The first 200 lines.
فیلمی از:لوئیس گیلبرت
ماجراجویان محصول سال1970
براساس داستانی از:هارولدرابینز
کورتگوئه آمریکای جنوبی سال1945
ترجمه وزیرنویس - م. تاج الدینی بهمن ماه1400
نینا!
داکس!
املاک جیمی زنوس، وکیل دادگستری.
یه خائن
همه خانواده اش رواونجاپیدامیکنی
همسر، ورا زنوس، دختر، ترزا زنوس، 16 ساله...
پسر، داکس زنوس، 10 ساله.
همشون خائنن
- می فهمی؟ - فهمیدم سرهنگ گوتیرز.
سریع بیا، داکس
- به نینا شلیک کردن. - زودباش، دروازه رو ببند.
بیا دیگه.
سربازها سریع، دروپنجره هاروفقل کنید
همه برن توانبار
برو
عجله کنید
اما مامان...
- ترزااینجاست - دررو ببند. بیا دیگه.
- بیا مامان. - بیا پایین!
حالا ساکت باشین
بابا کجاست؟
میاد. فقط ساکت باش اون میاد
نترس من اینجام
ساکت باش.. مارومیکشن
مامان!
حیوان کثیف!
داکس! فرارکن. به خاطر خدا فرار کن! بابا رو پیدا کن
- جوجه ها مردن مادرت کجاست؟
و سگ من، نینا.
مادرت چی پسرم؟
مرده است. همه مردن
ورا
الان جات امنه . بابا اینجاست
وظیفه منه که بیانیه زیر را برای شما بخونم.
دادگاه انقلاب...
برای دولت موقت جمهوری کورتگوئه...
که در روز بیست و یکم مارس
سال1945تاسیس شده
تحت ریاست جناب آقای ژنرال روخو...
"به اتهام جنایت...
بجرم جنایت گناهکارشناخته
وحکم اعدام صادرشده.
خودت جیمی...
همسرت، دخترت
من جلاد نیستم
- بذارمن بکشمشون - نه
- من میخوام - اون یه بچه است.
در جنگ هیچ بچه ای وجود ندار، فقط مرد .
بیا اینجا پسر
حالا بهشون نگاه کن
حالا بگو، "بخاطر کورتگوئه...
برای مادرم، برای خواهرم، برای کورتگوئه.
برای مادرم، برای خواهرم، برای کورتگوئه.
گوتیرز!
گوتیرز و بقیه سگ هاش. خیلی بیشتر.
- سوارشین. - پسرچی؟
میره پیش خانواده ام در کوهستان. گربه چاق!
پسرک روببرخونه من
شجاع باش دکس
من دیگه بچه نیستم
درسته تو دیگه بچه نیستی
مبارکت باشه پسرم
- مواظب پسرم باش - با جانم، قربان.
متشکرم.
بیا.
کندور، راه می افتیم!
- چرا همیشه پشت سرت رو نگاه می کنی؟ - باید حواسمون جمع باشه.
نباید به گوتیرز برخوردکنیم
این مرد، گوتیرز، خانواده ام روکشته؟
آره.
پس یه روز، خودم می کشمش
- گرسنه ای؟ - نه
تومزرعه صبحانه خوردم
- اون گریه میکرد. - زن ها همیشه گریه می کنن.
من گریه نمی کنم
گریه کردن؟ تو؟ تویه مردهستی. مردها گریه نمی کنن.
بابا سر قبر خیلی گریه کرد
- منم گریه کردم - خب .اونجاگریه کردن کارخوبیه
حتی منم گریه کردم، اما الان دوباره مرد شدیم.
آره.
مرد بودن همیشه آسون نیست
اما من تورو به سلامت از میان کوه ها هدایت خواهم کرد.
- گربه چاق .امروزروزخیلی خوبیه چرا؟
ژنرال میادطرف گورتو مردم همه جاباهاش هستن
به زودی دیگه انقلابی نخواهدبود...
- چون راه خودمون روپیداکردیم - خوبه
داکس
بله، دونا ماریا. خواهر و مامانش...
بیا اینجا.
پسر کوچولوی بیچاره
این پسر من، روبرتو است.
آمپارو، این داکسه. پسر سینیور زنوس.
بیا منوببوس
آمپارو، اتاق داکس روبهش نشون بده بعد هر دو تاموقع شام میتونیدبازی کنید
- بازی؟ - بازی ها.
