The first 200 lines.
تیــــم ترجـــمه .:: IMDb-DL ::. .تــقــدیم میـــکـــند
تــــــرجــــمــــــه و زیــــــرنویـــــــس فرشــــاد
در طول سال 1942، نازیها برای اولین بار ...پیرو هدف خود مبنی بر "راه حل نهایی
..."ریشه کن کردن یهودیان...
.شروع به گشتن کشورهای اروپای غربی کردن
حتی از مناطق دور مانند جزایر کانال .مانش" هم، یهودی گرفتن"
طبق دستورات، شما و اعضای خانواده که ...به شما وابسته هستند
.باید اینجا رو تخلیه کنید
...دیگه هیچوقت ندیدیمش و به مدت 50 سال"
،اصلا نشنیدیم چه اتفاقی واسش افتاده .باورنکردنیـه
...وقتی فهمیدم که تو "آشویتس" مُرده
.همگی خیلی ناراحت شدیم و ترسیدیم
اما همونطور که نازیها در "آشویتس" و ...دیگر کمپها در "لهستان" اشغالی
در شرف متوجه شدن بودن، تصور کردنِ کشتار ...دسته جمعی به مقیاسی بزرگ یه چیز بود
.و به عمل رسوندن این تصور، یه چیز دیگه
اما اینکـه چطوری این مشکل وحشیانه رو حل کردن .اطلاعات زیادی در مورد نگرششون بهمون میده
در سال 1942 طی یه پروسهی وحشتناک ...آزمایش و خطا، نازیها
:چیزی کاملا جدید در تاریخ خلق کردند
کارخانههای کشتار که قادر به کشتن .میلیونها نفر بودن
اولین یهودیانی که از اروپای غربی به .آشویتس" فرستاده شدن، از "فرانسه" بودند"
برای خیلی از سربازان آلمانی خدمت در .فرانسه کاری راحت بود
.خیلی راحتتر از نبرد با ارتش سرخ در شرق
آلمانیهایی که اینجا بودند خودشون رو .خوش شانس میدونستن
اما در حقیقت، نسبتا سربازان کمی .در فرانسه بودن
کشور توسط آلمانیها به 2 منطقه :تقسیم شده بود
.اشغال شده و اشغال نشده
اما دولت فرانسه تا حد زیادی هر دو را اداره .میکرد
پس تنها راهی که نازیها میتونستن ...یهودیان رو از فرانسه خارج کنند
.با همکاری مقامات فرانسوی بود
در دوم جولای سال 1942، جلسهای مهم ..."بین نیروهای "اس اس
و مقامات ارشد پلیس فرانسه صورت گرفت تا در .مورد خروج یهودیان به مقیاس زیاد بحث کنند
صورت جلسهای که توسط یکی از مقامات ...اس اس" گردآوری شد فاش کرد که فرانسه"
در ابتدا خواستار همکاری با نازیها در .مقیاسی محدود بود
زبان فرانسوی): در فرانسهی اشغال نشده) ...در حال حاضر میتونیم یهودیان خارجی رو
جمع آوری کنیم، اما در فرانسهی اشغال شده ...جمع آوری یهودیان توسط پلیس فرانسه
.کاری خجالت آوره
،اگه دولت فرانسه کار جمع آوری رو انجام نده .پیشوا در این مورد هیچ رحمی نخواهد داشت
مقامات فرانسوی میدونستن که اگه ...همکاری نکنن
.با خشم آلمانیها روبرو میشوند
اما نمیخواستن یهودیان فرانسوی رو .تحویل بدن
:پس این راه حل آنها بود
میتونم پیشنهادی بدم؟
موافقت میکنیم که هرچقدر بخواید در فرانسه ...از جمله بخش اشغالی
.یهودی جمع کنیم
.اما فقط یهودیان خارجی
.خیلی خب، حداقل برای شروع کار بد نیست
مقامات فرانسوی که تصمیم گرفته بودند ...یهودیان خارجی رو تحویل بدن
اولین گردآوری رو در صبح 16اُم جولای .سال 1942 تشکیل دادند
