Silent Heart

Silent Heart (Stille hjerte)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Silent Heart 720p BRRip x264-MkvCage
Silent Heart 720p bluray hevc x265 rmteam
Silent Heart 480p bluray x264 rmteam
Silent Heart 1080p BluRay H264 AAC-RARBG
Silent Heart BRRip XviD AC3-EVO
Silent Heart BDRip x264-ROVERS
Silent Heart 720p BluRay x264-ROVERS
Silent Heart 1080p BluRay x264-ROVERS
A Commentary by Farhad Amin
Subdl.TV || متـرجم : فـرهاد امـین @Subdl_TV

Tags

brrip
x264
720p
720
mkv
MkvCage
BluRay
x265
HEVC
480p
480
1080
XviD
AC3
Published on: 2018-01-28
Downloads: 35
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

متـرجم : فـرهاد امـین

اولین سایت پیش بینی ورزشی با آپشن های بی نظیر bpersia.win | بی پرشیا

قلب بي صدا

مايکل - چيه؟ -

اصلا بهمون نميخوره داريم ميريم مهموني - مگه خودشون نگفتن ميخوان راحت باشيم -

سلام مامان

سلام عزيزم، خوش اومدين

سلام بابا

خوشحالم که اومدين

اوضاع چطوره؟

بفرمايين تو

اينم قابل شما رو نداره - اي بابا، چرا زحمت کشيدين؟ -

چرا ميز رو مثل کريسمس تزيين کردين؟ - آخه ما که کريسمس کنار هم نبوديم -

فکر کردم حداقل الان با هم جشن بگيريمش بابابزرگ هم داره اردکش رو ميپزه

با سيب‌زميني شيرين - خب ديگه، دليلش اينه -

آيپدت رو برداشتي؟

نميدونستيم چي بگيريم - ميدونم -

آخه آدم تو يه همچين مهموني چي بايد بگيره بياره؟

دستت درد نکنه، عزيزم

من ميرم - نه واستا با هم بريم استقبالشون -

اتاقاي بالا رو ميدم به شما

مگه ليزبت هم دعوت بود؟ - خب اونم دوست بچگيشه -

بخدا منم ترجيح ميدادم فقط خانوادگي بود

شروعش هم به اندازه کافي سخت بود

ولي ميخوام اين آخر هفته دقيقا همونطوري باشه که اون دلش ميخواد

اين از همه چيز مهمتره

آخه رو چه حسابي نمکدون و فلفلدون گرفتم آوردم؟ اينا که ديگه اصلا به دردش نميخورن

خيلي قشنگن، ازين گل خيلي دوست دارم - ميدونم -

خيلي خوشگلن - سلام ليزبت -

هايدي

سلام مايکل، خوشحالم ميبينمت

منم همينطور - چه خوب شد شما هم اومدي -

حالا ميتونيم با هم پشت سر بذاريمش - اين خودش يه امتيازه -

مامان جان کمک نميخواي؟ - نه، شما برين توي اتاق نشيمن استراحت کنين -

ساني که بياد غذا ميخوريم - باشه -

واستا - جونم مامان؟ -

ميشه اينم ببري؟ - حتما مامان -

خيلي قشنگن

چيزي لازم نداري؟ - نه -

مامان چي کار ميکنه؟ - يه مقدار حالت تهوع داره -

اگه نتونه راحت بالا بياره چي؟ - ميتونه -

ترجيح ميده خودش از پسش بربياد

خب، شماها خوبين؟

ما هم مثل خود شما

سخته ديگه بابا - آره سخته -

ولي فرصت اينو داشتيم که بهش عادت کنيم، همينم خيلي خوبه

حداقل يه نفر ديگه عصباني نيست گرچه اونطوري آسونتر بود

من از دست اون عصباني بودم

از اينکه تا اون حد مطمئن بود متنفر بودم

تو چطور جاناتان؟ - واسه اون سخته دربارش حرفي بزنه -

