The first 200 lines.
**سريال شاه سجونگ کبير**
وفاداریمون را با مرگ , ثابت کنیم ؟
بازشون کنید
میخوام یه چیزی را بدونم
امپراطور بهتون گفت که این کار را بکنید ؟
شما مجبور شدید که بر خلاف خواسته تون , این کار را با ما بکنید ؟
نه...این تصمیم خودم بود
چطور جراٌت می کنی ؟
معنی این کار چیه ؟
وقتی که تو به بی گناهی و
وفاداری ما اعتقادی نداری , دیگه اثبات کردن , به چه دردی میخوره ؟
چی باعث شد که تو بخوای اینقدر ناگهانی ما را بکشی ؟
تو قسم خوردی که اگر خودمون را برات فدا کنیم , هرکاری برامون می کنی
اون خونی که برای سوگند , همگی با هم خوردیم , هنوز گرمه
آیا اون سوگند یعنی اینکه هرکاری که دلتون خواست , بکنید ؟
آیا اون , معنیش اینه که تو هرکاری که دلت خواست بکنی ؟
شما 2 نفر منو فریب دادید
چرا شماها زمین ها را در 3 ایالت جنوبی , پنهان کرده بودید ؟
به هر حال , شما هم که قصد داشتید اون زمین ها را به ما بدید
ما فقط سریع تر این کار را کردیم
وقف کردن با اختلاس , خیلی فرق داره
اینها اصلاً یکی نیستند
ما اونچه را که قانوناً مال خودمونه , را تصاحب کردیم
کی تا حالا برای هیچ چیز , وفادار مونده ؟
انقلاب ؟ انقلاب سلسله ای ؟
پدرت که این کار را به تنهایی انجام نداد
خانواده ی مین هم از اول تا آخرش باهاش بودند
تو فکر می کنی که ما لیاقت یک چیز کوچک را هم نداریم ؟
حتی کل 3 ایالت جنوبی هم چیز خیلی زیاد و بزرگی نیستند
تو میخواستی قدرت و نفوذ داشته باشی تا بتونی امپراطور را تهدید کنی
این برای ادامه ی زندگی بود
چون اگر هیچ قدرتی نداشته باشیم , اونوقت مثل برادرانمون , کشته خواهیم شد
و خیلی از خدمتگزاران شایسته ای که توسط امپراطور , کشته شدند
میخواید زنده بمونید ؟
ما دلیلی برای مُردن نداریم
ولی ما هیچ فرصتی هم نداریم...مگه نه ؟
خواهرزاده ی خوبم , دلش نمیخواد که ما زنده بمونیم
اون نمی تونه بذاره که ما زنده بمونیم , حتی اگه جلوی پدرش وایسه
به خاطر همینه که ما نمیخوایم , اینطوری خودکشی کنیم
خودکشی , مثل قبول کردن جُرمه
و من نمیخوام که خودکشی کنم
پس اگه میخوای ما بمیریم , باید خودت ما را بکشی
اونوقت حداقل , تو و پدرت , یه کمی خجالت می کشید
اونها را ببرید
اونها به بیرون فرستاده میشند و توسط سم , کشته میشند
ببریدشون
تو هیچ فرقی با پدرت نداری
تو , ما را با دستان خودت کشتی
پس قراره که حکومتت را با تاج و تخت ِ خون آلود , شروع کنی
و از حالا به بعد هرگز نخواهی تونست که قدرتت را نگه داری
مگه اینکه یه نفر دیگه را با خشم و غضب , بتونی دور خودت نگه داری
بریم
بعد از اینکه تبعید شدند , با سم , خودکشی کنند ؟
بله عالیجناب
بسیار خب می تونی بری
مادر , میخواید توی اقامتگاهتون , منتظرم بمونید ؟
کیونگنیونگ
بهتره که امروز بی خیالش بشی
بانوی من...شما باید جلوی ایشون را بگیرید
بریم
اگر نجابت داشتی اگر یک ذره نجابت داشتی
خودتو امروز از قصر دور می کردی
...با اون کاری که تو و اون مادرت با دایی های من کردید
اجازه بدید تا براتون شفاف سازی کنم , سرورم
