The first 200 lines.
چطور الیسا ناپدید شد؟
اون ناپدید نشد
به سادگی زمان رو به نفع خودش
اروم کرد
اه، اره، به سادگی
الیسا دریک یه مربیِ کاملِ اقای مورتون
هنوز ودی مکیوم دستِ اونه
اون هیچوقت کاری که کاونتری کرد رو نمیکنه
بازم یه جادونامهس
و اون طلسم ها میتونن به سادگی اجرا بشن
از کجا میدونستی سالوادور میخواد خودکشی کنه؟
الیسا یه نقل قول از سالوادور رو گفت
راجب سوفیس، دختر لاکیون اونم همینکار رو کرد
تو جونم رو نجات دادی
ممنونم
اره خب، از معلم بنسون تشکر کن
فقط بخاطر این میدونستم که توی امتحان اومده بود
تو واقعا از گلولههای نقرهای استفاده کردی
نیاز نبود میدونم، ولی چرا ریسک کنم؟
میدونی چیکار کردی؟
سرِ یه مار رو بریدم؟
سالوادور رو به یه شهید تبدیل کردی
الیسا رو بر علیه تو میکنه
باهاش کنار میاد
ببین، قرار بود بدون اینکه کسی اسیب ببینه متوقفش کنیم
پرکسیس مقصودش رو کاملا واضح بیان کرد
خب، من قرار نیست یه مشت شهروند عادی رو بکشم
که فکر میکنن با جادو آبجوی مجانی گرفتن باحاله
خودت میدونی که بیشتر از این حرفا خطرناکن
الیسا سالوادور نیست
اون قدرتِ ما رو میدونه
و از تمام نقطه ضعفهامون هم خبر داره
این اون رو بشدت خطرناک میکنه
چرا انقدر ازش متنفری؟
اقای مورتون، تا اطلاع ثانوی از وظایف معبد ازادی
داری من رو کنار میذاری؟ - شیفتگی تو به یه مسئولیت تبدیل شده -
اره خب، بخاطر نجات دادن جونت خواهش میکنم
گفتم ممنونم
باهاش چیکار کردی؟ - هیچی -
اومدم داخل و دیدم جلوی صندوقها بیهوش شده
لعنتی
اون تبدیل نشده
باید تبدیل میشد؟
کمکم کن
خب، خب
معمولا اینجوری کار میکنه
پوست میپره رو توی پوست باهات پیوند میگیره
بعد تو از کوره در میری و یه چیزی رو میکشی
شاید باید ببریمش بیمارستان
بیمارستان نمیتونه کمک کنه
تا جایی که گابریل رو میشناسم
فقط میخواد بیاد روی صحنه
قراره بیدار شه درسته؟
صددرصد
سلام؟
من کجام؟
همه کجان؟
!باحال نیست
هنوز همون بچه خفنهای، متوجهم
کایل؟
و حالا یه گرگینه
!تبریک میگم - نه -
اخرین چیزی که یادم میاد اینه که یه قالیچه بهم حمله کرد
اوه، لعنت به من
همهش تقصیر توئه مگه نه؟
!عوضی
!مردهی عوضی
اره، ممنونم
تو کسی بودی که منو به اون شکار گرگینهی مسخره فرستادی
نزدیکتر نیا
یا چی؟
اره، جادویی در کار نیست
حداقل نه برای تو
به ناخودآگاه جمعی خوش اومدی، مدینایتِ جدید
یه پوست گرگینه بهم حمله کرد و من از یه شهر بازی سردراوردم؟
خدای من، انقدر نقش بازی نکن
خودت اینو میخواستی
که گرگینه بشم؟
حال بهم زنه
که تعلق داشته باشی
و به عنوان نماینده حالِ میدنایت
اصیلترینِ شوالیهها
تو کار خیلی مهمی برای کامل کردن داری
و بنظرم قراره ازش خوشت بیاد میدونم که من خوشم میاد
باید سیلوربک رو از بین ببری
که یعنی باید جک مورتون رو بکشی
شانس اوردی
دلم براش تنگ میشه
و میدونم که میگفت
"این راجبِ تو نیست الیسا"
و درست میگفت
این راجبِ من نیست
همونطور که هیچوقت راجبِ اون نبود
سالوادور گرنت شجاع
باهوش
از خود گذشته بود
و من هیچوقت همهی چیزی که اون بود نمیشم
ولی میتونم
بصیرت اون رو ادامه بدم
همهمون میتونیم
با دادنِ جادو به هرکسی که میخوادش
و با از بین بردن کسانی که میخوان جادو رو برای خودشون نگه دارن
پس برای احترام به اون
برای احترام به پرکسیس
یک طلسم شعله اجرا میکنیم