نه، منم درکش ميکنم - ميدونستم که درک ميکني جاناتان -

به ساني زنگ نزنيم؟ - احتمالا تو راهه ديگه -

آخه ما فقط همين يه آخر هفته رو داريم بهتر بود اگه يه کم

زودتر خودشو ميرسوند

ببخشيد، شرمنده

اگه پشيموني بيا برگرديم بريم

عزيزم

چه کاري بود خب؟

خب ديگه همه اومدن

دنيس! فکر نميکردم تو هم بياي

مگه ميشد نيام؟ سلام عليکم

سلام

هنوز واسه گريه کردن زوده

آره

سلام استر - چه خوب کردي اومدي -

سلام ساني - سلام -

سلام دنيس - بذار منم بغلت کنم -

من فقط واسه يه نفر تخت آماده کردم - من يکي ديگه هم واسه دنيس آماده ميکنم -

خودمم ميتونم آماده کنم - ميدونم ولي ميتونيم با هم يه گپي هم بزنيم -

من آمادش ميکنم

ميخواي کاپشنت رو دربيار بده من - آره مرسي -

اونو واسه چي برداشتي آورديش؟

تو چرا مايکل رو آوردي؟

اون 15 ساله شوهرمه يه پسر هم داريم که نوه مامانه

خب دنيس هم دوست‌پسر منه

اين هفته - نخير، دو ساله -

تو مگه هفته پيش به مامان نگفته بودي الان خيلي وقته رابطه‌اي با هم ندارين

چون اون چيزه.. چي بود؟

از لحاظ اخلاقي و احساسي عين يه پسربچه 8 ساله ميمونه؟

گمونم بهتره من بيرون منتظر بمونم - آره، بي‌زحمت بيرون باش -

بابا ميگفت مامان تا يه ساعت بعدش داشت گريه ميکرد، حسابي داغون شده بود

واسه چي تو با اين اوضاع احوالش بهش زنگ زدي؟ خودش به حد کافي دغدغه داره

بايد باهاش حرف ميزدم، مشکل من نيست که تو نميتوني با مامان حرف بزني

بابا ميگفت مست هم بودي ظاهرا - خب که چي؟ -

شايد دنيس کمکم کنه با اين شرايط کنار بيام به اينش فکر کردي اصلا؟

از اوضاع تو خبر داره؟ - من چيزيم نيست -

خوبم

جواب سوال منو ندادي - خيلي هم لطف کرده منو همينطوري که هستم قبول کرده -

هنوز جواب سوالمو ندادي

به نظرت ميتوني فقط واسه 2 روز خواسته‌هاي خودتو بذاري کنار

که مامان بدون اينکه دنبال مشکلات تو باشه بتونه آخر هفته خودشو داشته باشه؟

ميتوني اين کار رو بکني ساني؟ - آره، مطمئنم که ميتونم -

يه نامه برات گذاشتم روي ميز داشتي ميرفتي برش دار

باشه - دستپاچه‌اي؟ -

واقعا سوال داره؟

بهترين چيزي که اينجايي اينه که ميتونم حواسم به حال تو هم باشه

من خوبم

پسرا کجان؟

دارن فوتبال بازي ميکنن

همه‌چي خوبه؟ - آره، بفرمايين شکلات -

کنياک ميخوري؟

آره، امروز واسم دوبرابر بريز

اينو بده مادرت - بفرمايين -

دستت درد نکنه

با هم زندگي ميکنين؟ - نه خب -

گاهي با هم هستيم

همسن تو که بودم يه دوست‌پسر داشتم که 4 بار با هم زندگي کرديم

آخرش جدا شدين؟ - من عاشق يکي ديگه شدم -

فکر کنم، مطمئن نيستم

آخه من اون موقع همش عاشق ميشدم

نوبت توئه - چهل و دو امتياز، پدرت بازيش خوبه‌ها -

آره، بازيش حرف نداره

کيک ميخوري؟

حتي اگه همه گيلاس‌هامون هم بشکنه

من کنياک رو بدون ني نميخورم

من يه پارچه ميارم

بذارين من تميزش کنم

مامانت خيلي باحاله

اگه من قرار بود يکشنبه بميرم از ترس کپ ميکردم

تو هم ميخواي؟

عزيزم - نه، مرسي -