..."در بخش 20اُم "پاریس
پلیس فرانسه با خانوادهی "مولر" که .اصالتا اهل "لهستان" بودن، ملاقات کرد
،صبح زود با صدای در که بدجوری هم بلند بود .از خواب پریدیم
.دیدیم که مادرم زانو زده
با دستهاش پاهای 2تا پلیس رو گرفته و .داره التماس میکنـه
.داشت التماسشون میکرد که ما رو ول کنن
.التماس میکرد، جیغ میزد و گریه میکرد
...دیدم که بازرسان
در حالی که با پاهاشون مادرم رو به عقب ...هول میدادن، میگفتن
.عجله کنید، عجله کنید، وقتمون رو هدر ندید
کسانی که اون روز صبح توسط پلیس فرانسه ...دستگیر شدن
..."انت مولر"
.جوونترین برادرش "میشل" و مادرش بودن
یادم میاد که یه مقدار ترسیده بودیم، آخه .صبح خیلی زود بود
.بهمون گفتن که واسه 3 روز غذا برداریم
.یادم میاد که گفتن 3 روز
.اما این منو نگران نکرد
این به خاطر این نبود که خیلی به پلیس کشورم ...اعتماد داشتم
بلکه بیشتر به خاطر این بود که کاملا به مادرم .اعتماد داشتم
.اونا رو به یه کمپی که خیلی شبیه اینجا بود بردن
کمپی که پر از خارجی بود، خیلی از اونا ...قبلا به فرانسه فرار کرده بودن
تا بلکه از ظلم و ستم نازیها جون سالم .به در ببرن
.اونقدرا هم نگران نبودم
تنها چیزی که بهش فکر میکردم این بود .که برای شروع ترم جدید مدارس برگردم
نمیدونستم و کنجکاو بودم که چه اتفاقی .قراره بیوفتـه
اما مطمئن بودم که برای روز اول مدارس .برمیگردیم
.این نگرانی اصلی من بود
...در اولین روزهای اخراج یهودیان
درخواست اصلی و فوری نازی، جوانان و ...بزرگسالان یهودی بودن
.که قرار بود تا حد مرگ ازشون کار بکشن
...بنابراین "آدولف آیشمان" از "اس اس" که
...کار خروج یهودیان رو اداره میکرد، در ابتدا
اجازه نداد که بچهها همراه پدر و مادرشون به .شرق فرستاده شوند
پس در اوایل ماه آگوست سال 1942، در ..."کمپی در منطقهی "بونـه لا رولاند
.پلیس فرانسه خانوادهها رو از هم جدا کرد
وقتی که ما بچهها پیرهن مادرانمون رو ...گرفته بودیم
.پلیس اونا رو میزد که برن عقب
.بهمون آپ میپاشیدن
.بچههای خیلی کوچیکی اونجا بودن
.یادم میاد که مردم گریه میکردن
بعدش خیلی ناگهانی، وقتی ماشینی که ...تیربار داشت رسید
.همه جا رو سکوت فرا گرفت، سکوتی وحشتناک
.مادرم در اولین ردیف خانمها قرار داشت
.با چشمهاش بهمون علامت داد
.میشل" گریه میکرد" ...داشتیم مادرم رو نگاه میکردیم
.و این آخرین تصویریـه که از مادرم تو ذهنم دارم
به خاطر اینکه وقتی زنها رو بردن، ما بچهها .تنها رها شدیم
...در طول چند هفتهی بعدی
،بچههایی که از پدر و مادرشون جدا شده بودن .به اینجا آورده شدن
.جایی در "درانسی"، در حومهی پاریس
این اردوگاه کار اجباری موقتی، در اطراف ...یک مجتمع ناتمام
که اصلا شرایط درستی نداشت و بیشتر برای .قشر کم درآمد بود، ساخته شده بود
مسنترین بچههایی که تازه رسیده بودن .حدود 14 سال سن داشتن
.کم سن و سالترین اونا هم 2 سالـه بودن
