The first 181 lines.
=تولد دوباره برای تو=
=قسمت 1=
وقتی بچه بودم از میز امپراطور بالا رفتم و با مهر یشمیاش هرجا گیرم اومد مهر زدم
امپراطور فقید ازم عصبانی نشد
به عنوان یه شاهدخت درجه دار (چون دختر یا خواهر امپراتور نیست عنوان شاهدخت درجه دار داره، ولی در طول ترجمه همون شاهدخت نوشته میشه)
(چون دختر یا خواهر امپراتور نیست عنوان شاهدخت درجه دار داره، ولی در طول ترجمه همون شاهدخت نوشته میشه)
هویتم یک موهبته (چون دختر یا خواهر امپراتور نیست عنوان شاهدخت درجه دار داره، ولی در طول ترجمه همون شاهدخت نوشته میشه)
ولی میدونم که
داشتن چنین پشینهای
میتونه منبع دردسرهای آیندهام باشه
به محض پا گذاشتن داخل قصر سلطنتی
هویتم هرچقدر هم که والا و نجیب باشه
بازم باید روزگار بی پایان
و تکراری رو سپری کنم
حالا ملکه مادر مثل یه امپراطور پشت پرده فرمانروایی میکنه
و امپراطور هیچ قدرتی نداره
امپراطور میخواد منو ملکه کنه
تا بتونه
قدرت نظامی عمارت شاهزاده بزرگ که پشت منه
رو بدست بیاره
شاید کمی دوستم داشته باشه ولی بیشتر میخواد ازم استفاده کنه
من نمیخوام تبدیل بشم
به یه عروسک خیمه شب بازی تو حرمسرا
دیوار های این قصر هرچقدر هم بلند باشن
نمیتونن من، جیانگ بائو نینگ رو گیر بندازن
قشنگ نگهش دار، چینگ که
یالا
فهمیدم، بانوی من
بانوی من، مراقب دستتون باشین
خیالت تخت، تو اینجور کارا
یه پا استادم
بانوی من
اعلیحضرت خیلی بهتون اهمیت میدن
میدونستن از اینا خوشتون میاد
واسه همین براتون نقشه سازوکار فرستادن
بسه دیگه، انقدر وراجی نکن
نگهش دار
بانوی من، اینبار چی درست میکنین؟
حدس بزن
بهرحال، میخوام به رقابت سازوکار
خارج از قصر ببرمش
خارج از قصر؟
بانوی من
میترسم نتونیم حتی پامونو از دروازه قدرت الهی بیرون بذاریم
از وقتی پارسال موقع بیرون رفتن از قصر مچمونو گرفتن
نگهبانی از قصر سخت تر شده
بانوی من
چیکار میکنین؟
پارسال، زدم سازه دروازه
محل رقابت رو ترکوندم
بخاطر همین قبل از شروع رقابت پرتم کردن بیرون
وگرنه قطعا برنده میشدم
بانوی من
شما هویت نجیب زادهای دارین
در شأن ما نیست
با اون مردم دهاتی رقابت کنیم
ولی پارسال سالم و سلامت برگشتیم
اتفاقا بخاطر اینکه پارسال یواشکی از قصر زدین بیرون
امپراطور نگهبانی از قصر رو سختتر کرده
اتفاقا بخاطر همین کار اعلیحضرت
دلم نمیخواد زنش بشم - بانوی من -
ولش کنین
!ول کنین
بانوی من، این چیه؟
این سلاح مخفی منه
تو رقابت امسال قطعا پیروز میشم
نشان پسرعمو لیو واقعا بدرد خورد
!وایستا! وایستا
یه اتاق خوب میخوام
بفرمایین داخل
بلاخره از قصر زدم بیرون
اگه یه روز واقعا با امپراطور ازدواج کنم
شرکت کردن تو رقابت سخت تر میشه
بیخیال، نمیخوام بهش فکر کنم
باید یه نشان برای شرکت تو رقابت فردا بگیرم
بیاین اینور بازار
گل دارم
گل دارم
نون های تازه دارم
گل های ارزون
کتاب تسلیحات عالی زمانی معروف بود
!گل دارم
سالها پیش مفقود شد و حالا دوباره پدیدار شده
و به جایزه رقابت سازوکار
!تبدیل شده
ارباب جوان
واقعا میتونیم ازش سرنخی درمورد مادرتون پیدا کنیم؟
(لی چیان)
کی میدونه؟
تا وقتی بدست نیاریمش
نمیفهمیم به مادرم مربوطه یا نه
بفرمایین داخل مشتری
!همونجا بمون
اول بلند شین
حالتون خوبه؟
اون یارو چش بود؟
فقط یه مکان
برای فروش این نشان ها وجود داره
دنبالم بیا
بله
!فهرست شرکتکنندگان رقابت فردا تکمیل شده
همگی بیاین اینجا
همگی بیاین رو برنده شرطبندی کنین
پیروز امسال هم مثل سال پیشه؟
یا امسال پیروز جدیدی خواهیم داشت؟
!از دستش ندین
بیاین شرط بندی کنین
بیاین، یالا
یالا
نگاهی بندازین
خیلی خب
خیلی خوش زبانی
انگار سالهاست کارت همینه
دروغ چرا
از اولین رقابت
من اینجا بساط دارم
بیا، رفیق، یالا
...خب، میدونی - بجنب -
از کجا میتونم برای رقابت نشان چوبی بگیرم؟
میتونی تو کوچه چینگ لیو شانست رو امتحان کنی
عقبیا همینجوری نایستین
یالا بیاین ثبتنام کنین
یالا - من میخوام شرطبندی کنم -
هی
رفیق، میخوایش؟
نه ممنون
نه
!قدر نمیدونین
به محض اینکه اومدم بیرون، نشان جلوم سبز شد
انگار پیروزی مال منه
هی
این
همون نشان رقابت سازو کاره؟
شما حرفهای هستین
تو یه نگاه شناختینش
چقدر میفروشیش؟ قیمت بده
یه معامله عادلانه
فقط دو تیل نقره
شوخی میکنی؟ خود غرفه سازو کار پنج تیل میفروشه
اونوقت تو بیست تیل میخوای؟
خب چرا از خود غرفه سازوکار نمیخری؟
من یه سکه کمتر هم
!بهت نمیفروشم
بانو
بیاین اینور بازار
اینم بیست تیل
رفیق
ما قبلا همو ندیدیم؟
نه بابا
هرکی اول بیاد مال اونه !من اول خریدمش
شرمنده، بانو
این نشان چوبی رو از من دزدیده
نه بابا، اشتباه گرفتین
خب مدرکی داری که ثابت کنه از تو دزدیدتش؟
فعلا ندارم
خب پس این معامله بین من و اونه
واقعا شرمندهام
این شخص رو میبرم جایی که
عدالت اجرا میشه
!داری بنده خدا رو میدزدی
...تو
ارباب جوان، مراقب باش
بانو
همه دارن نگاه میکنن
لطفا ولم کنین
خواهش میکنم من واقعا باید تو رقابت شرکت کنم
اینو از یه زن بیچاره نگیر
واقعا شرمندهام
این نشان چوبی مال منه
!راه بیافت
خودشه
! بگیریدش
!ندو
!نرو
برید کنار
...تو
انگار قبلا اینجا بوده
یالا
وسایل خوب دارم
!برید کنار! کنار
!تکون نخور
No comments yet. Be the first to leave one.