The first 200 lines.
چی حتی دستشویی ؟
" ماتوی " چی شده ؟ - درست میشه قربان .
خانم تصمیم دارن بچه ها رو با خودشون ببرن ،
و آشپز هم میره .
باشه ،من با آقای لوين " در "هرميتيج " ناهار میخورم
كيه ؟
کارمند دولتی انگلیسی جدید .
دیگه درس فرانسه بسه .
دوشیزه " رولند " دیشب برکنار شده
- خانم نامه رو پیدا کرده - نامه ؟
نامه شما به دوشیزه " رولند "
نجات پیدا کردیم و ما نجات پیدا کردیم .
خواهرم انا امروز از سن پترزبورگ " میرسه
هنوز به پسرت فکر میکنی ؟
اره، میترسم .
نمیدونم دقیقا توی این لحظه میخواد چکار کنه
گمون کنم از قدم زدن برمیگردن ، همراه " ماريتای " بیچاره که با شلوار دنبالشه .
- میخوای عکسش رو ببینی ؟- خیلی دوست دارم
- اینه .- آره .
چه نازه .
- نیست ؟- میدونی ، یه کمی شبیه شوهرته ،
هر چی اون خوبی داره از شماست .
نه ، من اصلا خبر ندارم پسرم ممکنه چکار کنه .
- شاید همین هم خوب باشه .- چرا "کنتس "؟
یه نگاهی به چشماشون بکن عزیزم ،
تا شاید متوجه بشی منظورم چیه.
اون خیلی خوشتیپه .
پرنسس - من امروز به بودن در کنار شما احترام گذاشتم
ولی فقط چند لحظه میتونم بمونم .
قول دادم که مادرم رو در ایستگاه ببينم .
پس "کنتس " دارن معشوق خودشون ، "سن پترزبورگ" رو ترک میکنن ؟ "
ایشون نمیتونن خیلی از معشوق خودشون دور بمونن
ایشون میتونن حدود یک هفته این حس رو داشته باشن
مادرم تصور میکنن که سفر، ایشون رو از پا در میاره
ولی ایشون نیمی از .عمرشون رو در قطار بودن
با اینحال الان به درخواست من میان!
"کیتی ، عزیزم ، چکار میکنی ؟
مطمئنم که کنت " ورونسکی از خامه بدشون میاد
ببخشید ، من ،
داره ازش خوشم میاد .
چای میل دارین ؟
داشتم شما رو فراموش میدم ،کنستانتین دمیترویج
شاید کمی .
- کمی شکر میخورین ؟ - بله ممنون .
" کیتی " ؟
من
میخوام بهتون بگم که چرا پار سال از مسکو در رفتم
و چرا دوباره امروز برگشتم.
من میترسم ، "کنستانتین دمیترویج "
ترس؟
از چی؟
از آزار شما
پس شاید بهتر باشه
شاید نگفتم برای چی امروز دوباره برگشتم
کیتی نمیتونست آرزوی شوهر بهتری رو داشته باشه
- اون خوشتیپ ، ثروتمند ، باهوش - خیلی باهوش -
من باید اون یکی رو ترجیح بدم.
اون دوست خوبیه عزیزم تو زنها رو نمی شناسی
زن هم ندارم متأسفانه .
کنستانتین دمیترویچ
من از شما خوشم میاد .
منم خیلی از شما خوشم میاد .
ولی امکان نداره
منو ببخشید
سلام " كنت " عزیز من .
- سلام . - با چه کسی ملاقات میکنی ؟ |
فقط مادرم ، شما چی ؟
- خواهرم " انا ". - دوشیزه "كارنينا" .
- بله ، اونو میشناسین ؟ .- نه ، فکر نکنم.
باید دست کم برادر ناتنی من "الكسي الکساندروویچ" رو بشناسین
از روی خوشنامی و از روی چهره ، مث تمام اشرافزادگان بزرگ ما
میگن دایرة المعارف سیار .
