The first 200 lines.
هي،کي اونجاست؟
.من اينجا رو چک ميکنم .تو اون يکي اتاق رو چک کن
!کسي اينجا نيست .تالار رو چک ميکنم
.راه پله رو بگرد
.زودباش
نه،نه
رو به FBI پارکر،تو نبايد يه مامور .بار ما مياوردي
.نه،پوشش ما از بين نرفته
مک اسوين" هنوز فکر ميکنه من " .مامور ويژه "هگن"ـنم
کسي که قبول کرده ديشب براي .پورتلند بهش کمک کنه FBI نفوذ به
چي فکر کردي؟
من اين کار رو کردم چون .اون به ما نياز داره
پس نقشه قربانيه .اليور اشميت پونزي"رو اجرا کن"
من ماهاست که دارم روي اون نقشه کار ميکنم،خيلي خب؟
.من واسه اين وقت ندارم
.نيت"،اون داره پدرش رو از دست ميده"
.لطفاً فقط برو باهاش صحبت کن
.به خاطر من
.سرطان لوزالمعده
دکترها گفتند راهي نداريم و ميتونيم .ببريمش خونه
.من هم همين کار رو کردم
.متاسفم
مامور "هگن" گفت شما يه آناليزوريد که به .براي حل پرونده هاي سخت خيلي کمک کرده FBI
.فکر کنم قضيه مربوط به پدرته
پدر من بيشتر از 40 سال توي .بوده FBI پورتلند مامور
اون آدمهاي بد زيادي رو .از تو خيابون ها جمع کرده
ولي هيچ کدوم از اونا توي آگهي ...فوتش ذکر نميشه
.به خاطر اون يه نفري که فرار کرده...
قبل از اينکه پدرم بميره،کمکم .کن تا يه کاري رو واسش انجام بدم
.کمکم کن "دي.بي کوپر"رو بازداشت کنم
وايسا،نفر اول ليست معماهاي حل ...نشده ي تاريخ جنايي آمريکا
اين کار جديدمونه؟
."نه،کارمون از بين بردن "اليور اشميتِ
.اين فقط يه کار کوچيکه سوفي؟
.سال 1971،روز قبلِ جشن شکر گزاري
يه 727 از پورتلند به سمت سياتل .پرواز کرد
توسط اين مرد دزديده شد،يه مسافر که .به اسم "دن کوپر" ثبت شده بود
وايسا،من فکر ميکردم اسمش "دي.بي کوپر" بود؟
اون يه سو تفاهم بود که توسط يه خبرنگار .تو صحنه ي جرم ايجاد شد
و بعدش هم تکرار شد تا ديگه .همگاني شد
ببخشيد،نميخواستم ذوقت رو .از بين ببرم
.ادامه بده و هيجان زده شو
اون به مهماندار يه چيزي شبيه .بمب نشون داد
اون تقاضاي 200 هزار دلار .پول نقد و 4 تا چتر نجات کرد
اونا رو گرفت.بعدش يه کاري کرد که .هيچکس توقع نداشت
يه جايي بالاي آبشار که نزديک ...جايي که ما الان هستيم بود
...اون پريد و .اون واسه هميشه ناپديد شد
...سوفي،يه چيزي
تو يه پوستر "دي.بي"رو تا 15 سالگي بالاي ،تختت آويزون کرده بودي
راستشو بگو...کردي،نه؟ - چي؟چيکار کردم؟ -
وايسا،بزارين من اينجا يه مشکل کوچيک رو حل کنم،باشه؟
،اون مرد از ارتفاع 3000 متري پريده،خب
.ولي دماي هفت درجه زير صفر بوده
.چتر نجاتش مال سال 1971 بوده
اون در يه آب و هواي بد توي .جنگل پريده
.اون زنده نمونده .پرونده مختومست
...خيلي خب،اين ...اين به احتمال زياد
.فقط اتلاف وقته - چي؟ -
.ولي من قول دادم سعيمونو ميکنيم
"پس من ميرم با پدر "مک اسوين .صحبت کنم
و،هاديسون،تو هم پرونده هاي قديمي .رو بررسي کن
اون پرونده هايي که پارکر دزديده؟ - .آره -
اوني که اندازه ي 80 تا کتابه؟
.نگران نباش .کمکت ميکنم
."آقاي "رينولدز
