The Bad Guys 2

The Bad Guys 2

Download Farsi/persian Subtitle

Release info

The Bad Guys 2
A Commentary by GG
The Bad Guys 2- Persian Subtitle[720p]

Tags

bluray
professional_translation
uncensored_version
Published on: 2025-08-24
Downloads: 153
Hearing Impaired: No
FPS: 23.976

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

زیرنویس و ترجمه از: "GLITTER GIRL"

‫قاهره،مصر، پنج سال قبل!

‫صبحانتون ،آقای سالومون!

‫من طالبی دوست ندارم،مزه ملون میده.

‫دیگه تکرار نمیشه، آقا، قول میدم. ‫الان اینجا رو تمیز می‌کنم.

‫هنوز میخوام سرت داد بزنم.

‫واحد دو،من دیگه تصویر دوربین شماره چهار رو ندارم.

‫همه حواس ها به تراس پشت بام باشه.

‫وارد شدم.

‫خیلی خب آقای کوسه نوبت توئه.

‫آفرین تازه‌کار!

‫دریافت شد،تو راهم.

‫یاسمین گفت باید بیشتر توجه کنم.

‫چی؟ تو که خیلی توجه می‌کنی.

‫می‌دونم! منم همین رو بهش گفتم.

‫ببینم موهات رو کوتاه کردی؟

‫خیلی قشنگه

‫ همه چی رو پشت بوم امن و امانه!

‫اون من بودم،کوسه ام!

‫بله، می‌دونم. ‫ متوجه شدم. ممنون!

‫آقای پیرانا،بزن به سیم آخر!

‫آقای مار، این علامتته که وارد عمل شی!

‫امیدوارم زمان بندیت درست باشه، بچه جون!

‫مار، با تازه کار مهربون باش این اولین سرقتشه.

‫مهربون بودم والا، فقط لحنم این مدلیه!

‫به گروه خوش اومدی. ‫بفرما دیدی؟

‫میشه یکی بهم یادآوری کنه چرا از در ورودی نیومدی تو؟

‫ای بابا، اونجوری که دیگه خوش نمیگذره!

‫اون عاشق ورودای ژانگولریه.

‫عقب وایستید، ای هیولاها!

‫هیولا؟

‫ببینم این الان مارو هیولا صدا کرد؟ ‫-آره

‫نکنه از هیولا خوشت میاد؟

‫الان یه هیولایی نشونت میدم که حظ کنی، رفیق!

‫نه،نه،نه،نه

‫وااای،به به! ‫-اوکی، الان می‌فهممت!

‫اینو ببین

‫اوف،خوشگله، تو تا حالا کجا بودی؟

‫نه،نه!

‫بدک نیست، بدک نیست!

‫این تکه،نمونه اولیه‌ست.

‫ما همه این کار ها رو به خاطر یه ماشین کردیم؟

‫گوش کن، بچه!

‫سرقت همیشه راجع به غنیمتی که به دست میاری نیست،خب؟

‫یه جور قدرتنماییه ،عزیزجون.

‫بزن بریم.

‫باید بگم که،...

‫نه،نه،گوش کن...

‫این جیگرطلا تا حالا رونده نشده.

‫نگران نباش.

‫ما برات یه هدیه خداحافظی آوردیم.

‫می‌بینی چه باکلاسیم!

‫هرگز نمی‌تونید از این کارتون قسر در برید.

‫اسم آهنگ: ‫Taking Everything by Busta Rhymes ‫"آهنگ رسمی انیمیشن"

‫برید دنبالشون!

‫تکون بخورید! ‫-از سر راه برید کنار!

‫از سر راه برید کنار!

‫تو همیشه اینجوری رانندگی می‌کنی؟

‫فقط وقتی خیلی لازم باشه.

‫و راستش همیشه هم لازمه.

‫اونجا، اون پل راه خروجمونه.

‫گرفتم.

‫ای به چشم!

‫امن و امانه،رفیق!

‫گرگی،یه نقشه مخفی داری یا به فنا رفتیم؟

‫تا یه دیقه دیگه بهت میگم.

رمپ رو ببین!

‫پات رو بزار رو گاز،من یه ایده ای دارم.

‫به به،عضو جدید! ‫ ببینم چی تو چنته داری!

یوهو!

‫به گروه خوش اومدی بچه جون

‫می‌تونید،"وبز" صدام کنید!

‫وای،چه خفن! ‫باشه،باشه!

‫من دیگه هیچ ماشینی غیر از این نمی‌رو...

