The first 200 lines.
اوه ممنونم ... آقاي پوارو
خب اون يک اتفاق جهنمي بود
"براي پياده روي رفته بودم "ميفر
وقتي برگشتم يه پام فلج شد
و صورتم هم انحراف پيدا کرد
بايد داستانش رو برات بگم
يکشنبه عصر دو سال قبل
براي هواخوري به خارج از لندن رفته بودم و جلوي خونه ي ميليونر گوردون کلود توقف کردم
شنيده بودم که گوردون با همسر کم سن و سال جديدش رزالين برگشته انگليس
يک بازيگر ايرلندي که در نيويورک با هم آشنا شده و ازدواج کرده بودن
قبلا هرگز نديده بودمش اميدوار بودم ببينم چه شکلي ـه
گوردون , برادرش جرمي رو دعوت کرده بود
به همرا ه همسرش فرانسيس و بقيه ي اعضاي خانواده ي کلود
از سراسر کشور اومده بودن تا رزالين رو براي اولين بار ببينن
حرفم رو قبول کن اون يه هررزه ي لعنتي ـه - لايونل , عزيزم -
باور کن هست - تو حتي يه بار هم اونو نديدي
نيازي هم نيست چون آدمايي مثل اون رو ميشناسم طماع و پول پرست
خب مراسم معارفه ي رزالين فتنه انگيز تر از چيزي بود
که کسي انتظارش رو داشت
انفجار گاز
يه نفر گفت که بوي گاز به مشامش خورده
هر چي جلوي خونه ي گوردون بود ترکيد
از داخل
گوردون و بقيه ي آدماي خونه در دم کشته شدند
بقيه کلود ها از انفجار فاصله ي زيادي داشتن و جون سالم به در بردن
اما به طرز معجزه آسايي رزالين زنده موند
و از درون اون جهنم اومد بيرون
اون همراه با برادرش ديويد هانتر در زيرزمين مشغوال پيدا کردن همسر براي برادره بوده
بيچاره رزالين نه ؟
براي دومين بار بيوه شده بود در حالي که ... 23 سال سن داشت
پس قبلا هم ازدواج کرده بود - بله -
"يه يارو به اسم "رابرت آندرهي
از آشناهاي قديمي منه
با هم در "مومباسا "خدمت کرديم
مورد توجه من بود
چند وقت قبل از همه ي اين اتفاق ها "آندرهي" مرد
بهتره بگم توي جنگل ناپديد شد
ديگه برنگشت
آه اينجايي پوارو ببخشيد که منتظرت گذاشتم
پورتر - کلود -
بريم سر ميز شام ؟ - بله -
پورتر هيچوقت از تعريف کردن داستان برادرم گوردون خسته نميشه
حتما نميدونه که شما با ما کلود ها کاملا آشنايي داريد
مرگ گوردون حتما تاثير زيادي روي کل خانواده گذاشته مگه نه ؟
دو سالي از لحاظ مالي ما رو تامين کرد
راستي در مورد لين
خبري ازش داري ؟ - اون داره برميگرده ... به انگليس -
ميخواد بمونه ؟
ميدوني خواهر زاده ات هميشه بچه ي مورد توجه من بوده
ديگه بچه نيست الان نامزد کرده - جدي ؟ -
با يکي اقوام در واقع رولي فارمر . اون يه کلوده همينم کفايت ميکنه
لين گفت که شما رو براي مراسم ساليانه در "فاروبانک" دعوت کنم
اونجا ميتونيد بيوه ي گوردون رو هم ملاقات کنيد
گوشت رو آرود
عالي ـه اينجا جلوي چشم آدم برش ميزنن
و ... پودينگ و شيريني هم بيار
بله قربان - بعد شراب -
دو ليوان شراب قرمز
! لين
خب طبيعتا ما گيج شده بوديم
منظورم اينه کي تصور ميکرد گوردون توي اون سن يه دفعه بخواد ازدواج کنه ؟ مسخره بود
تصور ميکنم زن خوش قيافه اي باشه
اون چشماي فوق العاده ي آبي رنگي داره انگار يکي اونا رو براش ساخته
شخصا فکر ميکنم يه کم باهوش هم باشه - خب مامان تو که مرد نيستي -