تعداد زیادی از بزرگسالانی که از قبل در ...درانسی" زندانی شده بودن"
سعی کردن کاری که از دستشون برمیاد رو .برای این بچهها انجام بدن
بچهها توسط حشرههایی ریز احاطه شده ...بودن
.و ظاهرشون تاسف بار بود
خیلی خیلی کثیف بودن و همشون اسهال .خونی داشتن
اول از همه سعی کردیم اسمشون رو لیست ...کنیم
اما خیلی از اونا نام خانوادگیشون رو ...نمیدونستن
:به خاطر همین اکثرا مثلا میگفتن .من برادر کوچیک "پیرز" هستم
ما رو داخل اتاقهای کوچیکی گذاشتن که .روی زمین سیمانی میخوابیدیم
باید دقت میکردیم که یه وقت از پلهها ...سر نخوریم
.چونکه روی این پلهها پر از مدفوع بود
انگار که داشتیم از میان یک کابوس عبور .میکردیم
..."بعد از مدتی کوتاه در "درانسی
...با اجازهای که از "برلین" صادر شده بود
بچهها دور هم جمع شدن تا سفر به .شرق رو آغاز کنند
همیشه بهشون دروغ میگفتیم، همیشه ...بهشون میگفتیم
...که دوباره پدر و مادرتون رو پیدا میکنید
اما با وجود چیزی که میگفتیم حرفمون رو .باور نمیکردن
عجیب بود اما شک کرده بودن که .چه اتفاقی قراره بیوفتـه
:خیلی از اونا به من و دوستهام میگفتن ".خانم، منو به فرزندی قبول کن"
.به خاطر اینکه میخواستن تو کمپ بمونن
اگرچه اونجا شرایط خیلی بدی داشت اما .نمیخواستن بدتر از این رو تجربه کنن
بنابراین صبح روز قبل از اعزام، به بهترین .نحوی که تونستیم لباس تنشون کردیم
خیلی از اونا حتی نمیتونستن کیفشون رو .حمل کنند
...به نظرم این بدترین چیزیـه که میتونـه
.اتفاق بیوفـتـه و البته هنوزم بهش فکر میکنم
میشل" و "انت مولر" بطور مخفیانه به" ...جایی امن برده شدن
به خاطر اینکه پدرشون به مقامات فرانسوی .رشوه داده بود
مادرشون بعد از اینکه با زور از بچههاش .جدا شد، در "آشویتس" کُشته شد
اما "میشل" فکر میکنـه که برای این اتفاق .تنها آلمانها نباید سرزنش میشدن
اونا مردم رو فقط به خاطر اینکه یهودی .به دنیا اومده بودن دستگیر میکردن
...اینکـه فرانسویها باید این کار رو انجام میدادن
هنوزم که هنوزه، با وجود اینکه 60 سال .گذشته، برام غیر قابل فهمـه
در آگوست سال 1941، حدود 4.100تا بچه ...وارد قطار شدند
و در کامیونهای ترابری به سمت شرق .فرستاده شدند
همراه اونا بزرگسالان "درانسی" هم وجود .داشتن، افرادی کاملا غریبـه
.این سفر دو شبانه روز طول کشید
:تا اینکه بالاخره به اینجا رسیدن ."رمپِ " آشویتس
...شاهدین زیادی برای شهادت دادن در مورد
صحنهی رسیدن مردم به اینجا در رمپ .وجود نداره
از اعضای "اس اس" هم برای توضیح در مورد .این صحنه افراد زیادی باقی نموندن
اما مدتی بعد از اینکه بچههای ...فرانسوی رسیدن
مامور "اس اس"، "اسکار گرونینگ" شروع .به کار کردن در "آشویتس" کرد
...خیلی سریع بهم ماموریت دادن
تا جمع آوری چمدانها و بارهای محمولهای .که داشت میومد رو نظارت کنم
وقتی تموم شد اونجا مثل محوطهی یه بازار .شده بود
...آت و آشغال زیادی مونده بود
