Laura

Laura

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Laura (1944) (1080p BluRay x265 MONOLITH)
A Commentary by Amir_Kubrick

Tags

BluRay
1080
x265
Published on: 2020-09-07
Downloads: 81
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

مطمئنا هفته ايي رو که لورا توش مرد رو هيچ وقت فراموش نمي کنم

خورشيد نقره ايي وسط آسمون مي سوخت مثل يه ذره بين خيلي بزرگ

گرمترين تابستوني بود که بياد ميارم

احساس مي کردم که تنها آدمي هستم که توي نيويورک موندم

به خاطر مرگ وحشتناک لورا تنها بودم

من ,والدو لايديکر

... تنها کسي بودم که واقعا اون رو مي شناخت

و تازه شروع کرده بودم به نوشتن داستان لورا که

. يکي ديگه از اون کارگاه ها اومد به ديدن من

من منتظرش گذاشتم

مي تونستم از لاي در نگاش کنم

ديدم که توجهش به ساعت من جلب شده

... فقط يه دونه ديگه از اون وجود داشت

و اونم توي آپارتمان لورا بود

توي همون اتاقي که لورا به قتل رسيده بود

مواظب باش اون خيلي قيمتيه

بياييد اينجا لطفا

آقاي لايديکر ؟

آه شما منو شناختيد

چقدر خوب

بفرمائيد بشينيد

جاي قشنگي براي خودتون داريد اينجا آقاي لايديکر

تجملاتيه

. ولي من بهش ميگم خونه

حدس ميزنم شما در رابطه با قتل لورا اينجا هستيد

... ديروز صيح بعد از پيدا شدن جسد لورا

من توسط گروهبان مکبيتي و شولتز بازجويي شدم

.... و همه چيز رو شرح دادم

جمعه شب لورا با من قرار شام داشت

بعد از اون ظاهرا از شهر خارج شد

زنگ زد و قرارمون رو کنسل کرد دقيقا سر ساعت 7

... بعد از او من - شما " شام رو به تنهايي خورديد -

بعدم رفتيد توي وان برا مطالعه

حالا چرا اينها رو يادداشت کردي ؟

ترسيدي که فراموش کني

من بدترين نقل کننده توي کل آمريکا هستم

و وقتي دوستانم اين رو بهم يادآوري مي کنند من رنجيده مي شم

و اين يادآوري از طرف گروهبان مکاويتي و شولتز مطمئنا براي من غير قابل تحمل تر مي شد