بازی ها؟ من بازی نمیکنم
پتروچا میگه توپاهات پلاستیکیه
بهتر از سر چوبیه
چه کار می کنی؟
من دنبال گوتیرز هستم.
این گربه چاق است.
- چکاردارن میکنن؟ - بازی میکنن
- الان دارن چکارمیکنن؟ - فکر کنم داره بهش تجاوز میکنه
- تجاوز جنسی؟ - او به او تجاوز می کنه اونم به او
- بیا ماهم انجام بدیم - نه تو کوچکی
و فکر می کنم بعدش باید تو رو بکشم.
گربه چاق!
مامان
آمپارو!
داکس!
مامانم رو میخوام
- مامان مامان کجائی؟ - بیا دیگه!
آمپارو!
مامان!
دارن با مامان چیکار میکنن؟
هیچ چی. نگاه نکن
همشون مردن، سرهنگ گوتیرز.
گوتیرز.
خیلی زیاده برای خائن، دیابلو روخو.
شورشیان در حال پیشروی به کوراتو هستن. افرادت روجمع کن
باید برویم.
من مامان و روبرتو را میخوام.
ما بایدبریم به کوراتو. بیا دیگه.
سربازها
پتروشا
پتروشا مرده باید دفنش کنیم
خدا نگهدار پتروشا...
مامان و روبرتو
بیا تو رختخواب
اما ما ازدواج نکرده ایم.
باشه من باهات ازدواج میکنم
حالا میریم بخوابیم.
این تمام چیزیه که وجود داره؟
بله همین.
بگیر بخواب.
کوراتو.
داکس!
آمپارو. داکس
- شماحالتون خوبه؟ - آره.
فکر کردم هر دو مردید
چرا تو قصر نیستی؟
چطور میتونستم بااونا روبرو بشم؟
بیاببرمتون پیش پدرهاتون
-باشه. - بیا.
دوستان عزیز من...
ازحالا ما یه کورتگوئه جدید برای مردم کورتگوئه خواهیم ساخت.
غذا برای همه، عدالت برای همه، صلح برای همه.
آره. اما به چه قیمتی؟
- بابا! - داکس
آمپارو. دخترم
گربه چاق، تو نمردی!
نه، سینیور.
چطوری ازقتل عام نجات پیداکردین؟
من...
اون ما رواز سرباهاقایم کرد وتااینجاباماپیاده اومد
نه، اینطورنیست -
و دو مرد رو با دستهای خالی کشت...
وازدست ماروعقربهاهم نجاتمون داد
ما مرغ دزدیدیم، علف خوردیم.
خب نتونستم یه کلمه باهات حرف بزنم ممکن بودگرفتاربشیم.
در آن صورت من باید به شما شلیک می کردم.
البته ژنرال
ممنون گربه چاق
هر چه زودتر ببرشون تورختخواب
این بار منو به سلامت از میان کوه ها ردکردی...
من هرگز فراموش نمیکنم
چه حسی داری پسرم؟
برنامه های بزرگی در پیش داریم، داکس.
میریم به اروپا ، به ایتالیا.
من سفیر کورتگوئه در رم خواهم بود.
- و گربه چاق؟ - اون هم میاد
و سرهنگ گوتیرز...
کی میتونم بکشمش
داکس، جنگ تمام شد
دیگه هیچ خشونتی وجود نخواهد داشت.
من نمیتونم کاری که اون انجام داد را فراموش کنم.
بایدفراموش کنی
حالا باید فقط به کورتگوئه فکر کنیم، همانطوری که هست
وقتی برگردی دیگه یه پسرنیستی
یه مرد خواهی بود
حالا شب بخیر داکس
و رویای رم را ببینی
شب بخیر بابا
- اینجا چه میکنی؟ - داشتم گوش کردم. تو داری میری
آره برای همیشه میرم
اینطورنیست. تو برمی گردی و من با تو ازدواج می کنم.
من هرگز با کسی ازدواج نمی کنم.
من زن و خانواده نمیخوام...
چون سربازامیان واونارومیکشن
- آقای زنوس ؟ - آره.
ما منتظر شما بودیم اسم من مارسل کمپیون است.
من کارمند ارشد اینجا هستم. بفرمائید.
آقای بارون...
عالیجناب جیمی زنوس ، سفیر جدید ما.
عالیجناب بارون دو کوین...
No comments yet. Be the first to leave one.