Release info

MahoutsukainoYomeS2-22 [AioFilm lol]
A Commentary by AioFilm

Tags

TS
Published on: 2023-12-09
Downloads: 3
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 132 lines.

رسانه‌ی آیوفیلم تقدیم می‌کند

‫من...

‫ک...کمک...

‫فیلوملا!

‫نمی‌خوای پدر و مادرتو ببینی؟

‫چی...

‫دوباره دراومده.

‫همش به‌جز انگشتام.

‫که داری می‌ری، ها؟

‫برام هم اهمیتی نداره که چه اتفاقی سرت می‌افته.

‫ولی به‌نظرم قراره اوقات تلخی داشته باشی.

‫به‌زودی می‌آی خونه...

‫آدام.

.دست که به چوب بردی گربه دزده حساب کار خودشو میکنه

‫اومدم.

‫هیچ‌وقت ندونستم...

‫که چرا اینقدر ضعیفم.

‫چرا نتونستم شونه‌های فیلوملا-ساما ‫رو وقتی که داره عذاب می‌کشه بگیرم

‫پس تو پری مصنوعی‌ای هستی که آدام ساخته.

‫لطفا منو برگردونید پیش فیلوملا-ساما.

‫اون وظیفته؟

‫برای همین ساخته شدم.

‫پس بهت یه وظیفه دیگه می‌دم.

‫نه!

‫حتی اگه با یه وظیفه دیگه ‫برنامه‌ریزی بشم، من یه اون تعلق دارم.

‫من واسه اون وجود دارم.

‫و واسه اونم نابود می‌کنم.

‫اوه؟

‫اون باید نه مواد نه ابزار خوب تو دستش می‌بوده.

‫اون پسر واقعا بااستعداده.

‫ولی تو بازم یه پری مصنوعی سرهم شده‌ای.

‫یه‌ذره وررفتن باهات باید درستت کنه.

‫دارم از هوش می‌رم.

‫به‌خاطر اون طلسم،

‫من نتونستم ازش محافظت کنم.

‫هنوز یکی دیگه اون داخله.

‫این چیه؟

‫هنوز نباید اونجا بری.

‫تو...

‫چیزی که می‌دونستم درسته بلاخره برگشته.

‫حقیقت من...

‫دلیل وجود من.

‫لطفا، آقای ساحر.

‫منو ببر پیشش.

‫بلاخره یه بچه داشتم.

‫من بیشتر از هرکس دیگه‌ای تو ‫این خانواده صلاحیت داشتم.

‫پدرم منو انتخاب کرد که وارثش باشم.

‫باعث افتخارم بود که به عنوان ‫یه ریکنبکر مثل اجدادم خدمت کنم.

‫وقتشه یکیو به‌فرزندی بگیری.

‫تو پخته شدی.

‫یکیو نیاز داری که جاتو بگیره.

‫عیبی نداره.

‫هیچ‌کسی دیگه این روزا اهمیت ‫نمی‌ده که بچه زاده تو باشه.

‫چشم.

‫برای اولین بار تو عمرم، ‫واسه جواب دادن به اربابم درنگ کردم.

‫اینکه نتونه یه جانشین به‌دنیا بیاره...

‫اجدادمون ناامید می‌شدن.

‫اون استعداد و لیاقتشو داره که رئیس بشه،

‫و بازم مایه ننگه.

‫مسئله این نبود که یه بچه از خودم بخوام.

‫ولی اگه یکی نداشتم، ‫همتاهام منو قبول نمی‌داشتن.

‫می‌گفتن که من پستم.

‫که من واسه داشتن یه رحم خراب ناقصم.

‫من پست نیستم.

‫من مایه ننگ نیستم.

‫اسم پسرمو آدام گذاشتم.

‫شنیدی؟

‫پسر ناتنیه مرده انگار.

‫مریض بوده؟

‫شنیدم که خیلی زجر کشیده.

‫خب، الآن که دیگه بچه دارن.

‫دلیلی واسه نگرانی نیست.

‫دایه‌هه پسرمو بزرگ کرد.

‫ولی زودی شروع کرد دنبال من اومدن.

‫مادر، عه، کجا دارید می‌رید؟

‫می‌خوای باهام بیای؟

‫بله.

‫چی می‌خوای؟

‫اوه.. هیچی.

‫با دیدن اینکه چه‌قدر کوچیک و ‫بیچاره بود، نمی‌تونستم اونو چیزی جز

‫به‌طرز مقاومت نکردنی ناز و شدیدا تنفرآور ببینم.

‫این موجود بیچاره جوری که خواستم بزرگ شد.

‫من به‌فکر اینم که روی موضوع اون امتحان ‫تحت ‌عنوان یه آزامایش بلندمدت کار کنم.

‫می‌تونی بهم اعتماد کنی موقعی که ‫تمومش کردم از شرش خلاص بشم،

‫مادر.

‫واسه همین زیاد بهش فکر نکردم.

‫مامان.

‫آدام!

‫این بی‌معنی بازیا چیه؟

‫کی تو رو به این وضع کشونده؟!

‫چه بدونم.

‫تقصیر اون دخترس!

‫دنبالش گشتم.

‫اون متعلق به منه.

‫بهم گفتن که حتی یه ذره ازشم باقی نمونده.

‫گفتن که بعد از اینکه به خودش شلیک ‫کرد، مثل یه ستون نمک از هم پاشید.

‫لیزبث-ساما.

‫صورتش خیلی شبیه اون موجود بود.

‫ولی یه رنگ ناآشنا گرفته بود.

‫ترسیدی؟

‫پس...

‫هر خاطره‌ای از اونا که باعث ‫می‌شه دلتنگشون بشیو از یاد ببر!

‫ازش متنفر بودم.

‫ع-عام...

‫مادربزرگ.

‫من پازلو کامل کردم.

‫خودم به تنهایی.

‫هیچی درباره اون قابل تحسین نیست.

‫وقت منو با همچین خبرای بی‌مزه‌ای هدر نده.

‫ببخشید.

‫هرچیزی از اون از آدام پایین‌تر بود.

‫موی یکسان.

‫دست و پاهای نحیف.

‫یه صدای دودل.

‫اون خیلی شبیه‌شه.

‫ولی بازم، این نیست.

‫این...

‫چیزی نیست که من می‌خواستم.

‫فیلوملا...

‫یه دستور نیست.

‫یه درخواسته، فکر کنم.

‫می‌خوای باهم یه‌وقتی چندتا بسازیم؟

‫من دارم درباره اینکه چی می‌خوای می‌پرسم!

‫بس کن!

‫تو خارق‌العاده‌ای، فیلوملا.

‫ولی حتی اگه اشتباه کنی یا شکست ‫بخوری، همیشه می‌تونی دوباره تلاش کنی.

‫یه کاری بکن و هرچی که می‌خوایو بگو!

‫بسه!

‫لطفا!

‫بچۀ طمع‌کار.

‫باید تموم انرژِی جادویی جمع شده رو قربانی ‫کنم تا خدای نشون داده شده رو احضار کنم.

‫و واسه اون...

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left