‫اوه،عالیه،بی‌نظیره،محشره

‫باورش برای خیلی ها سخته ولی بر و بچ بد،خوب شدن.

‫سرتون رو با جزئیات درد نمیارم ولی خلاصه اش اینه که...

‫دایان؟

‫تو "پنجه قرمزی" هستی؟

‫و اینجوری شد که به اینجا رسیدیم. ‫شهروندای قانونمدار که دارن از صفر شروع میکنن.

‫ما "مارمالاد" رو گیر انداختیم. ‫که درواقع آدم بده واقعی بود.

‫تو "پنجه قرمزی" هستی!

‫کی؟ من؟ نه من نیستم، اون "پنجه قرمزیه"!

‫خودمون رو تحویل دادیم و همه رو با این کارمون غافلگیر کردیم.

‫خدایی به عنوان "بر و بچ بد"، ‫ خیلی بهمون خوش گذشت.

‫اما بعضی اوقات باید چیزایی که میدونی رو ‫ رها کنی تا به چیزای بهتری دست پیدا کنی.

‫و دل تو دلمون نیست که ‫ جامعه ما رو با آغوش باز بپذیره!

‫و الان تصمیم دارید که تو یک بانک کار کنید؟

‫چرا که نه! من بعضی از بهترین لحظات زندگیم رو تو بانک گذروندم.

‫جناب شما سه بار به ما دستبرد زدین.

‫اوا خاک عالم بانک شما بود؟

‫اینجا نوشته که جنابعالی شهر رو ‫ از دست یه خوکچه هندیِ شرور نجات دادی.

‫ولی مگه شما خودتون یه جنایتکار بدنام نیستی؟

‫بله هستم،یعنی نه،شاید باشم!

‫شرمنده استرس دارم.

‫راستی، من ادای ماهیای تن رو خوب در میارم.

‫اصلا یجور به نظر میاد انگار داری با یه ماهی تن حرف میزنی نه؟

‫خب، من تو کار با یونیکس، لینوکس، ‫ ویندوز و مک حرفه ایم و به 87 زبان برنامه نویسی تسلط دارم.

‫پس، آره، به درد این کار می‌خورم.

‫متوجهم!

‫اون وقت این فاصله ای که ‫ تو سابقه کاریتون هست رو چطور توضیح میدین؟

‫...

‫انتظار دارم چقدر حقوق بگیرم؟

‫وای،عجب سوال خوبی!

‫راستش، تا حالا کسی داوطلبانه بهم پول نداده.

‫و اگه ببینی یکی از همکارات داره ‫کاری خلاف سیاست های شرکت انجام میده...

‫چه واکنشی نشون میدی؟

‫خبرچینی، آخر و عاقبت نداره! ‫هر کی خبرچینی کنه جاش پیش ماهیای کف اقیانوسه! ‫(یعنی سرش رو زیر آب می‌کنن)

‫می‌دونی چیه؟ میشه یه بار دیگه این سوال رو جواب بدم؟

‫فکر می‌کنم هر چی لازمه رو فهمیدیم.

‫از آشنایی باهاتون خوشحال شدیم.

‫خوش گلدین!

‫ببخشید، ولی نه!

‫ببین، کریگ، هر کس که میخواد تغییر کنه، ‫ به یک نقطه برای شروع دوباره نیاز داره.

‫درسته؟

‫پس من فقط میخوام یه شانسی بهم بدی.

‫میدونید چیه، آقا گرگه؟

‫فکر کنم یه کاری برات داشته باشم.

‫باهاتون تماس میگیرم.

‫چی؟ واقعا؟

‫کریگ، این عالیه!

‫شمارم تو رزومه ام هست.

‫اونجاست. ‫-اوکی!

‫این... فقط، خیلی عالیه!

‫باشه،فکر کنم دیگه می‌تونیم ول کنیم.

‫ببخشید، منظوری نداشتم.

‫ یه شغل گیرم اومد،هورا!

‫این فوق‌العادست!

‫اوه ،کریگ، راستی... ‫می‌دونی...

‫نمی‌خواد چیزی بگی،خودم فهمیدم!

‫"اتمام مهلت پرداخت"

‫"آخرین اخطار"

‫"هشدار تخلیه"

درسته،رایگان! شارژ بی‌سیم رایگان مستقیم از فضا...

‫به گوشی های موبایل شما!

‫ببینم،کار رو گرفتی؟

‫خب صد درصدی که نیست.

‫ولی گفت بهم زنگ میزنه.

