The first 200 lines.
"برادر "اي هوو
شاهزاده
فقط من و تو هستيم نيازي به تشريفات نيست
:پادشاه گفت
کشور ما ، يان گو با همه استادهاي .اين شمشيرها مبارزه کرده
.که وظيفه او اين بوده که از هر وجب اين سزمين دفاع کنه
جنگ فردا
آيا پادشاه پيروزه؟
.من 15 سالگيم رو هميشه به ياد دارم .اولين باري که با پادشاه به جنگ رفتم
بخوبي ديدم، براي مردم اهميتي نداشت که جونشون به خطر مي افتاد
.در آخر هم او پيروز شد
هر تصميم که در جنگ گرفته ميشه .جون مردم رو کنترل ميکنه
.اون مثل خداوندي ميشه که بر جنگ خدايي ميکنه
تو واقعا ميخواي نگران چنين فردي باشي؟
.اعلاحضرت، افراد دشمن دارن نزديک ميشن
!پزشک!پزشک!پزشک
.شاهزاده
.کمکت ميکنم که پيغامت رو برسوني خانواده اي داري؟
.پسر. پنج ساله هست
.من بهش ميگم که پدرش بزرگترين سرباز و قهرمان بود
!حمله
اعلاحضرت؟ اعلاحضرت؟
چطور؟
اين چيه؟
پادشاه زخمي شده؟
.پادشاه رو ببريد !سريعتر! سريعتر
!اعلاحضرت
سريعتر
.اعلاحضرت .اعلاحضرت
.شاهزاده هر چه سريعتر به پايگاه فرماندهي برگرديد
پزشک، حالشون چطوره؟
.تير برخوردي به اعلاحضرت غير معمول هست
.اگر تير حرکت کنه جونشون در خطر مي افته
!ديگه چيزي نگو
.فرمانده، نيرو ارتش در موقعيت بسيار حادي قرار داره .نميشه اون رو به تاخير انداخت
چرا تو افراد رو فرماندهي نميکني؟
من تصميم دارم مسئوليتم رو به عهده ي
"مارونگ شي هوو" .واگزار کنم
.در خدمتم
کمک کن تا پرچم کشور رو روي سر دشمن قرار بديم
.بله اعلاحضرت
همگي عقب نشيني کنيد و آماده ضد حمله شيد
بله
شي هوو
اعلاحضرت
اعلاحضرت مواظب زخمتون باشد
نگران نباشيد اعلاحضرت
ما بي شک اين جنگ رو پيروزيم
ميدونم هوو
هيچ اهميتي نداره که دشمن چقدر بيرحم هست اونها قادر نيستن که به افراد هوو مقابله کنن
من فقط نگران اون دشمنايي هستم که نميبينيشون
واقعيت اينه که نميتونه مقابشون بايستي
اعلاحضرت,نگران من نباشيد فقط سعي کنيد زخمتون رو بهبود بديد
برو هوو
برو
پادشاه چطوره؟
شاهزاده؟
جراحت اعلاحضرت خطرناکه اون با اين وضعيت نميتونه فرماندهي کنه
چکار بايد کرد؟
من حمله رو فورا شروع ميکنم
مواظب پادشاه باش
پادشاه، پدر
في ار
بعد از برگشت في هوو, شمشير في يان رن رو بده بهش
اجازه بده او از يان گو و تو مراقبت کنه
هيچ اتفاقي برات نمي افته
!شليک
!دوباره
!دوباره
!دوباره
تو اينجا چيکار ميکني؟
چرا اجازه نداديد من فرمانده کل بشم؟
تو ميدوني چند نفر از افراد تو کشته شدن؟
اونها بايد جونشون رو براي کشور بدن
ولي اونها هدف اصلي يان گوو هستن
براي دفاع از کشور اونها بايد جونشون رو قرباني کنن
ولي نمتونيم بزاريم براي هيچ جونشون رو بدن
اما تو نميتوني به يه فرد بي پدر و مادر که اصلش معلوم نيست اعتماد کني
با وجودي که يتيم بود
اون هيچ وقت خودش رو يتيم نميدونست
او يان گوو رو خونه ي خودش ميدونه
ولي من برادرزاده تو هستم
ما همخون هستيم
اما هرچي که انجام ميدي
همه اين جنگها، فقط براي جاطلبي خودت هست
اشتباه ميکني
هر کاري که کردم همه براي يان گوو بوده
فقط من ميتونم اون رو نيرومند کنم
اين جاه طلبي نيست
براي سرافرازي کشور هست
پادشاه
اعلاحضرت اعلاحضرت؟
قبل از رفت پادشاه به جنگ
اون به من گفت. هر اتفاقي که بيافته
تخت پادشاهي مطعلق هست به
مورنگ شي هوو
جوک ميگي؟
يا گوش هام مشکل دارن؟
....تخت يان گوو ها داده ميشه به يک
يه حرومزاده، کي هست که پدر و مادرش رو نشناسه؟
تي ار پاو
درست صحبت کن
چيه تحديد ميکني؟
ميخواي بترسونمت سرباز کوچولو؟
در تالار شمشيرها، کي جرات داره که شمشير بکشه؟
تي ار پاو
تو چطور جرات کردي که با فرمان پادشاهي مخالفت کني؟
اگر اين فرمان پادشاه باشه
هيچ کس نميتونه با اون مخالفت کنه
ولي چند لحظه پيش چيزي که من از اول تا آخر شنيدم
همه حرفاي تو بود تنگ بوچانگ
يان شاي، چرا اين قدر اهانت آميز حرف ميزني
چون ما فقط به حرف هاي شاه گوش ميکنيم نه حرفاي تو
پادشاه قبل از درگذشتش، شمشير في يان رن رو به من سپرد ...که اون رو به
