The first 200 lines.
این بن گروس هست
اون یه پسر 15 ساله اهلِ شرمن اوکسِ کالیفرنیا هست
و من بازیگر امریکایی, تنظیمکننده, نویسنده
و رپرِ قلابی اندی سمبرگ هستم
چی میتونم بگم؟ من خیلی کلاه میپوشم حالا, شاید از خودتون بپرسید
چرا اندی سمبرگ داره داستانِ این پسرِ خاص رو میگه؟
خب راستش, پدرش وکیلمه و من یه لطف بهش بدهکارم
ولی بن بنظر پسر خوبی میاد پس, خوشحالم که این کار رو میکنم
بعد از یه سرقتِ مشروبِ موفق
جایی که بزرگترین رقیبش بطورِ ناباورانه باهاش متحد شد
بن حس کرد بزرگترین ادمِ جهانه
یا حداقل بزرگترین توی نمایش ملل
جایی که توی چند ساعت چکشِ طلاییِ دوست داشتنی
میتونست توی کیفش احساسِ راحتی بکنه
گینه استوایی رسما درخواست اجازه
برای حمله هستهای به امریکا دارد
متاسفانه, برای بن بهرحال
متحدِ جدیدش تصمیم گرفت رقیبِ قدیمیش باشه
چه غلطی میکنی, دیوی؟
چیه؟
هیچی, تو اونی هستی که داره نگام میکنه
بن اون گفتگویِ خوبی که دیشب داشتن رو تصور کرده؟
وقتی مست بوده چیز عجیبی گفته؟
و برای اینکه بدتر بشه, این یه سفرِ شیش ساعتهس
و بن فهمید که ایرپادش رو توی هتل جا گذاشته
سلام
بنظر میتونی از یه صندلی استفاده کنی رفیق
سالاد تخممرغ؟ قاشق اضافه دارم
نه, مرسی
تا حالا انجام ندادم فصل یک قسمت ششم تنهاترین پسرِ دنیا بودن
سلام عزیزم, وقت ندارم حرف بزنم
دارم به کلاسِ خودباوری توی سانتا باربارا میرم
همین تازگی نرفتی؟
نه, رفته بودم به کلاس ذهنآگاهی توی سانتا کلارا
خیلی فلسفههای مختلفی دارن ولی بطورِ مساوی مهمن
باشه حتما, اه خوش بگذره
خوشگذرونی نیست بن, کاره
...روی من
که بتونم مامانِ بهتری برات باشم
باید بدوئم
اه میدونی چیه؟ تقریبا یادم رفته بود
یه مسابقه مباحثه داشتی
نمره عالی گرفتی؟
...راستش اون نمایشِ
اره, اره عالی بود
خب, کارت عالی بود
وقتی برگشتم, با حمامِ صدایِ مادرپسری جشن میگیریم
دوستت دارم
منم دوستت دارم
پدر و مادر بن یه سبک خاص والدین بودن دارن
که توش هیچکاری نمیکنن
خب اون شخصیتِ پرسروصدایِ توی مدرسه
توی خونه یه پسرِ تنها و ساکته
دیوید اس پامکینز, با اون رقاصهای اسکلتیش جر خوردم
!اوه
هی, میشه اینهمه میم های مسخره و مزخرف پست نکنیم؟
و به تئوریهای حال بههم زن واقعیِ ریک و مورتی بپردازیم؟
وقتی مشترکها زیاد بشن این یه مشکله
اونا مثل شورایی از ریکها بیقانون میشن
:یاداوری رفتن به بازیِ کلیپرز با بابا و شیرا
سلام بابا, همهی بلاگها دارن میگن که کوا برای فردا آمادهس
عالیه, انگار داریم به یه بازیِ طوفانی میریم رفیق
از اونجایی که توی دبیرستان دوستها از هم جدا میشن
بن دوتا رفیق فابریک داشت
برایان لیکستون, که با موتورسیکلت میومد مدرسه
و گرت وان کینل
که میتونست تیتراژِ گیم اف ترونز رو با اروغ اجرا کنه
ولی جفتشون به دبیرستانهای دیگهای رفتن
پس از وقتی که بن شروع کرد با شیرا قرار بزاره دوستایِ شیرا دوستایِ اون شدن
متاسفانه, دوستاش عوضی بودن
اینم همچنین شرم از بدن هست که مردم میگن منحنی قشنگه
چون این به ما سایزِ صفرها چه حسی میده؟
اره, منم با اینکه دوتا صفر هستم همچین حسی دارم
سلام شیرز, برای بازیِ امشب هیجان داری؟
خدای من, عزیزم کاملا فراموش کرده بودم
به زویی قول دادم باهاش به مجسمهسازی ابرو میرم
ولی تو به من قول داده بودی که به بازیِ کلیپرز میای
تقریبا, دو ماه پیش
امشب باید ابروهات رو مجسمهسازی کنی؟
خدای من, اسنپچتم رو ندیدی؟
برای اینستام خوب میشه
خب, نشستن توی محوطهی یه بازی انبیاِی هم خیلی ارزش داره, پس
شاید اگه بازیِ لیکرز بود میومدم
ولی فالورام نمیخوان ببینن که بیلی کریستال داره ناچو میخوره یا هرچی
کلیپرز چندین ساله که از لیکرز بهترن
بیخیال
کس دیگهای بلیطِ شیرا رو نمیخواد؟
نه - نه -
عالیه
!اوه
دوباره؟ رفیق
سلام رفقا, چخبرا
خب گوش کنید, شما از ورزش خوشتون میاد درسته؟
هیچکدومتون میخواد که توی محوطهی بازیِ امشب باشه؟
من یه بلیط اضافه دارم
که با تو بریم یا فقط, تنها بشینیم؟
