The first 200 lines.
مدیر سایت نوید مرادی
سرپرست مترجمین عسکر
با تشکر از ممدخوز
پایان
"خاموشی"
"وقتی از خونه هاشون میان بیرون"
"طوفان به پا میکنن"
مثل سایه های سیاه درشب" "زندگی ات رو از میگیرن
همه رو وادار میکنن" "با آهنگ ترسناک برقصن
مثل یک راز پیچیده که اگر" "به دامشون بیفتی راه فرار نداری
این داستان رو از ملکه ی" "بهشتی شنیده بودم
"میان و میرن و تو خبردار نمیشی"
"چون اونا دزد هستن"
"چون اونا دزد هستن"
"چون اونا دزد هستن"
"اول رویاهات رو می دزدن"
"بعد خوابُ از چشمات میگیرن"
"بعد به چشمات نگاه میکنن"
"و تمام خوشبختی رو ازت میگیرن"
"مثل آتشی که زبانه میکشه" "نمیتونی جلوشون رو بگیری"
"اونا نحس هستن" "دست به طلا بزنن خاک میشه"
این داستان رو از ملکه ی" "بهشتی شنیده بودم
"میان و میرن و تو خبردار نمیشی"
"چون اونا دزد هستن"
"اونا دزد هستن"
"اونا مثل گودال های گدازه تاریک هستن"
"مثل یک طوفان هستن"
"سرنوشتت رو پیچیده میکنن"
"مال و ثروتت رو غارت میکنن"
"اینا روح بیمار دارن" "زندگی ات رو مبتلا میکنن"
"میتونن زمان و نگه دارن" "و تو رو در تاریکی شب خفه کنن"
این داستان رو از ملکه ی" "بهشتی شنیده بودم
"میان و میرن و تو خبردار نمیشی"
"چون اونا دزد هستن"
پاس بده دیگه
چی بود؟
!!توپ... آقا
!با توپت خداحافظی کن
"خبرنگار جنایت لنی دسوزا"
"شوهری فداکار و خبرنگار حرفه ای"
"و ذاتاً بی شرم"
آقا لطفا توپ رو بدین -
نه آقا لطفا
خواهش میکنم نه
این تنها توپی بود که داشتیم
!توپم
حالا با چی بازی کنیم؟
با اون بازی کن مثل توپ گردِ دیگه
...آقا متاسفم -
تقصیر من نبود
برو فوتبال بازی کن
"روشنی دسوزا"
"همسر سال"
ببرت خیلی گرسنه ست عزیزم
ببخشید عزیزم ولی خانم ببره خیلی خسته ست
!هی
باز کن
روشنی
درُ باز کن عزیزم واقعا دارم از گرسنگی می میرم
خداروشکر
عزیزم
...زن های مردم رستوران دارن
تو حتی نمیتونی یک سوپ ساده درست کنی؟
ساکت شو لنی
خیلی ناراحتم
میخواستم یک شام مخصوص برات درست کنم ولی همه اش سوخت
...اگر آشپزی مثل کریکت بود
تو کریستیانو رونالدو بودی
این دوتا هیچ ربطی به هم ندارن
!خیلی بامزه ای
واقعا بامزه بود؟
ببین چه زن خوشگلی دارم
خیلی بوی بدی میدی برو دوش بگیر
برو وقتی میرم که توام باهام بیای -
برو باشه -
بیا نه -
خوش میگذره
...برو دیگه وگرنه
مطمئنی نمیای؟ باشه
به نظر میرسه خانومم امشب حالش خوب نیست
"نه شرابی. نه زنی. نه ساقی"
"نه شرابی. نه زنی. نه ساقی"
"دیگه هیچی خوشحالم نمیکنه" برو -
"فقط وقتی با منی خوشحالم"
"وقتی با منی"
"وقتی با منی"
"وقتی با منی"
عزیزم
چیزی رو انداختی؟
اره. آسیاب از دستم افتاد
داشتم ساندویچ برات درست میکردم
زودتر دوش بگیر
توام زوتر بیا
بیا با هم دوش بگیریم آب داره هدر میشه
دارم میام
باشه. من منتظرم
!لعنتی
عزیزم؟
