The first 146 lines.
قصه های پری & قصه های افسونگری
☆دان اسپارک☆
☆سی ریچاردسون☆
! این فیلم برای کودکان مناسب نیست
پزشکان سلطنتی با اجازه پادشاه میخواهند
شاهزاده رو در روز تولدش ببینن
شاهزاده
شاهزادک
سرورم
ای بی سرو پا، پاشو، پاشو، پاشو
تولدت مبارک، اعلیحضرت
تولدت مبارک اعلیحضرت
سگ کوچولوی من کجاست ؟
خرس عروسکیم کجاست ؟
اما اعلیحضرتا امروز تو بیست و یک ساله میشی
وقتشه که از این رفتار های بچه گونه دست برداری
امروز تو به یک مرد تبدیل میشی
تو که نمیخوای تمام زندگیت یه احمق باشی ؟
تو باید بفهمی یه دنیای بزرگ ؟اون بیرونِ که باید فتح بکنیش
پیش به جلو، بر خلاف سیرانو و برژراک زیر بگیری
؟و با یکدلی بنیان خودتو بسازی
لرزش در اون مکان ایجاد کنی جایی که اونا بهش تعلق ندارن
اوه اوه، باشه
خوب، تو دکتری
من باید چی کار بکنم ؟
خوشحالم که این سوال پرسیدی
همه چیز این شخص باید معاینه بشه
باید اجازه بدی افراد زیادی داخل و بیرونش بشن
و بعدش داخل بشن و خارج بشن
این خوبه
اینا باید بالا و پایین کنن از پرندت
...همونطور که من میگم
شب بخیر شاهزاده نازم
"جدا شدن خیلی غم انگیزه"
جدا شدن همون چیزیه که تو میخوای
بزار بازش کنه و بعدش داخلش بره
...حتی آمیب وقتی که احساس تنهایی میکنه
اون میره به یه گوشه و راب، داب، داب،"جق"و خودشو خالی میکنه
ما فقط مایع منی ....سفید و ادرار زرد رو
طوری که تو میدونی اونا در حال اومدن و یا رفتنن
تو باید وارث پدرت بشی و تو نمی تونی اونو انجام بدی
فقط با یه بالش کیری
یادمه وقتی من بیست و یک ساله بودم دستم چسبناک بود
من چلاق بودم
هیچ کسی پیش من نبود
تا از عشق شهوانی لذت ببرم
خودتو جمع کن، ای احمق حرومزاده
و برو بیرون و بکن
تولدت مبارک شاهزاده باشکوه عزیز ما
امروز تو بیست و یک ساله میشی
بیست و یک تمام بهت اجازه میده وارث پادشاه بشی
به یک شرط تو باید قادر به تولید یک وارث باشی
...اگر تو نتونی وارث
ما رو هم از کار بیرون میکنن
و حتی برای یک شاهزاده فرصت های محدود وجود داره
؟ یه آسپرین سلطنتی ندارین
نه، ما یه چیز بهتر داریم
خیلی بهتر
یه کادوی تولد
سلام من کادوی تولدتم
صبر کن، یه دقیقه صبر کن
چی، من متوجه نمیشم چی میخوای
راستش تولد من شش ساعت بعده
...من بعد از ساعت ده متولد شدم و
این خیلی خوبه
تو خیلی خوب داری انجامش میدی
خوب، تو جالب نیستی
اینا بی فایدس
...من فقط بهش علاقه ندارم به جز
میدونی، یه چیزی خنده داره
خوب، هر دفعه من بهش نگاه میکنم
من خیلی شهوتی میشم
من مطمئن ام که با اون کار میکنه
این که شاهزاده خانم زیبایی بود
که چند سال پیش غیبش زد
بعیده که تو اونو دوباره بتونی ببینی
باعث ناامیدیه، باعث ناامیدیه
ما فقط باید به کتاب جادویی نگاه کنیم
آره، کتاب جادویی
وقتی که تو به نجومش نگاه کنی
فقط به عنوان خودت، من کی هستم لئون
با افزایش این و من ماه من برج عقربه
و زهره من پنج اینچ زیر نافمه
خوب این از اورانوس بهتره
کتاب رو بیار، کتاب رو بیار
کتاب رو بیار- بیا اینجا-
و همفکری کن
اوه اینجا
شاهزاده باید بره به سرزمین پری ها
و اونجاست که درمان شو پیدا میکنه
چطوری بدونم که کی من بع سرزمین پری ها وارد بشم ؟
تو لازم نیست بونی، اونا میدونن
و وقتی که تو رو پیدا کردن خودتو میبینی که درون مورتال داری شنا میکنی
...از اسپیرتموزی، جلوی منو بگیر آلبرت
اون میخواست بگه
"سرزمین پری ها"
نظرت چیه ؟
من یه اسب گیر میارم و یکم سپاه که تو رو همراهی کنن
نه
من به تنهایی و با پای پیاده میرم
چقدر زمان دارم ؟
اگه نتونی پنج شنبه برگردی دیگه شاهزاده نیستی
و کشور رو از دست میدی
پنج شنبه ؟
سلام
تو دیگه کی هستی ؟
من بو پیپ کوچولو ام و گوسفند هامو گم کردم
و نمی دونم کجا باید اونا رو پیدا کنم
خوب، تنهاشون بزار
اونا به خانه میان
اونا حتما دارن اون پشت میچرن، احتمالا
اگه من بتونم بهت اعتماد کنم مشکلم رو بهت میگم
اوه، تو می تونی بهم اعتماد کنی، فلر کوچولو
من بجز گوسفند هام تا الان هیچ کس رو ندیدم
ببین، من یه شاهزاده ام و تو یه مشکل عمیق افتادم
من هرگز تا الان با یه شاهزاده ملاقات نکردم
اوه چه کمک خوبی برای گوسفندای پر موی من
اگه بخوام راستش رو بگم من یه جورایی عروسکی خرسیم رو گم کردم
؟اوه، تو هم از حیوانات خوشت میاد
خوشحالم
مشکل تو چیه ؟
بهم بگو
اگه من یک وارث تولید نکنم پادشاهی رو از دست میدم
چه اهمیتی داره ؟
آبت نمیاد ؟
به کجا ؟
فکر کنم که من میتونم بهت کمک کنم
میتونی ؟
ببین، این تقصیر تو نیست
خوب، میبینی، این هرگز کار نمیکنه
...به جز وقتی که به یک نقاشی نگاه میکنم
به شاهزاده رویاهای من
میبینی، من مطمئنم با اون کار میکنه
انا اگه من مردونگیم رو تا پنج شنبه ثابت نکنم
پادشاهی ام رو از دست میدم
ت باید بری پیش اون خانوم پیر که تو کفش زندگی میکنه
اون میدونه چی کار باید بکنی
اوه تامی، روز خوبیه، چه روز با شکوهی
میدونی، دختر ها برای کسب و کار باز هستن
اگه بدونی منظورم چیه
اوه، این فوق العاده ست این فوق العاده ست خانم، گوسیا گاندر
اوه، من فقط میخوام اون جات رو ببوسم که
که به من این فرصت بزرگ و این کار رو دادی
خیلی متشکرم
من این کسب و کار رو جور میکنم، قول میدم
ممنونم تامی
No comments yet. Be the first to leave one.