The first 198 lines.
پادشاهی یوسرال • پایتخت سلطنتی لیتنیا
آتلیه ریت
بسته
همه گیری مرموز داره با سرعت .در سرتاسر شهر پخش می شه
علائمش شامل سرفه و تب شدید
.سردرد، شکم درد و درد مفاصل در همه جای بدنه
.بعضیا توی کمتر از ده روز می میرن
.تمام داروهای ساخته شده توسط داروسازا بی اثر بوده
مردم چارهای جز موندن توی خونه هاشون نداشتن
!من باید با استفاده از معجون زنده بمونم
اطلاعاتی که بیرون می دن بخاطر وحشت عموم .از قبل مشخص شدهاس
...پس این حرفامون نباید به بیرون درز کنه
.اما ما منبع شیوع رو پیدا کردیم
اولین بیمار در روستای گوا رویت شده
.شرق پایتخت
.در حال حاضر ارتش داره شهرو در قرنطینه نگه می داره
.اما امید نداریم که این کار فایدهای داشته باشه
.غیر قابل تصوره که هنوز یه اقدام ملی اعلام نشده
خاندان سلطنتی یوسرال تا این حد بی کفایته؟
اگه قرنطینه ارتش ادامه پیدا کنه
.به زودی غذا تموم می شه
.نگرانی به روستاییا چیره می شه
.و بچه های بیشتری والدینشونو از دست می دن
.ای کاش می تونستیم کاری کنیم
سکوت کردن و منتظر موندن
.احتمالا هوشمندانه ترین کاریه که الان می شه کرد
همه توی این اتاق از معجونی که من ساختم خوردن
.حتی گام و دوستاش
.پس اونا به این بیماری مبتلا نمی شن
اگه بخوام به عنوان یه داروخانه معمولی به زندگی توی این شهر ادامه بدم
.نباید هیچ کاری بکنم
!حالا انگار می تونم
پس اگه هویتم لو بره چی؟
!دوباره فرار می کنم
من اون روز تصمیممو گرفتم
که هرجور دوست دارم تو این دنیا زندگی کنم
.که خویشتنداری کنم، اما جلوی خودمو نگیرم
.این که در مورد اعمالم فکر کنم، اما از چیزی پشیمون نشم
آبجی کائورو؟
.ببخشید که یه دفعه داد زدم
حتما ترسیدی، نه؟
.باید از همهی شما هم عذرخواهی کنم
.انگاری باید برنامهی یه سفر دیگه رو بچینم
...منظورت اینه که
!الهه نور به زودی وارد عمل خواهد شد
!منتظر بودم تا اینو بگی
!تو دقیقا برای همین فرشتهی مایی
فرشته؟
!همه مطابق میل او
!میل او
...چی
!چی؟
تو فرشتهی پشت اون شایعات هستی؟
!و حالا، وقت نمایشه
.تئاتر فرشته اکنون آغاز می شه
!این زنگ اضطراریه
ما می خوایم بیماریای که توی پایتخت .پخش شده رو ریشه کن کنیم
،تمام افراد اینجا نه تنها پایتخت رو .بلکه قراره کل کشورو نجات بدن
واقعا؟
.آره. شما بچه ها تنها کسایی هستید که از پسش بر میاید
پس حق تسلیم شدن نداریم، باشه؟
!وای، عالیه
همگی به مردم شهر بگید که
صاحب آتلیه ریت دارویی برای مبارزه با .همه گیری توزیع خواهد کرد
ازشون بخواید قبل از به صدا در اومدن زنگ دوم صبح
.جلوی مجسمه الهه در میدان مرکزی جمع بشن
.دارو ها به طور رایگان به همه داده می شه
گرفتید؟
!بله
.پخش شید و به هرچند نفر که میتونید بگید
اوه، و بهشون بگید ظرف اضافه هم بیارن تا
.تا برای هرکسی که می شناسن هم دارو ببرن
!فهمیدیم
رولاند، اشراف مرتبط با خاندان سلطنتی رو .از این نقشه آگاه کن
.باشه
...همینطور اون اشرافی که اون روز با ما در افتاد
منظورت کنت اولامه؟
.به اونم خبر بده
ها؟
.الان وقت کینه کدورت نیست
بعلاوه، اگه بفهمه برای خودش هم سودی داره
.با کله میاد
.فهمیدم
،اگه خانواده کنت پا پیش بذارن .کار برای بقیهی اشراف آسونتر می شه
نقشهات اینه، درسته؟
.آره. می خوام این اطلاعات رو به یکباره به همه برسونم
...و فران
اینا رو به دست سرهنگ دوم ونساس و .فرمانده گروهان لارسریک برسون
.از سربازان نگهبان بخواید تا اینا رو بنوشن
.متوجه شدم
امیل و بل، برید پیش مشاور املاکی و .قراردامونو فسخ کنید
.وقتی کارتون تموم شد، به گام و بقیهی بچه ها کمک کنید
!گرفتم
آبجی کائورو، من چی؟
.ریت، تو می شی تشویق کننده من
!برو، برو
...عملیات ریشه کن سازی همه گیری
!از الان آغاز می شه
!هل ندید. توی صف باشید
.اونایی که مریضن از این سمت بیان
.از صف اینجا لطفا، هل ندید
.نگران نباشید. برای همه هست
.آه، آه، یک دو، یک دو
اون چیه؟
.ممنون از همگی که اومدید
.من کائورو هستم، صاحب آتلیه ریت
