The first 200 lines.
معبد گمشده تنظیم شده بر اساس رمان " گمشدگان معبد " توسط عموسه «قسمت5»
آقای سه جر ممنون
تکون نخور
خوبی . ما نمیخواستیم بهت آسیب برسونیم
چه دنیای کوچیکیه! تو خیلی خوش شانسی . یه نگاه به صورت زیبای کوچولوت بنداز
اگه گیر یه آدم شرور افتاده بودی حتما تا الان کشته بودت
چه اتفاقی افتاده؟
یه لاشه خوار وارد بدنت شده بود . اما بیرونش اوردیم
!یه حشره
کجا … اونها کجاند؟
کی؟ دوستای من
...توی احمق پست مدت طولانیه که
ما فقط تو رو دیدیم
جیاو جی
دختر, دقیقا چه اتفاقی افتاده؟
شما بچه ها برای چی اینجایید؟ از آثار فرهنگی چی بدست اوردید؟
ما هنوز چیزی بدست نیاوردیم
… هنوز نتونستید
آقای سه جر
نه .. ! چی شد؟!! چرا شما یکی یکی هی میفتین؟
ارباب کوچک !وو زی
!وو زی
چی شده؟
نیش این لاشه خوار سمیه
چطوری لاشه خوار سمی منو نیش زده ؟
خنگی؟ لاشه خوار های سمی این دخترو نیش زدن
اونم تو رو گاز گرفت. بعد سمش به تومنتقل شده من نمیتونم باور کنم که تو هنوز می خوای اونو نجات بدی
این سم به طور موقت تحت کنترله.تو به درمان نیاز داری
اما این اولین باره که خون انسان میتونه بیماری رو درمان کنه
چطوره یه گازم به من بدی؟ من دارم سعی میکنم وزنمو کم کنم
چیزی در این آرامگاه میتونه اونو نجات بده
این همون گاز لاشه خوار سمیه
پس چرا اون حالش خوبه , و آقای سه جر. اون چه مشکلی داره؟
چون واکسن زدیم. قبل از اینکه داخل مقبره بشیم،
باید هممون واکسینه می شدیم
این میتونه مانع از ورود گاز سمی در رگهای خونی بشه
اما اون روی بقیه اثر نمیکنه
اینجا
هی … های جر. های جر. اگه میشنوی جواب بده , های جر
وو زی به درمان نیاز داره
دهنتو ببند و گوشیتو خاموش کن
هی, های جر , با من حرف بزن
های جر , اونجا چه خبره ؟ با من حرف بزن. وو زی داره میمیره
وو زی
من های جر و چن رو گرفتم. از الان به فرمانای من گوش میدی
یا اونها میمیرند
الو؟
الو؟
!اونو بگیر. چطور جرات میکنی به من کلک بزنی
چرا این کار نمی کنه؟
غیر ممکنه! مهم نیست که چقدر سیگنالش بده , اون نمیتونه خاموش بشه
یه نفر حرف زد , اما به نظر نمیرسه صداش شبیه های جر باشه
باید اتفاقی افتاده باشه چه اتفاقی؟
این یه زمین خشک و بی ثمره , مگه اینکه ما به بعضی ارواح صدمه وارد کرده باشیم
انقدر چرت نگو
نینگ, دوستای شما اون بالا اند؟
لیو تای. یه گروه نگهبانی اون بالا داره
فکر میکنی چاستی چن و های جر رو دزدیدند ؟
نمیدونم. ما تماس مونو از دست دادیم
اگه واقعا دوستای تو اون بالا باشند, فکر میکنی اونها به چاستی چن و های جر آسیب برسونن ؟
دستوری که به من دادند اینکه باید قبل از غروب برگردم
و اونها برای کسی که دیر برگرده منتظر نمیمونند
اگه من موفق بشم قبل از شب به اون بالا برم میتونم زنده بمونم
دوستای شما در خطرند
اونها رو توی جنگل ول میکنن
رفتن از این جنگل بدون تجهیزات،
اون غیر ممکنه ما هنوز وقت داریم
من فکر میکنم که ما باید راه دیگه ای پیدا کنیم
بیا بریم. با زخمی هایی مثله شما, این غیر ممکنه
مراقب باش
منو تنها بذار
اون بهت گفت که تنهاش بذاریم . بیا بریم
بریم
من فکر میکنم تیم نینگ در خطرند
حواستون باشه به اون درباره مرد خونی چیزی نگید. میترسم اون نتونه قبول کنه
اونو پیدا می کنه. اما ما باید اونو تا وقتی که به بیرون راهی پیدا کنیم نگه داریم
با این حال, احساس میکنم همه چیزاینجا داره عجیب و غریب میشه
مراقب باشید بچه ها. بیاین بریم
بذار کمکت کنم
لازم نیست سخت بگیری
بهت گفتم تنهام بذار
من نیت بدی ندارم . تو یه دختری و زخمی شدی
نمیتونی بیرون بری حق با اونه
فقط یه کمکِ کوچیکه .... کار دیگه که نمیخواد بکنه.... ما رو الاف نکن
بیا اینجا.
