The first 200 lines.
برترین های سینمای هند در بالیوود وان
ماچان؟ رفیق؟
بیا
زود باش
خبر فوری
دو جوان در اوتی ، نزدیک جنگل لاودل ...توسط یک قاتل زن ناشناس
به ضرب گلوله کشته شدند...
ویدیوی این تراژدی در فضای آنلاین باعث وحشت عموم مردم شده است
این ویدیو توسط یک توریست خارجی ضبط شده که در محل جنایت حضور داشت
انگیزه قتل با کمک این ویدیو روشن شد
اون تلاش کرد یک دختر 10 ساله رو با زور اسلحه بدزده
وقتی اونا سعی کردن بچه رو نجات بدن این شلیک رخ داد
شاهد این صحنه ، صاحب چای فروشی به نام راماره
...دپارتمان جنگل برای نظارت بر تحرک فیل ها
این دوربین مداربسته رو در جنگل کار گذاشته...
در این دوربین ، فیلم ضبط شده مشخصه
نفوذ آدم ربایان به تامیل نادو؟
طرح صورت قاتل توسط پلیس منتشر شد
جوانان بی گناه در حین نجات یک بچه به ضرب گلوله کشته شدند
آدم ربایی ادامه داره
...برای گرفتن مجرم
بازرسی های مکرر در مرز تامیل نادو - کرالا
افزایش میزان کودکان ربوده شده در تامیل نادو
مردم در مناطق مختلف مخالفتشون رو ابراز می کنند
والدین کودکان ربوده شده و مردم دیگه اینجا جمع شدند
دخترم رفت مدرسه و حالا گم شده
قربان. منتظر خبر شماییم
بچه ام رو کجا بردن؟- ساکت لطفا-
لطفا صبر کنید آروم باشید
درد شما رو می فهمیم صبور باشید
یعنی چی صبور باشید؟
اون 2 جوان رو کشته و یک بچه رو به راحتی دزدیده
اگه بچه خودتون بود هم می گفتین صبور باش؟
ما نمیدونیم که اون بچه زنده اس یا نه
تعداد بچه های ربوده شده در یک ماه گذشته سر به فلک کشیده
شما چه اقدامی کردین؟
ما به تظاهرات ادامه می دیم تا تک تک بچه ها پیدا بشن
! تظاهرات می کنیم ! مخالفت رو نشون می دیم
! تا پای مرگ تظاهرات می کنیم
! تا آخرین نفسمون
اینجا رو تخلیه کنید
تیتر اخبار
پلیس امروز صبح طی عملیاتی رباینده رو به ضرب گلوله از پا درآورد
اسم رباینده جوتیه
میدونستیم اون با قطار تریپور ...به راجستان فرار کرده
ما جوتی رو در راه آهن تریپور گرفتیم
ولی بچه ای که اون گروگان گرفته بود پیشش نبود
وقتی ازش بازجویی کردیم مدعی شد که بچه رو در لاودل مخفی کرده
...وقتی باهاش به محل مذکور رفتیم
صورت و اندام بچه دیگه قابل شناسایی نبودن...
...وقتی تیم داشت به جسد رسیدگی می کرد
تا یک تپانچه که اونجا مخفی کرده بود... به ما شلیک کرد
مجبور شدیم بهش شلیک کنیم
اون به جنایاتش مبنی بر ربودن بچه ها اعتراف کرد
اینم اعتراف کرد که 2 جوان رو که برای نجات بچه اومده بودن کشته
جوتی آدم ربا چندماه در خانه اش آنگربرد بود
این آخرین اطلاعاتیه که به دست اومده
قربان. جوتی کیه؟ انگیزه اش چیه؟
چرا باید بچه ها رو بدزده و بکشه؟
جوتی از شمال هنده
اهل جیپوره
اون یک قاتل روانیه
تو جیپور هم متهم به آدم رباییه
ما این اطلاعات رو در بازجویی های اولیه فهمیدیم
...چندماه گذشته اینجا اقامت داشت
اون بچه های زیادی رو دزدید ، شکنجه کرد و کشت
گمان می کنیم که بچه ای که باهاش بوده هم توسط خودش دزدیده شده
چرا شک دارین ، قربان؟
اون بچه هم مال شماله
وقتی بچه ها بیرون بازی می کردن ، من ایوان رو جارو می کشیدم
پسرم بهش شکلات تعارف کرد
آدم ربا با عجله اومد و اون بچه رو با بی رحمی زد
بهش گفتم چرا اینقدر خشونت به خرج میده؟
با یک زبانی که نمی فهمیدم ، حرف زد و رفت
من دیدم که بچه رو زد و با خودش کشید و برد
مقامات از این خونه کلی اسلحه و لباس های خونین کشف کردند
سگ های ردیاب برای حفر حیاط جوتی به کار گرفته شدند
هی اینجا رو بکنید
! برین کنار ، قربان
خداحافظی کردی و با شادی رفتی مدرسه ، عزیزم
حالا جنازه ات پیدا شده
خدایا ! بی تو چطور زندگی کنم
! بزارید دخترم رو ببینم
! برین کنار
! دختر عزیزم ! پاشو بغلم کن
حالا چه کار کنم؟
! کاویتا
دارن جلوی چشمام بچه ام رو می برن
! خدا
چند سال دعا کردم تا این بچه رو بهم بدی
چطور بدون تو زندگی کنم؟
"دختر طلایی" ترجمه ای از وبسایت بالیوود وان
مترجم : فواره
قربان. تا کی منتظر باشیم؟- دارم تلفنی حرف می زنم-
پرونده ها رو میخوان- صدای دخترانه نیست ، عزیز-
لاستو بزن- گرسنه هستم ، قربان-
نیست که بی وقفه کار می کنی بی علائم تایپ میکنی
یک جور مادرشوهرم رو بندازین زندان- حله-
پولشو داری؟-
بله قربان- پس جای نگرانی نیست-
لرد گانشا پرونده تروریست بهم نندازی
هند پاک
وای. هند پاک
اسمشم باحاله ، داش
داش ، دو فنجون چای بده لطفا
اونجا دنبالت بودم
ای خدا بکنش سه تا
بریم تو- جناب وکیل-
انگار دارین داش ما رو می اندازین زندان
پرونده به این راحتی رو چند روزه کش میدین
اونم سرویسم کرده
پرونده پتیشن پتوراجه؟
بله. از کجا میدونی؟
وقتی من و مغازه ام رو دیدی ، غافلگیر شدی نه؟
بله
اون مجرم واقعیه
چایی تون
اومد یک چایی 10 روپیه ای بخوره
و من مجبور شدم 10 هزار روپیه بدم
نباید مگسو با دست بزنی ، خاله
اون خاله ات نیست- ببخشید عالیجناب-
...مگس و پشه ، تولیدکننده های اصلی
مریضی های جدیدی هستن که تو کشورمون پخش میشه...
