The first 200 lines.
: مـــتــرجــمــين "و "عــرفــان (lostmehrzad) "مـــهـــرزاد"
« قــســمــت اول از فــصل اول »
: نام موسيقي تيتراژ «An Honest Man - Fantastic Negrito»
،واحد 82 در صحنه حضور داره ممکنه مورد، رواني باشه
."دريافت شد، "اِي.وي-2 تيم پزشکي تو راه اونجاست
اوه، لعنتي
،از اي.وي-2 به مرکز نميتونم منتظر آمبولانس بمونم
مشکل چيه، اي.وي-2؟
.اون "پِرنل هريس" ـه بايد همين الان بيارمش بيرون
قاضي هريس
!قاضي هريس
صدامو ميشنوين؟
،قاضي هريس، اسم من فرمانده "کِسلر" ـه
"از اداره پليس "سن ويسنته
بذارين کمکتون کنم بياين بيرون
اسمش توي کارهاي دفتري آورده شده؟
فعلاً بعنوان يه مرد ناشناسِ تحت مراقبت ازش نامبرده شده
حتي بستري هم نشده
حالش چطوره؟
ازش تمام آزمايشهاي شناخت بيماري رو گرفتيم
،غير از اينکه يه مقدار آب بدنش کم شده بود
اون در سلامتي کامله
اون رو لُخت وسط حوض فواره دار پيداش کردن
نميتونه کاملاً سلامت باشه - از لحاظ عقلي منظورم بود -
از لحاظ عقلي و احساسي، شما احتمالاً بهتر از من بتونين بهش جواب بدين
تيشرت قشنگيه
حالت خوبه؟
بهتره بهم بگي حالت خوبه
خوبم
بيا ببرمت خونه
اول بايد با "پي.جي" حرف بزنم
پرنل، ما در اينباره حرف زديم
اين به شما ربطي نداره، دکتر
اصلاً نميخوام توهين بکنم
فکر ميکنم آقاي دکتر فقط نگران سلامتيت هستن
تو... تو بايد استراحت کني
ميتونيم... ميتونيم بعداً پي.جي رو ببينيم - نه -
.وايسا، پرنل متأسفانه مجبورم که اصرار کنم
داري جوري حرف ميزني که انگار ،اين اجازه رو داري
"ولي من فکر نميکنم داشته باشي، دکتر "ويليامز
چيه، نکنه حصر خانگي شدم؟
خب، پس خفه شو و گورتو گم کن از سر راهم برو کنار
سلام، عزيزم
سلام
حالت چطوره؟
خوبم
پسر من کجاست؟
اتاق 757
انتهاي راهرو، سمت چپ
فکر ميکردم نميخواد پي.جي رو ببينه
فکر کنم نظرش عوض شده
خب، حالش خوبه؟
نميدونم
سلام، پي.جي
من اينجام
فکر ميکردم ديگه تا الان بهوش اومده باشي
من بايد ميفهميدم
تو هميشه ميدونستي چطوري بايد از لحظه نهايت استفاده رو بکني
...اگه صدامو ميشنوي
فقط دستم رو فشار بده
فقط يه فشار کوچيک
زودباش، پسر. يه نشونه بهم بده
نميتوني دستم رو يه فشار کوچيک بدي؟
ممنون
...دکتر "چتوين" گفت که، آم
...پي.جي جوون و سلامته، اون، آم
اون ميتونه به 8 نفر ديگه زندگي هديه بده
اگه زنده نمونه
دکتر چتوين ميگفت که اون الانشم ديگه زنده نيست
فقط بايد تصميم بگيريم که کِي دستگاهها رو خاموش کنيم
بهتره وقتي بهوش اومدي
درباره گريه کردنم به کسي چيزي نگي
...فقط واسه اينکه بدوني ميگم
،وقتي بهوش اومدي هرچي خواستي برات فراهم ميکنم
هرچي بخواي ميذارم جلوت
حتي پولي که واسه شروع نياز داري
ميخواي چشمات رو باز کني؟
،من واسه اون بُطري لعنتي پول ميدم
ولي اول تو بايد بهوش بياي. قبوله؟
نظرت چيه با قولي که بهم دادي
شروع کنيم؟
بهم گفتي کاري ميکني که تاوان کارشو بده
يادته؟
،آره، يادمه، پي.جي
و اينکار رو ميکنم
ولي اونا اول بايد اون يارو رو پيدا کنن
تو خودت پيداش کن
چي؟
پرنل؟
...اون، آم
،بايد طوري باهاش حرف بزني که انگار بهوشه
حتي اگر هم بهوش نباشه
اينو يه دفعه يه جايي شنيدم
تو بهم قول دادي
سر قولِت بمون
بيا بريم
اَه، کسي رو تابلو چيزي نوشته؟
!لعنتي. عالي شد
هرچه زودتر زنگ بزن به "بِرک" که توي بخش عمومي کار ميکنه
بهش بگو سريعاً اين تابلو رو درست کنه
شمارهش رو داري؟
الان برميگردم - باشه -
خيلي لطف کردين که تو اين "مدت خيلي کوتاه اومدي، "گاي
،"خواهش ميکنم، آقاي "مِيِر
ولي، دعوتنامه رو اشتباه خوندم؟
نميدونستم قرار ملاقاتمون اينقدر رسميه
تا يه ساعت ديگه دخترم رو ،واسه مراسم عقد بايد ببرم کليسا
ولي اول ميخوام يه چيزي رو نشونتون بدم
تا حالا چيزي دربارهي "آردنوود" شنيدين؟
اون افتخار "فرِمونت" ـه ،شهري در قسمت غربي کاليفورنيا، واقع در ساحل سانفرانسيسکو) (حومهي اُکلند