‫خب حداقل از پیرانا که بهتر عمل کردی.

‫خب، آره، من فکر کردم باید اعتماد به نفس نشون بدم.

‫آره ولی چرا ماهی تن آخه؟

‫چون ماهی های تن اعتماد به نفس دارن.

‫تا حالا ماهی تنی رو دیدی که اعتماد به نفس نداشته باشه؟

‫همشون!

‫ماهی های تن اعتماد به نفس دارن. ‫-بفرما!

‫بچه ها، بیخیال این بحثا شید.

‫زندگی مثل تعقیب و گریزه

‫یه سری دست انداز تو جاده هست ولی....

‫ کی تا حالا این چیزا جلوی ما رو گرفته؟

‫هرگز!

‫فقط یکم زمان میبره.

‫ولی کم کم نظر مردم بهمون جلب میشه بهتون قول میدم.

‫حتی اگه به خاطر کارای شبح راهزن مقصر شناخته بشیم؟ ‫-عجب توصیف دقیقی کردی!

‫به گوشت نرسیده؟

‫"شبح راهزن،روز گذشته، سه موقعیت رو مورد حمله قرار داد."

‫"و چندین آثار باستانی با ارزش رو به سرقت برد."

‫شبح،غیرقابل ردیابیه و اصلاً به این مسئله معروفه!

‫هی، هی، هی، این که امضای کار ماست! ‫-دقیقاً!

‫کمیسر، برو بچه های بد، ‫ به زندگی خلافکارانه برگشتن؟

‫یا دارن براشون پاپوش میدوزن؟

‫راستی، عجب چتریای قشنگی!

‫ممنون، خودم کوتاهشون کردم.

‫ببین من نمیتونم راجع به ‫تحقیقاتی که در دست انجامه نظر بدم.

‫بذار فقط بگم که...

‫یه تبهکار،همیشه یه تبهکار باقی می‌مونه!

‫پس کار بر و بچه های بده!

‫گفتم که نظری ندارم!

‫ای بابا! ‫-چی؟

‫آخه چطور ممکنه بتونیم، ‫ یه شروع تازه داشته باشیم...

‫وقتی بابت هر اتفاق بدی ما رو مقصر میدونن.

‫سلام بر و بچ به نظرتون خورشید خانم امروز یه جورخاصی نمیدرخشه؟

‫این چیه پوشیدی؟

‫اون نوشیدنی چیه داری میخوری؟

‫کامبوچای گندم سبز با خزه اضافه و دو شات بابونه!

‫فکر نکنم خوردن این چیزا برات خوب باشه.

‫ای بابا،از دست شما ها!

‫کاش می‌تونستم بمونم و تا صبح باهاتون کَل‌کَل کنم.

‫وایسا ببینم دوباره داری میری بیرون؟

‫تو که همین الان برگشتی!

‫می‌دونی که روالش چجوریه.

‫فکر کردی من این بدن رو با نشستن و تلوزیون دیدن ساختم؟

‫بای بایییی!

‫بچه ها، فکر کنم کامبوچا مغزش رو خورده.

‫اصلاً می‌دونید چیه؟

‫خدا خوشحال،بنده خوشحال! ‫پس،بقیه اش هم به ما ربط نداره،درسته؟!

‫و خوشحال نیستی؟

‫اگه بتونم یکی از این کار ها رو بگیرم، ‫ خیلی خوشحال تر میشم.

‫پاک کردن اون تصویر اولیه خیلی سخته!

‫مثلاً،بار اولی که دیدمت فکر می‌کردم ‫ مغرور، از خود متشکر و دروغگویی!

‫حالا جدی،خیلی سخته وقتی مدام دست رد به سینت میزنن مثبت بمونی.

‫چه می‌دونم،آدم حس ناامیدی بهش دست میده.

‫آدم خوبی شدن سخت تریین کاریه که تو زندگیم کردم بوده.

‫تازه در مقایسه با شما ها، ‫ کارم راحت تر پیش رفت.

‫آخه هیچکس نمیدونست که من "پنجه قرمزی" بودم.

‫ای بابا یعنی میخوای بگی که تو پنجه قر...

‫ببخشید،نفهمیدم چی گفتی!

‫باشه،خودت خواستیا!

‫الان بهت نشون میدم ‫چرا بهم میگن گرگِ بدِ گند...

‫فکر کنم زیادی جوگیر شدم.

‫فکر نکنم این بادمجون تو مصاحبه ها کمکی بهم بکنه.

More Farsi/persian subtitles for The Bad Guys 2

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left