من می خوام بهتون معجونایی بدم که .این همه گیری رو درمان می کنه
وقتی که ازش بخورید، دیگه مریض نمی شید
.و اگه همین الانشم مریضید، شما رو فورا درمان می کنه
.برای همه مردم پایتخت سلطنتی هست
.پس لطفا عجله نکنید و به حرف سربازان گوش بدید
...در غیراینصورت
.با عذاب الهی رو به رو می شید
دوست من سلستین، از ما در برابر .این بیماری شیطانی محافظت می کنه
.پدیدار شو، بطری معجون معجزه
.این معجون هرگز تموم نمی شه .همینطور ادامه پیدا می کنه
.رحمت الهه بی حد و حصره
ضعيفان رو در اولويت قرار بدید و .آن را با دلهای صالح بپذيريد
!اوه، حالم بهتر شد
!بابابزرگ
!خیلی ممنونم! این دارو یه معجزهاس
این معجون از بیماری همه گیر در حال حاضر پایتخت جلوگیری و اونو درمان می کنه
.و بعد از ۲۴ ساعت جمع شدن اثرش رو از دست می ده
اینا اثرات معجونن
.به شکل نامحدود در مجسمه الهه شکل موجوده
.سیاه بازی؟ ایراد نداره .قوانینش با خودمه
...آره، یکم به اون شبیه ولی
...خب، اینا به کنار
.بیمارا، بچه ها و سالمندا در اولویتن
.اگه می خواید یکم ببرید خونه، ظرفتونو آماده کنید
و حتی فکر فروشش رو هم نکنید
.فرمانده گروهان لارسریک
!آه
.تو دوباره موفق شدی. این نتیجهی شلیکت توی تاریکیه
.بعضیا حتی دارن داوطلبانه کمک می کنن
.و منم اینا رو بهت می دم
این چیه؟
.به پادشاه و خانواده سلطنتیش بده
نمی تونیم پادشاه رو اینجا تو صف نگه داریم که؟
.آه، راست می گی
اینقدر درگیر نجات مردم بودم که
.کلا یادم رفته بود
.پس اونا رو به دستشون برسون و کلی اعتبار بگیر
باید اسم لارسریک رو دوباره احیای کنی، درسته؟
.خب دیگه، برو! اینجا رو بسپار به من
!حرکت کن، ارباب منطقه
.ازت ممنونم، کائورو
!برید کنار، رعیت ها
!معجون معجزه متعلق به خانواده مارکیز ستدوله
!نادون
،اگه خواست الهه رو نادیده بگیری .یعنی برای زندگیت ارزش قائل نیستی
.حالا همونطور که می خوای، بهت مرگ رو اعطا می کنم
.اینطوری دیگه نگران نستی که قربانی همه گیری بشی
!لطفا بهم رحم کن
!پس نظاره گر قدرت الهه باش
.الهه فرقی بین اشراف و عوام قائل نیست
.اگه دارو می خوای، برو تو صف
.حقه های کثیف مثل جلو زدن تو صف هم قابل قبول نیست
.چشم، خانم
.سربازا، سمت چپ مجسمه صف ببندید
وقتی سهمتونو گرفتید، به حرف فرماندهتون گوش بدید .و به بقیه مردم کمک کنید
.تو واقعا یه فرشتهای. کارت عالی بود
ترجیح می دادم یکم بیشتر به عنوان .دختر معمولی باقی بمونم
متاسفانه دیگه دیر شده
خب حالا می خوای چیکار کنی؟
.می رم شرق
شرق؟
.به روستایی که می گن منبع شیوع بوده
.از ریشه خشکش می کنم
.ولی ارتش ما از قبل روستای گوا رو قرنطینه کرده
داری می گی می خوای تا وقتی که همه روستاییا بمیرن همونطوری نگهش داری؟
.بهت اجازه نمی دم
.من یه داروسازم
اگه آدما از بیماریای رنج می برن
.وظیفه منه تا براشون دارو فراهم کنم
.پس راهو نشونت می دم
.این وظیفه ارتشه که از مردم محافظت کنه
...من فقط دارم کارمو میکنم. در ضمن
خدمت به عنوان راهنمای فرشته ممکنه روزی .برای من مفید باشه
فرمانده گردان دوم ارتش سلطنتی پایتخت
،به عنوان مردی که می تونم بهش اعتماد کنم .بهت دستور می دم منو راهنمایی کنی
!چشم! باعث افتخاره
،من، سرهنگ دوم نواس فون ونساس .با جانم از شما محافظت می کنم
.بیخیال، اینقدر عصبانی نباش اد
.واقعا که! همین که به شهر رسیدیم منو توی اصطبل ول کردی
!یه بار نیومدی بهم سر بزنی
.ببخشید. واقعا سرم شلوغ بود
.الان که کارت گیر کرده اومدی سراغم
!تو دیگه چجور اربابی هستی
.گفتم که ببخشید
پی دونم که می تونه زبان های رمزی رو رمزگشایی کنه
اما زبان اسبی هم بلده؟
.سلام، مردم روستا .من داروسازی از پایتخت هستم
.با خودم دارویی آوردم که همه گیری رو درمان میکنه
.با یه قلوب، فورا درمان می شید
.و دیگه بهش مبتلا نخواهید شد
ما از قبل امتحانش کردیم و همونطور که .می بینید هیچ اثر بدی نداشته
در واقع، جون افراد زیادی رو .در پایتخت سلطنتی نجات داده
No comments yet. Be the first to leave one.