Release info

Glorious Day E03 XviD HDTV H264 720p-WITH-BarosG-LIMO-HANrel
A Commentary by StarTak
Saman76 ll Starmovie.xzn.ir

Tags

HDTV
hdtv
720p
720
XviD
HD
Published on: 2014-06-13
Downloads: 19
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

کتابم بالاخره به ليست ده کتاب برتر رسيد

اين چيزيه که به طور عادي بهش ميگي بيشترين فروش رفته

تو همه ي کتاباي مادر رو فروختي؟

آره همشون رو خريدم

اون مرديه که دوستش دارم

غير از اينکه اون يه بچه داره طلاق گرفته

نه

حتي اگه پدر فوت کرده ات زنده بشه بازم ميگم نه

امروز مراسم امضاي کتابمه

اون نويسنده نيست بلکه يه هنرمند محکوم ــه

پس چرا بايد با اين وجود مي رفتي اونجا؟

مادر،تو احمقي؟

نويسنده هان سونگ جئونگ؟ مطمئن نبودم

سونگ جئونگ هان سونگ جئونگ

l قسمت سوم l

تهيه تنظيم و ترجمه ســــامــــان جلالـــــي

دا ئه اوه،تو اينجايي؟

چي شده؟ بدون زنگ زدن به من...

نميخوام سرراهت قرار بگيرم در هرصورت اون چان اينجاست

دا ئه

من اون چان رو وقتي داشتم از خريد برميگشتم،ديدم

اگه بخاطر اون چان نبود من جلوي خونه تو دردسر مي افتادم

مثل گربه ايي که خونه رو ترک ميکنه

اون چان،سوپ داره سرد ميشه

بازي رو متوقف کن و لطفا بيا بخور

اون شنيد ولي تظاهر ميکنه که نشنيده

چه جالب

پس من شما رو تنها ميذارم تا بخوريد

اين خدمتکار پست داره مرخصي ميگيره

دا ئه

اون چان،فردا مي بينمت

دا ئه

وقتي ماشين لباس شويي متوقف ميشه لباسا رو مرتب کن و خشکشون کن

دا ئه

نگران من نباش برو دنبالش

فکر کنم خانم جئونگ داره ديونه ميشه

چي؟

اون ميگه که از کار داروخونه استعفا ميده و از اين به بعد ميشه خدمتکارمون

دا ئه

بزرگترين دخترت که 30 سالشه ازدواج کرده؟

اوه چه ازدواجي؟

دختر بزرگترم يه داروفروشه

اون خيلي رو درساي مدرسه اش حساس بود

حتي الآن هم،اون جز خونه اش و داروخونه چيزي رو نمي شناسه

ولي بازم من خيلي نگرانش نيستم

اين روزا،خيلي از مردم شاغل،دير ازدواج ميکنن

بعضي هم حتي ازدواج نمي کنن

تو يه نويسنده ايي،پس بايد ذهن باز ــي داشته باشي،نه؟

بچه ايي که تو آشغالا گريه ميکرد الآن نويسنده شده

وقت چطور ميگذره

اوه بله من کتابتو ديدم

کتابمو خوندي؟

آره،وقتي رفتم کتاب فروشي،اسمتو ديدم

يه اسم عادي نبود براي همين تو فکر رفتم

تو به جاي خيلي خوبي رسيدي،نه؟ تو به ده کتاب برتر رسيدي

بيشترين کتاب فروش رفته مولف هان سونگ جئونگ

چه پرفروشي؟

اگه کمي زودتر مي يومدم ميتونستم مراسم امضات رو هم ببينم

منم ميتونستم امضاتو بگيرم

چقدر بد

فکر کنم...

مادر،ميرم و جعبه هاي جديدي گير مي يارم

باشه برو

دختر دوم نه؟

آره

انگار که يه جايي ديدمش

اون شبيه منه،بخاطر همين

اينطور فکر ميکني؟

باشه برو

از چت کردنت لذت ببر

اوه البته دارم ميرم

ولي آيا مشکلي به وجود اومده بود؟

جلوي هتل،به نظر مي يومد که داشتي با دخترت بحث ميکردي

دخترا همينن ما هرروز بحث ميکنيم

اوپا،تو دختر نداري؟

من دو تا فرزند دارم

بزرگتري يه کار شرکتي داره کوچکتري هم دندان پزشکه

تو خوب بزرگشون کردي

اوه نه اصلاً اين روزا بخاطرشون سردرد زيادي دارم

پدر و مادرشوهرم خيلي پيرن

اونا ميخوان که سريعتر ازدواج کنن و بچه بيارن ولي...

اونا خونه اي دارن که بعد از ازدواج بهشون ميرسه

براي همين ما سعي ميکنيم روشون فشار بياريم ولي اونا گوش نميکنن

خونه واسه فرزندان؟ پس تو دوتا خونه داري

واو،پس به نظر مي ياد که تو واقعاً موفق بودي

نه اصلاً،خونه بزرگه ولي به اندازه ي آپارتمان ارزش نداره

اوه خداي من

بذار راجب من صحبت نکنيم از خودت بگيم

بزرگتري داره زنگ ميزنه درست وقتي که خواستم راجبت بشنوم

اوه جائه يو

ارسالت تموم شد؟

مي يام پايين ببينمت

خدا...مردم بي شرم زيادي هستن ولي چرا اون اين قدر شرم آوره؟

مطمئنم که اون زنه يه کلاه برداره ولي يه کلاه بردار عادي نيست

من با کسي هستم کمي صجبت ميکنم و بعد مي يام...