اینجا یه راهه
برو کنار. برو کنار. فوریه! از سر راه برید کنار.
تو حالت خوبه؟
متاسفانه, مسدود شده
هی, پان زی. لاشه خوار دهنتو گاز گرفته؟
میتونی بگی هیچ راهی نیست؟
تو به این میگی راه؟ توی شهرتون به این میگند راه ؟ این یه دیواره
به این میگن دیوار. د - ی - و - ا - ر , دیوار, در زبان انگلیسی ...مانند " دیوار بزرگ". و این یه
مهم نیست به هر حال ،این درشهر من راه نیست
اون طرف نور هست . دیوار رو خراب کنید
چیکار کنیم؟
ما به جشنواره ی شادمانیه بهار میریم
شاید بتونیم از این راه بریم بیرون
به هر حال, ما باید راهی برای رفتن به بیرون پیدا کنیم
خیلی سادست . بذارش به عهده من. برو کنار لطفا , بچهها. تکون بخورید، صدمه می بینید
!زود باش تو واقعا میتونی این کار رو بکنی؟ من می تونم؟ تو درباره فتی وانگ نشنیدی؟
واقعا می تونی این کار رو بکنی؟
ساکت!
راستی ، اونها اسممونو از کجا میدونن؟
اونها عضو باند سارقان مقبره باستانی اند؟
آ ره, اونها هستن
پس چرا این دستگاه رو شکستی؟ نمیخوای با وو زی در تماس باشی؟
البته که می خوام
اما تو هم شنیدی که اونها عمو سه و وو زی و ما رو تهدید کردند
مقبره به اندازه کافی برای اونها خطرناکه . اجازه بده خطر اضافی رو از اونها دور نگه داریم
این منطقیه
فتی, وقت رو تلف نکن
فتی, بجنب.
گوسفند دلپذیر، گوسفند زیبا، گرگ قرمز، گرگ خاکستری
فتی, عجله کن
پا پا, پا پا, حالا ما روکجا میبری؟.