خدمت گذارانتون همه متوجه اند
پادشاه خواست که پادشاهي رو به شاهزاده بسپاره
فرمانده ها و وزير همه از فرمان پادشاه صادقانه و تا پاي مرگ اطاعت ميکنيم
شاهزاده کسي هست که مردم رو مانند فرزندانش دوست داره
اگر شما پادشاه باشيد همه مردم يک دل و يک قلب ميشن
تخت پادشاهي هميشه متعلق به يک مرد هست نه زن
شاهزاده شمشير پادشاهي رو در دست داره آيا تو نظر ديگه اي داري؟
کي ميدونه؟ شاهيد پادشاه در نزديکي مرگ گيج شده باشه؟
چطور جرات ميکني از ديوانگي پادشاه حرف بزني من تو رو خواهم کشت
....فرماندهان
شمشيرها براي فقط براي دشمنان هست
يان گوو در جنگ بوجود اومده
همه ي پادشاهان قبلي در جنگيدن کاملا مهارت داشتند
شاهزاده، با بدن بزرگوارشون
وقتي شما شاه شديد، چطور ميخواهيد که لشکر رو هدايت کنيد و از سرزمينتمون حمايت کنيد
في ار محدوديت هاش رو ميدونه و فرماندهي لشکرش رو به جنگ انجام نخواهد داد
اما بدن من از خون نياکان هست
اين هرگز اجازه نميده که مردم و کشور و نياکانمون نابود بشن
من قسم ميخورم، از امروز تمرينات نظامي رو شروع کنم
و دشمن بعدي که به يان گوو تجاوز کنه
شمشير في يان رن من سر همه ي اونها رو قطع خواهد کرد
تنگ بوچينگ
خدمت گذارتون در خدمتم
وقتي من در حال تمرينات هستم تو موظفي که بر دولت و کشور فرمانروايي کني
!اگر کسي مخالفت کنه، گردن زده ميشه
ما اطاعت ميکنيم
يان شاي
شاهزاده ميتونه تمريناتش رو انجام بده و لشکر رو هدايت کنه؟
بذار يان فري ار بلندپروازي کنه کنه و پادشاهي رو به مسخره بگيره
من نميتونم بذارم او بزرگي يان گوو رو ويران کنه
چرا کنار کشيدي؟
تو کسي هستي که شاه انتخاب کرد
من چطور ميتونم پادشاه اين سرزمين بشم؟
من متوجه منظور شاه هستم
ولي من معتقدم که تو تنها ميتوني مردم رو حمايت کني
اما من ميترسم
لازم نيست بترسي
تو ميتوني به من کمک کني؟
من تو رو تا زماني که يک سرباز شجاع بشي آموزش ميدم
!شاهزاده!شاهزاده
بلند شو
يادت باشه
سربازان يان گوو فقط کشته ميشن شکست نميخورن
دوباره بيا
برادر هو، تو ميخواي مکان امپراتوري رو به حياط نظامي ترک کني؟
من ميخوام که جنگ رو به به پادشاه ياد بدم که در آينده يه سرباز بشه
براي حفاظت از تو و يان گوو
برادر هو با في ار طوري رفتار ميکنه که في ار با ميکرد
اين سنگ ميتونه به في ار کمک کنه که از تو مراقبت کنه و به سلامت برگردي
خيلي ديره، هنوز به اسبها غذا ميدادي؟
بعد از غذا به اسبها برو استراحت کن
فرمانده
من بايد چيزي بهت بگم
اين فقط صحبت کودکي من با دوست کودکيم برادر هو هست
او هميشه براي من اسب مي آورد تا سواري کنم وقتي جوان بودم هم اون براي من خرگوش شکار ميکرد و ماهي ميگرفت
او روزها بهترين روزهاي من بود
اما حالا که با اون هستم با اين حال من مرتبا سرزنش ميشم و بايد مجازاب و تنبيه بشم
...اما ميدونم
در کنار شاه اون تنها کسي بود که با من خوب رفتار ميکرد
مهم نيست که اون با من چکار کرد اون هميشه به من کمک ميکرد
دوست دارم که بدونه من هرگز نااميدش نميکنم
تير خيلي آروم حرکت ميکنه قدرت دستت هم خيلي کمه
بايد 1000 تا تير تمرين کني
ميخوام که شاهزاده ناپديد بشه
اما فقط اون تنها نبايد بره
حتي مورنگ شي هو هم بايد به جرمي بازداشت بشه
و از ارتش هم بايد بره
مورنگ شي هو سزاوار چه جور مجازاتي هست؟
الان وقت اينکه کي اشتباه کرده نيست
فرمانده تنگ درست ميگن
شايد اين موضوع هيچ ربطي به مورونگ شي هو نداشته باشه
چه گناهي انجام داده؟
اين گم شدن از اول اتفاق افتاده بود
اين به دليل اين هست که شاهزاده قادر به پايان دادن تمرينات نظاميشون نيستند
و اگر به داخل جنگ برن معلوم نيست چه اتفاقي خواهد افتاد
اجازه بديد مورونگ شاهزاده رو هر چه زودتر پيدا کنه
و حقيقت معلوم ميشه
شاهزاده
شاهزاده
شاهزاده
Princess.
شاهزاده
خانم
آروم باشين
تو کي هستي؟
من شما رو نجات دادم شما رو با تير زهري زخمي کرده بودن
No comments yet. Be the first to leave one.