The first 200 lines.
ترجمه و زیر نویس Mehdiikazemi
فیلمی از فرانک توروک
"1945"
" شنوندگان عزیز"
"امروز جمعه, 12 آگوست, 1945, 11 صبح "
“سرتیتر خبرها"
'جنگ با ژاپن همچنان ادامه دارد “
“با قوای تجدید شده "
“در طلوع آفتاب، سربازان شوروی“
"از مرز منچوری گذشتند"
هواپیماهای آمریکایی " " دومین بمب اتمی را در ژاپن فرود آوردند
“بندر ناگازاکی مورد حمله قرار گرفت "
دولت ژاپن دستور تخلیه همه شهر را "را صادر کرد
“و همچنان به بحث در مورد گزینههای خود در شورای وزیران ادامه میدهد."
"میلیون ها تراکت حاوی اعلان شوروی"
“ .درباره جنگ در ژاپن رها شد "
'اعلان شوروی“
“اذعان میداشت که ژاپن رد کرد“
“آمریکا، انگلستان و چین خواستار زمین نهادن سلاح های خود شدند.“
“بدین ترتیب شورا صرف نظر کرد “
"از پیشنهاد ژاپن برای بازی“
“...در نقش میانجی "
مامان
لطفا, پاشو.
باید خیلی وقت پیش اونجا می بودیم
!به روسی: وایسا! کلاهت رو بده به من
!کلاهت رو بده من
!استیوپا! تنهاش بزار
!هی سوبا، ما دو جعبه داریم
!مراقب باشید
آروم ، یه بچه هم میدونه باید چیکار کنه
!مراقب باشید اشکالی نداره اگه طول بکشه
پسرم ، امروز محموله دیگه ای نمیاد؟
.نه تا اونجایی که من می دونم
ازت میخوام که منو به شهر برسونی
دیوونه شدی آنا؟
توی روز عروسیش؟
خیلی وقت پیش نبود که اون دختر با شخص دیگه ازدواج کرد
ولش کن .گذشتهها گذشته
من میرم پس- برو-
لباس بپوش
! گفتم لباس بپوش
خدا قوت ، اهالی
کارها خوب پیش میره؟
هی
جانشی
یه دقیقه بیا
خوبه که اومدی ایشتوان
من به یک ثبت کننده زمین نیاز دارم
نیاز که بریم به دفتر
!فرصتش نیست
!ما جایی نمیریم, جانشی امروز عروسی
امروز بعدازظهر میای؟
واسه همین اومدی اینجا؟
...راستش نه در واقع
همه این روس ها اینجا هستند
انتخابات هم در راهه
من هرج و مرج نمیخوام
تو روستا
زمونه عوض شده ایشتوان
تو فقط یک هفته هست که برگشتی نمیدونی که اینجا چه خبره
چیزایی که باید بدونم رو میدونم
برابری چیز خوبیه
اما جهان روسها برای ما مجارها نیست.
ما یه دنیای جدید میخوایم
!یک دنیای جدید, ایشتوان
یک دنیای جدید
اونا چی آوردند؟- کالاهای خشک، عطر و اینجور چیزها-.
عطر؟- بله-
بفرمائید
مرکز؟ .من رو به شهردار وصل کنید
متوجه نمی شوم.الو؟
.باید به روستا برم
اما رئیس, تکلیف این قطار چی میشه؟
!خدا قوت
میتونم رسید تحویل رو ببینم؟
...رئیس ، سوت
خودت بزنش
شما حمل میکنید یا الان تحویل میگیرد؟
الان تحویل میگیریم
دفیفو آروم ببگیرش
موقع تحویل عجله نکنید
این محموله ویژه هست.
