グランブルーファンタジー the Animation
The first 200 lines.
،اینکه یه دفعه ای تصمیم بگیره از کشتی بره زیادی ناگهانی نیست؟
ای بابا، جریان چیه؟
چطور میتونه فقط با یه نامه بدون هیچ توضیحی بذاره بره؟
چرا... کاتالینا؟
مطمئنم که شما بهش میرسید ...چه ایستالسیا جزیرۀ آسترال باشه
.و بعد از اون و یا هر جای دیگه
ببینم، الان باید چیکار کنیم؟
.بیاید بریم دنبال کاتالینا سان
.باید رو در رو با کاتالینا سان صحبت کنیم
،منم دوست دارم بشنوم ...دلیل واقعی کاتالینا سان رو
بریم دنبالش، ها؟
ولی ممکنه تا الان !جزیره رو ترک کرده باشه، ها
اگه از ویرا سان بپرسیم .شاید یه چیزایی دستگیرمون بشه
،فرماندۀ این جزیره است .به نظر کاتالینا سان رو هم خوب میشناسه
!حالا که به نتیجه رسیدیم، بیا زودتر بریم
.باشه
هی گوران، میتونم کاتالینا رو بسپارم به خودت؟
.من برمیگردم به گراندسایفر
به گراندسایفر؟
.یه چیزی هست ذهنم رو مشغول کرده
...آه
چرا رفتی تو فکر؟
کشتی اون ژنراله است؟
اگه مذاکرات تموم شده واسه چی بیخودی اینجا مونده؟
.اگه اینطوره، پس منم همراهت میام
.خیلی خب
.امیدوارم نگرانیم بیخود باشه
!نمیشه !وقتی میگم نمیشه یعنی نمیشه
.خیلی خب، برید دیگه
!نا مرد
!باورم نمیشه نذاشتن با ویرا سان ملاقات کنیم
!نا مردا جلو در برمون گردوندن
رفتارشون با دیروز !زمین تا آسمون فرق کرده
چیکار کنیم، گوران؟
.یه چیزایی متوجه شده بودم
....وقتی داشتیم به سمت آلبیون میومدیم
.رفتار کاتالینا سان کمی عجیب شده بود
.ولی با این حال، هیچی نتونستم بهش بگم
،باید عجله کنیم !دلم بدجور شور میزنه
...گوران
!وین
میتونم چیزی ازت بخوام؟
!وای! بد شد! بد شد
!مرد سیبی اومده
یه مرد سیبی بزرگ اومده !و تمام سیب های شهر رو داره میخوره
!ای وای! خیلی بد شد
مرد سیبی؟
!به زودی دیگه هیچ سیبی توی شهر باقی نمیمونه
چی داره میگه؟
چی؟ شماها نمیدونید؟
...دندونای خیلی ناجوری داره
!خیلی هم بزرگ و وحشیه
!هوی، وایسید ببینم
!ببخشید رفقا
خدمۀ گراندسافر؟
.بله، ناخدا به همراه دو خدمه
نباید اجازه بدیم !مزاحم انجام مراسم مهم ـمون بشن
!سریع ترتیب کارا رو بده
.هرجور شما امر بفرمایید
همۀ این اتفاقات به خاطر اینه که .امپراتوری اینقدر لفتش داده
!ویرا
.اونه ساما
،بیرون خیلی سر و صدا ـست اتفاقی افتاده؟
.خیر، مشغول تدارک مقدمات مراسم هستن
.چیزی نیست که شما به خاطرش نگران بشید
.که اینطور
.لطفاً برید به اتاقتون و استراحت کنید
!ولی تعداد سربازا خیلی زیاده
.قرار نیست بهمون آسون بگیرن
...چون فرمانده است، باید طبقات بالا باشه
کجا رفته بودی؟
ویرا ساما دستور داده بودن .برای کاتالینا ساما چای ببرم
کاتالینا؟
اینجاست؟
!باید سریعتر متجاوزین رو دستگیر کنیم
!نباید اجازه بدید به طبقات بالاتر برن
به هیچ عنوان اجازه ندید !به اتاق کاتالینا ساما نزدیک بشن
!اطاعت
...هرطور شده قبل از شروع مراسم، باید
.لطفاً همه چیز رو برام تعریف کنید
...نگران نباش
اگه همه چیز رو برامون تعریف کنی !کاری باهات نداریم
چـــــی!؟
میخواید بذارید امپراتوری از موجود کهن شوالیه، به عنوان سلاح استفاده کنه؟
این شرطی بود که برای آزادی ما درنظر گرفته بودن؟
.بله، همینطوره
...ولی اینکه
!میدونستم ریگی به کفششونه
مگه میشه امپراتوری به همین راحتی بیخیال ما بشه؟
پس پشت پرده همچین قراری با هم گذاشته بودید، ها؟
خب چرا کاتالینا اینجاست؟
کاتالینا ساما میخواد ...خودش رو به آلبیون پیشکش کنه
.و همینطور به خاطر شما، خودش رو فدا کنه
منظورت از این حرف چیه؟
!اینجان
!دستگیرشون کنید
!اینجا رو بسپارید به من !شما برید
...ولی
!هرطور شده کاتالینا رو برگردونید
!بریم
!وایسید
!گوران
،گفتم چرا اینقدر سر و صدا میاد پس به خاطر شما بود، ها؟
.فرماندۀ آلبیون داره به ما فشار میاره
،از ما میخواد .طبق توافق فوراً اقدام کنیم
این چندمین باره؟
.همه چیز حاضره
طبق توافق، به گراندسایفر حمله کنیم؟
،من میگم کی حمله کنیم !تو خفه خون بگیر، ابله
!چشم
زنیکه، کاسۀ صبرش لبریز شده، ها؟
