Release info

Anna Karenina 1948 Cut Version 1080p WEB-DL AAC2 0 H 264-SbR track3
Anna Karenina 1948 1080p WEBRip x264 AAC-[YTS MX]
Anna Karenina 1948 dvdrip
A Commentary by AMIRHOSSEINMONSEFI
تقدیم به عزیزان، تبدیل و ویرایش از روی نسخه هارد ساب (چسبیده) به اس آر تی

Tags

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
1080
webrip
x264
BRip
TS
YTS
DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
Published on: 2022-12-12
Downloads: 54
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫چی حتی دستشویی ؟

‫" ماتوی " چی شده ؟ - درست میشه قربان .

‫خانم تصمیم دارن بچه ها رو با خودشون ببرن ،

‫و آشپز هم میره .

‫باشه ،من با آقای لوين " در "هرميتيج " ناهار میخورم

‫كيه ؟

‫کارمند دولتی انگلیسی جدید .

‫دیگه درس فرانسه بسه .

‫دوشیزه " رولند " دیشب برکنار شده

‫- خانم نامه رو پیدا کرده - نامه ؟

‫نامه شما به دوشیزه " رولند "

‫نجات پیدا کردیم و ما نجات پیدا کردیم .

‫خواهرم انا امروز از سن پترزبورگ " میرسه

‫هنوز به پسرت فکر میکنی ؟

‫اره، میترسم .

‫نمیدونم دقیقا توی این لحظه میخواد چکار کنه

‫گمون کنم از قدم زدن برمیگردن ، همراه " ماريتای " بیچاره که با شلوار دنبالشه .

‫- میخوای عکسش رو ببینی ؟- خیلی دوست دارم

‫- اینه .- آره .

‫چه نازه .

‫- نیست ؟- میدونی ، یه کمی شبیه شوهرته ،

‫هر چی اون خوبی داره از شماست .

‫نه ، من اصلا خبر ندارم پسرم ممکنه چکار کنه .

‫- شاید همین هم خوب باشه .- چرا "کنتس "؟

‫یه نگاهی به چشماشون بکن عزیزم ،

‫تا شاید متوجه بشی منظورم چیه.

‫اون خیلی خوشتیپه .

‫ پرنسس - من امروز به بودن در کنار شما احترام گذاشتم

‫ولی فقط چند لحظه میتونم بمونم .

‫ قول دادم که مادرم رو در ایستگاه ببينم .

‫پس "کنتس " دارن معشوق خودشون ، "سن پترزبورگ" رو ترک میکنن ؟ "

‫ایشون نمیتونن خیلی از معشوق خودشون دور بمونن

‫ایشون میتونن حدود یک هفته این حس رو داشته باشن

‫مادرم تصور میکنن که سفر، ایشون رو از پا در میاره

‫ولی ایشون نیمی از .عمرشون رو در قطار بودن

‫با اینحال الان به درخواست من میان!

‫"کیتی ، عزیزم ، چکار میکنی ؟

‫مطمئنم که کنت " ورونسکی از خامه بدشون میاد

‫ببخشید ، من ،

‫داره ازش خوشم میاد .

‫چای میل دارین ؟

‫داشتم شما رو فراموش میدم ،کنستانتین دمیترویج

‫شاید کمی .

‫- کمی شکر میخورین ؟ - بله ممنون .

‫" کیتی " ؟

‫من

‫میخوام بهتون بگم که چرا پار سال از مسکو در رفتم

‫و چرا دوباره امروز برگشتم.

‫من میترسم ، "کنستانتین دمیترویج "

ترس؟

‫از چی؟

‫از آزار شما

‫پس شاید بهتر باشه

‫شاید نگفتم برای چی امروز دوباره برگشتم

‫کیتی نمیتونست آرزوی شوهر بهتری رو داشته باشه

‫- اون خوشتیپ ، ثروتمند ، باهوش - خیلی باهوش -

‫من باید اون یکی رو ترجیح بدم.

‫ اون دوست خوبیه عزیزم تو زنها رو نمی شناسی

‫زن هم ندارم متأسفانه .

‫کنستانتین دمیترویچ

‫من از شما خوشم میاد .

‫منم خیلی از شما خوشم میاد .

‫ولی امکان نداره

‫منو ببخشید

‫سلام " كنت " عزیز من .

‫- سلام . - با چه کسی ملاقات میکنی ؟ |

‫فقط مادرم ، شما چی ؟

‫- خواهرم " انا ". - دوشیزه "كارنينا" .

