The first 180 lines.
ترجمه اختصاصی سروفیلم **SARVFIL M.COM**
ترجمه اختصاصی سروفیلم **SARVFILM .COM**
ترجمه اختصاصی سروفیلم **SARVFILM. COM**
ترجمه اختصاصی سروفیلم **SARVFILM.C OM**
🐝مترجم زنبورک🐝
باز کن
یه عالمه موش داره
نمای چشم دروازه ماه خونی شیلیانگ
با نام مستعار برندهی قلب
جای سوالی نداره
اولین مربی مدرسه تایوان لونگچنگ
وی ونفنگ
این میخونه ارنیانگ جای خوبیه
دیروز یه کبوتر نامه رسان فرستادم
که به دختر گاوچران بگه
این جا رو رزرو کنه
مربی وی
باید اصل اولین خدمت رو متوجه شده باشی، درسته؟
دختر گاوچران
دیروز من
انگار واقعا یه کبوتر دیدم
اما گوشتش خیلی لطیف بود
کی فکر میکرد برای تحویل نامه هست؟
خانم رئیس
بچه هنوز تو رشده؟
چرت میگه
چرت میگه
چطوره شما دو تا
میز رزرو کنین
صندلیت رو امروز به من بده
امروز
رو پسر چشم من رزرو کرد
شمشیر موافق نیست
همچین چیزی داری؟
و نمیذاری مردم کارشونو کنن
کبوتر
چطوره صحبت کنیم
دو قهرمان
کنارتونو ببینین
شوخی میکنی
کدوم قهرمان رو که روی صحنه نشسته باشه دیدی؟
کی جرات داره روی این صندلی بشینه
میذارم بمیره
ار کوچولو منو بیار
به من شمشیر نزن
مهموننوازی
این دوتا
رو می بینی
بعدا نودل سفارش میدیم
یه ظرف پر خیلی خوبه
هنوز پولشو ندادی
چیکار می کنی
اینقدر بی ادب نباش
مردم کانتو هنچین خاص هم نیستنا
قبل از غذا شمشیر میکشن
سیر شدم
چی خوردی مگه
غافلگیری
نمی بینی
این دو تا با هم قرار دارن
اونا با هم قرار دارن
بیا غذامونو بخوریم
وقت تلف نکن
این رو
ببین
وسط جنگ هنوز در مورد سفارش غذا فکر می کنی
ارباب
مرد جوان
ما الان هم نداریم
این شخصیت چه مشکلی داره؟
به نظر می رسه وقتش رسیده که به جوونا درس بدیم
ما چندتا پیرهن بیشتر پاره کردیم
زیاد مغرور نباش
جاده رودخانه ها و دریاچه ها، همه روش قدم می زنن
زیاد بی ادب نباش
درسته
بازی، بازی، بازی
جیانگو شوخی نیست
هزاران ساختمون بلند روی زمین هستن
شکوه به خودت بستگی داره
به شرطی که رفتار خوبی داشته باشی
از کوه ها و جاده های ناهموار نمی ترسی
خوب گفتی
حرف ببر و گرگ چیه؟
من خیلی مزاحمم
یواش. یواش
من ششمین جد گواندونگمن هستم
مرید ارشد
تنها وارث تعیین شده دروازه کانتو
لی شیائولو که سرشار از غروره
چجوری می تونم به دستای دروازه ماه خونی تو بمیرم؟
کمی آگاهی خوبه
دروازه ماه خونی منو هم بشناس
پیرمرد رو میشناسی
کدوم پیرمرد
پیر مرد فداکار
هووفانگ لائو ژانگ
اون پیرمرد برنج هنر رزمی رو دزدید
مدت ها پیش مدیر مدرسه سرشو برید
تربیت افراد برای استاد آسون نیست
جامونو عوض کنیم
قدم بزن، عجله کن
نان بخارپز نخور
لی داکشیا، بی تاب نباش
من بهت غذا می دم
مزاحم شدی
بدو بدو
من از چشمای استاد فهمیدم
کمی احساس نارضایتی داری
نه
چه احساسی
چشماش رو باز میکنه
چشم باز کنه
می ترسم کسی نتونه زنده از اینجا بیرون بره
این
معروفه به
لی شیژن، ششمین جد کانتو
معروف به اجداد گواندونگ
بهت خوش می گذره
اگه این پیرمرد گهگاه طاعون
جذام آبله با حصبه رو احساس می کرد
تو الان اینجا دراز کشیده بودی
برنده شدی
مربی وی
ما یک روز دیگه می جنگیم
منو به خاطر بسپار
چیکار می کنی
دعوا نکن
فرصتی برای حرکت دادن دست ها و پاها
به من نده
هنرهای رزمی
صحنه ای برای نمایش نداره
از کمکت ممنونم
درسته
یه چیزی بهت میدم بخور
رایگان
با تخفیف
دختر
دو کاسه سوپ رشته مرغ بده
باشه
از دو قهرمان برای پاکسازی فروشگاه ممنونم
بیا
من برای شما دو تا مینوشم
نیازی به احترام نیست
حذف خشونت
وظیفهی ماست
فقط رشته فرنگی نخور
بیا و کمی گوشت گاو بخور
نیاز نیست
تو کاملا کار درستی میکنی
نام گوان دونگزو
یه کاسه سوپ رشته مرغ و یه کوفته
چی کار می کنی
ساکت
مشکل چیه
داداش این یعنی چی؟
داداش منظوری نداره
خواهر بزرگ از تو بپرسم
این یعنی چی
ما فقط دو کاسه سوپ رشته مرغ سفارش دادیم
تو لعنتی
هم شراب و هم گوشت داری
چی
خرید قوی، فروش قوی هم داره
برادر بزرگتر
چشمای کوچیکی داره
برای تشکر از شما دو تا
این شراب و گوشت هدیه است
سوسیس داغ خواهر بزرگ گودائو
خیلی متاثرم میکنه
چیزی برای گفتن نیست
چرا اینقدر سریعی
مشکل چیه
گفت هدیه هدیه است
رودخانه ها و دریاچه ها هنوز کم عمقن
من خطر رو نمی دونم
تو این خیابون آشفته جوشیان
جرات میکنی مغازه ای برای فروش شراب باز کنی
ولی اینجا فقط مادر و دختر نیستین، درسته؟
رئیس
No comments yet. Be the first to leave one.