The first 200 lines.
«« نـوجـوانــان »»
آرزو؟
،خُب آره آرزويِ چيزيو داري؟
.نه. آرزويي ندارم
.من عاشقِ خودم هستم
حتي عاشقِ اشتباهاتم ... و
.معايبم
و از چهچيزِ خودت بدت مياد؟
.کلهشقيم
.آخه خيلي کلهشقم .و حتي موذي
سيگار کشيدن رو از کِي شروعکردي؟
.از کلاسِ اول
و مشروبخوري رو؟
مشروبخوري؟
.حتي يادم هم نمياد
،و بابتِ اين اصطلاح معذرت ميخوام ... «ولي وقتيکه «شنگول ميشيم
خودمونو بيپروا .حس ميکُنيم
،خُب وقتي آدم مشروب ميخوره .احساسِ رهاييِ بيشتري داره
،و ديگه به چيزي فکرنميکُنه .و فوراً خرفت ميشه
آرامش پيدا کردن؟
خُب من موقعي ... آرامش پيدا ميکُنم که
مثلاً آدمها ميرن ماهيگيري ،تا آرامش پيدا کُنن
،و چيزي که اهميت داره، ماهيـه نيست .بلکه خودِ اين پروسهست
بنابراين در اين مورد هم .شايد عيناً همينطور باشه
منظورتون چيه که چرا؟ .ما فقط ميخوايم مشروب بخوريم ديگه
و بخاطرش .نياز به پول هست
.و اونوقته که ميپردازيم به کاروکاسبي .و همين ديگه
چهجور کاروکاسبي؟
،بعد از دريافتِ حقوق .پاتيل ميکُنيم
.ما بيرون ميريم و همه شجاعتشون حسابي گُلکرده .و ميپردازيم به کاروکاسبي
من انواع و اقسامِ .چيزها رو دارم
سوءپيشنيه چطور؟ - .آره -
و والدينت چي ميگن؟
: موقعيکه ميفهمن، ميگن ."خودت اين بلا رو سرِ خودت آوردي"
،من هيچوقت غنائم رو منزل نمياوردم : چون مادرم سرم جيغ ميزد و ميگفت
"چرا وسائلِ ديگران رو مياري خونه؟" .و از اينجور حرفها
اونزمان من هنوز .کوچيک بودم
پس کجا مخفيشون ميکردي؟
،ميبرديمشون آپارتمانِ يه نفرِ ديگه .يه کسي که مادرش چيزي نميگفت
کسيو هم ميزدي؟ - .ميتونستم -
برايِ چي؟
.خُب ديگه
.ميتونستم - برايِ چي؟ -
ميتونست دليلش فقط اين باشه .که عصباني بودم
تويِ چشمشون هم ميزدي؟ - .آره ميزدم -
و از اين کار لذت ميبردي؟ - .آها -
هر چند به اون يارو .بستگي داره
،اگه کسي ميبود که ازش متنفرم .اونوقت از همچينکاري لذت هم ميبردم
يه آدمِ خوب چهجور آدميه؟
خُب آدمِ خوب ... کسيه که
چطور توضيحش بدم؟
اينجور نيست که يارو .لزوماً خوب باشه
چطور توضيحش بدم؟
.بذار دربارهاش فکرکُنم
خُب راستش ... خوبي
حتي نميتونم بگم .خوبي چيه
.نميدونم
آدمِ خوب؟
... خُب آدمِ خوب کسيه که ... نميدونم والا
اين چيزي نيست که بشه فقط از طريقِ کلمات .معناش رو منتقلکرد
... خوب
خُب بههرحال .خوببودن خيلي کارِ سختيه
.خوببودنِ حقيقي
!«وُوا» !«وُوا»
.بيا اينجا لطفاً
.بشين
کسِ ديگهاي نيست؟ - .آنتونف» قولداده بياد» -
«« نـوجـوانــان »»
: فيلمنامهنويس «يوري کلِپيکوف»
: کارگردان «دينارا آسانوفا»
: مديرِ فيلمبرداري «يوري وِکسلر»
«خواننده : «ويتالي چرنيتسکي «اشعار : «ويکتور بولشاکف
از متهم سؤالي نداريد؟ - .خير -
و شما؟ - .خير -
وکيلمدافع هم سؤالي ندارن؟ - .خير، ندارم -
،خانمِ دادستان از متهم سؤالي نداريد؟