دایی های شما , همون ملازمین وفادارتون دارند میمیرند...نه به خاطر من
بلکه به خاطر اینکه شما نتونستید ازشون محافظت کنید
ولی به هر حال اونها ارزش محافظت را هم نداشتند
شما باید دفعه ی بعد , با دقت بیشتری افرادتون را انتخاب کنید
دلت میخواد که بمیری ؟
چرا که نه ؟
سرورم , همه دارند نگاهتون می کنند
چرا دستتون را از روی من برنمی دارید ؟
خدمتکارتون داره خواهش می کنه که شاٌن و مقامتون را نگه دارید
خودتو آماده کن قراره که به زودی بمیری
پس این کار را بکنید
ممکنه که همین الان هم بمیرم
من چیزی برای از دست دادن ندارم
.ولی شما نه
ولیعهد , دایی های خودش را می کشه و بعدش هم برادر کوچکترش را
شما دارید همه ی اون سختی ها و تلاش هایی را که برای آرام کردن داد و بیداد مردم انجام دادید را به باد میدید
گور ِت را گم کن
نمی تونم , سرورم
ملکه بیمار هستند ...و من مجبورم که ملاقاتشون کنم
این حرومزاده ای که شما میخواید بکشیدش , طبق قانون هم پسر ایشون هم کشته میشه
پس من مجبورم که وظیفه ی خودم را انجام بدم
مادر
من نمی دونم که چی بگم
بعداً
بعداً خبرت می کنم
مادر
منو ببخش , ولیعهد
...من
من...حالم اصلاً خوب نیست
بریم
سرورم
ادامه بده
اگر این کار , خشمت را فروکش می کنه , می تونی کل این عمارت را خراب کنی
خشمت را فروکش کن ولی درس دردناکی که امروز یاد گرفتی را با دقت حفظ کن
اینقدر با عجله , قلبت را به روی خدمتکارانت باز نکن
و فکر نکن که اونها دوستان تو هستند
این , عیاشی و خوش گذرونی نیست که یک امپراطور بتونه از پسش بربیاد
امپراطور , کسیه که تنها می ایسته , و درد و رنج تنهایی را تحمل می کنه
بانوی من
بذار یه لحظه با برادرانم , صحبت کنم
من باید برای آخرین بار باهاشون خداحافظی کنم
بانوی من
رنگ پریده به نظر می رسید
شما نباید با این حالتون به اینجا میومدید
...چه کلمات وحشتناکی
این نتیجه ی تصمیم احمقانه ی منه
بانوی من
من نباید به شما می گفتم که
عصبانی و خشمگین بشید...با اینکه اون دو برادرم را هم همینطوری از دست دادم
امپراطور , یک فدر غیر قابل قبوله
اون یه مرد بیرحم و بد ذاته که یک ذره خونگرم نیست
چرا بهتون گفتم عصبانی و خشمگین بشید و
انتفام بگیرید و اعتبار و شرافت خانوادگیمون را برگردونید ؟
اینا مربوط به گذشته ست , بانوی من
منو نبخشید
هرگز خواهر ترسناکتون را که نتونست از برادرانش محافظت کنه را نبخشید
لطفاً مراقب خودتون باشید , بانوی من
منو نبخشید
منو نبخشید
بریم
بانوی من
همه ش تقصیر منه همه ش تقصیر منه
...برادرانم
پس , آخرش این اتفاق افتاد
حال مادرم چطوره ؟
میخواید منو تنبیه کنید ؟
به خاطر همین به اینجا اومدم
من هرگز از اینکه مجازاتم کنید , ناراحت نمیشم
حتی اون موقع که 13 ساله بودید , مثل من نبودید
چرا چیزی از دایی هات نگفتی ؟
نمی خواستم که اونها به خاطر من بمیرند
بهش ضربه بزن
اون را با دستان خودت بکش و فرماندهی خاندان سلطنتی را به حالت اولش برگردون
چطور ممکن بود ؟
چطور تونستید با درد و رنج