بفرمایید- بله خاله-
ببخشید
بله عالیجناب
افتادن مگس در چای اون یک جرم بزرگه
حداقل حالا که پول گرفتی ، ازم دفاع کن- صبر کن-
عالیجناب. اگه مگس تو چایی بیفته تقصیر مگسه
به مغازه دار چه مربوطه؟
! باید علیه مگس تشکیل پرونده بدین
...چنین پرونده هایی رو ناچیز دونستن
باعث میشه ملت ما مثل یک لباس سوراخ و لخت باشه...
چی میگی- ببینید عالیجناب-
به جای پررنگ کردن راه های گریز قانونی اون داره سوراخ های لباس ها رو مهم جلوه میده
در بهداشت مغازه اش جای بحث هست بعد میگه تقصیر مگسه
مگس به کنار ...شما پیشینه ارتودکس دارید
اون برای شما هم چایی تهیه می کنه
بهش جدی فکر کنید
فکر کنید به جای مگس یک مارمولک تو چای شناور بود
و شما اشتباهی قورتش می دادین
نتیجه اش چی میشد ، خاله؟
اون نه فقط دکمه وحشت رو ...در مغز قاضی فشار داد
این بنر رو زد و منو عضو حذب هند پاک کرد...
پس به نفع ما شد
اون یارو واقعا بیکاره؟- این تنها کارشه-
اون و دخترش شهر رو رنگ می کنند
حتی نپرس
این چیه زدی ، عزیز؟
چی شده؟ باز یادت رفته گاز رو پر کنی؟
عیب نداره نترس
عکس یادت نرفته؟
همیشه باید سرت تو کار خودت باشه
ممنونم عزیز
...وقتی پتیشن پتوراج بزرگ هست
چطور از یک مغازه دولتی ، غذا کش بره؟...
همینطوری نمیزارم بری
چی؟- هنوز دنبالمون هستن-
بیا بابا-
"مگه بابات به دنیا آورده ات که همه رو اذیت کنی؟"
"مثل تو زیاد در دنیا هست" "با همدیگه شاد زندگی کنید"
"با گل ها بازی کنید و مادر طبیعیت و گرامی بدونید" "با اشعار باد گپ بزنید"
"با این امید که در هر قدم ، شادی نفهته اس" "زمین سرسبز ما زیر بارون می رقصه"
"زندگی بهتر میشه" "یک روز خوب میاد"
"همه بذرها شکوفا میشن و دیگه جای راه رفتن نمی مونه"
وای بیسکوییت
ونبا
چرا اینطور می کنی؟
"گل ها همه جا رو پوشوندن تا بچه ها رو خوشحال کنن"
"رودخانه در دل کوه ، بهش طراوت داده"
"منزل خیلی از موجوداته و شکایتی نداره"
"آیا کوهستان یک زنه؟"
ونبا به پسرم چی یاد دادی؟
وقتی مادرشوهرم زدش گفت مادربزرگ! دست ناجوری گذاشتی
...اگه ببینه با تو حرف زدم
"زنانه در پی نزدیکیه و هر روز دنبال دوستیه"
"قلب یک مادر ، از خودگذشته اس و عشقش حدی نداره"
"حتی وقتی بی جان روی محل سوزانده شدنه ، بازم نوریه که روشنی می بخشه"
"تا شما شاد باشید..."
نایب بازرس سورش پاندین، در مارس 2004 زنجیردزد رو گرفت
"گل روی زمین شکوفه می زنه و تو رو بالاتر از همه چیز قرار میده"
"با یک هاله مثبت به خودت اعتماد کن تا دنیا فردا حافظت باشه"
"وقتی نداری تا مثل یک بچه پرحرف با دنیا حرف بزنی"
صداتو نمی شنوم
نایب بازرس سورش
"اشک غم می ریختی . کسی فردا به فکرت نیست"
"زندگی بهتر میشه" "یک روز خوب میاد"
"همه بذرها شکوفا میشن و جایی برای راه رفتن نمی مونه"
سلام آقا- اینا رو ول کن-
رییست کو؟- به نشست حزب رفته-
یک چای خوب درست کن
بعد از رسیدن به چنای ، تماس می گیرم ، عزیز
کل هفته کجا غیبت زده بود؟
دخترتم حرفی نداشت بزنه
نگفتم این دادرسی رو از دست نده؟
اگه دیروز پرونده رو می بستیم سی هزار سود می کردیم
خیلی خب
یک کار مهم در چنای داشتم
از الان محض اطلاعت تمرکزم روی اون پرونده اس
این پرونده های کوچک مال خودت فعلا
No comments yet. Be the first to leave one.