... اون ليف رو به من مي ديد لطفا آقاي

... آقاي

مک فرسون

. مک فرسون .مک فرسون

مارک مک فرسون اون داستان جزيره

گانکسترها با مسلسل که سه تا پليس رو کشتن

من داستان رو توي راديو گفتم و يه ستون هم توي روزنامه براش نوشتم

شما هموني هستيد که توي پاش گلوله خورد

مردي که مستقيم رفت تو و دستگيرشون کرد ؟ - آره -

خيلي خوب اون روپوش منو مي ديد

شما حافظه خوبي داريد آقاي لايديکر

من هميشه کارگاهايي رو با اون نشان نقره ايي دوست داشتم

ممنون . اميدوارم چيزي باعث نشه که عقيدتون رو راجب من تغيير بديد

سوال ديگه ايي هم داريد ؟ - . بله . يکي ديگه فقط -

دو سال پيش در ستون 17 آکتوبرتون

شما شروع به نوشتن يه مقاله کرديد

ولي در پايين ستون شما موضوع رو به پرونده قتل هرينگتون عوض کرديد

آيا تراوشات يک ذهن خلاق هم در حوزه رسيدگي پليس قرار گرفته ؟

نوشتيد که هرينگتون با يه تفنگ ساچمه درشت دهنش صاف شده

. همونطوري که لورا هانت کشته شد در شب گذشته

من گفتم ؟ - آره -

ولي اون در واقع با کمربند کشته شد

چه معمولي چيزي که من گفتم خيلي هيجان انگيز تر بود

مي دوني من هيچ وقت درگير جزئيات نمي شم

آره مي دونم . خوب فعلا

اشکالي نداره باهاتون بيام ؟

براي چي ؟ - قتل جرم مورد علاقه منه -

من مرتبا در موردش مي نويسم

و مي دونم تو ميخواهي بري به ملاقات مضنونهات

دوست دارم عکس العملاشونو ببينم

شما خودت هم جز مضنونها هستي مي دوني که چه خوب -

براي از سر باز کردن من توهين قشنگي کردي

شما از اون مدل آدمها نيستي که با يه همچين حرفي جا بزنه آقاي لايديکر

شما واقعا به من مظنونيد ؟ - بله -

مکفرسون اگه چيزي در مورد صورت مي دوني يه نگاه به صورت من بکن

امروز صبح به نظر تو چقدر بي گناه به نظر مي رسم

تا حالا همچين چشمهاي صاف و ساده ايي ديده بودي ؟

نکنه اينو سر راهتون توي کودکستان توقيف کرديد ؟

خيلي تمرکز مي خواد مي خواي امتحان کني

نه نمي خوام ممنون

شما عاشق لورا هانت بوديد آقاي لايديکر ؟

اون چطور اون عاشق شما نبود ؟

لورا منو خوش لحن ترين و شوخ طبع ترين

و جذاب ترين مردي مي دونست که تا حالا ديده بود

و منم در اين مورد کاملا باهاش موافق بودم

همچنين اون منو مهربون ترين

آقاترين

و بهترين همدرد توي کله دنيا مي دونست

و شما با اين هم موافق بوديد؟

مک فرسون شما اينو درک نمي کنيد

ولي من از مهربونترين و آقاترين

و بهترين همدم بودن توي کله دنيا خسته شده بودم

چيزي هم گيرت اومد ؟

بزار برات اينجوري روشن کنم

من خيلي از ديدن اينکه بچه هاي همسايه رو گرگ ببلعه ناراحت مي شم

ميشه بريم

صبح به خير ستوان - صبح به خير خانم ترودل -

والدو صبح به خير آن -

من دارم روي پرونده لورا هانت تحقيق مي کنم - نمي فرمائيد بشينيد ؟ -

. ممنون .... من همه گزارش ها رو دارم

ولي يه تعدادي سوال هست که مي خوام بپرسم

بفرمايئد . من هر کمکي از دستم بر مياد مي کنم

شما به لون علاقه داشتيد خانم خانم ترادل

البته من مي پرسديدمش

سيگار

نه مممنون وقتي جسد رو ديديد حالتون به هم خورد

مي تونم اين رو درک کنم

يه تفنگ ساچمه ايي اونم از فاصله نزديک شليک کنه

زياد جالب نيست ديدنش - وحشتناکه -

. خدمتکارش بسي من فکر مي کنم اون به خانم هانت علاقه داشت ؟

اوه اونو مي پرستيد لورا اونو خيلي وقته که پيشه خودش داشت چندين ساله

هيچوقت اون جيغي رو که وقتي لورا رو ديد کشيد فراموش نمي کنم

شما تاييد مي کنيد خانم هانت مي خواستن با آقاي کارپنتر ازدواج کنند ؟

چرا ؟ نبايد تاييد کنم ؟

نمي دونم . رابطه تون با آقاي کارپنتر چه طوريه ؟

منظورتون چيه ؟

منظورم اينه که ايشون زياد اينجا رفت و آمد مي کردن در نتيجه

ايشون يه آشنا بود ؟ يه دوست ؟ يا شما عاشقش بوديد ؟

اين آغازه يه وضعه مشحره

اوه ولدو تو خفه شو شما دقيقا دنبال چي هستيد ؟

حقيقت خانم ترادول حالا عاشقش هستيد يا نه ؟

, چرا . نه من .... من مطمئنا خيلي به آقاي کارپنتر علاقه دارم

همه دارن - من که ندارم . و اگه داشته باشم خودمو دار مي زنم-

اوه اينقدر دلخور نشو ولدو

شما به آقاي کارپنتر پول داديد ؟

منظورت چيه ؟ - يه جفت چک از حساب شما توسط اون برداشت شده -

