The first 163 lines.
.هندلر وان به آندرتیکر
.نیروی پاتکی دشمن وارد نقطه 302 و 504 شده
.یه تیپ زرهی به همراه جنگندههای مجاورتی
.تمام واحدها، فورا پیشروی و اقدام به سرکوب کنید
توقع داشتین اینا رو بگم؟
!با این همه اختلاف دیگه قتل عامید
!برین! یالا
!برین خوکها
!اینقد بجنگین تا لت و پار شین
!اِیتیسیکسیهای بی در و پیکر
نفهمیدم؟
...اوی، بسه
!اوی! بسه! نیا
!ببند دهنتو! خفه شو
روز ۱۳م ماه ۵م سال ۲۱۴۸ اختری
همونطور که ملاحظه میکنید امروز هم در .سرتاسر ۸۵ بخش کشور روزی دلانگیز هست
چرا با خانواده بیرون سپری نکنید؟
از فردا هوا کمی ابری میشه .ولی چتر لازم نمیشه
.خب همگی، روزتون زیبا
اخبار جنگی امروز را از مقر جنگ !سنت مگنولیا به اطلاع میرسانیم
پهپادهای لژیون حکومت گیاده که اقدام به اشغال بخش 17م نمودند
،از پاتک پهپادهای جمهوری ما، جاگرناتها .شکست سنگین خورده؛ عقبنشینی نمودند
،خسارات در جناح ما حداقل .عاری از تلفات انسانی
جنگ با پهپادهای پیشرفته کاملا اخلاقانه
!امروز نیز تلفات کشورمان را به صفر رساند
روزی که عدالت ما شرنگ شرارت .امپراتوری را نیست سازد بس نزدیک است
.زنده باد جمهوری سنت مگنولیا
!پرچم پنج فام پاینده باد
مقر ارتش جمهوری سنت مگنولیا
!صبت بخیر، سرگرد دونو
!خوکها دیروز چه زار زاری میزدن. یعنی حرف نداشت
.کم معرکهای هم نبود. غلط نکنم یه پنجاه تایی سقط شدن
.باز خوبه آدم سوارشون نیست
!هوی آقایون، شاهزاده خانوم عروسکباز نیگامون میکنه
سرگرد میلیزه، چیه قیافت اینقد نارحته؟
.یه مشت پهپاد ریقشون درومد و بس دیگه
!شماها
.صب بخیر
.صبح بخیر، آنِت
.چه زود اومدی. همیشه خواب میموندی
.کار...خواب برام نذاشته که
.درگیر کارای این جماعت خنگ نشو
!میگم ول کن
.اینجا که میدون جنگ نیست
.داخل گران میوره
.دشمن هم که تا دو سال دیگه گور به گور میشه
تو این شرایط دمگاز میری؛ .این تویی که مخت تاب داره
...من فقط میخوام وجدان این کشور رو
.باشه شاهزاده خانوم
.مخم تیلیتتر از اونه که حرفات اثر کنه
!این دیگه چه مدلشه؟
!اون پردازندههای لعنتی! یه مشت وسیله بیشتر نیستن
!واقعا
چرا ما بخش یکیها مجبوریم از خوکهای !هشتاد و شیشی متلک بشنویم؟
چرا اینقد خودتو درگیر پهپادها میکنی، لنا؟
.اونا پهپاد نیستن
.پس اصلاح کنم
چرا اینقد خودتو درگیر اِیتیسیکسیها میکنی؟
.میدون جنگ صدات میزنه، شاهزاده خانوم
.شروع احراز هویت
.سرگرد ولادیلنا میلیزه .میدانگاه نهم جبههی شرقی
.فرمانده ناظر دسته دفاعی سوم
.پارارید : فعال .هدف همگامسازی : پردازنده پلیادس
.همگامسازی کامل
: هندلر وان به پلیادس
.امروز هم در خدمت همیم
.پلیادس به هندلر وان
.همگامی مطلوب
.احتیاط کنید. دشمن کم کم وارد تیررس میشه
...گوش به زنگ
هردفعه با نهایت احترام با ما .اِیتیسیکسیهای آدمنما تا میکنی
.واقعا زحمت میکشی، جناب آدم
فرمودید تعویض یگان تحتوظیفم، سرتیپ کارلاشتال؟
.راستش هندلر یکی از یگانهای موجود میخواد استعفا بده
قراره هندلر یه دسته دیگه رو .هرچی سریعتر بفرستیم جایگزینش
اینکه تا مشخص شدن جایگزینش نمیتونه کنارهگیری کنه
یعنی نیروی دفاعی یه پایگاه حیاتیه؟
.آره، دسته دفاعی اول میدونگاه اول جبهه شرقی
