The first 200 lines.
این زندگی منه
قسمت شصت و یکم
چویی گوم سون، خیلی پیشرفت کردی
فکر کنم با یه مرد مایه دار ازدواج کردی
راجب چی میخوای حرف بزنی؟
فقط اومدم اینجا که احوال همشهری قدیمیم رو بپرسم
اما چرا انقدر سرد رفتار میکنی؟
میدونی که من...
تو موقعیتی نیستم که مثل دوست باهات احوال پرسی کنم؟
عه، اینطوری نباش
یادت رفته؟
30 سال پیش...
بخاطر اینکه تو ازم خواسته بودی نام جین رو دزدیدم
منظورت چیه نمایندگی های فروش رو مجبور کردیم که لباسا رو بخرن؟
خب، ظاهرا تیم طراحی 1 اونا رو مجبور کرده...
محصولی که تو مسابقه رونمایی شده رو بخرن
واقعا؟ راستشو بخواین،
خریدارایِ لباسای پولک دار محدودن
خیلی ها میگن به اندازه کافی خریدن...
که ثابت کنن سفارش دادن
خانم چویی این دستورُ داده؟
بله، درسته
خیلی خب، با خانم چویی حرف میزنم
خدافظ
دزدیدن بچه ی یه نفر دیگه...
چیزیه که حتی بعد از سی سال...
دستپاچه ـت میکنه
مگه نه؟
شنیدم مجرم بودی
یعنی حتی بچه هم دزدیدی؟
بس کن. خودتُ به خریت نزن
شنیدم، چویی گوم سون، تو مدیر اجرایی هستی،
و پسرت مدیر هیون گانگه
میخوای پسرت رئیس هیون گانگ بشه
واسه همین بهم گفتی نام جین رو بدزدم؟
مطمئن نیستم
نمیدونم داری راجب چی حرف میزنی
بهت نمیخوره اونقدر پیر شده باشی که فراموشی گرفته باشی
باید چیکار کنم؟
میخوای به پلیس بگم؟
اگه این کارو کنم،
گوم سونِ من، تو دردسر بزرگی میفته
اگه میخوای بفرما
مطمئنم کودک ربایی مجازات سنگینی داره
اشکالی نداره؟
قانون مرور زمان برای کودک ربایی...
فقط 10 ساله
حتی اگه خودمو تحویل بدم،
نمیتونم متهم بشم
فکر کنم اینو نمیدونی
در این مورد، تو...
اون کسی هستی که بیشتر ضرر میکنه
به نظرت نباید راجب همچین چیزی جدی تر فکر کنی؟
واسه همین هیچ کاری نمیتونی کنی
گوش کن، بانگ چول سانگ
برای کودک ربایی،
قانون مرور زمان از موقعی محاسبه میشه که
کودک ربوده شده به خانواده ـش برگردونده شده باشه
چی؟
فکر کنم نام جین 5 یا 6 ماه پیش فهمیده که
نوه ی رئیسِ هیون گانگ گروپه
از اونجایی که قانون مرور زمان 10 ساله،
فورا بازداشت میشی
همچنین،
بخاطر تکرار جرم مجازات اضافه بهت تعلق میگیره
اسم من چویی سوهیه
و اصلا نمیدونم تو کی هستی
حالا میخوای چیکار کنی؟
همین الان برو بیرون
اگه دوباره بیای دفترم که راجب اینجور چیزا حرف بزنی
اونوقت شغل نگهبانیت رو از دست میدی
خانم چویی، رئیس هو چونگ سان میخوان شما رو ببینن
باشه. بعد از اینکه مهمونم رفت بفرستش داخل
منتظر چی هستی؟ زود باش برو بیرون
دوباره برمیگردم
من، بانگ چول سانگ، هیچوقت دوباره تسلیم نمیشم
آیگو
اینجا چیکار میکنی، بانگ چول سانگ؟
آه، خب، چیزه... لطفا تشریف بیارین داخل، رئیس هو
فکر میکردم هم محله ای قدیمیمه،
اما معلوم شد که اشتباه میکردم
یا ممکنه خانم چویی...
