Back To 1989 (1989一念間 / 1989 Yi Nian Jian)

Back To 1989 (1989一念間 / 1989 Yi Nian Jian)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

念間 Back To 1989 E06 720p
A Commentary by KOreanFaTeaM
► « تیم ترجمه کره فا ‌| مترجم: « ســــارا ◄

Tags

720p
720
Published on: 2016-07-09
Downloads: 10
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

الو؟ گوشیم زنگ خورد

یعنی من دوباره به اینده وصل شدم؟

اتفاق هایی که در گذشته افتاده ومن از اونا بی خبر بودم الان داره جلویه روم اتفاق میافته

جین چین تو دیگه خیلی جوون نیستی باید یک کار ثابت پیدا کنی

تو که نمیخوای زنی که قراره باهات باشه رو عذاب بدی؟

اینده من با اتصال این اتفاق ها به هم شکل میگیره

اینو پیش خودت از اطرف من نگه دار مهم نیست بندازی گردنت یانه

ژونگ ان که خیلی بهتر از جین چینه چرا بازم تو فرد با اینده بی ثبات تر انتخاب میکنی؟

این دلیل اینکه مادر در اینده اصلا خوشحال نیست؟

من فکر میکنم از نظر شما هیچکس مناسب نیست

واو!تو خیلی خوب به نظر میرسی

چیزی که من تو زندگی خیلی ازش متنفرم عکس گرفتنه

چن چه فقط بهش به عنوان یک کار کوچیک نگاه کن

اخیرا من نمیدونم بخاطر مادرمه یا یه ژن ژن

که من کارهایی رو انجام میدم که قبلا هیچوقت انجامشون نمیدادم

فکر نمیکنی چن چه یک جور متفاوت از بقیه بهت میرسه؟

...من واقعا گیج شدم نمیدونم این سفر قراره منو به کجا ببره

یه ژن ژن

خواهش میکنم رعدو برق دیگه بسه

تو از رعدوبرق میترسی؟مگه بچه ای؟

من بچه نیستم

هی اینجوری رفتار نکن برای وجهت خوب نیستا

یک شکمو که از رعدوبرق میترسه...خیلی جالب به نظر نمیرسه

رعدوبرق براثر برخورد امواج در هوا به وجود میاد مثل وقتی که دیگران دارن به موسیقی گوش میدن

اما...خیلی بلند تر زمانیه که دیگران الودگی صوتی ایجاد میکنن

چرا از رعد وبرق میترسی؟

...چون...یک بار بعد اینکه مهدکودک تعطیل شد

من تو حیاط منتظر مامانم بودم

مامانم خیلی سرش شلوغ بود وفراموش کرد که بیاد دنبالم

ومعلمم فکر کرد که من رفتم

برای همین من تو حیاط مدرسه برای مدتی تنها منتظر بودم

...و بعد

بارون ورعدوبرق شروع شد

و بعدش من یک هفته تب داشتم

وقتی بچه بودم...موقع بارون و رعدوبرق

منم تنها بودم

نترس من اینجام

بعدش من شروع کردم به خوندن اسم همکلاسی هام باشعر

اینجوری حواسم پرت شد وکمتر ترسیدم

پرت کردن حواس...اره درسته

بیا همین امتحان کنیم

اول..لی شوهوا

دوم..گویاهو

سوم...لین فوگو

چهارم...چهارم چی بود...شماره چهار فراموش کردم

این روش رو من وقتی استفاده میکردم که بچه بودم چطور الان میخوای همه اسم هارو به یاد بیاری؟

پس...باید چکار کنم؟

وای برق رفت...حالا باید چکار کنیم؟

خیلی تاریکه

نترس...اینم نور

این چیه؟

این یک چراغ قوه از امریکاست

نترس...من میرم از پایین شمع بیارم

نه صبر کن!من تنها نزار

انگار بارون کمتر شده

میخوای با گیتار گوان چکار کنی؟

من چیزی رو که داشتم میگفتم تموم نکردم

راهی که من وقتی بزرگ شدم برای مقابله با ترسم استفاده میکردم

گیتار زدن بود؟ اره

اهنگ زدن واواز خوندن وهرچیم صدا بلند تر میشد منم بلند تر میخوندم

اواز خوندن؟

امتحان کن

نمیخوام

"...به تو"

"نمیدونم فقط عادت کردم...یا عاشق شدم"

"ایا این حس هنوزم میتونه ماندگار باشه؟"

"نمیدونم همه این چیزا مربوط به گذشته میشه .بهار من"

"هنوز نیومده"

"چرا تو فقط نمیری ومن نادیده نمیگیری"

"وبزاری که خودم با مشکلم کنار بیام؟"

"تو سعی کردی که بدون هیچ رد پایی بری"

"...گذاشتی که من دلیل عشق بدونم"

"تو فکر میکنی که چیزی که ارزش داره براش تلاش کنی"

"فاصله بین ما دوتاست"

"اوه این فصل"...."اوه این فصل"

"بالاخره ارزش این همه خاطرات داشت"..."خاطرات"

"...هی ووهو هی..."

