The first 200 lines.
ما زندگيمون رو با بازي کردن و چرخيدن درست مثل چند تا بچه گذرونديم
يکدفعه الان حس ميکنيم که يک دهه گذشته
حس ميکنم مرد شدم
هراتفاقي ممکنه بياُفته
اما هر اتفاقي که بياُفته اعتماد دارم که ميتونم از پسش بربيام
زخم گلولهست
براي تاييديهي پليس اومديم
همه چي ميتونم بهت بدم هيچ جاي نگراني نيست
کي؟
خيلي خب باشه، معذرت ميخوام نه، تو يه آدم پستي-
اينطور نيست به خاطر توئه، تقصير توئه-
حالا برو
نه، تو انقدر آدم رذلي هستي
...ناتورام آناميکا-
*تحت تعقيب*
ما پليس نيستيم، ما قاتل نيستيم گنگستر هم نيستيم
هرگز توي زندگيمون خشونت رو تجربه نکرديم
يه نفر مزاحم آبجي شد من هم حسابش رو رسيدم
فقط يه درگيري جزئي بود
امکان نداره دوباره تکرار بشه
من هم مثل بقيه فکر ميکردم
اما زندگي پر از سورپرايزه هر چيزي ممکنه اتفاق بياُفته
...اما وقتي اتفاق مياُفته
مسئله اينه که آيا ما آمادگي رو در رو شدن باهاش رو داريم يا نه؟
زنــــــدگـــــي مــاجـراجــويــانــه
خيلي ناراحته
اون تا دانشگاه دنبالش رفته و نامهي عاشقانه رو بهش داده
مثل ديوونهها رفتار ميکنه
چرا سعي ميکني نجابت رو حفظ کني؟
ميدوني خونهاش کجاست ديگه؟ آره، ميدونم-
گيري، ماشين رو بيار بيا-
هي، چرا مثل گردن کلفتها رفتار ميکني؟
راه بياُفت بياييد بريم-
گوش کنيد، بايد صبور باشيم اول بايد فريبش بديم
خونهاش اينه؟ آره-
سلام داداش...فقط يک دقيقه
بيا اينجا
يک دقيقه بيا اينجا
راهي که داري ميري اشتباهه
نه تنها راهت، بلکه فکرت هم اشتباهه
اما من نيومدم اينجا تو رو تصحيح کنم
فقط اومدم بگم کاري که کردي اشتباهه
احمق هي-
هي
اون از تو خوشش نمياد
...دادن نامهي عاشقانه
توي دانشگاه منتظر موندن و دنبالش افتادن با فيلم شيوا تموم شد
حالا حتي پسرشم هم قهرمان شده
اين رو خوب ميدوني
هي
تو چي رفيق؟
يه گوشه منتظر ميمونم خيلي ممنون داداش-
سريع بيا و خيلي طولش نده فقط 10 دقيقه-
هي
سلام ديويا، کسي که خونه نيست؟ مراقب باش-
خداحافظ داداش نه-
فهميدم که اونها ميديدن من هر روز با ماهش ميام اونجا
اوه
مثل يه فيلم ماني راتنام نقش چهار نفر رو توي تاريکي ديدم
ميدونستم يه چيز خطرناک تو راهه
براي من نه...بلکه براي اونها
هي رفيق
يه کم ترسيده بودم
اما يه حس عجيب و يه شجاعت از درون
و يه اعتماد به نفسي که انگار ميتونستم از پس شرايط بر بيام رو داشتم
من اجازه ندارم عاشق خواهرت باشم
اما تو اجازه داري به محلهي ما بياي و با دخترها عشق بازي کني؟
...حق با توئه
اما من نقشي توي اين قضيه ندارم
من فقط يه سرويس رفت و برگشتم...همين
پس من هم فردا ميام خونه تون و خواهرت رو ميبينم
نه، کافيه...تو من رو زدي و من تو رو زدم
دقيقا...شش تا مشت و شش تا ضربه
با قدرت مشتم حساب همشون رو رسيدم