مامور ويژه "توماس"؟
ميتوني "آلن"صدام کني.اين .يه ملاقات رسمي نيست
.استيو" صدام کن"
من توي پرونده ي "کوپر" همکار .پيتر مک اسوين" بودم"
"خب،ما اينجا با آقاي "دالورث .کار ميکنيم
.اون يه آناليزورِ
خب،...هر کاري به خاطر پيتر انجام ميدم ...اما
بايد بدونيد اين واسه من فقط .يه پرونده نبود
.يه مسئله ي شخصي بود
همسر قبليم مهماندار .هواپيما بود
خب،پس،شما واسه تحقيق مورد .مناسبي هستيد
به نظر ميرسه هرکس يه نظري در مورد .کوپر" داره"
نظر شما چيه؟
حدود يک سال بعد از ...،"ناپديد شدن "کوپر
ريچارد مکوي" يه هواپيما" ،رو خارج از دنور دزديد
،دستگير شد .45 سال محکوم به زندان شد
مدتي بعد اون از خمير دندان پزشکي يه تفنگ درست کرد و و با رد شدن از دروازه ي زندان، توي ماشين آشغالي .رفت
.کشته شد FBI توي درگيري مسلحانه با
يه نفر تو فلوريدا،"دون وبر"،تو بستر مرگش در ."سال 1995 ادعا کرد که "کوپرِ
يه نظر ميخواي؟ .خودت انتخاب کن
پدر؟ بدموقع نيست؟
صداها داره دريا نوردها رو .به سمت مرگ ميبره
خوشبختانه من ميدونم .چطور تموم ميشه
.من چند ساعت ديگه برميگردم
.تالي هو" پسرم"
"پيتر مک اسوين"
."نيک دالورث"
.بفرمائيد بشينيد
.ممنون
خب تو يه آناليزور هستي که ميخواي شانستو توي پرونده ي "کوپر" امتحان کني
.اگه اشکالي نداره
من 40 سال رو صرف اين کردم که يه نفر .رو درک کنم
چه حسي داره وقتي هر روز با يه جنايتکار سر و کله بزني؟
،خب،اگه بگم اين مربوط به کارم ميشه .بهت دروغ گفتم
پس اين يه داستانه که حتماً .بايد بشنوي
از روز قبل از مراسم شکرگزاري سال 1971 .شروع شد
اون چيه؟
.يه هديه کوچولو واسه کار جديدت
!!خوبه
.خيلي سخته ميشه
خداحافظي از کسايي که دوستشون .داري هميشه اينطوريه
"تالي هو" "تاد" - .تالي هو" پدر" -
اولين روزم به عنوان رئيس توي اداره ي .سياتل بود
،قبل از اينکه برم اونجا ...بايد يه کاري ميکردم
تشکر از کسايي که باهاشون توي .پورتلند خدمت کردم
.هي،هي،قهرمان دلاور برگشته
.فقط اومدم خداحافظي کنم
تو همکار خيلي خوبي بودي "رجي"،و آينده ي .روشني توي اين اداره داري
.مخصوصاً الان که داري ميري
.شما هميشه هواي منو داشتيد
.ناراحت نشيد - .اينطور نيست -
.ميشه همه يه لحظه به من توجه کنند
"خب،شعار ما "وفاداري،شجاعت،درستکاريه
و تمام مدتي که من اينجا توي پورتلند بودم بايد .بگم شما هر روز اين شعار رو به من نشون داديد
و بخاطر اين،ازتون ممنونم
،اگه بتونم قبل از رفتنم يه کار بکنم
...ميخوام يه لغت به اون تابلو اضافه کنم
."دلسوزي"
هيچوقت فراموش نکنيد خودتون رو .جاي کسايي که بهشون خدمت ميکنيد بزاريد
.و نه فقط قربانيها،مجرمين هم همينطور
اونا همه لايق بخشش .ما هستند
.ممنون
.بفرماييد
.خانوم،نوشيدنيتون - .ممنون -
هي،خانوم کوچولو،ميشه يه ويسکي ديگه واسم بياريد؟
،"دارم بهت ميگم،"لائوري
،هرچقدر لباسهاي ما کوتاهتر باشه
و هرچقدر هم اونا مست تر بشن .فکر ميکنند ما هم توي منو هستيم
قبل از اينکه امتحان کني .ردش نکن
