The first 200 lines.
زیرنویس و ترجمه از: "GLITTER GIRL"
قاهره،مصر، پنج سال قبل!
صبحانتون ،آقای سالومون!
من طالبی دوست ندارم،مزه ملون میده.
دیگه تکرار نمیشه، آقا، قول میدم. الان اینجا رو تمیز میکنم.
هنوز میخوام سرت داد بزنم.
واحد دو،من دیگه تصویر دوربین شماره چهار رو ندارم.
همه حواس ها به تراس پشت بام باشه.
وارد شدم.
خیلی خب آقای کوسه نوبت توئه.
آفرین تازهکار!
دریافت شد،تو راهم.
یاسمین گفت باید بیشتر توجه کنم.
چی؟ تو که خیلی توجه میکنی.
میدونم! منم همین رو بهش گفتم.
ببینم موهات رو کوتاه کردی؟
خیلی قشنگه
همه چی رو پشت بوم امن و امانه!
اون من بودم،کوسه ام!
بله، میدونم. متوجه شدم. ممنون!
آقای پیرانا،بزن به سیم آخر!
آقای مار، این علامتته که وارد عمل شی!
امیدوارم زمان بندیت درست باشه، بچه جون!
مار، با تازه کار مهربون باش این اولین سرقتشه.
مهربون بودم والا، فقط لحنم این مدلیه!
به گروه خوش اومدی. بفرما دیدی؟
میشه یکی بهم یادآوری کنه چرا از در ورودی نیومدی تو؟
ای بابا، اونجوری که دیگه خوش نمیگذره!
اون عاشق ورودای ژانگولریه.
عقب وایستید، ای هیولاها!
هیولا؟
ببینم این الان مارو هیولا صدا کرد؟ -آره
نکنه از هیولا خوشت میاد؟
الان یه هیولایی نشونت میدم که حظ کنی، رفیق!
نه،نه،نه،نه
وااای،به به! -اوکی، الان میفهممت!
اینو ببین
اوف،خوشگله، تو تا حالا کجا بودی؟
نه،نه!
بدک نیست، بدک نیست!
این تکه،نمونه اولیهست.
ما همه این کار ها رو به خاطر یه ماشین کردیم؟
گوش کن، بچه!
سرقت همیشه راجع به غنیمتی که به دست میاری نیست،خب؟
یه جور قدرتنماییه ،عزیزجون.
بزن بریم.
باید بگم که،...
نه،نه،گوش کن...
این جیگرطلا تا حالا رونده نشده.
نگران نباش.
ما برات یه هدیه خداحافظی آوردیم.
میبینی چه باکلاسیم!
هرگز نمیتونید از این کارتون قسر در برید.
اسم آهنگ: Taking Everything by Busta Rhymes "آهنگ رسمی انیمیشن"
برید دنبالشون!
تکون بخورید! -از سر راه برید کنار!
از سر راه برید کنار!
تو همیشه اینجوری رانندگی میکنی؟
فقط وقتی خیلی لازم باشه.
و راستش همیشه هم لازمه.
اونجا، اون پل راه خروجمونه.
گرفتم.
ای به چشم!
امن و امانه،رفیق!
گرگی،یه نقشه مخفی داری یا به فنا رفتیم؟
تا یه دیقه دیگه بهت میگم.
رمپ رو ببین!
پات رو بزار رو گاز،من یه ایده ای دارم.
به به،عضو جدید! ببینم چی تو چنته داری!
یوهو!
به گروه خوش اومدی بچه جون
میتونید،"وبز" صدام کنید!
وای،چه خفن! باشه،باشه!
من دیگه هیچ ماشینی غیر از این نمیرو...
اوه،عالیه،بینظیره،محشره
باورش برای خیلی ها سخته ولی بر و بچ بد،خوب شدن.
سرتون رو با جزئیات درد نمیارم ولی خلاصه اش اینه که...
