The first 200 lines.
پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم میکند اپلیکیشن
من خراب کردم، خب؟ خودم میدونم
فقط میخوام ازش مراقبت کنم
متوجه هستم، ولی در بهترین حالت
نباید حین انجامش کارت رو به خطر بندازی
برای برت تشخیص زوال عقل دادم
باید از همسر سابقم مراقبت کنم
تصمیمات، درمانها
همهشون با من هستن
ایشون دکتر کالینز هستن مرکز ما رو ایشون راهاندازی کردن
فکر کنم اطراف بیمارستان شما رو دیده باشم
محض اطلاعتون، پسرتون یه موهبت الهی بوده
آره - پسر، آره -
نباید یه مشت جراح رو دعوت میکردم
لطفا، استعداد من ذاتیه، خب؟
خیلی خب - آره -
چیزی نیست، تقصیر تو نیست
معلومه یه ژن مغلوبه - بدجنس -
خیلی خب، بذار یه امتحانی بکنم
اینجوری انجامش میدن
وقت خوبی برای کاپکیک هست، نه؟
آره - آره، لطفا -
هی - پسر -
یه سال بدون الکل مبارک
آره
برای رسیدن به این مرحله بهت تبریک میگم شان
سخنرانی، سخنرانی - عالی بود -
سخرانی - سخنرانی -
سخنرانی - باشه، باشه، باشه -
راستش کلی تشکر دارم
بخاطر خیلی چیزها قدردان هستم
سلامتی بابام
اینکه پیوند کلیهام موفقیتآمیز بود
و حالا یه چیزی دارم که بهش فشار بیارم
هر بار که برای بازی کابز وقت نداره
مارگو، خیلی ممنون بابت این فرصت
که داخل مرکزت کار کنم
و به کسایی که با اعتیاد مشکل دارن کمک کنم
یه گروه فوقالعاده از افراد اطرافم هستن
و فهمیدم که اگه یه ذره شبیه تو باشم، بابا
دارم تو جهت درستی حرکت میکنم
عاشقتم بچه
خیلی خب
خیلی خب، نمایش تموم شده - فوتش کن، فوتش کن -
آره
آره
ممنون - تبریک میگم شان -
کارت خوب بود - ممنون -
همینجا نگهشون دار - کمک لازم داری؟ -
آره، بهتر کمک کنی
باید خودت رو اینجا بازخرید کنی
ظاهرا بازیهای کابز رو از دست میدی؟
اوه نه - آره، میدونم -
مردهای خوب کجا رفتن پس؟
آره، ظاهرا تو استادیوم ریگلی فیلد هستن
خب، خوبه که روز افتتاحیه
نزدیک هست
فقط باید تا اون موقع یه کاری برای خودم پیدا کنم
شیکاگو - آره -
کلی کار هست
خیلی خب
باید بعد از کار یه جا وایسیم
یه چیزی برای شام بخریم
بیا سفارش بدیم
خیلی تنبلی - آره -
واقعا هستم
ولی قضیه از این قراره
منم عاشقتم
بعدا میبینمت
شرون، صبح بخیر
دنیل، امیدوار بودم ببینمت
فقط یه لحظه
دارم به برت میگم کاسه غلاتش رو کجا گذاشتم
هنوزم داری چیدمان خونهات رو عوض میکنی؟
خب، همه چیز رو تو آشپزخونه برچسب زدم
بعدش اتاق خوابه
ولی تا الان خیلی خوب باهاش کنار نیومده
میدونی چیه؟
قبول کردن تشخیص آلزایمر اصلا آسون نیست
پس باید صبور باشی
خب، همهاش این رو به خودم یادآوری میکنم
میخوای وقتی کارم تموم شد تو راه
یه سر وایسم یه سری بهش بزنم؟
عالی میشه، ممنون
خواهش میکنم
یک، دو، سه، چهار، پنج
دوست عزیز، میشه یکم عجله کنی؟
...داری هولم میکنی، خواهش میکنم
...یک، دو
هی، مرد ماراتنی - چه خبر اشر؟ -
دیشب جات خالی بود
آره، شرمنده بابت دیشب
ممنون بابت دعوت ولی باید زود بیدار میشدم
میدونی، باید برم بدوام
آره، خودم میبینم
خب چطور بود؟ موفق شدی؟
یه جورایی؟
برنامهام رو عوض کردم فقط سه مایل
با نهار یخ میخورم و سعی میکنم شب پنجتا دیگه بخورم
خیلی سخته
آره، آره، قبول دارم میتونم یکم
