The first 184 lines.
مرکز به طور همزمان 18 سرباز رو در خودش جا میداد
ما از سوابق پزشکیشون استفاده میکردیم،
تا افرادی رو پیدا کنیم که نشانههای اولیهی استرس پس از سانحه داشتن
ما دارو رو بهشون میدادیم،
تا ببینیم خاطراتشون پاک شدن یا نه
این رو یادت نمیاد؟
نه
همینطوری اونا رو خوردی؟
اصلاً میدونی اونا چین؟
تو به زور یه وعدهی دوم به والتر کروز دادی که
قبلاً دوزِ کاملش خورده بود
اینجوری که از پا در میاد!
اینجا یه مشکلی دارم
یه جورایی اضطراریـه
تو چیکارش کردی؟
شکایتی در مورد والتر کروز جلومـه
فقط چندتا سؤال در مورد برنامهای به اسم گایست دارم
"بازگشت به میهن" باهاش آشنایی دارید؟
نه والا، نه
گرچه این برنامه دیگه عملیاتی نیست
،اگه اینکارو برام بکنی
میتونم ترتیب ترفیعت به ردوود رو بدم
و بعدش شاید ببریمت به مزرعه
آقای گایست رو ببینی
شما تو مرکز بازگشت به میهن چیکار میکردید؟
داره اون شکایت رو ثبت میکنه
خیلی خب، این یه حقیقه،
پس باید روی اون تمرکز کنیم
پروژهی رولر؟ آدری، همش کارِ من بود
« تنها برای استفادهی آزمایشگاهی »
آقای گایست و من در موردش بحث کردیم
تو با گایست حرف زدی؟
بله، تو مزرعهاش
تا حالا رفتید اونجا؟
میتونیم ادامه بدیم؟
ترجمه از سینـا و آریـن .:: Cardinal & SinCities ::.
الو؟ صدام رو میشنوی؟
الو؟ صدام رو میشنوی؟
لعنتی
هی
هی!
هی، کمک!
کمک!
هی!
لعنتی
« قسمت یک: مردم »
همه چی روبراهـه، خانم؟
این وقتِ شب داری کجا میری؟
اون اومد اینجا
کی؟
نمیدونم
من برای کمک اومدم، باشه؟
باشه
شنیدم گفتی یه مردی هست و فرار کرده اومده اینجا؟
این مرد کاری باهات کرده؟
این چیه؟
چی چیه؟
خیلی خب، بیا...
اسم من داناست. اسم تو چیه؟
میشه یه لطفی بهم کنی و ببینی کارتِ شناساییای چیزی همراهت داری؟
یا هر چیزی که اسمت روش باشه
تو جیبهای شلوارت چطور؟
فقط میخوام یه نگاهی بهش بندازم، باشه؟
جکلین
تو کهنه سربازی، درسته؟
آره. آره
خیلی خب، جکلین
ما میریم دکتر رو ببینیم
ببینیم میتونیم سر در بیاریم جریان چیه، باشه؟
باشه؟
ببخشید، چقدر طول میکشه
نتیجهی امآرآی برسه دستتون؟
باید این فرم رو پر کنید
اینا همش فقط یه مشت مزخرفه
رفیق، بازم میگم، اگه میخوای یه مخزن جدید بخری،
کسی جلوت رو نگرفته
میدونی که از پس هزینهش برنمیام
این مشکلِ من نیست
شما یه مخزنِ قشنگ جدید دارید
مخزن برقیـه همینطوری اونجاست
آره، اون برای استفادهی ماست
اینجا که فروشگاه تجهیزات پزشکی نیست؛ اتاق اورژانسه.
باشه؟ کارِ دیگه نداری؟
آره، تو با همه مثل احمقها حرف میزنی؟
یا فقط کسایی که برای کمک بهشون اینجایی؟
من دیگه اینجا کاری ندارم، باشه؟ ببخشید
جکلین، چی باعث شده امشب بیای اینجا؟
افسر پلیس من رو آورد اینجا
اوهوم. من باهاش حرف زدم،
و اون گفت یکم احساس سردرگمی میکنی
بله، همینطوره
اوهوم
خب، ما سعی داریم بفهمیم چه اتفاقی برات افتاده
گفتی یه مردی پیشت بود
اون زد تو سرت؟
نمیدونم
باشه
فقط یه معاینهی سریع انجام میدم
جکلین، آدرست...