.البته که از متهم سؤالاتي دارم ... کيريف»، برامون بگو»
آيا عمداً از ديگران جيببري ميکردي يا خير؟
شما الان دارين به چند تا جيببري متهمم ميکُنين؟ - !خفهشو! خفهشو -
ولي لابد متوجهي که از ديگران جيببري ميکردي؟
.تصادفي بود
.«اين روشي که در پيش گرفتي بيفايدهست، «کيريف .چون حينِ ارتکابِ جرم، مُچت رو گرفتن
.و فکرشو بکُن، تمامِ اين هياهو فقط بخاطرِ 3 روبله .فقط 3 روبلِ ناقابل
،نه 3 تا .بلکه 4 روبل
شخصِ متضرر ميتونست با اون پول .دو روزِ تمام زندگيکُنه
و بههرحال اين کارِت مثلِ اين ميمونه که .نون رو از دهنِ يه آدمِ قحطيزده دربياري
.نميدونم
.منو ببخشين
.من يه سؤال دارم
،«برامون بگو، «کيريف قبلاً سوءپيشينهيِ سرقت داشتي؟
.نه - چرا دروغ ميگي، «کيريف»؟ -
.دروغ نميگم
پس چهکسي در پوششِ ... جمعآوريِ کاغذباطله
از اون آپارتمان يک شيشه مربا و کتاب دزديد؟
.ميخواستم بخونمش
و چهکسي از آزمايشگاه زيستشناسي يک ميکروسکوپ دزديد؟
.ميکروسکوپه رو برگردوندم
ولي لابلايِ وسايلت .پيداش کردن
فقط وقتش رو نداشتي .که بفروشيش
وگرنه الان پدرت مجبور بود .خسارتِ ميکروسکوپِ مسروقه رو جبرانکُنه
هوم، پس بابام پيچونده، ها؟ ولي آخرش هزينهها رو .بهتون ميپردازه، فقط صبر کُنين تا ببينين
.«گستاخ نباش، «کيريف
تصور ميکُني که اين يهجور جلسهيِ اولياء و مربيانه؟
و فکرکردي که : "فحاشي ميکُنم و بخشيده ميشم"؟ ... تو داري حاضرجوابي ميکُني، دروغ ميگي
و اصلاً .پشيمون نيستي
ولي ما ميخوايم بفهميم چهچيزي تو رو به اين اعمالِ قبيح سوقداده؟
اجازه هست؟
.لطفاً قيام کُنيد .و اسمتون رو بگيد
،من «پاول واسيليويچ آنتونف» هستم .مسئولِ تربيتبدني و اردوهايِ کارِ تابستاني
،«پاول واسيليويچ» .لطفاً نزديکتر بياييد
.ادامه بديد
من از زمستونِ گذشته .با «کيريف» آشنا شدم
شيوهيِ جديدمون اينطوريه که ... باهاشون در زمستونها
،تويِ شهر کار ميکُنيم .و تابستونها ميبريمشون به طبيعت
الان رويِ يه زمينِ کشاورزي .در حومه کار ميکُنيم
،قضاتِ عزيز .کيريف» مستحقِ اشدِ مجازاته»
اما بههرحال مايلم ... در جريان باشيد که
«خودِ «کيريف» و خواهرش «مارگاريتا .دربارهيِ چه موضوعي سکوت اختيار کردن
اونها سکوت اختيار کردن ... چونکه
بخاطرِ بعضي از جنبههايِ زندگيشون .شرمسار هستن
شما فقط داشتيد دربارهيِ ،يه شيشه مربا صحبت ميکرديد
درحاليکه من مدام داشتم ... اين قضيه رو بخاطر ميآوردم که
،راستش درواقع، تويِ کلاس ... من متوجهشدم که اون
لباسهاشو مثلِ سايرِ بچهها ،عوض نميکُنه
همونجور که عموماً .در جلساتِ ورزش انجام ميشه
پس رفتم پيشش و دربارهيِ اين موضوع ... اظهارِ نظر کردم و اون
،خيلي بهم ريخت
،و به مدتِ يک ماه تمام .به باشگاه نيومد
بعدش فهميدم که اون .اصلاً زيرپوش نداره
متوجه موضوع هستيد؟ ... اين پسر
حتي اساسيترين چيز .که يه زيرپوشِ ساده باشه رو نداره
... و اين بچهها