و بین این آت و آشغال افراد مریضی بودن .که نمیتونستن راه برن
و اونطوری که با این مردم رفتار میشد منو .خیلی ترسوند
به عنوان مثال، بچهای که لخت افتاده بود ...روی زمین رو از پاهاش میگرفتن
.و پرتش میکردن داخل کامیون تا راهی بشن
...و وقتی جیغ میزد
محکم میزدنش به لبهی کامیون تا ساکت .بشه
...بچههای که از فرانسه اومده بودن کمتر از
دو مایل رو طی کردند تا به کمپ ..."آشویتس- بیرکِناو"
و یکی از دو کلبهی موجود در گوشهی دوردست .مجموعه، برسن
نازیها اینجا اتاقکهای گاز سمی رو .تشکیل داده بودن
بچهها داخل یک اتاق حبس میشدن و ...کریستالهای سمی
یعنی "سیکلون ب" از دریچهی دیوار به داخل .انداخته میشدن
...بیشتر از 4 هزار بچه
بدون پدر و مادرشون از فرانسه به .آشویتس" فرستاده شدن"
.همهی اونا اینجا مُردن
"در پاییز سال 1942، "اسکار گرونینگ ...باور داشت که
.این جرم وحشتناک قابل توجیه هستش
طبق دیدگاهی که داشتیم متقاعد ...شده بودیم
...که توسط کل دنیا بهمون خیانت شده
.و یهودیان بر علیه ما توطئهای بزرگ انجام دادن
...اما مطمئنا وقتی بحث بچهها مطرح میشه
متوجه میشی که اونا نمیتونن کاری بر .علیه ما کرده باشن
.بچهها در اون موقع دشمن ما نبودن
.دشمن، خون داخل رگهای اونا بود
دشمن در اصل یهودی بزرگ شدن بود که .میتونست در آینده خطرناک بشه
.به خاطر همین بچهها هم شامل میشدن
...با وجود اینکه "اسکار گرونینگ" توهم نازی
...مبنی بر توطئهی جهانی یهود رو تایید کرد
.اما خودش مستقیما در کُشتار شرکت نکرد
.حتی نمیخواست که در "آشویتس" بمونه
طبق مدارک موجود، وی بعدا درخواست انتقال .به خط مقدم جبهه رو کرد که البته رد شد
بنابراین وی به کار در کمپ اصلی در 2 مایلی .جنوب شرقی "آشویتس - بیرکناو"، ادامه داد
...کار وی ترتیب دادن
و شمردن پولی بود که از یهودیان انتقالی ...دزدیده شده بود
."و البته ترتیب دادن انتقال این پول به "برلین
در صورتی که انگیزهی اصلی برای ...راه حل نهایی" ايدئولوژیک بود"
...نازی کاملا آگاه بود که
.میتونن از این جرم منافع مالی هم داشته باشن
در طول سال 1942، حدود 200.000 یهودی .از سرتاسر اروپا به "آشویتس" فرستاده شد
...از فرانسه، هلند، بلژیک، یوگسلاوی، لهستان
.سرزمینهای چک، اسلواکی، اتریش و آلمان
حدود 70 درصد اونا به محض رسیدن .کُشته شدن
...قبل از دستگیری و اعزام شدن
...نازیها بهشون میگفتن
که پول و اموالشون رو به خاطر امنیت بیشتر .به امانت ول کنن و با خودشون نیارن
هنگام کار به عنوان اداره کنندهی این پولهای ...خارجی
.تقریبا پول تمام کشورها رو دیدم
باور کنید یا نکنید، از لیره ایتالیا تا پزتای ...اسپانیا
از دلار تا پوند انگلیس و همچنین پولهای .مکزیکی و مجارستانی رو دیدم
و شاید "اسکار گرونینگ" به پوندهای ...انگلیس رسیدگی کرد
به خاطر اتفاقی که اینجا در جزیرههای ...مانش" افتاد"
No comments yet. Be the first to leave one.