پس اشکالي نداره قبل از خواب من يه کامي بگيرم؟

تو هم ميتوني همزمان پشتمو واسم بمالي

نميتونم بذارم اين کار رو بکنه

کي؟ مامانت؟

نميتونم

ولي تو که موافقت کرده بودي

آره ولي ديگه چي کار ميتونستم بکنم مگه؟ - خب -

خودش همينو ميخواد - هنوز خيلي زوده -

بابات ميگفت خيلي زود بدتر ميشه - ممکنه بابام اشتباه کنه -

بابات دکتره، مامانتم حاضره

ولي من حاضر نيستم

هنوز خيلي زوده

آخه چه کاري از تو برمياد مگه؟

ها؟

اونا چند ماهه اين برنامه رو چيدن

هر وقت بفهمم کي ميخواد اين کار رو بکنه

زنگ ميزنم آمبولانس خبر ميکنم ميگم يکي ميخواد خودکشي کنه

اي بابا

من طاقتشو ندارم

از توان من خارجه

من برميگردم خونه

به سلامت، سوييچ هم توي برکه‌ست

اي بابا

من ديگه ميرم بخوابم

شب‌بخير بابا

خوب بخوابي

پا نشو مامان - ميخوام درست حسابي بغلت کنم -

شبت‌بخير عزيزم

شب‌بخير

ميدوني به نظرم چي از همه سخت‌تره؟

آره، اينکه نميتوني تصميم بگيري اونا چه حالي داشته باشن

نگران هايدي نيستم، اون يه جوري از پسش برمياد

ولي ساني

تو هر کاري ميتونستي کردي ما هر کاري ميتونستيم کرديم

واقعا کرديم؟

يا فقط داريم اينو به خودمون ميگيم؟

ميشه شمع‌ها رو فوت کني؟ - آره -

تو بيدار شدي جاناتان؟ فکر ميکردم نوجوون‌ها تا ظهر ميخوابن

خوابم نميبرد

چطوري ميخواين انجامش بدين؟

مادرت اينا بهت نگفتن؟ - گفتن نبايد بهش فکر کنم -

و منم بايد کمک کنم که مامانبزرگ آخر هفته خوبي داشته باشه

خب ميدوني

فردا بعد ازينکه با مامانبزرگ خداحافظي کردين

من ميبرمش روي تختش

بعدش يه سري قرص ميخوره

ترکيبي از يه سري قرص که من از مطب آوردم

بعد همينطور که من کنارشم خوابش ميبره

و بعدشم تموم ميشه

بابام بهم نگفت غيرقانونيه يا نه ولي گفت يه کار مخفيانه‌ست

درسته - پس چرا دارين انجامش ميدين؟ -

هيچ ميدوني مامانبزرگ چقدر مريضه؟

مامانبزرگت از يه بيماري به اسم اسکلروز جانبي آميوتروفيک رنج ميبره

به نظر خيلي پيچيده مياد ولي متاسفانه خيلي سادست

ميبيني که چطوري راه ميره

و نميتونه از بازوي چپش استفاده کنه

همينطوري شروع ميشه

وقتي بيماري به وخامتي که الان مامانبزرگت داره برسه

همه چي خيلي سريع بدتر يمشه..

در عرض چند ماه دست و پاهاش فلج ميشن

بعدش توانايي حرف زدن رو از دست ميده

و بعدش توانايي قورت دادن رو

بعدش ديگه خودش نميتونه نفس بکشه

بعدش بايد با دستگاه زندگي کنه

ديگه توانايي زندگي کردن رو نداره ولي همچنان زندست

روبرو شدن باهاش خيلي سخته

شما رو ميندازن زندان؟

وقتي زنگ بزنم آمبولانس، ميگم من رفته بودم بيرون قدم بزنم

و حتما وقتي نبودم مامانبزرگت قرصها رو خورده

واسه همينم بايد الان که ميتونه از دستش استفاده کنه، بايد اين کار رو بکنيم

بذار کمکت کنم - خودم ميتونم -

خودم ميتونم بپوشم

ببخشيد

واثعا ميخواي جلوي مامانت رو بگيري؟

عزيزم

ساني

چيز ديگه‌اي هم هست؟

نمکدون و فلفلدون

بيا

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left