هرگز طعمِ محبت و عاطفهيِ .پدر و مادر رو نچشيدن
.اونها مادري ندارن
،با پدرشون زندگي ميکُنن ... و اين
... اين مردِ دائمالخمر و ناانسان
حقوقش رو ،خرجِ مشروبخوري ميکُنه
و اين دو بچه ... با پولِ بورسيهاي زندگي ميکُنن
که «مارگاريتا» از هنرستانِ فنيحرفهاي .به منزل مياره
.نگاهش کُنيد
.اون 15 سالهشه
آيا ميتونيد تشخيص بديد که اون 15 سالهشه؟
اون به لحاظِ جسماني ،کاملاً رُشدنيافتهست
هرچند اين ميتونه .درمان بشه
،ولي بدتر از همه، وضعيتِ رُشدِ معنويشه .اون کتاب نميخونه
.بهندرت مطالعه ميکُنه
،اون اجازهيِ حضور در خانههايِ آبرومند رو نداره ،و بنابراين پسرهايِ خوب رو فاسد نميکُنه
و بنابراين تنها مکاني که داخلش احساسِ آدمبودن ميکُنه .تويِ کوچهپسکوچههاست
خودش و «مارگاريتا» بهدفعات ،شب رو تويِ باشگاه من سر کردن
چونکه پدرشون همپالکيهايِ مستش .و زنهايِ جلف رو به منزل مياره
آخه من چهچيزهايِ خوبي ميتونم دربارهيِ شاگردم «کيريف» بگم؟
.اون شرمساره
... اون از خودش شرمساره
... و از خواهرش
.و حتي از پدرش
و اين يعني اينکه اون .دارايِ وجدانه
ميتونم تضمينکُنم که اون در عمرش .هرگز حتي يک قطره الکل هم ننوشيده
ازتون تقاضا دارم «کيريف» رو .به قيدِ وثيقه بهمون ببخشيد
قول ميدم که .جبران بکُنه
سؤالي هست؟ - .خير -
دادستان؟ - .خير، همهچيز واضحه -
سؤالي هست؟ - .بله -
شما مطمئنيد؟
.نه
: پاول واسيليويچ»، شما گفتيد» ."من ميتونم تضمينکُنم"
... لابد متوجهيد که
،بهعنوانِ ضامن مسئوليتهايي بر عهده خواهيد داشت؟
مهمترين چيز ... برايِ من
درصورتيکه ... در اشتباه باشم
اينه که بطورِ طبيعي ... احساسِ
.تلخيِ شديد کُنم
... ولي فکر ميکُنم
فکر ميکُنم که چنين اتفاقي .نخواهد افتاد
.سؤالِ ديگهاي نيست
بهت فرصت داده ميشه که .«آخرين حرفت رو بزني، «کيريف
.لطفاً قيام کُن
.«قيام کُن، «کيريف
.دادگاه بهت فرصتِ آخرين دفاع ميده برات روشن نيست؟
.معذرت ميخوام
آيا نادم هستي؟ - .بله -
،دادگاه برايِ صدورِ حکم .به شور خواهد نشست
.همگي قيام کُنيد .دادگاه تنفس اعلام ميکُند
.همگي قيام کُنيد .اکنون دادگاه رسمي است
بهنامِ جمهوريِ سوسياليستيِ فدراتيوِ ... روسيهيِ شوروي
دادگاه خلق ... رأيِ خود را اتخاذ نموده
... و «ولاديمير ايوانوويچ کيريف» را
مطابق با مادهيِ 144 ... مندرج در بخشِ يک
از قانونِ کيفريِ روسيهيِ شوروي ... گناهکار ميداند
و لذا وي را محکوم به 2 سال حبس .مينمايد
حرومزادهها، چه حکمي هم !واسم بُريدن
!خفهشو
همچنين مطابق با ... مادهيِ 46
از قانونِ کيفريِ ... روسيهيِ شوروي
کيريف» مشمولِ تعليقِ يکسالهيِ» .دورهيِ زمانيِ مذکور ميشود
همچنين توقيفِ «کيريف» نيز ،ملغاء اعلام ميگردد
،و لذا از همين قرار .اجازهيِ ترکِ محکمه را خواهد داشت
!«وُوا»
!«پاول واسيليويچ»
ممکنه چند لحظه بمونيد؟
پاشا»؟»
No comments yet. Be the first to leave one.