سختگیر باشم وقتی بحث روتینم میشه
باور کن، کاملا درکت میکنم
من به جلسات الکلیها میرم تو میدویی
همهمون یه چیزی داریم
من میرم بخش، میای؟
تو برو، میرم یه دوش بگیرم
بعدا میبینمت
دیگه کافیه باید بیاید بیرون
عجله نکن پسر - ...شرمنده، میشه فقط -
همهمون صبر میکنیم - آره، خواهش میکنم -
میشه این کارو نکنی؟ داری هولم میکنی
چه خبر شده؟
اینی که داخله همه رو علاف کرده
میشه یه صحبتی باهاش بکنم؟
مهمون من باش
همه چیز خوبه رفیق؟
آره، آره، آره من خوبم
خوبم، خوبم
...یک، دو
میدونی، خیلیها منتظر هستن
آره، میدونم
مردم همهاش در رو هل میدن
و شمارشم رو خراب میکنن
لطفا بس کن - شمارشت؟ -
دو... فقط چند دقیقه دیگه لازم دارم، خب؟
...سه - آره، فکر کنم این اتفاق بیفته -
نه، نه، نه - باید از اینجا بیای بیرون -
هی، نه، نه، نه، نه
نه، خواهش میکنم، خواهش میکنم خواهش میکنم، خواهش میکنم نکن
...من قرار نیست- خیلی خب، واو، واو -
آروم، آروم، آروم، خیلی خب
حالت خوبه، اینجا کمک لازم دارم
فقط نفس بکش رفیق، هوات رو دارم
خیلی خب، خیلی خب، به صدام گوش بده به صدام گوش بده
نمیتونم نفس بکشم
داره تکون میخوره
میتونم حسش کنم
دن، یکم کمک میدی لطفا؟
به من نگاه کن
از دماغ بده داخل
از دهن بده بیرون
خدای من - از دماغ بده داخل -
خدای من، خدای من خدای من، خدای من
خدای من، خدای من، خدای من
لطفا بهش آسیب نرسونید
دارم تلاشم رو میکنم
دارمش، دارمش
خیلی خب
بفرما
خدای من
خیلی خب، باشه
ساکت
هی
میتونی بذاریش داخل یه چیزی تا بتونم ببرمش خونه؟
مطمئنی میخوای این کارو کنی؟
آره
اسمش روپرته، حیوون خونگیمه
هی
یه لطفی بکن
دیگه کنار روپر نخواب، خب؟
آره، پیشنهاد خیلی خوبیه
ببخشید دکتر چارلز
یه دقیقه وقت داری؟
آفرین - ممنون -
اسمش جیسون دیویس هست، 32 ساله
مامانش رو برای برداشتن کیسه صفر به بیمارستان آورده
پیادهاش کرده تا بتونه ماشین رو پارک کنه
ولی داخل درب گردون گیر کرده
گیر کرده؟
قبول نمیکرده بیاد بیرون
تا بتونه یه دور با تعداد قدم زوج بزنه
لحظهای که خواستیم دخالت کنیم پنیک اتک کرده
تشخیص اوسیدی داره
که شامل اعداد زوج و تقارن میشه
مجبور شدیم همه چیز رو دوبرابر کنیم کاف فشار خون، پالس اکسیمتری
مجبورم کرد صندلیهارو جابهجا کنم تا هر سمت یدونه باشه
یه اختلال با برداشت اشتباه هست
خیلیها فکر میکنن یه چیز احمقانه هست
که بعضیها خیلی دستشون رو میشورن
ولی واقعا میتونه ناتوانکننده باشه
هرچقدر رفتار جبری طولانیتر بشه
سختتر میشه ترکش کرد
خیلی گولزننده هست
خب، امیدوارم شما بتونید یه تکونی بهش بدید
رنگش پریده، عرق میکنه و همهاش به سینهاش دست میزنه
نگرانم که شاید مشکل قلبی داشته باشه
باید ازش ایکیجی بگیرم تا رد بشه ولی تا الان قبول نمیکنه
چون لیدها به طور متقارن روی سینهاش قرار نمیگیرن
خب، بذار ببینم چیکار میشه کرد
تو خوبی؟
آره، فقط رگ به رگ شده چیز مهمی نیست
مار بیرون اومد
مرخصش کن، و یه لطفی کن
سری بعدی که یه خزنده وارد بدن کسی شده بود
بدش به یه رزیدنت
باشه
هی، میخوای بعد از کار
یه نامه از طرف تو به ریپلی بدم؟
خواهش میکنم
No comments yet. Be the first to leave one.