يکي 15 مي به مبلغ 250 دلار يکي هم 22 مي به مبلغ 450 دلار

.... اوه اونو ميگي

من ازش خواستم يه سري چيز براي من بخره همين

اون مرده آماده به خدمتي هست

چند وقت پيش هم شما مقداري پول نقد رو برداشت کرديد

يکي 1500 دلار

يکي هم 1700 دلار يه جا

درسته . من اين پولو لازم داشتم

روزي که شما 1500 دلار رو برداشت کرديد آقاي کارپنتر 1350 دلار به حسابش ريخت

روزي هم 1700 تا برداشتيد اون 1550 دلار ريخت به حساب خودش

شايد اين يه اتفاق بوده

اوه من بايد يه همچين توهين هايي رو تحمل کنم ؟

متاسفم خانم تراودل ولي من بايد در مورد اين چيزها سر در بيارم

شلبي پول نياز داشت و منم قرض دادم بهش از اين گذشته اين ها پولاي خودم هست

فکر کنم هرکاري دلم بخواد مي تونم باهاش بکنم - مطمئنا حق با شماست -

خوب شب جمعه خانم ترادول شما تمام شب رو تنها توي خونه بوديد ؟

بله- چرا با شلبي نرفتي به کنسرت ؟ -

به خاطر اينکه اون دعوتم نکرد

ما داشتيم درباره تو حرف مي زديم کارپنتر

چه جالب که تو هم اينجا پيدات شد - ايشون ستوان مکفرسون هستند -

اوه . چطوريد ستوان ؟ - نمي دونستم شما هم اينجا هستيد آقاي کارپنتر -

در واقع تازه به اينجا نقل مکان کردم

اتاقم توي هتل خيلي گرم بود و بعدم همه اون مردم و روزنامه نگارها و تلفن ها

مي دونيد که چطورين ستوان

از وقتي اون اتفاق افتاد يه چرته کوچيک هم نزدم

اين نشونه گناه کاري هست يا بي گناهي مکفرسون ؟

من در خدمت شما هستم ستوان و همون قدر که شما مشتاقيد قاتل دستگير بشه منم هستم

ولي آخه چه انگيزه ايي مي تونه باشه که من لورا رو بکشم ؟

من و دوشيزه هانت مي خواستيم اين هفته عروسي کنيم همونطوري که مي دونيد

نه ايشون نمي دونند منم نمي دونستم

يا شما و هر آدم زنده ديگه ايي هم نمي دونست - منظورت از گفتن اين حرف چيه ؟ -

لورا به هيچ وجه قصد ازدواج با اينو نداشت

خودش به من گفت جمعه گذشته وقتي زنگ زد براي به هم زدن قرار شام

در واقع داشت مي رفت بيرون شهر که از اين فکر راحت بشه

اون خيلي مهربون بود ... ولي من هميشه مطمئن بودم

اون زندگيشو به پاي يه مرد خوشتيپ بي چيز نمي ريزه

مي گم قبلا اين ناله هاي آدم هاي بازنده رو شنيديد حتما

مخصوصا با اين شغلي که داريد مگه نه ؟

ناهار ميل داريد ستوان ؟

خيلي با ملاحظه هستيد

يک ميزبان عالي

والدو - شما هم فکر مي کنيد ايشون توي خونه خودشون هستند ديگه -

شلبي ميدونه من چقدر گيجم تشريف مياريد براي نهار ستوان ؟

ممنون خانم تردول ولي بايد برم

ولي ستوان من .... من فکر کردم از من هم سوالاتي داريد ؟

اوه بله . توي کنسرت جمعه شب چي مي زدند ؟

اوه سمفوني 1 بازهام و 9 بتوون

اوهوم شما کليد خونه خارج از شهر خانم هانت رو داريد ؟

نه ولي فکر کنم يه دونه توي آپارتمانش باشه

باشه يه نگاهي مي ندازم - شايد بتونم کمکي بکنم ؟ -

بسيار خوب . راه بيفت

خواهم ديدتون خانم ترادويل

! خبر داغ !خبر داغ دختري قرباني خشونت حيواني

! خبر داغ دختري قرباني خشونت حيواني

! همه چيز رو درباره اين بخونيد دختري قرباني خشونت حيواني

! دختري قرباني خشونت حيواني!همه چيز رو دربارش بخونيد

خيلي خوب متفرق شيد . متفرق شيد

! نوشيدني خنک

زنگ در ميخوره - چي ؟ -

به محضي که در رو باز مي کنه اسلحه شليک ميشه

و شما چطور اينو استنباط کرديد ؟

پرتاب شده عقب و جسدشم هم اونجا بوده

فکر مي کردم قبلا اينجا نبوديد

عکس هاي پليس رو ديدم

فکر کنم بهتر باشه کليد رو پيدا کنم

مکفرسون بگو ببينم چرا اونها بايد از اون توي اون حالت وحشتناک عکس بگيرند

وقتي بانويي کشته ميشه ديگه نگران اينکه چطور به نظر برسه نميشه

ميشه اونو بانو (لحن حقيرانه) صدا نکني؟ اطراف رو نگاه کن

اينجا خونه يه بانو هست ؟

نگاش کن

بدک نيست

جکوب وقتي اين رو کشيد عاشقش اون بود

ولي هيچ وقت نتونست به نمايش بياره طراوت و گرماي اونو

تو تا حالا عاشق بودي ؟

يه عروسک يه بار توي واشنگتون براي جلب توجه من يه پالتو پوست روباه خريده بود

تا حالا با خانمي آشنا شدي که برات بانو يا عروسک نباشه ؟

More Farsi Persian subtitles for Laura

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left