مزرعهي قديميِ بزرگي که امروز هم
همون شکليه که 120 سال پيش بود
وقتي بري اونجا ميتوني هم کره درست کني يا شير بدوشي
بنظر مياد خوش ميگذره
اينجا جاييه که انگار زمان ميايسته
بنظرت شبيه يه خونهي خوب واسه شرکت "نوآوريهاي بروکز" نيست؟
خب، آقاي بروکز ترجيح ميدن که دفتر مرکزيشون توي سن ويسنته باشه
فکر ميکنم اين خيلي واضحه
و بعدش ميرسيم به اينکه شما چرا دوباره مذاکرات رو واسه فرمونت شروع کردين؟
فقط واسه اينکه بدوني ميگم، آقاي بروکز به هميشه در دسترس بودن گزينههاش اعتقاد داره
آبي که ريخته رو نميشه جمعش کرد. خب؟
حالا که کلي پول خرج شده، صلاح نيست بخوايم دربارهش تجديدنظر کنيم
اين قطار در حال حرکته، ميفهمي؟
ميفهمم، ولي تمام کسايي که بهشون نياز داريم هم تو اين قطار هستن؟
معلومه که هستن - حتي قاضي هريس؟ -
شنيديم که هفتهي پيش چند روزي رو سرِ کار نرفته
به هيشکي هم هيچي نگفته
اينم شنيدم که ديروز با چه وضعيتي پيداش کردن
پسر اون مرد به سرِ خودش شليک کرده
،اگه اون فقط چند روز بد رو پشت سر گذاشته فکر ميکنم ميتونه از پسش بر بياد
معلومه که ميتونه، هر آدمي ميتونه
ولي بزرگترين قسمت برنامههاي ما واسه اينکه بخوايم سن ويسنته رو
،تبديل به مرکز نوآوريهاي بروکز بکنيم
منوط به اون قاضي ـه
سوگواري کردن ممکنه يه پروسهي طولاني باشه
پرنل ميتونه در عين حال چند کار انجام بده
،به محض اينکه از اين مطمئن شديم
ديگه به گزينههاي ديگه فکر نميکنيم
باشه
ببخشيد که از سر پُست کشيدمتون اينجا، فرمانده
يه اتفاقِ اينطوري رو، فکر کردم بايد بهتون خبر بدم
انقدر عذرخواهي نکن
کجاست؟ - اتاق تيم بازرسها -
متأسفم جناب قاضي
ولي من اجازه ندارم اون پرونده رو نشونتون بدم
خيليخب. هيچي رو بهم نشون ندين
فقط شفاهي بيست مظنونين رو بهم بگين
اينکار رو که حداقل ميتونين بکنين؟
آروم باش، پرنل
ما آدم خوبا هستيم، يادته؟
توبي"، بايد با اين آقا حرف بزني"
اون دربارهي پروندهي جاسلين" هيچي بهم نميگه"
بخاطر اينکه اون روي پرونده کار نميکنه
خب، مگه نبايد کار کنه؟
مگه نبايد کل اين اداره روش کار کنن؟
پروندهي اون اولين اولويت منه
سه تا از بهترين بازرسهام روش دارن کار ميکنن - جدي؟ -
،يه عوضيِ حرومزاده به عروس من تجاوز کرده
،پسرم رو وادار کرده تمام اونو با چشماي خودش ببينه
و الان 7 ماهه که داره اون بيرون ول ميچرخه؟
اين بخاطر کم تلاش کردن نيست
،ميدوني تو 7 ماه چه غلطي ميتونستي بکني
اگه داري تلاش ميکني؟
ميتوني يه ساختمون رو از پِي بسازي
با يه قايق ميتوني دور دنيا رو بگردي
لعنتي، اگه بخودت فشار بياري
تو 7 ماه ميتوني يه بچه بدنيا بياري
من خيلي سخت دارم روي اين پرونده کار ميکنم، اونو عين دختر خودم ميدونم
پس حتماً يه سر سوزن هم واسه دخترت ارزش قائل نيستي
تو الان تحت فشار روحي هستي
اين حرفت رو نشنيده ميگيرم
نه، نميخوام نشنيده بگيري
!من ميخوام بذاري اون پرونده رو ببينم
تا وقتي که در جريانه نه
چرا؟
!من يه قاضيام! من خونوادهي قربانيام
نگراني نکنه کسي از کارت ايراد بگيره؟
پرونده رو در بيار
!ازش يه کپي واسه آقاي قاضي بگير
تو باعث شدي مراسم رو از دست بديم
آمادهي عروسي نبودم
فکر ميکني من بودم؟
،با خودم فکر کردم که دختر بهترين دوستته
بخاطر احترامش هم که شده، مياي
بخاطر همين خودمو جمع و جور کردم
ولي بجاش تو رفتي اداره پليس؟
يکي بايد زيرِ کون توبي آتيش روشن ميکرد
اي کاش بهم گفته بودي
يه ذره ديگه نزديک بود به 911 زنگ بزنم
ميدوني، "کريستال"، من يه مرد بزرگم
منظورم اينه که، نيازي نيست هر دفعه که
از اين خراب شده ميرم بيرون به پليس زنگ بزني
خيلي ببخشيد
،ولي آخرين باري که از اينجا رفتي
سه روز برنگشتي
خب... نه، راستش، تو برنگشتي
پيدات کردن
لُخت
وسط يه حوض فواره دار
ولي، هي، لااقل تو زنده بودي
No comments yet. Be the first to leave one.