نمکدون
قشنگ گفت
فقط دارم میگم،... یه حس
یه حس عجیبی داشتم
چه حسی
که انگار سالهاست میشناسمش
چه قشنگ
هیچ هم قشنگ نیست
من که دلم حسابی برای همچین احساسی تنگ شده
-تنها نیستی -بفرما. این پیرمرد هم همین حس و داره
این واسه پیرمرد
سلام- سلام-
شروع کنیم
فکر کنم توماس از گابیا خوشش میاد.
واقعا؟
آره. به جوری که نگاهش میکنه دقت کن
خیلی دید میزنی ها
این چیه؟
صلیبه
معمولا میگم زدمش چون تو نوجوونی گاث بودم
حالا واقعا بودی؟
نه
بعد فارغالتحصیلی، بهترین دوستم
برگشت بهم گفت داره به رفتن به صومعه فکر میکنه
رفت که مسیر سنت جیمز رو طی کنه.
من هم اون سال، کل تابستون رو پارتی کردم
و بعد یه شب بدمستی، این رو به یادش تتو کردم
خوشش اومد؟
نمیدونم. هیچوقت بهش نشون ندادمش
چرا؟
نمیدونم، بعدش خیلی احمقانه به نظر رسید
من که دوستش دارم
فکر کنم صرفا به معنویتی که داشت حسودیم میشد
به معنویتش؟ تو 18 سالگی؟
نوزده. آره
چیه؟
به نظر نمیاد معنوی باشم؟
اصلا نمیدونم یعنی چی
خودت چی؟ آخرین باری که کلیسا بودی کی بود؟
مطمئن نیستم ربطی داشته باشه، ولی دو روز پیش
جدی؟
لعنتی
تو یکی از اون کلاسهای آمادگی قبل از ازدواج بودم
چی یاد گرفتی حالا؟
اوه، خب...
که زن از دندهی چپ مرد خلق شد
قبلش نمیدونستیش؟
من خیلی آدم فرهیختهای نیستم
حالا عروسیت کی هست؟
یه روز تو جولای
تاریخ مراسم ازدواجت و نمیدونی؟
برای خودم که نبود!
مترجم اون کلاسها بودم
فکر کردی خودم شرکت کردم؟
این جوری به نظر اومد
من میرم سمت میدون
من هم میرم بالا
میگم که
من دیروز الکی کلی سوپ درست کردم
برادرم ناشنواست
شاید این دلیل کاری باشه که انجام میدم
اون دفعه ازم پرسیدی
ببخشید
نمیخواستم یه حقیقت یهویی به نظر بیاد
الان داری جواب سوالی که یه هفته پیش ازت پرسیدم رو میدی؟
اوهوم
خیلی فرز و سریع نیستم
کلاس ازدواج هم برای برادرمه
-والدینت شنوا هستن؟ -آره
وقتی بچه بود، فکر کردن خودش خوب میشه
خوب میشه؟
آره
نمیخواستن زبان اشاره یاد بگیره
-واقعا؟ -آره
من هم شروع کردم باهاش به یاد گرفتن
تهش مترجم شدم
پس میشه گفت یه جورایی حوصلهی درس دیگه ای خوندن نداشتی
دقیقا
یه تنبل به تمام معنا بودم
داشتم برای کمپ آماده میشدم. مگرنه در حالت معمول اینجا مرتبتره
این جا تنها زندگی میکنی؟
آره
این همون دوستمه- دوست راهبهات؟-
آره، ویکتوریا
مدتهاست ندیدمش
دلت براش تنگ شده؟
میدونی یه دیوار به یه دیوار دیگه چی میگه؟
تو کنج میبینمت
مراقب باش
میبینی که موفق شدم
میدونی چی عجیبه برام؟
این که تو شبیه هیچ کسی که تا الان شناختم نیستی
این خوبه یا بد؟
خوبه
البته معلوم نیست
چی معلوم نیست؟
یه جورایی هیچی
نباید باعث شه همه چیز معلوم تر هم بشه تازه؟
شاید
من ایسکشوال ام
چی؟
ببخشید
تغییر رویهی عجیبی بود یکم، نه؟
تغییری که در کار نبود
نه
خب حالا این یعنی چی؟
یعنی از نظر جنسی به کسی گرایش ندارم
هیچ وقت نداشتم
چطور؟
No comments yet. Be the first to leave one.