.«ملقب به «دسته اسپیرهد
.کارکشتههای تمام جبهه شرقی توش جمعن
.سرتو درد نیارم، یه نیروی نخبهست
...وای
ولی بعید میدونم سرگرد مبتدیای .مثل من در حدش باشه
کمسنترین زنی که تا حالا به مقام سرگردی رسیده داره این حرفو میزنه؟
.تواضع هم از حدش بگذره ضررزا ست، لنا
.معذرت میخوام، عمو ژروم
.حتما مایه سربلندی واتسلاف هم هست .ترقی دختر یکی یدونهش
حال مارگارتا؟
.مامان طبق معموله. میگه زودتر ازدواج کنم
.لابد
.راستش داوطلبی نداریم. برای هندلری
مگه یگانش نخبه نیست؟
به عهده گرفتنش برای سرباز جمهوری نهایت افتخار نیست؟
.خود دسته چرا
ولی فرماندهی دسته اسپیرهد .اسم پرسونلیش آندرتیکر ئه
.یه سری نارضایتی باهاش داشتن
که؟
.معروفه به شینیگامی
.چون هر هندلری بهش میفته رو ساقط میکنه
گفتین پردازنده هندلر رو؟
نه برعکس؟
.آره
از این قصه ترسناکها نیست؟
اونقدر وقتم آزاد نیست که موقع انجام وظیفه .زیردستامو الکی صدا کنم حرفای خالهزنکی بزنیم
هندلر هر دستهای که آندرتیکر توش باشه .یا دستهشو عوض میکنه یا استعفا میده
.مورد خودکشی هم داریم
،آدم باورش نمیشه
.ولی میگن صدای ارواح مردهها باهاشه
ارواح؟
.نمیخوای آزادی رد کنی، لنا
.همینجوریشم زیادی پرکاری
،کار هندلر حداقله، دسته رو نظارت میکنه
.میشه فرماندهی رو سپرد به خودشون
.انجامش میدم
هم مدیریت هم نظارت و فرماندهی .دستهی اسپیرهد. با کمال میل
.کار اضافه بر سازمانی نمیخواد بکنی
.سعی کن دیگه با پردازندهها خودمونی نشی
.وظیفه هر فرمانده شناخت نیروهاشه
.خدایا. حالا که رفتم بالا منبر یه مورد دیگه
.دیگه آمار تلفاتو تو گزارشت نیار
،وقتی از لحاظ رسمی تو جبهه آدمی وجود نداره
.یعنی تلفاتی هم در کار نیست
.باعث نمیشه قابل قبول باشه
...این کار اصلا قابل گذشت
.لنا
.واقعا که به واتسلاف رفتی
.خب پس
سرگرد ولادیلنا میلیزه رو
.به هندلری دسته اول میدانگاه اول موظف میکنم
.کارهای انتقالتو تا اون موقع انجام داده باش
.ببینم چیکار میکنی
.تا آخرین ماموریت تمام توانم رو میذارم
بعد قبول کردی؟
مقر ارتش جمهوری سنت مگنولیا ساختمان تحقیق و توسعه
...یعنی خدایا
آخه تو چقد مخت تاب داره؟
.افتخارم میکنم یگان نخبه بهم دادن
.خیلی حرفه
تازه، اینکه هندلر رو ساقط میکنه بهرحال خالیبندیه دیگه؟
.بهانه تنبلها واسه پیچوندن کار
.اینکه یه نفر خودکشی کرده راسته
هندلر دسته اسپیرهد دیوونه شد .با شاتگان کله خودشو ترکوند
.خب، اینم از چک آپ. ایندفه هم روبراه
.نخسته
ولی چرا خودکشی کرد؟
.ما هم درخواست پیگیری گرفتیم
.گفتن لابد پارارید قات زده
،حالا کنار میذاشت یه چیزی
.ولی اینکه خودکشی بکنه یعنی کار بیخ داره
چطور پیش رفت؟
.چمدونم
چمدونی؟
وقتی خود هندلره مرده ما رو چی تحقیق کنیم؟
واسه رئیس تیم توسعه عیب نداره؟
.کارمونو کردیم
.دستگاه رید ایرادی نداشت، وسلام
گفتیم اگه جواب میخوان باید .آندرتیکره رو بیارن اینجا
: ولی چلمنهای ترابری گفتن «.تو این پرواز واسه خوک صندلی نداریم»
...پس با خود آندرتیکر حرف
.فقط گزارش
.«اونم میگفت «خبر ندارم
وقتی خبرش کردیم هندلرت مرده .یه «که اینطور» تحویل داد و تمام
.عی، اِیتیسیکسیه دیگه
No comments yet. Be the first to leave one.