بطور کلی فوق العاده خسته کننده .
برم ببینم شاید بتونم برادرم رو پیدا کنم .
- " انوشکا "، مراقب کیفم باش.- بله خانم.
اینجایی نه ؟ پس تگرام منو دریافت کردی ؟
به هر حال سفر خوبی داشتی ؟
عالی ، یه همسفر خوب هم داشتم .
خب عزیز ، تو چطوری ؟
- عالی خوبه ، خوبه .
میگن یه کار دوستداشتنی جدید پیدا کردی .
نمیدونم شما چی ترجیح میدی مادر .
-برادرتون رو پیدا کردین ؟- نه .
برادرتون اینجاست خانم .
- نکنه منو نمی شناسین .- بله میشناسم .
من و مادرتون ، توی راه ، دائم از شما حرف میزدیم
ما درمورد پسرامون حرف میزدیم .
باید خیلی شمارو خسته کرده باشه .
فکر میکنی مادر دیگه در چه موردی حرف میزنه ؟
خب، كنتس من اومدم به تمام داستان های خودم خاتمه بدم
آخرین سفرم خیلی طولانی بود،
چیز بیشتری نداشتم بهتون بگم.
- " الكسى " برو برادر " انا اركاديونا " رو پیدا کن.- حتما .
" ابلونسکی ، ابلونسکی ، اینجا .
- "انا". - " استپان ، چطوری عزیزم ؟
وحشتناک ، برات تعریف میکنم ، داشتم روت حساب میکردم .
مسئله مهمیه ؟
- اونارو برگردون . - عقب وايسين .
همین الان برید عقب ،برید عقب .
برید عقب ، برید عقب .
- برید اونجا . اون عابر پیاده بود، تصادف کرد
بریم ، از تصادف بدم میاد .
بريم خودتون رو ناراحت نکنین .
این کالسکه همین الان از ایستگاه حرکت کرد
بهمراه " انا اركاديونا ".
بچه ها رو چکار کنم ؟
خب الان برای رفتن خیلی دیره.
بذارین کمکتون کنم .
بهتره اونارو بیرین بخوابونین
میترسم تا عمه -شون رو نبینن ،نرن.
باشه ، باشه .
" دالى "، خیلی خوشحالم می بینمت .
عزیزم ، اون همه چی رو به من گفت .
نمیتونم بگم چقدر براتون متأسفم .
- نه .قصد ندارم از اون دفاع کنم .
باید درباره-ش حرف بزنیم تا ببینیم چکار میتونیم بکنیم
کاری نمیشه کرد.
از اون بدتر اینکه ، من بخاطر بچه ها نمیتونم اونو ترک کنم
و اینکه ، نمیتونم باهاش زندگی کنم ،
بعد از اتفاقی که افتاده
من کلا احمق بودم .
اصلا هیچی حالیم نبود .
هشت سال باور داشتم ، من تنها زنی هستم که اون عاشق -شه ..
فکر کنم ، فکر کنم بدونم آدمایی مث " استپان چطور به این قضایا نگاه میکنن
این آدما تو قلب خودشون ، این زنها رو خوار میکنند
بله همینطوره، - و اونا بین زنها و خونواده -شون خط میکشن
جدی ؟ ولی اون دختره رو بوسید .
میدونم ، ولی اون خیلی تورو اذیت کرده ،
و هنوز نمیتونم دلم بحالش بسوزه .
" دالي "، اون واقعة تورو دوست داره .
برو ببینش ، اون خیلی ناراحته .
- واقعا فکر میکنی اون ناراحته ؟- آره.
هامپتی دامپتی – نشسته رو دیوار .
"هامپتی دامپتی " سقوط بزرگی داشت .
تمام اسب های پادشاهی
- برو سراغش" استپان"- تمام مردان پادشاه ،
دیگه نتونستن " هامپتی " رو با همدیگه داشته باشن
كاتیا ، تانیا ".