نه, با من و بابام میای
پس, فقط یکیمون میتونه بیاد؟ نمیشه جفتمون بیایم؟
همونطور که گفتم, فقط یه بلیط دارم
ولی عجیب نمیشه؟
چون, ما واقعا باهم دوست نیستیم
بیخیال بابا من شمارو از زمانِ مهدکودک میشناسم
اگه قبلا باهم وقت گذرونده بودیم یه چیزی
خب فکر کردم این بتونه شروع خوبی باشه
ولی... اره, بیخیال فراموشش کنید
عجیب بود, نه؟
اره داداش, اون هیچوقت با ما حرف نمیزنه
اوه, ولی اگه تو نری
ما دوتا بلیطهات رو میگیریم و با بابات میریم
چرا به این فکر نکرده بودم؟ - میدونم -
وقتی این فکر به ذهنم رسید خیلی به خودم افتخار کردم
خب اه, روزت چطور بود؟
یا حداقل نصفِ روزت
عزیزم؟
چی... چیشده؟ - فقط انجامش بده باحاله -
ممم
بیشتر لبخند بزن
اوه, باشه
عق, یه جوش داری
میخوای برات بترکونمش؟
نه نمیخوام
ممم
باشه, باشه
مشکلی نیست اگه فیلم بگیرم درسته؟
...خب من - لبخند -
اوه - اه -
متاسفانه, یه پیامِ مهم برای شیرا اومد
و گذاشت صورت بن گروس همونطور زشت بمونه
حدس بزنید چیشده بچهها؟ شانستون گرفته
امروز یه ازمایشِ واقعیِ شیمی انجام میدیم
قراره برکینگ گود باشیم
چیشده اریک؟
میشه به مطبِ پرستار برم؟
فکر کنم شیرِ فاسد خوردم
از کجا میدونی فاسد بود, اریک؟
خب, وقتی بوش کردم بویِ بدی میداد
و وقتی خوردم, بدترهم شد
به زور تونستم لیوان دومم رو بخورم
دیوید, حدس بزن کی با باباش قراره بره بازیِ امشبِ کلیپرز رو ببینه؟
صندلیهای محوطه
میدونی, یه بلیط اضافه دارم ولی فقط به کسی میدمش که بخاطر حمله هستهای ازم معذرتخواهی کنه
باهام حرف نزن نمیفهمی ازت عصبانیام؟
نه, باشه نفهمیدم
چیکار کردم که انقدر بد بوده؟
بزار ببینیم
نمیدونم, شاید دهنت رو باز کردی و به همه گفتی من با پکستون میخوابم
و حالا اون ازم عصبانیه
چی؟ چرا این باید عصبانیش کنه؟ - مهم نیست -
فقط پات رو از کفشِ ما بکش بیرون
و بکنش تو کونِ معلم, جایی که معمولا هست
ساکت لطفا کسی نباید بجوشه
بجز این ظرفِ پتاسیم پرمنگات
خانم پالوما, اون قراره من باشم
!اگه نزاری به مطبِ پرستار برم لطفا
چرا دیوی نمیخواد همه بدونن که
اون با پسری که خیلی ازش سَرتره خوابیده؟
پکستون-هال-یوشیدا کاری کرده که همهی پسرا حسِ بدی به خودشون داشته باشن
از کلاس چهارم مویِ زیربغل داره
پکستون حرفی زده یا کاری کرده که دیوی رو ناراحت کنه؟
و چرا اصلا بن اهمیت میده؟
چیزی نیاز داری داداش؟
چی؟
چرا داری نگام میکنی؟
خب... نگاه نمیکردم - چرا, زُل زده بودی بهم -
مشکلی نیست, زیاد برام اتفاق میفته
چی... مم ز... من زل نزده بودم - پس چیکار میکردی؟ -
...ام
کلیپرز رو دوست داری؟
چی؟
هیچی
!بیخیالش
!به خشکی شانس
بن گروسِ همیشه با اعتماد به نفس جلوی اون هیچی نبود
ولی مهم نیست, تنها بازیای که مهم بود
اونیه که چند ساعت دیگه با باباش قرار بود برن
و اون قراره فوقالعاده باشه
بابا: سلام رفیق, فکر نکنم امشب بتونم بیام, ببخشید
این پروندهی کانیه خیلی پیچیدهس
تو و شانون باید بدونِ من بازی رو بینید
باباش به عنوان دفاع از خودش گفت پروندهی کانیه خیلی پیچیدهس
اون علامتِ تجاریِ موسیقی رو میخواست
ولی این برای بن مهم نبود
کسی که بهطور شگفتانگیزی ناراحت شد با اینکه میدونست ممکنه همچین اتفاقی بیفته
مزخرفه, نمیشه بزاریش یه موقع دیگه؟
عادیه, و اسمش شیرا هست
میریم, موفق باشی
سلام پتی - اه جانم, شاهزادهی عزیزم؟ -
اه, جورابات رو برای بازیِ امشب اتو کردم
گرم و نرم
راستش, تازه فهمیدم تکالیف زیادی دارم که باید انجامشون بدم
پس فکر نکنم که برم
و توی یه یادداشتِ بیربط
بابامم خیلی کارها داره که باید انجام بده
پس فکر کنم توی این خانواده همه معتادِ کار هستن
بهرحال, بلیطها رو میخوای؟ - چرا باهم نریم؟ -
میتونم با خودم انگورِ منجمد بیارم
نه, باید یه چیزی بنویسم
و اه یه سری, یه سری تحقیقات علمی انجام بدم
پس منم پیشت میمونم
بیا یه خونهی بالشتی بسازیم و فیلم ترسناک ببینیم, مثل شِرِک
No comments yet. Be the first to leave one.