.حتي اين هم جلوشون رو نميگيره
.من تنبهشون کنم
.خب،"استفاني"،موفق باشي
به پرواز 305 خوش اومديد.چي ميتونم براتون بيارم،قربان؟
.آب و بوربن،لطفاً
.و اين هم براي شماست
.چي بهت گفتم؟يه تاجر مجنون ديگه
.حالا،حالا،دست پاچه نشو
وقتي "کوپر" به "استفاني ريتر" يادداشت ،رو داد
.اون رابط بين اون و ما شد
،ما هر چيزي که در مورد اون ميدونيم از گفته هاي اون زن شجاع فهميديم
البته،"استفاني" اول بايد يادداشت رو .باز ميکرد
.بفرماييد،قربان
...خانوم
.شما بايد اون يادداشت رو بخونيد
:متن نامه من يه بمب توي کيفم دارم که اگه لازم بشه ازش" ".استفاده ميکنم،ميخوام کنارم بشيني تا نشونت بدم
.هواپيما تازه فرود اومده
ما حدود 5 دقيقه ديگه به فرودگاه .ميرسيم
.سي و دو مسافر تو هواپيمان اونا ميدونند چه اتفاق افتاده؟
نه،فقط مهماندار،"استفاني ريتر"،و .دوتا از خدمه ي پرواز
و هواپيما ربا،خواسته هاش چيه؟
،دويست هزار دلار
...سوختگيري مجدد توي فرودگاه سياتل
.و چهار تا چتر نجات
.چهار تا چتر نجات
.مک اسوين"، به سياتل خوش اومديد"
ميبينم که با آقاي "کروسلي" از هواپيمايي .آشنا شدي
فکر ميکردم به شما رو به سرعت .اينجا بيارند
،وقتي که شما تاخير داشتيد
من يه نقشه ي يورش رو .برنامه ريزي کردم
افراد من ميتونن با کمترين تلفات .هواپيما ربا رو بيرون بيارند
.اين کاريه که من پيشنهاد ميکنم
چرا؟
،چون بمب تقلبيه .هواپيما روي زمينه
،اگه بزاريم دوباره پرواز کنه .ممکنه هر اتفاقي بيفته
خب،دستورات شما چيه؟
خب،تک تيراندازهاي پليس چيزي رو که .نميبينند نميتونند بزنند
.تيم ضربت من آمادست
،هر چقدر بيشتر منتظر بمونيم .نميتونم بگم اين مرد چکار ممکنه بکنه
.با خلبان تماس بگير
،و به هواپيما ربا بگو همه ي گروگانها رو آزاد کنه .و بعدش هرچي بخواد بهش ميديم
همينکار رو ميکنيم.تو ميخواي بزاري که با پول و 4 تا چتر نجات پرواز کنه؟
.پرش تو رودخونه خالي بنديه .اون فرود مياد
از کدوم جهنم دره اي ميدوني؟
.از همون جايي که تو ميدوني بمب تقلبيه
متاسفم من نميتونم بزارم با مسافرا .بيرون بري
من به يکي احتياج دارم که .از طرفم صحبت کنه
ترسيدي؟
به نظرت من ديوونم؟
واسم يه آب و بوربن ديگه بيار و .بقيش هم واسه خودت
سعي نکن کاري کني وگرنه بمب رو فعال .ميکنم
.من تو رو از اينجا سالم بيرون ميبرم .قول ميدم
.به خلبان بگو ما به مکزيک پرواز ميکنيم
،نبايد از ارتفاع 10 هزار فيتي بيشتر پرواز کنه .و بالهاش هم 15 درجه باشه
اگه اون نتونه يکي از اين کارها رو ...،انجام بده
.من متوجه ميشم و واکنش نشون ميدم
.برو
.بهت گفتم اين کار اشتباهه
...حالا ما مجبوريم اونا تا
.پايين ساحل دنبال کنيم ... - رنو -
.اون به خلبان گفته ميخواد بره به مکزيک
.خب،اون به اونجا نميرسه
.نه
نه،نه،سوخت،...تو ارتفاعات بالا .سريعتر ميسوزه
طبق محاسبات من اون توي .رنو" سوختش تموم ميشه"
.اون بايد فرود بياد
No comments yet. Be the first to leave one.