Release info

HikikomariKyuuketsukinoMonmon-04 [AioFilm lol]
A Commentary by AioFilm

Tags

TS
Published on: 2023-10-30
Downloads: 3
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 167 lines.

مترجم

رسانه‌ی آیوفیلم تقدیم می‌کند

...خوشحالم که تونستی بیای

.تراکوماری

!ویل

.اوه، لازم نیست هیجانی بشی

.هنوز نمرده

.بالاخره می کشمش

.ویلو بهم برگردون

خب، می دونی، عجله کار شیطونه، نه؟

.بالاخره می تونیم فقط خودمون دوتا حرف بزنیم

می گم تراکوماری، می دونی من اون روز چقدر عذاب کشیدم؟

اون روز؟ کی رو می گی؟

.سه سال پیش در همین روز

!روزی که سعی کردم آویزتو بدزدم

.قوی شو

.قویتر از هرکس دیگه‌ای

ترحم ارباب سرخ تنها

.چشم پدر

.جملات پدرم ساده بودن

.خانواده بلونایت یه خانواده‌ی سیاسیه

توی جامعه‌ی خون آشام ها که قدرت حاکم بر همه چیزه

.همه اینا منجر به شکار سیاستمداران ضعیف تر می شه

ایشون استاد آماتسو هستن

.اون مسیر طولانی‌ای رو از بهشت آسمانی اومده

.از امروز، تو آموزش های نبرد می بینی

.بی احترامی قابل قبول نیست

.من کاکومی آماتسو هستم

.خوشبختم

...م-منم از دیدن‌تون

.پدر امید داره که قدرت خاصی درونت نهفته‌اس

قدرت...خاص؟

توانایی فرای توان انسان ها که بهش می گن هسته انفجاری

هسته انفجاری

هسته انفجاری

.یه توانایی خاصه که قوانین این دنیا رو در بر نمی گیره

وقتی فراخونده بشه

می‌گن می شه باهاش زمین رو سوراخ کرد .و ستاره ها رو تکون داد

احتمال اینکه مردم به طور ذاتی .این قدرت رو داشته باشن بسیار کمه

،با این حال، اگه تحت آموزش خاصی قرار بگیری ،ممکنه به عنوان یه رفتار اکتسابی هم ظاهر بشه

.همونطور که در طول تحقیقات ما مشخص شد

آموزش های خاص چیه؟

.ایجاد روحی که در برابر ناملایمات بازدارنده‌اس

بنا به دلایلی

به نظر می رسه پیوند عمیقی با .روح درونی هسته انفجاری وجود داره

...و سریعترین راه برای تمرین دادن ذهنت

.اینه که زندگیت در خطر باشه

به این می گن شئ آیینی

و یه توانایی جالب داره و اونم اینه که می تونه آسیبی .بهت بزنه که هسته انفجاری نمی تونه درمانش کنه