لعنت به این شهر که برقش رو قطع میکنن
عزیزم؟
روشنی
روشنی
کجا رفت توی این تاریکی؟
روشنی
عزیزم؟
عزیزم؟
همسرم؟
چیکار میکنی؟ ترسوندیم
با چراغ درونم روشن میکنم زندگیت رو عزیزم
...خب عزیزم
امشب، بعد از شام ...توی این تاریکی
...تو و من
قایم باشک بازی کنیم؟
!اره چرا که نه
...ولی قبلش مثل یک شوهر خوب
برو یکم نون و تخم مرغ بخر
چون باید شام بپزم
به جای اون سوپی که سوخت
!آهای آقا ببره
یادت نره یک چیز دیگه هم بخری
چی؟ دسر -
تو این تاریکی از کجا برات دسر بخرم؟
از داروخونه
باشه
چه مزه ای؟
عاشق توت فرنگی ام
منم عاشق توت فرنگی ام
حتی اگه واسه خریدن توت فرنگی ...تا قله ی کوه مجبور بشم برم
میرم میخرم و میام
میبینمت
بچه ی من صبح آزمایش داره
برق کی میاد؟
الان بررسی میکنم
همگی آرام باشید
الان بررسی میکنم لطفا آرام باشید
راوی راوی
"راوی سکسنا"
دوست بامزه ی قهرمان داستان" "که به زور توی فیلم هست
اینجا چیکار میکنی؟
لنی
کارهای خدا رو ببین
همین الان داشتم بهت زنگ میزدم
برق رفته. اینترنت ندارم نمیتونم تاکسی اینترنتی بگیرم
اینترنت؟ پات چی شده؟ -
توی تاریکی لیز خوردم پام پیچ خورد
همین جوری ولت کنم برم خونه عذاب وجدان میگیرم
بیا بالا. میرسونمت
پام خیلی درد داره بیا بالا -
به لطف تو، مرگ رو جلوی چشمم دیدم امروز
چرا موبایلت رو جواب نمی دادی؟
عذر میخوام رفیق
خونه اوضاع خوب نبود
خوب نبود؟ چیزی شده؟
اومده بودم آزمایش های بابا رو بگیرم
مگه عمو چش شده؟
جواب آزمایش چی بود؟
به لطف قطع شدن برق هنوز نمیدونیم
پرستار گفت برق که اومد چاپ میکنه و میفرسته
رسیدش رو بده به من فردا که میرم سرکار. میگیرم برات
!نه
جدی میگم. نگران نباش نمیخواد -
نگران نباش
چرا بعدش نمیای خونه ما؟
بیا روشنی رو ببین. یک چای بخور و آزمایش ها رو چک کن
!برنامه ی خوبیه
امیدوارم بتونی سوپ سوخته ی زنم رو بخوری
سوپ رو سوزونده؟
عالیه
اینجا هم برق نداره؟
فکر کنم مشکل از پایگاه اصلی باشه
فکر کنم کل شهر تاریک شده
بگو ببینم
چرا رانندگی نمیکنی؟
چون از ترافیک شهر متنفرم
اگر بخوام عمرمُ پشت فرمون ...ماشین بگذرونم
ترجیح میدم راننده تاکسی بشم
اینجوری درآمد هم دارم
راست میگی
یا میتونم مثل تو تیشرت بپوشم که روش نوشته پرواز کن
اونوقت هرجا خواستم پرواز کنم
چی میگی؟ چرا چرت میگی؟
به خاطر تاریکی بود
ندیدم و اشتباهی تیشرت روشنی رو پوشیدم
خجالت آوره
عوضی
خیلی عوضی هستی چرا؟ -
چرا نمیای تو شهر زندگی کنی؟
که چی؟
بالاخره اونجا امکانات مناسب داره زندگی در آرامش میگذره
هرچی باشه بهتر از این خرابه ست
داره بارون میاد؟
چی؟
اره
لعنتی. تخم مرغ و نون یادم رفت
باید بریم
گندش بزنن
من باید برم روشنی منتظرمه
باشه برو برو باشه -
خدانگهدار فعلا. فردا میبینمت -
خداحافظ
No comments yet. Be the first to leave one.