فکر نميکنم دائي گوردون به خاطر هوش و ذکاوتش رفته باشه سراغش
کاملا برعکس من اصلا فکر نميکنم اون دنبال اون زن بوده باشه
هر زن ديگه اي هم که به گوردون نزديکم ميشد بقيه ي خانواده فکر ميکردن به خاطر ثروت ـه
دائي ـت با همه ي ما خوب رفتار ميکرد عزيزم
وقتي نبودم اينجا زياد عوض نشده
چهار سال
ميتونستيد اين ديوار رو درست کنيد
اينا که هيچکدوم پرداخت نشده
وقتي بابات مرد گوردون منو کشيد کنار
و گفت نميخواد نگران پول باشي
هر قبضي براي خونه اومد بزارش توي پاکت و بفرست براي من
خب اونا رو که گذاشتي توي پاکت
تو تا حالا يه بار شده توي اين خونه زياده روي ببيني ؟
اون زن ـه بيوه نميتونه اين خواسته ي دائي رو ادامه بده
فقط کافيه يه چک بنويسه ...اون نميتونه
شک دارم رزالين مشکلي داشته باشه ولي برادرش داره آدم خيلي آشغالي ـه
برادرش چه ربطي به اين ماجرا داره ؟ - اون کنترلش ميکنه -
دقيقا چي رو کنترل ميکنه ؟ - همه چي رو -
ثروتش , کارهاش حتي مکالماتش
طوري "فاروبانک" رو اداره ميکنه انگار مالک اونجاست
من و خاله ت شک داريم که اين يارو اصلا برادر رزالين باشه
اوه ... اون رولي ـه
تو چقدر ... بزرگ شدي
نه واقعا ..از آخرين باري که ديدمت بلندتر شدي
آخرين باري که منو ديدي بچه بودم
تو دنيا رو بشتر از من ديدي لين
کلي بيماري در آفريقا ديدم - خدايا -
ولي منظور تو اين نبود مگه نه رولي ؟
وقتي منو ميبوسي پيش خودت فکر ميکني مطمئن نيستي هنوز باکره باشم
رزالين کلود - تو يه کلود نيستي -
تو يه هرزه اي
آشغال کثافت , هرزه ي ايرلندي
پس من چي ؟
بزودي جلوي اونا گرفته ميشه خواهر کوچولو من خودم از اين بابت مطمئن ميشم
جورج عزيز , همه چي در آپارتمان جديدم لذت بخش ـه
اما امروز صبح به مشکلي برخوردم در مورد چيدن کتاب هام
کاملا درسته قربان قول ميدم درست شه
امر ديگه اي نداريد قربان ؟ صبحانه بيارم ؟
آقاي پواروي عزيز
خانم - ميشه اينجا بشينم ؟ -
بله
چه اثاثيه ي قشنگي داري - اينجا هيچ ايرادي نداره خانم -
حالا که من اينجام زياد اين حرف درست نيست
حالا انتظار دارم که سوالاتون رو ازم بپرسيد
البته
شما اصلا کي هستيد خانم ؟
"خانم کاترين "وودوارد
خاله ي لين . من و "آدلا "مادر لين خواهرهاي" گوردون کلود "هستيم
نامه ام رو نگرفتيد ؟ - راستي نامه ها هم رسيده قربان -
ممنون جورج - بدش من -
ايناهاش همينه
مرسي خانم
وقتي شنيدم شما براي ديدن لين به "وامزلي وين" ميايد پيش خودم فکر کردم
خودشه ! يه آدم مناسب براي اينکار
ميدونيد , فرزند روشنايي يک پيشگويي در مورد "رابرت آندرهِي" داشته
يعني شوهر اول بيوه ي گوردون اين بچه که ميگم با مرده ها صحبت ميکنه
بله البته
روحيه ي درجه يک , بسيار قابل اعتماد
در زمينه ي گفتن جزئيات در جلسات احظار ارواح يا دقت و هوشش ؟
هر دو . اون بهم گفت "آندرهي" در بين مردگان نيست
"بسيار خب خانم "وودوارد
پوارو چطور ميتونه در اين مورد به شما کمکي کنه ؟
شما بايد پيداش کنيد اون مرد آندرهي بايد يه جايي باشه
متوجه هستم خانم
ولي پوارو نميتونه چنين ماموريت هايي رو قبول کنه
