The first 200 lines.
* شمشیر وودانگ *
... حتی پدربزرگ ژنگ هم رفته
حالا چیکار کنم؟
هی تو
گنگ یو جینگ
می دونم که تو قلبت تردید داری
با من بیا
اصلا متوجه
حضورش نشدم
!یعنی اون باید تو رتبه اول باشه
!نگا کن
!مقبره گو پو
...اینه... همینه
برو از نزدیک نگاه کن
! شمشیرزنه هفت ستاره
تو شمشیرزن هفت ستارهای ؟
!شمشیربزن هفت ستاره پدرمه
من گو پوام
دلاور گو
این همون چیزیه که من
هیجده سال پیش شخصاً برای پدرت ، گنگ جینگ شی ، نوشتم
من برای بازیابی شمشیر هفت ستاره پدرت
به کوهستان کونلون رفتم
، اما متاسفانه
یکی از دوستای مرحوم من کسی بود
که شمشیر رو در دست داشت
دوست مرحوم؟
بله،اسمش، چیائوار
! بیا بیرون
!چیائوار
!چیائوار
!چیائوار
...فکر میکردم
دیگه هیچ وقت تو رو نمیبینم
منم همینطور فکر میکردم دیگه نمیبینمت
اما من میدونستم تو
حتما منو پیدا میکنی
... من هرروز
پامو به این امید درمان میکردم که تو رو ببینم
هر روز منتظرت بودم
بلاخره، اومدی
ولی خیلی طول کشید
...خیلی
همه فکر میکنن تو مُردی
ولی من باور نکردم
...من واقعا باور نکردم، من
به خودم میگفتم
تو زنده ای،حتما زنده ای
ولی خیلی سخت بود
خیلی سخت بود
خیلی
، یو جینگ
دیگه نمیخوام از تو جدا شم
هیچ وقت ازت جدا نمیشم
....تو
تو قول دادی از من محافظت میکنی
دیگه اجازه نداری زیر قولت بزنی
دختر کوچولو
قول بده
خیلی خب ،چیائوار
بیا بشینیم
بیا
نمیخوام بشینم
بریم پدربزرگ رو پیدا کنیم
میگم تا الان
حتما پدربزرگ خیلی نگران شده؟
بیا اول بشینیم ، باشه؟ یکم استراحت کن
یو جینگ
چی ... چی شده؟
پدربزرگ فوت کرده
چیائوار ،گوش کن
... پدر بزرگ
... پدربزرگ
اون یه قهرمان بود
چیائوار
پدربزرگ
چیائوار اومده تا ،تو رو ببینه
امروز بلاخره همه دور همیم
بسه،چیائوار
بسه
همش تقصیر منه
چیائوار
چیائوار تقصیر تونیست،باشه؟
چرا باید تقصیر تو باشه؟
همه ش تقصیر منه
من نباید پدر بزرگ رو تنها میزاشتم
چیائوار
پدر بزرگ آدم خوبیه
اون هیچ وقت نوه ی خودشو سرزنش نمی کنه
این تقصیر تو نیست،تقصیر تو نیست
روح جوانمردی
یه ظرف شراب
!پر از غرور
زندگی یه بازیه
تو تمام زندگیم
کم پیش میاد که احمقانه رفتار کنم
چیائوار
چیکار میکنی؟
!جلومونگیر
...بزار امروز پدربزرگو همراهی کنم
بزار باهاش مست شم
بالاخره ما سه نفریم
دوباره متحد میشیم
چیائوار
برادر
فکر میکنی
یو جینگ خوب میشه؟
یان آر فکرای احمقانه نکن
الان مهارت های رزمی یو جینگ خیلی پیشرفت کرده
نمیتونن به همین راحتی
اونو بکشن
اما اون بلاخره صدمه دیده
خیلی ناراحته برا چیائوار
اون خوب میشه
...اما ، اگه اون
کافیه
خواهر کوچولوی من، لازم نیست نگران باشی
یو جینگ خوب میشه
بدون اینکه نگران باشی برو استراحت کن
برادرت اینجا میمونه
نگران نباش
برادر،لطفا بشین
خوبه که یه برادر آدمو لوس کنه
، من الان خیلی
خیلی خوشحالم
بچه ی لوس
ببین چطوری داری صحبت میکنی
راست میگم خب
یان آر یادت باشه
، مهم نیست در آینده چه اتفاقی میفته
برادر بزرگت همیشه هست
من مراقبم،برای همین تو دیگه لازم نیست از چیزی بترسی
واقعا؟
قول میدی؟
اره
میدونی چیه؟
من از بچه گی همیشه آرزوی یه برادر رو داشتم
بلاخره واقعی شد
خوبه
برادرت اینجاست
پس
تو باید به حرف برادر بزرگترت گوش بدی
وبری بدون نگرانی استراحت کنی
بعدا جامونو عوض میکنیم
پس من برم یه کم استراحت کنم
برو
وقتی اومدی جامونو عوض میکنیم
!خوبه
پدرخونده
چیائوار برگشته
ما حتما شما رو به وودانگ برمی گردونیم
چیائوار
تو باید از من دور بشی
!مشکل چیه؟یو جینگ
تو مدت طولانیه که از من محافظت می کردی
درصورتی که من هیچ وقت به فکر سلامتی تو نبودم
این خیلی خطرناکه
هرکی که به من نزدیک شده
همه شون مُردن
چیائوار
تو باید مراقب باشی باید بری
احمق
، محافظت از تو
کاریه که همه ی ما با میل خودمون انجام می دیم
اوایل،خودت گفتی
کسای که به ما نزدیک بودن
همه از کنارمون رفتن
تو این دنیا
فقط منو و تو موندیم
... بهم میگی برم
اصلا به این فکر میکنی کجا برم؟
چیائوار، چیائوار
متاسفم
...من نتونستم از تو
و پدربزرگ ژنگ محافظت کنم
متاسفم
من برا تموم اینا مقصرم
...متاسفم،متاسفم
اشکالی نداره
احمق
از اولشم همه ی اینا
تقصیر تو نبود
تو هیچ وقت درحق ما کوتاهی نکردی
دیگه هیچ وقت
از این حرفا نزن
چیائو آر
من برا همه چی برنامه ریزی کردم؟
بعد از انجام دو هدف دیگه
باید بریم
قراره کجا بریم؟
میخوام با تو ازدواج کنم
بیا بریم یه جای دور
کشاورزی کنیم
شکار کنیم
بچه دار شیم
...یه زندگی مستقل
که آروم و راحت زندگی کنیم
نه،نمیتونم این کارو کنم
ما نه آماده پدر و مادر شدنیم
نه به هم دیگه از این قولا دادیم
No comments yet. Be the first to leave one.