و خشمتون , زندگی یک مقصر را تحمل کنید؟
شما فقط 13 سال داشتید
شاید به خاطر اینکه 13 ساله بودم , این امکان پذیر بود
باید براتون سخت بوده باشه
تا وقتی که بی خیالش نکرده بودم , برام سخت بود
وقتی که شما مثل من , بیست ساله که پنهان شدید
شما نیاز به تلافی دارید
فکر می کردم که وقتی بهش رسیدم , احساس بزرگی می کنم و به خاطر همینه که این راه را رفتم
ولی احساس بزرگی نمی کنم
من نگران ولیعهدم
...شاید...فقط ...شاید
همه ی اینها برای ولیعهد سخت تر باشه...چونکه اون کیسه که
مجبور بود که در اون موقعیت , چنین تصمیمی بگیره
نه...نه...نه فقط همین کلمه را بلدید ؟
سرورم
قانون محدودیت در مالکیت زمین های خصوصی در گیونگی را لغو کنید و
و زمین های ایالتی را در بین این افرادی که در این لیست هستند , تقسیم کنید
و مطمئن بشید که اونها متوجه بشند که نیمی از محصولشون به کشور , تعلق داره
شما الان دیگه باید اینو بهتر بدونید
آیا با اتفاقی که برای دایی هاتون افتاد , هیچ درس و عبرتی یاد نگرفتید ؟
البته که یاد گرفتم خیلی زیاد هم یاد گرفتم
به خاطر همینه که دارم اینو تاٌکید می کنم
من مخالفم
پس تو شکست خوردی
سرورم
اونو از مقامش برکنار کنید
و اگر باز هم بقیه مخافت کردند , اونها را هم برکنار کنید
من میخوام با این کار , خزانه ی کشور را پر کنم
ولی سرورم
اونهایی که در جست جوی قدرت و نفوذ هستند , ممکنه که به قوانین لطمه بزنند
اسم شما , در اول این لیست قرار گرفته
پس اگر میخواید قدرتمند بشید و از من سرپیچی کنید , این کار را بکنید
اونوقت من هم شما را می کشم
من یک چیز از این فاجعه یاد گرفتم
فقط 2 نوع خدمتگزار سلطنتی وجود داره...اونهایی که اطاعت می کنند و اونهایی که سرپیچی می کنند
اونهایی که اطاعت می کنند , خوب هستند و اونهایی که سرپیچی می کنند , فاسد و بد هستند
پس همانطور که به اونها فرمان دادم , از فرمان من پیروی کنید
خواهید دید که با صاحب منصبان فاسد , چه کار خواهم کرد
این دیگه چه کاریه ؟ مسخره بازیه ؟
چقدر دیگه باید به حرف های این بچه گوش بدیم ؟
چی شده ؟
نمی تونید یک ذره هوشیار و عاقل باشید ؟
غرغر کردن هم یه بخشی از وظیفه ی شماهاست ؟
شما دوست دارید که ظالم و ستمگر باشید ؟
گفتی ظالم ؟
اگر به مشورت افرادتون نیازی ندارید , پس شما ظالم هستید
میخوای یک ظالم واقعی را ببینی ؟
سرورم
این مرد را به خاطر اهانت به ولیعهد , از مقامش برکنار کنید
به سالن کنفرانس برگردید
فرمان برداشتن محدودیت مالکیت رمین های خصوصی را لغو کنید و
و افرادی را که عزل کردید را به مقامشون برگردونید
فکر کردم که بهتون گفته بودم
من دستور میدم , نه شما
دارم بهتون میگم اونها را لغو کنید...چونکه اونها دستورات بی ارزشی هستند
چرا باید همیشه اینقدر سخت گیر و نامطبوع باشید ؟
آخه چرا ؟
سرورم
شما گفتید که به من اعتماد دارید و روی هرچیزی برای من شرط بستید
ولی هرگز کنار من نایستادید
می تونید برای یک بار هم که شده بدون سوٌال پرسیدن , ازم حمایت کنید ؟
No comments yet. Be the first to leave one.