دایان؟
تو "پنجه قرمزی" هستی؟
و اینجوری شد که به اینجا رسیدیم. شهروندای قانونمدار که دارن از صفر شروع میکنن.
ما "مارمالاد" رو گیر انداختیم. که درواقع آدم بده واقعی بود.
تو "پنجه قرمزی" هستی!
کی؟ من؟ نه من نیستم، اون "پنجه قرمزیه"!
خودمون رو تحویل دادیم و همه رو با این کارمون غافلگیر کردیم.
خدایی به عنوان "بر و بچ بد"، خیلی بهمون خوش گذشت.
اما بعضی اوقات باید چیزایی که میدونی رو رها کنی تا به چیزای بهتری دست پیدا کنی.
و دل تو دلمون نیست که جامعه ما رو با آغوش باز بپذیره!
و الان تصمیم دارید که تو یک بانک کار کنید؟
چرا که نه! من بعضی از بهترین لحظات زندگیم رو تو بانک گذروندم.
جناب شما سه بار به ما دستبرد زدین.
اوا خاک عالم بانک شما بود؟
اینجا نوشته که جنابعالی شهر رو از دست یه خوکچه هندیِ شرور نجات دادی.
ولی مگه شما خودتون یه جنایتکار بدنام نیستی؟
بله هستم،یعنی نه،شاید باشم!
شرمنده استرس دارم.
راستی، من ادای ماهیای تن رو خوب در میارم.
اصلا یجور به نظر میاد انگار داری با یه ماهی تن حرف میزنی نه؟
خب، من تو کار با یونیکس، لینوکس، ویندوز و مک حرفه ایم و به 87 زبان برنامه نویسی تسلط دارم.
پس، آره، به درد این کار میخورم.
متوجهم!
اون وقت این فاصله ای که تو سابقه کاریتون هست رو چطور توضیح میدین؟
...
انتظار دارم چقدر حقوق بگیرم؟
وای،عجب سوال خوبی!
راستش، تا حالا کسی داوطلبانه بهم پول نداده.
و اگه ببینی یکی از همکارات داره کاری خلاف سیاست های شرکت انجام میده...
چه واکنشی نشون میدی؟
خبرچینی، آخر و عاقبت نداره! هر کی خبرچینی کنه جاش پیش ماهیای کف اقیانوسه! (یعنی سرش رو زیر آب میکنن)
میدونی چیه؟ میشه یه بار دیگه این سوال رو جواب بدم؟
فکر میکنم هر چی لازمه رو فهمیدیم.
از آشنایی باهاتون خوشحال شدیم.
خوش گلدین!
ببخشید، ولی نه!
ببین، کریگ، هر کس که میخواد تغییر کنه، به یک نقطه برای شروع دوباره نیاز داره.
درسته؟
پس من فقط میخوام یه شانسی بهم بدی.
میدونید چیه، آقا گرگه؟
فکر کنم یه کاری برات داشته باشم.
باهاتون تماس میگیرم.
چی؟ واقعا؟
کریگ، این عالیه!
شمارم تو رزومه ام هست.
اونجاست. -اوکی!
این... فقط، خیلی عالیه!
باشه،فکر کنم دیگه میتونیم ول کنیم.
ببخشید، منظوری نداشتم.
یه شغل گیرم اومد،هورا!
این فوقالعادست!
اوه ،کریگ، راستی... میدونی...
نمیخواد چیزی بگی،خودم فهمیدم!
"اتمام مهلت پرداخت"
"آخرین اخطار"
"هشدار تخلیه"
درسته،رایگان! شارژ بیسیم رایگان مستقیم از فضا...
به گوشی های موبایل شما!
ببینم،کار رو گرفتی؟
خب صد درصدی که نیست.
ولی گفت بهم زنگ میزنه.
خب حداقل از پیرانا که بهتر عمل کردی.
خب، آره، من فکر کردم باید اعتماد به نفس نشون بدم.