"بالاخره ارزش خاطرات داشت"

اهنگ بعدی...یک رویا ویک بازی ونگ جی

یه ژن ژن ...من ایستگاه رادیویی نیستم

ای بابا ...بزن دیگه

من فقط یک چیزی تصادفی میخونم

یه ژن ژن

یه ژن ژن

این پای کیه؟

تو؟!؟

من فقط میرم به اتاقم

من فقط میرم صبحانه درست میکنم

میرم صورتمو بشورم

میرم اب بخورم

میرم به اتاقم

چرا صورتم انقدر داغه؟

وقلبمم سریع میزنه

یعنی ممکنه؟

من سرما خوردم

"چرا نمیری ومنو نادیده نمیگیری وفقط نمیزاری من خودم مشکلمو حل کنم؟؟"

"تو سعی کردی بدون هیچ ردپایی بری"

"گذاشتی که من بدون دلیل عشق"

"تو فکرمیکنی چیزی که ارزش تلاش کردن داره"

"فاصله ایه که بین ما دوتاست"

"این فصل..."این فصل"

"بالاخره ارزش این خاطرات داشت"

کی برگشتی؟

تو خیلی سرحالی

من صبحانه اوردم پس نمیخواد چیزی درست کنی

چرا زودتر نگفتی؟

چی شده؟من که چیزی نمیدونم

من اون شمع هایه رمانتیک وگیتار ندیدم

من حتی نمیدونم که رویه مبل چی شد

توجرات داری دوباره بگو باشه

نگران نباش من چیزی به مامان وبابا نمیگم

عجیبه

اما..من خیلی خوب با این موضوع کنار میام

فقط لازمه یکم پول خرجم کنی

من میتونم تضمین کنم که هیچ حرفی از دهنم خارج نمیشه

...یه گوان واقعا که خیلی

برادر چه چی شده؟

سرما خوردی؟

احتمالا

نگو که

عشق مثل سرماخوردگیه

وقتی دچارش بشی جدی میشه

ژن ژن تقصیر تویه که برای چن چه سرماخورده

برادر چن بزار بهت بگم

الان وقت اینکه سوپ زنجبیل مخصوص گوان بخوری

ممنون ولی نیازی نیست

این چیه؟

نوشابه است؟میشه منم بخورم؟

این اخرین ورژن سوپ زنجبیل گوانه

فکرنکنم بهش نیازی داشته باشی

این واقعا به سرماخوردگی کمک میکنه؟

از کجا خریدیش؟

...از

چیز خاصی نیست. اگه میخوای من یکم بهت میدم

هی یه ژن ژن چیه؟

بریم

کجا؟

سرکار

باید مرخصی مریضی بگیری

برای یک سرماخوردگی ساده چرا باید این کارو بکنم؟

میای یا نه؟

صبر کن الان میام

اشپزخونه رو تمیز کن.من رفتم

خدافظ

چرا اونا شبیه تازه عروس وداماد ها هستن؟

ممکنه واقعا برادر چه بشه داماد ما؟

یه ژن ژن تو خیلی خوش شانسی

جین چین حتما بخاطر اتفاق هایه دیروز ناراحته

یا جوان,لیو شوهو مشتری تویه؟

اره

شما باید تا ساعت 3:30 فردا حسابتون تصفیه کنید وگرنه معامله فسق میشه

باشه

باشه ممنون

ببخشید بزار من رد شم

داری به جین چین زنگ میزنی؟

نه

پس چی شده؟چرا اینجوری استرس داری؟

یک مشتری دارم که بدهی معوقه داره

نگران نباش حل میشه

چن چه چی شده؟

مریضی؟بخاطر اینکه تازه از خارج اومدی به اب وهوا اینجا عدات نکردی؟

نگو که من سرماخوردگیمو دادم بهت؟

من واقعا معذرت میخوام

نگران نباش اگه فقط یک سرماخوردگیه من میتونم کمک کنم

الان برمیگردم صبر کنید

چطوریه که همه ما خوبیم وفقط اون مریضی رو گرفته؟

حتما خیلی ضعیفه

حتما بخاطر دیشبه که سرما خورده.همش تقصیر منه

چی شد؟

چون من از رعد وبرق میترسم چن چه اومد پیشم که نترسم بعد ما خوابمون برد

برای چی اون اومد پیشت؟

پدرومادرت کجا بودن؟گوان کجا بود؟

اونا رفته بودن بیرون .دیشب فقط ما دوتا خونه بودیم

...چن چه تو

داری سعی میکنی بپرسی که ایا چیزی بین ما اتفاق افتاده یانه؟

هیچ اتفاقی بین ما نیافتاد.چرا انقدر هیجان زده میشی؟

...نه تو

دو تا ادم مجرد..زن ومرد

...معصومیت تو

حرف الکی نزن وکسیم به حرفات گوش نمیده

من شنیدم خوب بعدش چی شد؟

خیلی خوب بس دیگه انقدر حرف نزنید.بزارین چه چه استراحت کنه

بعدا دیگه خیلی این دوروبر نچرخین

اگه همه مریض بشن کسی نمیمونه که به مشتری ها برسه

برادر چن از اونجایی که مشخصه سرما خوردی به مقدار زیادی ویتامین سی نیاز داری

بیامن دو تا میوه اینحا دارم

شائو لانگ برو اب این دوتامیوه رو بگیر

چرا من باید این کارو بکنم؟

ببین داری چطوری مشتتو فشار میدی

حتما خیلی انرژی داری

برو این لیمو هارو ابگیری کن وانرژشتو الکی هدر نده

برو

برادر چه یکم صبر کن

واقعا لازمه این کارو بکنی؟

همش تقصیر منه

پس درستش اینکه من تمام مسئولیتشو برعهده بگیرم

فقط یک سرماخوردگی ساده است .برو سرکارت

نه تو الان تو خونه ما زندگی میکنی برای همین ما باید مراقبت باشیم

بعدا ما چطوری جواب مادرتو بدیم

اب بیشتر بخور

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left