بدونِ قربانی
ولی تقاصش ممکنه یکی از فورانها باشه
دقیقا
بخاطر همین از این به بعد تمامی جادوها بدونِ قربانی انجام میشوند
مثلِ اینه که بخوایم تبدیل به توله سگ بشیم یا به جهان موازی بریم
یا تولههای جهانِ موازی بشیم
سالوادور جادو رو برای همه میخواست
فرقه طلسمی داره که میتونه این رو به واقعیت تبدیل کنه
پس ما قراره فوران تولید کنیم
و انقدر تولید میکنیم تا فرقه چیزی که میخوایم رو بهمون بده
و اگه ما قبول نکنیم چی؟
پس برید
اگه میترسید
برید
اگه مخالفید
برید
هیچ قضاوتی در کار نخواهد بود
هیچ انتقامجوییای
سالوادور میخواست که همهمون ازاد باشیم
تا جادو رو در راه خودمون کاوش کنیم با شرایط خودمون
اما پرکسیس همیشه خانهی شما خواهد بود
و قدم شما همیشه روی چشم است
با شمارهی سه
جهنم را آزاد میکنیم
!حالا! فرار کنید
چرا میدنایت میخواد جک بمیره؟
اون نمیخواد
مشکل سیلوربکه
اون خودخواهه
اون بازندهها رو به عنوان قهرمانش انتخاب میکنه
که مورتون رو شرح میده
اخرین باری که سیلوربک از صندوق بیرون نیومده بود تقریبا ودی مکیوم رو کامل کرده بود
پس حالا بستگی به تو داره که اونو به صندوقش برگردونی
امکان نداره
جک سادهس ولی این جرمش کشتن نیست
باشه
پس چند ساعت اینجا بمون و بذار میدنایت کنترل رو به دست بگیره
وقتی که مورتون مرد و سیلوربک به صندوقش برگشت
میتونی بدنت رو پس بگیری
میدنایت شاده، من شادم
!همه شادن
نمیذارم یه گرگ احمق کنترلم رو بدست بگیره
خب، اگه به حرف من گوش نمیدی
حرف اون چطور؟
یه انتخابِ بده دیگه، متوجهم
بابا؟
این چیزیه که برای تمام فداکاریهامون میگیریم
امسال خوب کار کردم
امتحان اخلاق رو 60 گرفتی
باید پول رو برای خواهر کوچیکترت میذاشتم
که اینجوری حروم نشه
دارم سعی میکنم، تاتای
سخت تلاش کردم
ولی بازم این بهترین نمرهایه که میگیری
و وقتی کارت اینجا تموم شد
به سمت خونه میخزی
بدون هیچکس و هیچ چیزی
این حقیقت نداره، من چندتا دوست دارم
من بخشی از یک چیز بزرگ هستم
یه چیز مهم
داری اون رو هم خراب میکنی
خیلی محتاجی
این واقعی نیست
هم، مطمئن بودم که پدر میشکنتت
بنظر همینطوری بودی
هیچکدومِ اینا واقعی نیست
واقعیه
باور کن
و این مبارزهایه که نمیتونی توش برنده باشی
شروع کن
حتی نا امیدی هم نمیتونه تو رو شرح بده
حتی نمیدونم چرا وقتمون رو پای بازندهای مثل این هدر میکنیم
...میتونم اینجوری شرحش بدم، بی کفایت
نه
...نا هماهنگ
نه - غیر جذاب -
بی فایده - ضعیف -
موهات رو دوست داریم
!نه! نه - ضعیف و بی فایده -
!هیچکدومتون واقعی نیستید
بیشتر از این منتظر نمیمونیم
همین الان هم دو روز شده - چارهی دیگهای نداریم -
فورانها دارن بیشتر بیثبات میشن
که این دلیلِ بیشتری برای الان رفتنه
باید لیلیث رو خارج کنیم
قبل از اینکه این فورانها ناممکنش کنن
تو فرض میکنی فرقه شکست میخوره - من فرض میکنم که اونا برنده میشن -
ما برنده میشیم، وقتی ورا نابودی رو اجرا کنه
و خدا میدونه چندتا آدم رو بکشه
که خدا میدونه چند آدمِ دیگه رو نجات میده
تو اخبار رو دیدی فورانها از کنترل خارج شدن
پاسخگوها دیگه کار نمیکنن
نه، ورا تنها کاری که باید بکنه اینه که طلسم فورس فکتورام رو بهشون بده
بی گفتگو بی فایدهس
ما به چهار مربی قدرتمند برای برگردوندن لیلیث نیاز داریم
No comments yet. Be the first to leave one.