‫- بله ، اونو میشناسین ؟ .- نه ، فکر نکنم.

‫باید دست کم برادر ناتنی من "الكسي الکساندروویچ" رو بشناسین

‫از روی خوشنامی و از روی چهره ، مث تمام اشرافزادگان بزرگ ما

‫میگن دایرة المعارف سیار .

‫بطور کلی فوق العاده خسته کننده .

‫برم ببینم شاید بتونم برادرم رو پیدا کنم .

‫- " انوشکا "، مراقب کیفم باش.- بله خانم.

‫اینجایی نه ؟ پس تگرام منو دریافت کردی ؟

‫به هر حال سفر خوبی داشتی ؟

‫عالی ، یه همسفر خوب هم داشتم .

‫خب عزیز ، تو چطوری ؟

‫- عالی خوبه ، خوبه .

‫میگن یه کار دوستداشتنی جدید پیدا کردی .

‫نمیدونم شما چی ترجیح میدی مادر .

‫-برادرتون رو پیدا کردین ؟- نه .

‫برادرتون اینجاست خانم .

‫- نکنه منو نمی شناسین .- بله میشناسم .

‫من و مادرتون ، توی راه ، دائم از شما حرف میزدیم

‫ما درمورد پسرامون حرف میزدیم .

‫باید خیلی شمارو خسته کرده باشه .

‫فکر میکنی مادر دیگه در چه موردی حرف میزنه ؟

‫خب، كنتس من اومدم به تمام داستان های خودم خاتمه بدم

‫آخرین سفرم خیلی طولانی بود،

‫چیز بیشتری نداشتم بهتون بگم.

‫- " الكسى " برو برادر " انا اركاديونا " رو پیدا کن.- حتما .

‫" ابلونسکی ، ابلونسکی ، اینجا .

‫- "انا". - " استپان ، چطوری عزیزم ؟

‫وحشتناک ، برات تعریف میکنم ، داشتم روت حساب میکردم .

‫مسئله مهمیه ؟

‫- اونارو برگردون . - عقب وايسين .

‫همین الان برید عقب ،برید عقب .

‫برید عقب ، برید عقب .

‫- برید اونجا . اون عابر پیاده بود، تصادف کرد

‫بریم ، از تصادف بدم میاد .

‫بريم خودتون رو ناراحت نکنین .

این کالسکه همین الان از ایستگاه حرکت کرد

‫بهمراه " انا اركاديونا ".

‫بچه ها رو چکار کنم ؟

‫خب الان برای رفتن خیلی دیره.

‫بذارین کمکتون کنم .

‫بهتره اونارو بیرین بخوابونین

‫میترسم تا عمه -شون رو نبینن ،نرن.

‫باشه ، باشه .

‫" دالى "، خیلی خوشحالم می بینمت .

‫عزیزم ، اون همه چی رو به من گفت .

‫نمیتونم بگم چقدر براتون متأسفم .

‫- نه .قصد ندارم از اون دفاع کنم .

‫باید درباره-ش حرف بزنیم تا ببینیم چکار میتونیم بکنیم

‫کاری نمیشه کرد.

‫از اون بدتر اینکه ، من بخاطر بچه ها نمیتونم اونو ترک کنم

‫و اینکه ، نمیتونم باهاش زندگی کنم ،

‫بعد از اتفاقی که افتاده

‫من کلا احمق بودم .

‫اصلا هیچی حالیم نبود .

‫هشت سال باور داشتم ، من تنها زنی هستم که اون عاشق -شه ..

‫فکر کنم ، فکر کنم بدونم آدمایی مث " استپان چطور به این قضایا نگاه میکنن

‫این آدما تو قلب خودشون ، این زنها رو خوار میکنند

‫بله همینطوره، - و اونا بین زنها و خونواده -شون خط میکشن

‫جدی ؟ ولی اون دختره رو بوسید .

‫میدونم ، ولی اون خیلی تورو اذیت کرده ،

‫و هنوز نمیتونم دلم بحالش بسوزه .

‫" دالي "، اون واقعة تورو دوست داره .

‫برو ببینش ، اون خیلی ناراحته .

‫- واقعا فکر میکنی اون ناراحته ؟- آره.

‫هامپتی دامپتی – نشسته رو دیوار .

‫"هامپتی دامپتی " سقوط بزرگی داشت .