هيچکدومشون نميتونست از جاش بلند شه
هي
هنوز کارت تموم نشده؟ ها؟
داره يه دعواي حسابي به پا ميشه سريع بيا اينجا
هي، چي شده؟ خفه شو و بپر بالا-
همه رو زدي؟ ديگه نميتوني ديويا رو ببيني-
ديگه هرگز نميرم به خونهي ديويا هي، سريع باش-
چرا زديشون؟ من اومدم دنبالت و اونها ريختن سرم-
يه روز وقتي عروسي کردم به پسرم ميگم
پسرم، وقتي يه گروه آدم اومدن تا کتکم بزنن
با افتخار بهش ميگم که فقط با شش تا مشت حسابشون رو رسيدم
هي بگيرش هي، هي-
هي بدش اينجا-
پرت کن، پرت کن هي اينجا-
داداش، فهميدم که اگه دوباره همچين شرايطي پيش بياد، ميتونم از پسش بر بيام
اعتماد به نفس پيدا کردم آها، باشه-
اين اعتماد به نفس براي زندگي خيلي مهمه
هي، خيلي گرونه
من مشکلي ندارم داداش ديويا هزينهي من رو حساب ميکنه
شايد براي تو گرون باشه
سلام اين دختر خيلي خوشگله-
فکر کنم ميشناسمش
ببين، اين قضيه رو به ديويا ميگم
ديگه کارت تمومه هي، نه-
براي تو ميگفتم بابا
دوست ندارم مجرد باشي
ميدوني هر موقع که با ديويا بودم چقدر احساس بدي بهم دست ميداد
چون تو تنهايي و من روي پاهاي اون خوابيدم
تمومش کن
عشق...دختر...براي مديريت کردن اينها بايد يه چيزي درونت داشته باشي
بايد يه سطح ديگهاي از اعتماد به نفس داشته باشي درسته داداش-
حس ميکنم بهتره که من همچين چيزي رو نداشته باشم
چند وقتي ميتونم يه پسر خوب باشم مثل تو؟-
هي، من به هيچ وجه همچين اعتماد به نفسي ندارم
راستش رو بخواي، من آدم خوبيم ميدونم بابا، من تو رو از بچگي ميشناسم-
ادامه بده
فکر ميکردم همه چي رو راجع به دخترها ميدونم چون خودم دو تا خواهر دارم تو خونه
واقعا؟ فکر ميکردم درک کردنشون کار راحتيه-
اما نه، هيچ چيزي دربارهشون نميدونم
چيزي که الان گفتي درسته رفيق راستي، تو چطور اين کار رو انجام ميدي؟-
...ميدوني؟ فهميدم-
يعني شما فقط به هم فن ميزنيد اصلا با هم صحبت نميکنيد
همينه
تمومش کن رفيق
خاطره
...حالا برگرديم به موضوع سوکانيا
...عشق دومش
تو حتي دست من رو هم نگرفتي
براي تو آسونتره تا من رو فراموش کني تا اينکه من دوباره دوستت داشته باشم
سوکانيا ديگه تمومه-
اين کار رو نکن اين يه ديالوگ اصل بود-
اون فقط 16 سالش بود ميخواستم مثل يه پسر خوب رفتار کنم-
چون دستش رو نگرفت
بعديش ماليکاست...سومين عشقش
اون اهل دانشکدهي من بود ميگفت از من خوشش مياد
و من هيچوقت دستش رو ول نميکردم
يه سري چيزهاي ديگه رو هم امتحان کردم
ولم کن
و اون هم به همون دليل ترکم کرد
چطور جرات ميکني؟ فکر ميکردم پسر خوبي هستي
نا اميدم کردي
خواهش ميکنم ولم کن ماليکا، خواهش ميکنم-
دفعه بعد فقط دستت رو ميگيرم
يکي ميگه بايد دستش رو بگيرم و يکي ديگه ميگه که نبايد اين کار رو بکنم
بعدش يه چيزي رو فهميدم