می تونی ذهنت رو با تحمل یه زخم غیرقابل درمان .تقویت کنی

...لطفا بهم آموزش بده، استاد آماتسو

.استاد آماتسو الان یه ماهه که اینجاست

!چرا نمی تونی هسته‌ی انفجاری رو به دست بیاری؟

با این وضع با گاندسبلاد ها برابری نمی کنیم

وارث من اینقدر رقت انگیزه؟

!لعنتی

.در مقایسه با دختر گاندسبلاد، تو یه بازنده‌ای

...پ...در

می گم، شنیدی؟

دختر کلاس بغلی می تونه جادویی که .مردم عادی بلد نیستن رو استفاده کنه

منظورت جادوی پیشرفته‌اس؟

...فوق‌العاده‌اس

.نه، نه. منظورم این نبود

چی بود، هسته...هست؟

هسته انفجاری؟

آه آره! خودشه

می شه بیشتر ازش برام بگی؟

!زودباش بهم نشون بده دیگه

.خون‌مو بمک

چی؟

هسته‌ی انفجاریم بهم اجازه می ده تا بتونم .آینده‌ی هرکسی که خون‌مو بمکه ببینم

.اسمش هست سم پاندورا

از اونجایی که امروز اتفاق میفته، دقتش صد در صده

اوه؟

.دیدم

چی دیدی؟

...خب

...چیزه

.زودباش بگو دیگه

.باشه

.تو...خیلی بدبختی

!چی؟

.می گم میلی، این دیگه کهنه شده .از هم پاره شده

.وقتی واکنش نشون نمی ده دیگه باحال نیست

.پس می خوام بکشمش

!می خوام مغزتو بترکونم

...ن-کن

.نکن

...خ-خانم گاندسبلاد

...اونطور که فکر می کنید نیست

...گاندسبلاد

!این...دختر گاندسبلاده؟

.من دیگه با این همه تجربه می تونم با قاطعیت بگم

ظاهرا تو هیچ استعدادی برای .بیدار کردن هسته‌ی انفجاریت نداری

.ولی این بدین معنی نیست که به درد نخوری

،با در نظر گرفتن ظرفیت های دیگه‌ات به جز این .تو باید به خیلی هاشون غبطه بخوری

از حالا باید چیکار کنم؟

.به میل خودت عمل کن

به چیزی که برات عزیزه عشق بورز و .چیزی رو که ازش متنفری بُکش

کسی هست که دوست دشته باشی این کارو باهاش بکنی؟

در این صورت، از هر روشی که می تونی .برای کشتنش استفاده کن

!هی بجنب

اگه خوشت نمیاد، از هسته‌ی انفجاریت یا .هرچی که داری استفاده کن و باهام بجنگ

.دختر بیچاره

عه؟ چی؟

.صداتو نشنیدم

.دلم برات می سوزه

چیزی...اذیتت می کنه؟

،برای خرد کردن تراکوماری از نظر روحی

من به طور کامل تاریخچه شخصی و .اصل و نسب اونو بررسی کردم

و همچنین می دونستم که اون آویز .یه یادگاری از مادر تراکوماریه

.می گم...بذار اون آویزو ببینم

.از اون لحظه به بعدشو دیگه یادم نیست

چیزی که می دونم اینه که

به دلیل هسته‌ی انفجاری تراکوماری

.اون لحظه مردم

.زندگیم به طور کامل در اون روز عوض شد

پدر وحشتناک تو به دروغ خونواده‌ی منو متهم به خیانت به دولت کرد

!و ما رو از این کشور بوگندو تبعید کردن

ها؟

اخراج شدن از آکادمی، بیرون شدن از کشور

،از هم پاشیدن خونواده‌ام ...از دست دادن جایی به نام خونه

...جایی که بالاخره بهش رسیدم

.یه گروه تروریستی به نام ماه وارونه بود

همونطور که تو داشتی از زندگی لاکچریت توی اتاقت لذت می بردی

من داشتم کثیفی های بیشتری از این دنیا رو .تجربه می کردم

اعتقاد تغییر ناپذیری که در اعماق روح من از سه سال پیش شروع شده

.قلبی انتقام جوئه

.خشم درنده من نسبت به تو، تراکوماری. این بود

که اینطور...اونم مثل منه

یه روح صادق که نمی تونه راحت زندگی کنه

.چون اون نمی تونه از آسیب سه سال پیش فرار کنه

!چی کار می کنی، تراکوماری؟

هی، برای چی اومدی؟

!غم‌تون نباشه

!باید فرار کنی

!این دختر یه روانیه

!اون یه شئ آیینی داره

ببین...زخم روی شکمم...خیلی درد می کنه

...درمان نمی شه

.باشه

.شرمنده دیر کردم

.دیگه می خوام نجاتت بدم، پس از جات تکون نخور

...نادون

!نادون

!من باهاش کار کردم تا بکشمش

...ولی بازم

.خفه شو، غرغرو

.حالا می خوام تراکوماری رو بکشم

ببخشید...اگه الان بمیری، باید تا وقتی که .خوب بشی جات در امان باشه

یه سنگ جادویی، ها؟

!خوب بود، تراکوماری

پس آماده‌ی جنگیدنی؟

!زودباش، زودباش، زودباش

تا کی می خوای مثل یه موش قایم شی و !در بری؟ زودباش

!خدمتکار کوچولوت قراره کشته بشه ها

...خیلی خب، قدم بعدی

اصلا داری چیکار می کنی؟

!اگه اینقدر زود بمیری که حال نمی ده

!ویل

هنوز سرپایی؟

...بد نبود

!من نمی بازم

.بیشتر از چیزی که فکر می کردم جربزه داره

هدف بعدیت برای شلیک کجاست؟

سینه؟ شکم؟ یا شاید تو صورت؟

باید خیلی حال بده

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left