‫تمام اسب های پادشاهی

‫- برو سراغش" استپان"- تمام مردان پادشاه ،

‫دیگه نتونستن " هامپتی " رو با همدیگه داشته باشن

‫كاتیا ، تانیا ".

‫خانم "هال" فکر کنم الان دیگه بچه ها بتونن برن بخوابن

‫- بله خانم .

ولی عمه " أنا "، ما هنوز شمارو ندیدیم

‫" ايوان

‫خب ...۔ همه چی روبراه میشه .

‫- چیه " کیتی - چه نگاه قشنگی دارین " انا "

‫- عمه " انا "، شما میرید مجلس رقص ؟- لباست رو به ما نشون بده

‫- حتما، به محض اینکه بری بخوابی.- قول ؟

‫- قول . - قول ؟

‫- قول بده ، رقص کی انجام میشه؟ فردا در سالن " مسكو

‫بیاین بچه ها ، مزاحم خانم نشین .

‫- بیا اینجا بچه ، ممنون عزیزم تو هم همینطور " ایوان "

‫- بيا " كاتيا " .- اومدیم .

‫کیتی ، میدونم چرا میخوای من برم مجلس رقص

‫تو میخوای همه رو در شادی خودت شریک کنی

‫میدونی که من کاپیتان "ورونسکی " رو توی ایستگاه دیدم

‫خب " استپان " بشما چی میگفت ؟

‫تمام داستان رو .

‫مادرش میگه اون یه قهرمان واقعیه .

‫ولی البته مادرها متعصبانه رفتار میکنن .

‫حیف شد همسرت نتونست بیاد .

‫نمیتونم رقص "الكسي الکساندروویچ كارنين " رو تصور کنم .

‫اون بدون اینکه اسناد ملکی داشته باشه كلا گم شده

‫خب بچه ، حالا میتونید برید بخوابید .

‫همسرم ،

‫عزیزترین ، شیرین ترین ،و مهربونترین مردی که هر کسی آرزوش رو داره .

‫" انا". " دالی ، عزیزم، من خیلی خوشحالم .

‫شب بخیر مادر ، شب بخیر .

‫- شب بخیر عزیزم . شب بخیر عزیزم .

‫خب بچه ها حالا میتونید به پدرتون شب بخیر بگین

‫شب بخیر عزیزان ، شب بخیر ، شب بخیر، شب بخیر

‫حالا مث بچه های خوب برید بخوابید ،بریم

‫- شب بخير .- قولت یادت نره عمه " انا

‫نه یادم نمیره عزیزم .

‫حالا باید عجله کنم، هنوز چمدونام رو باز نکردم .

‫به عالیجناب بگید میخوام باهاشون حرف بزنم .

‫من همینجا منتظرم.

‫- شب بخیر -مزاحم شدم ؟

‫فقط میخواستم بدونم ، که شما هم پیش ما میاین

‫که برای شب چهارشنبه، مهمانی شام تدارک دیدیم

‫شما لطف دارین ولی نباید خودتون رو به آب و آتیش بزنین .

‫- ما هرجوری که شده باید تو مجلس رقص همدیگه رو ببینیم .- البته

‫ولی من اونموقع ، مطمئنم نبودم شما میاین .

‫" أنا " چه لباس زیبایی .

‫" انا ارکادیونا"- پرنس عزیز

‫- آره عاليه . کیتی " شادی در چشمان تو

‫از هر لباسی دوشتداشتنی تره .

‫- عزیزم ،انا عزیزم .

‫میشه خواهش کنم منو ببخشید ؟

‫- " انا اركاديونا ".- شب بخیر " كنت ".

‫چقدر عالیه که بازم شمارو در مسکو می بینم .

‫شما نمیتونین اینو از من دریغ کنین ، نه ؟

‫عزیزم ، "کورسونسکی" خودت خیلی خوب میدونی

‫من هیچوقت نمی رقصم مگر اینکه بتونم کمکی بکنم

‫امروز نمیتونی ، خیلی هم زیبا شدی .

‫پس بیا برقصیم

‫خیلی ببخشید کیتی ، تورو ندیدم .

‫اشکال نداره برقصين ؟

‫با کمال میل " كنت ".

‫خانم ها و آقایان ،

‫لطفا شریك رقص خودتون رو پیدا کنین .

‫میشه خواهش کنم به من افتخار رقص بدین ؟

Anna Karenina (Tolstoy's Anna Karenina) subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left