عشق بايد در جستجوي تو باشه
بايد زندگيت رو از اين رو به اون رو بکنه
حتي بايد بدوني که کي عاشق شدي
اون روز مياد يه روز حتما اين اتفاق مياُفته
بگذريم، تا اون موقع عشق اول رو تجربه کرده بودم
...آره داداش ضمنا، اون فردا مياد اينجا-
بالاخره...عاليه مرد
سخته وقتي مياد اينجا، قيافهات رو ببينيم هي، صبر کنيد، صبر کنيد-
عشق اولت کيه؟
آراي من...هميشه اولين عشقمه *برند موتور*
...اوه ميدونستم...حرف نداره داداش-
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: مهدي.ز - ويرايش: سانابينگ
چرا داري اطراف رو نگاه ميکني" "وقتي دختره روبروته؟
وقتي موتوري مثل شوکيلا رو روشن کني" "کي ميتونه جلوت رو بگيره؟
چرا داري اطراف رو نگاه ميکني" "وقتي دختره روبروته؟
"نگاش کن بابا"
"دختر معرکهايه"
"ميشونيش پشتت و باهاش يه دوري ميزني؟"
"شوکيلا، شوکيلا، شوکيلا قاتل"
تو همهي شيرين کاريها رو کردي" "و من شکست خوردم
"من اون شوکيلا هستم"
"اون موتور بال ماست"
"ازم خواست تا روشنش کنم"
"به سمت جلو حرکت ميکنم"
"و توي آسمون پرواز ميکنم"
اين موتور براي من کافيه که" "بغلش کنم و رويا ببينم
"هر فاصلهاي که باشه...پاياني داره"
"موتورم براي من کافيه"
"کافـــــيه" "چرا؟...چرا؟...چرا؟"-
"چرا داداش؟"
چرا رفيق؟ عجب موتوريه داداش" "با نشون دادن اين موتور با دخترها لاس ميزني؟
"اينجا چيکار ميکني وقتي دخترها اونطرف هستن؟"
"ميکروفن رو بگير...شروع کن پسر"
"به حرفهاي من گوش کن"
همهي چيزهايي که ميبيني و حس ميکني مال تو نيست" "توي سواري من همهي روياها مال منن
"موتورم زره منه"
"سعي نکن دنبالم بيا...خسته ميشي"
"شوکيلا...شوکيلا...شوکيلا...قاتل"
تو همهي شيرين کاريها رو کردي" "و من شکست خوردم
"من اون شوکيلا هستم"
"شوکيلا...شوکيلا...شوکيلا...قاتل"
تو همهي شيرين کاريها رو کردي" "و من شکست خوردم
"من اون شوکيلا هستم"
"نسيم خنک در حال وزيدنه"
"اگه زيبايي رو ببينه، شوکيلا عاشق ميشه؟"
ما پسرهاي خوشتيپ" "خواب و خوراک رو از دخترها گرفتيم
اگه از شوکيلا پيروي کني" "با دخترها جشن ميگيري
"اگه نه...تنها پرواز ميکني"
مثل يه پادشاه برو به کلوب" "مثل قدم زدن با يه ملکه
"و محکم بگيرش"
"يه دختر خوشگل رو گرفتيم"
"توي محدودهي خودشون نگهشون دار"
"من اون شوکيلا هستم"
هيچوقت لاستيک عشق پنچر نميشه" "موتور تو چطور؟
شايد موتورم پنچر بشه" "اما هيچ موقع عذابم نميده
"روي پاهاش ميخوابي و از لبهاش بوسه ميگيري"
"بزن دنده آخر و حسابي لذت ببر"
يه موتور ميتونه کاري کنه" "دخترها دورم جمع بشن
"آيا يه دختر ميتونه کاري کنه موتور گيرم بياد؟"
"دخترها براي ما مهم نيستن، موتور رو عشقه"
"دخترها براي ما مهم نيستن، موتور رو عشقه"
No comments yet. Be the first to leave one.