به نظر میاد تفریحمون .قراره زودتر از موعود شروع بشه
...ولی هرچی هم که بشه
.ما آماده ایم
...همه چیز رو شنیدیم
...برای آزادی ما، قرار گذاشتن که امپراتوری
،از موجود کهن آلبیون .به عنوان سلاح استفاده کنه
و تو هم به خاطر ما .میخوای خودت رو فدا کنی
...که اینطور
دوست داشتم که شما .بدون دونستن این موضوع، راهی سفرتون بشید
منظورشون از فدا کردن، چیه؟
.بیا برگردیم، کاتالینا سان
!حق نداری به خاطر ما خودت رو فدا کنی
،راست میگه آنه سان !این اصلاً کار خوبی نیست
...کاتالینا
فقط به خاطر شما نبود ...که این تصمیم رو گرفتم
.به خاطر ویرا هم هست
به خاطر ویرا سان؟
منظورت چیه؟
!کاتالینا سان
...وقتی که 15 سالـم شد
.وارد آکادمی آلبیون شدم
...برای تبدیل شدن به یه شوالیۀ عالی
...برای محافظت از ضعیفـترها و جنگیدن
.این هدفم بود و همینطور رویام
...ولی اتفاق غیرمنتظره ای افتاد
فرماندۀ وقت آلبیون .ناگهان بر اثر بیماری از دنیا رفت
مسابقات انتخابی فرماندگی؟
برندۀ این مسابقه ...فرماندۀ بعدی آلبیون خواهد بود
قادر به ترک جزیره نخواهد بود ...و باید از آلبیون محافظت کنه
.همراه با موجود کهن شوالیه
.احتمالاً مسابقۀ نهایی بین تو ویرا خواهد بود
و از نظر مهارت بر همه مشخصه که .تو از اون سر تری
.تو برندۀ مسابقه هستی
،دارید میگید به عنوان یه فرمانده باید زندگی کنم نه به عنوان یه شوالیه؟
من برای تبدیل شدن به یه شوالیه ...برای آموزش به اینجا
.این افتخار بزرگیه، کاتالینا
.همۀ ما روی تو حساب کردیم
!هم اکنون مسابقۀ انتخاب فرماندۀ جدید رو شروع میکنیم
.از زمان کودکی آرزو داشتم که یه شوالیه بشم
.با شمشیرم از ضعیفـترها محافظت و کمکـشون کنم
...برای افرادی که ناتوان هستن
،برای افرادی که زجر میکشن ...اونایی که همیشه در ترس به سر میبرن
...میخواستم شوالیه بشم و
...فرمانده شدن به معنی این بود که
.باید رویای شوالیه شدن رو رها میکردم
...و
...قبل از اینکه به جوابم برسم
.خودم رو توی مسابقۀ نهایی دیدم
...مبارزۀ نزدیکی بود
درسته که از نظر تکنیک ...من از ویرا برتر بودم
ولی اون روز شمشیر ویرا .به شکل وحشتناکی قدرتمند شده بود
!برنده، ویرا لیلیه
...اونه ساما
.جوری زندگی کن که دوست داری
و بعد، من همون جور که میخواستم ...شوالیه شدم
.و ویرا فرماندۀ آلبیون شد
.ولی، الان ارتباط ویرا و شوالیه گسسته شده
میگه هرچی که صداش میزنه .شوالیه جوابش رو نمیده
...فشار و تنهایی به دلیل فرمانده بودن
.روح ویرا به حد توانش رسیده
.همش تقصیر من بود
اون روز کاری کردم که ویرا .این مسئولیت رو به گردن بگیره
تردید و ضعف من بود که باعث شد .ویرا خودش رو فدا کنه
کاتالینا، آموزشش توی آلبیون رو .از ما مخفی نگه داشته بود
.درسته
...ممکنه با اتفاقات پیش اومده در ارتباط باشه
.که الان میخواد ترکمون کنه
.هرکسی یه همچین گذشته ای واسه خودش داره
و قطعاً روزی میرسه که باید .با این گذشته رو در رو بشه
بعد از اینکه ویرا رو اسیر، اینجا رها کردم .دیگه نتونستم خودم آزادانه زندگی کنم
.من اینجا، توی آلبیون، به ویرا کمک میکنم
.به جای ویرا، ارباب جدید آلبیون خواهم شد
...نـ... نه
!کاتالینا سان، لطفاً صبر کن
!دیگه کافیه
.اونه ساما، تصمیمش رو گرفته
!لطفاً دخالت نکنید
!ایو چان
قراره ارباب شوالیه بشه .و فرماندهی آلبیون رو به عهده بگیره
.اونه ساما، خودش این تصمیم رو گرفته
...شوالیه به ارباب خودش خدمت میکنه
و اربابش به خاطر پیوندی که با اون بسته .نمیتونه از آلبیون خارج بشه
...حتی اگه با امپراتوری سر اون مذاکره شده باشه
به هیچوجه نمیتونن از اون .به عنوان یه سلاح علیه ملل دیگه استفاده کنن
اتفاقاً ما میتونیم .مانع سوءاستفادۀ امپراتوری از شوالیه بشیم
...و... ولی
البته که منم به عنوان فرمادۀ قبلی ...مسئولیتم رو میپذیرم
.و با تمام توان درخدمت آلبیون خواهم بود
اینجوری شما هم بدون تعقیب امپراتوری .میتونید آزادانه به سفرتون ادامه بدید
No comments yet. Be the first to leave one.