متوجه نيستيد اين موضوع چه معنايي داره ؟
اون زن ـه رزالين هرگز بيوه نبوده که بتونه با برادرم قانوني ازدواج کنه
اون يه زن دو شوهره بوده . ما بايد اينو ثابت کنيم وگرنه ارثيه ي خانواده از دست ميره
اون جونور کثيف چنگالش رو انداخته روي ثروت خانوادگي ما بايد جلوش گرفته بشه
مرسي
"خانم "لِدبِتر
کنت
اسم منو از کجا ميدونيد ؟
قبلا افتخار ملاقات با شما نصيبم شد خانم
يعني دفعه ي قبلي که به اينجا اومده بودم
هرکول پوارو - کي رو کشتي ؟
به "وارمزلي ويل" خوش اومديد آقاي پوارو
واقعا متاسفم پاي تلفن مشغول بودم
"اون خارجي ـه" بياتريس
شما خانم لدبتر و کنت بيسمارک ساکنين اينجا رو يادتون ـه ؟
البته که يادمه - ! پس ديگه نيازي به توضيحات درمورد اونا نيست
اجازه بديد اتاقتون رو نشون بدم - مرسي -
لعنتي لعنتي - بزار من انجامش بدم
چيه ؟
عزيزم موضوع چيه ؟
متاسفانه بد دردسري درست کردي فرانسيس
لطفا همونجا بمون اگه بياي نزديک شايد نتونم ادامه بدم
خداي من
همه چيز کاملا غير قابل توضيح ـه
موضوع سر يه دختره ؟ تو رو خدا نگو" اِدنا "ست اون خدمتکاره
نه - اونو اصلا نميتونم تحمل کنم
پس يه پسره ؟- نه اصلا تو اين مايه ها نيست -
نه يک موضوع حرفه ايه
پول
شرکت داره داغون ميشه ؟ قراره ورشکست بشيم ؟
ميدوني که من هيچوقت به پول اهميت زيادي نميدادم
آسونتر ميشه اگه من فقط سوال بپرسم و تو سرتو تکون بدي
پول کي از دست رفته ؟ مال ما ؟
يا پول مشتري ؟
پول زيادي بوده ؟ - مستعمري -
تو مستعمري مشتريت رو خرج کردي
جرمي ... پدر من يک نجيب زاده بود
اون همچنين يه آدم سست و الکي هم بود
برادرم چارلز هم درست مثل اونه
دوران کودکي من در ظاهر شيک و باطن ورشکسته بود
و اسباب کشي شبانه از خونه هاي اجاره اي و نقل مکان به جاي ديگه براي فرار از دست طلبکارها
ميشه خونه رو گرو بزاريم ؟
البته تو قبلا اينکارو هم کردي حالا فقط يه راه ديگه ميمونه
بايد يک تماس بزرگ برقرار بشه
بايد نشون بدم واقعا دختر بابام هستم يا نه
بيچاره فاروبانک کهنه و قديمي در تماما زندگيم چيزي به اين پستي نديدم
انگار ميخوايم اينجا مراسم عياشي اجرا کنيم
اين خونه تمام سال خاليه فقط گهگاهي براي برگزاري مهموني ازش استفاده ميشه
با يه نماي حال بهم زن و افراط گونه که تصورشو هم نميشه کرد
درسته ولي وقتي دائي گوردون زنده بود همچين چيزي نميگفتي
فرزند روشنايي در حال تعديل ـه
فهميدم . جالبه ...در چه موردي
درباره ي رابرت آندرهي
کي ؟ - شوهر اول رزالين -
اون بچه هرگز اشتباه نميکنه و حالا اصرار داره که آندرهي زنده ست
براي رزالين متاسفم
اون براي داشتن دو شوهر گناهکاره
و وقتي بميره روحش تا ابد در جهنم ميسوزه
بچه کاملا صريح اينو گفت
خاله کتي اگه اين مزخرفات رو امشب به کسي بگي خيلي بهشون برميخوره
نوشيدني ؟ - نه نميخوام ممنون -
ميتوني حسش کني ؟
چي رو ؟
نفرت
تو بايد ديويد هانتر باشي
تو هم بايد لين باشي نه ؟
چيه که همه ي ما ازش متنفر باشيم ؟
من
و خواهرم
ولي بيشتر من
من کسي ام که حساب دخل و خرجش رو داره
No comments yet. Be the first to leave one.