!آرام
دقیق و آروم
.به زمان احتیاج دارم
براندی؟ (شراب)
نه
یک دقیق به من وقت بده باید یه نگاهی بهشون بندازم
...مادر عروس عزیزم اینجاست
روز به خیر, ایشتوان
...خب- اون دختر هام هم بزرگ شدند
قطعا همین طور
یه روز خوب برای شما اهالی! کارولی، رفقای قدیمی
شما حالتون خوبه؟- برات آرزوی بهترینها رو داریم-
!خوب خواهیم شد، بعدا
!بنوشید
!باندی ، پسرم
یک جام مرغوب برای تو
براندی. بیایید اون براندی هارو بزنیم
من نمی نوشم بدون جوتکا بیا اینجا-
از طلوع آفتاب تا الان بیداره
با پسرت همه چیز روبه راهه؟
بچه ها کجا هستند؟
بچه ها کجا هستند؟ بچه ها باید به ما بپیوندند
عجله کنید- اون اینجاست-
من انتظار دارم که شما لباس متفاوتی برای عروسی بپوشید
براندی ها به اندازه کافی نیست بیشتر می خوایم
تا کی می خواید فکر کنید؟
نگران نباش دست مزدت پرداخت میشه
.عیبی نداره زودتر پرداخت کنید
سوار ارابه شو- ما پیاده میایم-
روستا چقدر فاصله داره؟- پیاده حدود یک ساعت-
!آرام! آرام
!آرام! آرام
...آه، این خیلی قوی - خیلی خب. بیشتر؟-
!یک دور دیگه .ما یک دور دیگه دوست داریم
کافیه دیگه- بذار این دختر رو یه بوسش بکنم-
می تونم؟
اگر نمیتونیم یه دور دیگر داشت هباشیم، پس برگردیم سر کارمون.
بدش به من
...جانشی
لوله رو اشتباهی قورت دادی ، آرپی؟
تو هم در عروسی شرکت میکنی؟
اونجا چیکار کنم؟
اوضاع چطوره ، جانشی؟
چیه؟
براندی برات خیلی سنگین بود؟
یا اینکه اعصابت به هم ریخته؟
.از یک دختر دهاتی نترس
اول بهش سخت بگیر تا اینکه بتونی رامش کنی
روز به خیر کجا؟
-فقط میخوام یه نگاه به اینجا یندازم نه ، نمیتونی-
! ولش کن، جناب سروان
!او نمیتونه بیاد داخل
پالی ، پالی بزار بیاد
رهاش کن اجازه بده بیاد
بذار کهنه سرباز وارد بشه
مردی که برای کشور ما مبارزه میکنه خوش اومد به اینجا
اتفاق های دوتا جنگ رو دیدید, این طور نیست؟
سوسیس داریم، براندی و نون
متوجه شدم اون سوسیس ها رو میارم
پسرم، بیا اینجا
با یه میهنپرست واقعی آشنا شو
پسرم خودت رو معرفی کن
آرپاد سانتاش
یانوش توث
امروز عروسیش هست یکم براندی بیارم؟
به سلامتی بنوشیم؟
او در دوتا جنگ ، جنگیده دوتا جنگ
روز به خیر, رفقا
سیگار؟
تو روسی صحبت میکنی؟- بله-
اون شامپاین رو بیار زود باش زود
...رفقا , رفقا
اینجا جشن
...عروسی
ممنون
$0 تا مدتی
...برو بمیر
این رو چه جوری تلفظ میکنی؟
شا نو-آر
نمیتونی تا شب منتظر بمونی
می تونی بهم نشون بدی اجناس کجاند اگه قرار همسر یک مغازه دار باشم
دارو، صابون ...تنباکو، عطر
مواد شیمیایی صنعتی و کشاورزی، الکل،
ابریشم و صندوق پول نقد
ممنون که منو رسوندی پالی
اون شامپاین گیر آوردی؟
سعی میکنم
رُزی اینجاست اجناس رو بهش نشون دادم
اون دختر خوش فکری هست
...برخلاف مادرت
...مادرت
او هیچ نظری راجب اتفاقایی که در دنیا می افته نداره
روز به خیر, افتخار دادید
مایلید سوپ رو سرو کنم؟- نه، نه، نه-
فقط رشته می خوام برا شب جا داشته باشم
امروز سوپ نه- کاتیکا-
امروز یه جام بزرگه, بندی
روز بزرگ
ناخن ها انگشتت کثیفن
ناخن هاش کثیفن- معدرت می خوایم-
!برو ناهار کشیش رو بهش بده
روز به خیر- سلام-
اینجا جایی که عروسی برگزار میشه؟
همین جاست، رفیق شخصی که دنبالش اونجاست
تبریک میگم- برو اونجا بیشش-
دقیقا سر وقت اومدید
این رو دوست دارم برای سلامتید
برای سلامتی همگی
بیا اینجا, رفیق, بشین
... خب که چی
"رأی گیری ارتجاعی است... "
اما اگر شما خواهان آزادی" "کامیابی، سعادت
“انگاه به شکل ملی رای بدهید...“
ما به این نیاز داریم؟
روز به خیر- روز به خیر-
چی شده؟
یهودیان از راه رسیدند
No comments yet. Be the first to leave one.