صبر کن،ميخواي بياي اينجا؟ خودتو معرفي کن و بگو سلام

اون از بچگي ام بوده يه خواهر کوچيکي که باهاش بزرگ شدم

بهش بگو بياد اوپا،بذار ببينم پسرت چه شکليه

الآن کمي...

برو بيمارستان يه گواهي پزشکي بگير

بيمارستان؟ هي صدمه ديدي؟

بيمارستان؟ پسرت مريضه؟

نگرانش نباش اون فقط عصبانيه

منشي يانگ اطلاعات تماس اون زن رو بگير

سريع بيارش

زن؟

يونگ چشه؟

کدوم بيمارستان؟ و جريان اين زنه چيه؟

يه سري زن،مصيبت هايي داشتن

فکرکردم صدمه ديدي و بايد بري بيمارستان ترسيده بودم،ميدوني

نه؟

نه نه

اوه ترسناکه اگه بچه ها آسيب ببينن،تحملش مشکله

شما حرفاتونو بزنيد کليد ماشينو ميذارم اينجا

من با اتوبوس مشکل ندارم

باشه

نه تکون نخور

تو صدمه ديدي فکر ميکني کجا داري ميري؟

رو بيمارستان بهت گفتم گواهي پزشکي بگيري

من اين قدر صدمه نديدم که يه گواهي بگيرم

بخاطر تو من آسيب ديدم پس تو هستي که بايد پول معالجه رو بدي

اوه خداي من،فکر ميکني من اينو بخاطر پول درمان انجام ميدم؟

اون زن...

عمو،تو هم کار خوبي نکردي يا ميتونستي حل و فصلش کني،ميدوني

تو..تو الآن طرف اون زن محکوم رو گرفتي؟

آشغال ساده

بخاطر يه سير بچه مثل توئه که هنرمنداي محکوم اخراج ميشن

حداقلش بخاطر خودت هم که شده بايد هويتش رو آشکار کنم

چيکار داري ميکني؟ زود بفهم چيه

باشه

بعد از اينکه فهميدي،ميخواي چيکار کني؟

ميندازمش زندون

تو ديدي که اون کتابا رو برداشت و برد نه؟

مطمئنم اون زنه به جاهايي ميره که کساي ديگه ايي رو محکوم کنه

چيه که واست اهميت داره؟

عمو تو بهم گفتي که دخالت نکنم هر مشکلي که ديگران داشته باشن

درغير اينصورت،سردرد ميگيرم پس فقط درست برو

درسته

بخاطر همين اينجام و منشي يانگ رو گفتم بره

درست

هي،حتما پات درد ميکنه اينطوري واينسا،بشين

کجا داري ميري؟

ميخوام تو اين موضوع باهات درگير شم

پس مستقيم ميرم

سئو جائه يو،چطوري همين طور ميري؟

اون... بذار قبل از اينکه بريم،بلندش کنيم

اگه من يه هنرمند محکومم

پس تو هم اون طوري هستي تو يه آشغالي مثل اون هستي

اون زن مجرم اينو گفت

اون يعني چي؟

راجبش فکر نکن

هر طور که فکر کني بدتر از اون ميشه،ميدوني

بدتر از اون ميشه؟

دقيقاً اون يعني چي؟

يونگ کيه؟

يه دانشجو از دانشگاهم ما بهش ميگيم عمو

اون براي فرزندام مثل يه دوسته

اون 49 سالشه ولي هنوز مجرده

اينطور نيست..که اون يه مشکلي داره؟

بزرگ بودن مشکله

اونم وضعش بد نيست اون ماهر و پولداره

اوه درسته،فقط الآن اون،اون

اون شبيه به يه عياشه

به فرزندات بگو باهاش رابطه نداشته باشن

ممکنه روشون تاثير بذاره

خوب،اون اينطوري نيست

صحبتامون عوض شد درباره ي خودت بهم بگو

واقعاً چيزي هست که بتونم راجبش لاف بزنم؟

هر سه دختر حرفه اي هستن

سه تاشون؟

آره قبلا هم راجب بزرگتريشون بهت گفتم اون يه داروفروشه

دومي هم يه دندان پزشک تو مدرسه است

کوچيکتري هم ميخواد يه عکاس حرفه اي يا همچين چيزي باشه

اوه و تو هم يه نويسنده حرفه اي هستي پس شما خانوادتاً حرفه اي هستيد

واقعاً؟

فکر ميکردم فقط تو موفقي

به نظر مي ياد که خوب بزرگشون کردي

اوه اين دختر جداً

تو با خواهرم در ارتباط بودي؟

نه،اون ميتونه تو خونه از ته دلش گريه کنه

تو واقعاً دوستشي؟ نبايد ازش خبرداشته باشي؟

تنها گذاشتنش بهترين درمان واسش ــه

هي رفتي سر قرارت؟

چي؟

اون اقامتي،مگه قرار نبود امروز تو هتل ببينيش؟

گنجشک!

چکار کنم؟

حداقلش الآن برو يا شايدم باهاش مخالفت کتي

با شانسم،کدوم مرد؟

چيزيه که هست نميتونم برگردم به اون مرد

هر وقت ميرم اونجا،يه اتفاق عذاب آوري مي افته

اوه

دردناکه

سئو اين يو

اين يو

همچين اسم قشنگي

اين يو به جاي تو رفت به قرار اينو ميبيني؟

اونو بده من

اينجا،ببين.

اون بد نيست نه؟

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left