آره ولی چرا ماهی تن آخه؟
چون ماهی های تن اعتماد به نفس دارن.
تا حالا ماهی تنی رو دیدی که اعتماد به نفس نداشته باشه؟
همشون!
ماهی های تن اعتماد به نفس دارن. -بفرما!
بچه ها، بیخیال این بحثا شید.
زندگی مثل تعقیب و گریزه
یه سری دست انداز تو جاده هست ولی....
کی تا حالا این چیزا جلوی ما رو گرفته؟
هرگز!
فقط یکم زمان میبره.
ولی کم کم نظر مردم بهمون جلب میشه بهتون قول میدم.
حتی اگه به خاطر کارای شبح راهزن مقصر شناخته بشیم؟ -عجب توصیف دقیقی کردی!
به گوشت نرسیده؟
"شبح راهزن،روز گذشته، سه موقعیت رو مورد حمله قرار داد."
"و چندین آثار باستانی با ارزش رو به سرقت برد."
شبح،غیرقابل ردیابیه و اصلاً به این مسئله معروفه!
هی، هی، هی، این که امضای کار ماست! -دقیقاً!
کمیسر، برو بچه های بد، به زندگی خلافکارانه برگشتن؟
یا دارن براشون پاپوش میدوزن؟
راستی، عجب چتریای قشنگی!
ممنون، خودم کوتاهشون کردم.
ببین من نمیتونم راجع به تحقیقاتی که در دست انجامه نظر بدم.
بذار فقط بگم که...
یه تبهکار،همیشه یه تبهکار باقی میمونه!
پس کار بر و بچه های بده!
گفتم که نظری ندارم!
ای بابا! -چی؟
آخه چطور ممکنه بتونیم، یه شروع تازه داشته باشیم...
وقتی بابت هر اتفاق بدی ما رو مقصر میدونن.
سلام بر و بچ به نظرتون خورشید خانم امروز یه جورخاصی نمیدرخشه؟
این چیه پوشیدی؟
اون نوشیدنی چیه داری میخوری؟
کامبوچای گندم سبز با خزه اضافه و دو شات بابونه!
فکر نکنم خوردن این چیزا برات خوب باشه.
ای بابا،از دست شما ها!
کاش میتونستم بمونم و تا صبح باهاتون کَلکَل کنم.
وایسا ببینم دوباره داری میری بیرون؟
تو که همین الان برگشتی!
میدونی که روالش چجوریه.
فکر کردی من این بدن رو با نشستن و تلوزیون دیدن ساختم؟
بای بایییی!
بچه ها، فکر کنم کامبوچا مغزش رو خورده.
اصلاً میدونید چیه؟
خدا خوشحال،بنده خوشحال! پس،بقیه اش هم به ما ربط نداره،درسته؟!
و خوشحال نیستی؟
اگه بتونم یکی از این کار ها رو بگیرم، خیلی خوشحال تر میشم.
پاک کردن اون تصویر اولیه خیلی سخته!
مثلاً،بار اولی که دیدمت فکر میکردم مغرور، از خود متشکر و دروغگویی!
حالا جدی،خیلی سخته وقتی مدام دست رد به سینت میزنن مثبت بمونی.
چه میدونم،آدم حس ناامیدی بهش دست میده.
آدم خوبی شدن سخت تریین کاریه که تو زندگیم کردم بوده.
تازه در مقایسه با شما ها، کارم راحت تر پیش رفت.
آخه هیچکس نمیدونست که من "پنجه قرمزی" بودم.
ای بابا یعنی میخوای بگی که تو پنجه قر...
ببخشید،نفهمیدم چی گفتی!
باشه،خودت خواستیا!
الان بهت نشون میدم چرا بهم میگن گرگِ بدِ گند...
فکر کنم زیادی جوگیر شدم.
فکر نکنم این بادمجون تو مصاحبه ها کمکی بهم بکنه.
No comments yet. Be the first to leave one.