کجاست؟
نمی... نمیدونم
خیلی خب. تاریخ تولدت چی؟
تاریخ تولدت چیه؟
نمیدونم
نمیدونم
خیلی خب، امکانش هست کتت رو در بیاری
میخوام به نفس کشیدنت گوش بدم
باشه
و حالا نفس بکش
دوباره
آره
عالیه. اون چیه، یه پرندهست؟
چی چیه؟
رو دستت
« نیروی هوایی »
خیلی خب جکلین، الان
خیلی مفید واقع میشه اگه باهام صادق باشی
تو معتاد تزریقی هستی؟
نه
برای دارو اومدی اینجا؟ آره؟
نه
لطفاً همینجا منتظر باش
این خوب نیست
بهتره یه چیزی بهش بگی که با عقل جور در بیاد، عزیزم
اگه لازمه یه چیزی از خودت سر هم کن
بیا، بذار ببینم
بذار ببینم. چیزی نیست، یالا
اوه، آره
آره، معلومه مچت رو گرفته
بیخیال
هی، لازم نیست واسه من خودت رو به پخمگی بزنی
این روزها بیشتر به گُل و آبجو اکتفا میکنم،
ولی تو جوونیم، میترکوندم
زنم میگفت: "تو باید تا الان مُرده باشی"
البته، بعد خودش مُرد
به هر حال، تو دوست داری بترکونی؟
من فکر نمیکنم معتاد به مواد باشم...
مهم نیست تو چی فکر میکنی، اونا اینطور فکر میکنن
اونا کین؟
(دکتر عوضی، افسرِ پویزناَس (کون سمّی
این خطرِ فعلی توئه
اونا ازت آزمایش خون میگیرن
و چند روز نگهت میدارن تا جوابِ آزمایشت بیاد
و اگه تو خونت هروئین پیدا کنن، بعدش میفرستنت پیشِ قاضی
کجا میری؟
خیلی خب، جدی؟
این کارِ هر روزِ این آدماست
میدونم، میدونم
هی، افسر پویزناَس (کون سمّی). حالت چطوره؟
اسمم پوزناسـه. خودت میدونی
منم همین رو گفتم، پویزناَس، پویزناَس
- اون کجا رفت؟ - هی، اون کجا رفت؟
حواست به اینجا هست، یا نه؟
کی؟
زنی که اینجا کنار بادی داشتیم
تمام واحدها در جریان باشید، یه وضعیت...
و دکتر گفت داشت دستش رو چک میکرد
میشه لطفاً کمکمون کنی؟
شرمنده
هی
هی، موفق شدی فرار کنی
کسی قراره بیاد دنبالت؟
اینجا رو میشناسی؟ « اسکینز »
رستورانِ اسکینز؟ آره (پوستها)
میتونی من رو ببری اونجا؟
چی، الان؟ آه...
آره خب، گمونم بتونم برنامههام رو جابجا کنم
آره، بپر بالا
« فراموشش کنید »
زنم تو اون بیمارستانِ کوفتی مُرد
تنها چیزی که بهم گفتن این بود: "خیلی متأسفیم
صورتحساب خدمتِ شما"
هنوز دارم اون صورتحسابِ کوفتی رو میدم
چکشِ سنگ
آره، هنوز تو کوههای اون بیرون طلا پیدا میشه
اگه بدونی کجا رو بگردی
مشکل اینه که من نمیدونم کدوم گوری رو بگردم
پس یه زنِ نظامی هستی، هان؟
مرگ از آسمان
"مرگ از آسمان؟"
آره، تو عضو نیروی هوایی هستی، آره؟ اون خالکوبی؟
آره، گمونم
میفهمم، میفهمم، میفهمم
هی، یه بار انقدر با "پرکوست" نئشه کردم، (نوعی داروی مخدّر)
No comments yet. Be the first to leave one.