خانم "هال" فکر کنم الان دیگه بچه ها بتونن برن بخوابن
- بله خانم .
ولی عمه " أنا "، ما هنوز شمارو ندیدیم
" ايوان
خب ...۔ همه چی روبراه میشه .
- چیه " کیتی - چه نگاه قشنگی دارین " انا "
- عمه " انا "، شما میرید مجلس رقص ؟- لباست رو به ما نشون بده
- حتما، به محض اینکه بری بخوابی.- قول ؟
- قول . - قول ؟
- قول بده ، رقص کی انجام میشه؟ فردا در سالن " مسكو
بیاین بچه ها ، مزاحم خانم نشین .
- بیا اینجا بچه ، ممنون عزیزم تو هم همینطور " ایوان "
- بيا " كاتيا " .- اومدیم .
کیتی ، میدونم چرا میخوای من برم مجلس رقص
تو میخوای همه رو در شادی خودت شریک کنی
میدونی که من کاپیتان "ورونسکی " رو توی ایستگاه دیدم
خب " استپان " بشما چی میگفت ؟
تمام داستان رو .
مادرش میگه اون یه قهرمان واقعیه .
ولی البته مادرها متعصبانه رفتار میکنن .
حیف شد همسرت نتونست بیاد .
نمیتونم رقص "الكسي الکساندروویچ كارنين " رو تصور کنم .
اون بدون اینکه اسناد ملکی داشته باشه كلا گم شده
خب بچه ، حالا میتونید برید بخوابید .
همسرم ،
عزیزترین ، شیرین ترین ،و مهربونترین مردی که هر کسی آرزوش رو داره .
" انا". " دالی ، عزیزم، من خیلی خوشحالم .
شب بخیر مادر ، شب بخیر .
- شب بخیر عزیزم . شب بخیر عزیزم .
خب بچه ها حالا میتونید به پدرتون شب بخیر بگین
شب بخیر عزیزان ، شب بخیر ، شب بخیر، شب بخیر
حالا مث بچه های خوب برید بخوابید ،بریم
- شب بخير .- قولت یادت نره عمه " انا
نه یادم نمیره عزیزم .
حالا باید عجله کنم، هنوز چمدونام رو باز نکردم .
به عالیجناب بگید میخوام باهاشون حرف بزنم .
من همینجا منتظرم.
- شب بخیر -مزاحم شدم ؟
فقط میخواستم بدونم ، که شما هم پیش ما میاین
که برای شب چهارشنبه، مهمانی شام تدارک دیدیم
شما لطف دارین ولی نباید خودتون رو به آب و آتیش بزنین .
- ما هرجوری که شده باید تو مجلس رقص همدیگه رو ببینیم .- البته
ولی من اونموقع ، مطمئنم نبودم شما میاین .
" أنا " چه لباس زیبایی .
" انا ارکادیونا"- پرنس عزیز
- آره عاليه . کیتی " شادی در چشمان تو
از هر لباسی دوشتداشتنی تره .
- عزیزم ،انا عزیزم .
میشه خواهش کنم منو ببخشید ؟
- " انا اركاديونا ".- شب بخیر " كنت ".
چقدر عالیه که بازم شمارو در مسکو می بینم .
شما نمیتونین اینو از من دریغ کنین ، نه ؟
عزیزم ، "کورسونسکی" خودت خیلی خوب میدونی
من هیچوقت نمی رقصم مگر اینکه بتونم کمکی بکنم
امروز نمیتونی ، خیلی هم زیبا شدی .
پس بیا برقصیم
خیلی ببخشید کیتی ، تورو ندیدم .
اشکال نداره برقصين ؟
با کمال میل " كنت ".
خانم ها و آقایان ،
لطفا شریك رقص خودتون رو پیدا کنین .
میشه خواهش کنم به من افتخار رقص بدین ؟
No comments yet. Be the first to leave one.