خیلی خیلی فراموش کار شده باشه؟
فقط بخاطر اینکه شوهر خانم یانگی،
فقط همین یه بار رو گذشت میکنم
اما اگه دوباره دردسر درست کنی،
اونوقت اخراجت میکنم، پس مواظب رفتارت باش
البته. متوجه شدم، خانم چویی گوم سون
منظورم، خانم چویی سوهیه
مترجم : مهدی @Mehdi_Rain : کانال تلگرام
بفرمایین قهوه ـتون ممنون. ممنون
ممنون خواهش میکنم
اوه، این قهوه سرده
میگم... مدیر آن
مَردی که ادعا میکنه بزرگت کرده
احیانا با خانم چویی آشنایی داره؟
نه. فکر نکنم قبلا یه بارم همدیگه رو دیده باشن
ازم پرسید دفتر خانم چویی کجاس
گفت باهاش آشنایی داره
با خانم چویی؟ آره
شاید تو خونه ـم همدیگه رو دیدن؟
ما میترسیدم دردسر درست کنه
واسه همین خیلی حواسمون بود که نبینتش
بعید میدونم تو خونه دیده باشدش
آقای لی، میشه شما بجای من برید شرکت مینهان؟
مینهان؟ چرا؟
بخاطر پارچه های وارداتی باید به کارای گمرک رسیدگی کنم
باشه، مشکلی نیس
آه، الگوها رو هم با خودتون ببرین، آقای لی باشه
آه، طراحی سفارش های گروهی نسبت به طراحی اصلی یه کم فرق داره
میخوای من برم و راجبش توضیح بدم؟
نه. خودم میرم
خیلی وقته بابامو ندیدم
امروز منم باهات میام
نه، مدیر آن
نه.اگه بابام ازت عصبانی بشه چی؟
تحمل دیدن اینو ندارم
آیگو. اگه بخواد میذارم این کارو کنه
اگه سوء تفاهم ها روی هم انباشته بشن حل کردنش سخت تر میشه
باید مدام برم دیدنش تا سوء تفاهم برطرف بشه
بله، متوجه شدم
حتی اگه لازم باشه شبا هم کار کنین تا سرعت تولید رو بالا ببرین
باشه
خب... از اونجایی که تولید لباسای پولک دار خیلی سخته،
فکر کنم بیشتر از اون چیزی که انتظار داریم طول بکشه
باید چیکار کنیم؟ یه شرکت دیگه پیدا کنم؟
بجز مینهان هیچ شرکتی امکاناتِ لازم رو داره
اما مینهان فقط برای تیم 2 لباس تولید میکنه
اگه تواناییش رو دارن، نمیتونن برای هر دو تیم کار کنن؟
مشکل اینه که تواناییش رو ندارن
حتی اگه داشته باشن، حاضر نمیشن برای ما لباس تولید کنن
بله، وکیل هو؟
الان؟
باشه، میام دفترتون
بله؟
اوه، خوش اومدی. بشین
خیلی از نمایندگی های فروش اعتراض کردن واسه همین میخواستم ببینمت
اعتراض کردن؟
ظاهرا خانم چویی نمایندگی های فروش رو مجبور کرده...
که لباسای مسابقه تیم 1 رو بخرن
چی؟
ظاهرا بهشون گفته که اگه یه مقدار مشخصی نخرن،
ممکنه موقع تمدید قرارداد به مشکل بربخورن
همونطور که میدونی، این ممکنه خیلی مشکل به وجود بیاره
سوء استفاده از قدرت و استبداد...
مسئله ایه که باعث مجازات قانونی از طرف کمیسیون تجارت عادلانه میشه
و اگه رسانه ها بخاطر این قضیه ازمون انتقاد کنن،
هیون گانگ خیلی ضرر میکنه
معذرت میخوام. من خبر نداشتم
بله، میدونم
امروز رفتم دیدن خانم چویی
خانم چویی چی گفت؟
از اونجایی که خانم چویی مسئول نمایندگی هاس،
نمیتونم تو این قضیه دخالت کنم
متوجه شدم. من با خانم چویی حرف میزنم
روت حساب میکنم. ممنون
آه، راستی
تو مادر بزرگِ مادری داشتی؟
بله. اما هیچوقت ندیدمش
فقط وقتی 15 سال پیش فوت کرد من و مامانم رفتیم مراسم خاکسپاریش
مادربزرگ مادریت توی هونگچون زندگی میکرد؟
بله. مراسم خاکسپاری توی هونگچون بود،
پس فکر کنم اونجا زندگی میکرده
اما چرا اینو می پرسین؟
آه، که اینطور
میخوام از اونجا زمین بخرم
پس خانم چویی میتونه راهنماییم کنه
خدافظ خدافظ
پس هونگچون واقعا زادگاهشه
اما اگه مادر داشته،
چرا توی پرورشگاه بزرگ شده؟
سفارشای خرید رو برای تامین کننده های لوازم جانبی فرستادی؟
بله. امروز صبح فَکسش کردم
دیروز بهت گفتم بفرستیش چرا امروز فرستادیش؟
خب... فراموشش کردم
چطور تونستی فراموش کنی؟ نمیدونی ممکنه چقدر ضرر کنیم؟
معذرت میخوام
و این سند رو بفرست کارخونه
چطوری؟ باید پستش کنم؟
کارخونه دقیقا کنار همین ساختمونه پس خودت میتونی بری
چرا میخوای پستش کنی؟
ای خدا. یه آدم چطور میتونه انقدر خنگ باشه؟
چطور میتونی اینطوری بهم توهین کنی؟
زود باش برو
باشه. الان میرم
وای. چرا سر کار کفش پاشنه بلند میپوشی؟
میخوای اینجا جلب توجه کنی؟
باشه. از فردا دیگه کفش پاشنه بلند نمی پوشم
تو اینجا چیکار میکنی، آجوما؟
ببخشید، سونگ جو. الان سرم شلوغه بعدا با هم حرف میزنیم
اما...
اول ما میریم داخل که ببینیم چه حالی داره
پس همینجا منتظر بمون، مدیر آن
آیگو. نیازی به این کار نیس
بعید میدونم به محض اینکه منو ببینه بندازتم بیرون
تو که میدونی بابام چجور اخلاقی داره، مدیر آن
درسته. به حرف سونگ جو گوش بده
نمیدونی سونگ هر حرفی میزنه به نفع خودته؟
بابا آیگو، سونگ جویِ من اومد
دختر باهوشم
No comments yet. Be the first to leave one.