آمین
شما مرد محکمی هستید چاپلوسی نکن... بدم میاد... بیا دستمو بگیر .کمکم کن
بیا اینجا
مرد خونی داره به اینجا میاد . بیاین بریم
بیا بریم. نگاه نکن. برو
بی خیال . ما باید از اینجا عبور کنیم؟
متاسفانه, درست گفتی
آقای سه جر. پشت سر هم. عجله کن
نگاه کردنو تموم کن بیا برو
مراقب باش
مراقب باش
فتی, سریعتر بیا
عجله کن, فتی, دستت رو بده به من . زود
مرد خونی اینجاست. عجله کن. عجله کن. فشار بده. محکمتر, پان زی, لطفا
تو باید بیشتر فشار بدی, لطفا
خوبی، فتی؟ من وزنمو در راه برگشت از پکن از دست میدم
پان زی
ارباب کوچک، بجنب .شما بچهها جلوتر برید
برو. برو. برو. برو. برو
اینجا یه راهه
همونطور که قبلا گفتم، همیشه راه خروجی برای فتی وجود داره
اینجا دیگه کجاست؟
سالها از عمر این درخت میگذره
من شرط می بندم سن این درخت از مجموع سن ما بیشتره
اینجا واقعا یک مقبرست؟
چطور چنین جایی وجود داره؟
نگاه کنید ، بچه ها. اون طرف ... اونجا
چی میگی تو . اینجا
باید اتاق تابوت اصلیِ مقبره سلسله ی ژو غربی باشه
و اون باید بدن لرد لو شانگ باشه اون واقعا
یه مرد بد جنسه
اون نه تنها جایگاه یه نفرو گرفته
بلکه حتی قبرِ اون رو برای خودش دزدیده
من شانس اوردم که تو رو دیدم آقای فتی
:به نمایندگی از خدا، من میخوام امروز به تو یه درس بدم
سارقان مقبره سالم به بیرون نمیرند
حق با توئه. سارقان مقبره سالم به بیرون نمیرند
آره
چرا به من نگاه میکنی؟
من اینجام تا از آثار فرهنگی محفاظت کنم
فقط ... نگاه کردن به منو تموم کن تو بهتره بمونی
مرد خونی کجاست؟ فرار کرد
درباره ی کدوم مرد خونی صحبت می کنید؟
مرد خونی چیه؟ همه ما تو خودمون خون داریم، درسته؟
شما بچهها, فقط اینجا بمونید. برادر بزرگ تون اینجا رو بررسی میکنه
من به شما نشان میدم که چطور فتی وانگ از آثار فرهنگی محافظت میکنه
فتی, با دقت قدم بردار
مراقب باش بچسب به اون
محکم تر بگیر
عجله نکن
شما بچهها منتظرم بمونید, تا زمانی که به شما علامت بدم
عمو سه, عمو سه, اینجا
وو زی
بچه ی لوس, کجا بودی؟ من نگرانت بودم
شما بچهها حالتون خوبه ؟ من خوبم
اما پان زی صدمه دیده . و چن و های جر اون بالا در خطرند
آ ره. حالا شما بچهها خوبید
اما من در خطر بحرانیم
تو, هر کی که هستی , عمو سه یا عمه سه
تکون دادن چراغ قوه رو تموم کن
تو چرا مثله یه احمق ترسیدی با این هیکل تپلت؟
بیخیال. فکر میکنی اینجا چه جاییه؟
یهو یه چی بیرون اومد. من از کجا میدونستم که تو یه انسانی یا یه روح؟
تو فتی هستی . همونی که وو زی رو در مغولستان مرکزی نجات داد، درسته؟
هیچ حرکت احمقانه ای که باعث سقوط بشه انجام نده
پان زی, زخمت چطوره؟
خوبه. ممنون از اینکه پرسیدید , عمو سه
...عمو سه, شما فقط
آقای سه جر. آقای سه جر
ارباب کوچک, چه اتفاقی برای وو زی افتاده؟
بخاطر سم لاشه خواره. اما دیگه هیچ خطری اونو تهدید نمیکنه
ارباب کوچک , من میرم راهی به پایین پیدا کنم
مواظب وو زی باش
کدام بخشی از "تا زمانی که من به شما علامت بدم" رو درک نکردی? چرا اینقدر عجله داری؟
اوه نه
من واقعا باید وزن کم کنم
!چه آدم خوشبختی هستی
میدونی. همه چیز دست به دست هم داده تا به شما بگه خیلی چاقید
دهن کثیفتو ببند
" مرد خوشبخت؟ "
نظرت چیه مثل من چاق باشی؟
مرده ها زنده شدند
متاسفم. متاسفم التماستون میکنم ببخشید, من مقصر نیستم به من یاد دادند که به شما احترام بذارم , مثله یه شاگردِ خوب
اونها به قلابت گیر کردند
No comments yet. Be the first to leave one.