The first 55 lines.
ها Beauty با افتخار تقديم به همه
بذار از خودم واست بگــم
با نگاه به گذشته ي سردم فهميدم
انگار زمان براي يه لحظه متوقف شده بود
تو ذهنم
بايد نگهت دارم
نه بايد بذارم بري
...من گريه کردم چون
نتونستم فراموشت کنم
تويي رو که حتي خودتو فراموش کردي
هراتفاقي که ميخواد بيفته، بزار بيفته
حتي منم زياد خودمو نميشناسم
وقتي که روتو ازم برگردوندي
سعي کردم فراموشت کنم
ديگه واست صبر نمي کنم
همش ميگي فقط يک بار ديگه، فقط يک بار ديگه
دوباره
دوباره بازم
بهم فکر کن
ديگه دو دل نيستم
حالا من تو رو ميندازم دور
نــــرو
ترکـــم نکن
...مهم نيس چند دفعه بهش فکر کردم اما
سخته که فراموشت کنـــم
سخته که فراموشت کنـــم سخته که فراموشت کنـــم
فکر نکنم بتونم فراموشت کنم
من نميتونم نفس بکشــم
من نميتونم نفس بکشــم نفـــــس
من نميتونم نفس بکشــم نفـــــس نفـــــس
هر چي زمان ميگذره
بيشتر و بيشتر
...منم بيشتر
نميتونم نفس بگيرم
نميتونم نفس بگيرم نفـــــس
نميتونم نفس بگيرم نفـــــس نفـــــس
زمان داره ميگذره
همش نفسم داره بند مياد
دارم خفه ميشم
نفســم
Yeeeeeh
نفس داخل
نفس داخل نفس بيرون
نفس داخل
نفس داخل نفس بيرون
نفس داخل
نفس داخل نفس بيرون
نفس داخل
نفس داخل نفس بيرون
سعي ميکنم از ذهنم پاکت کنم
ديگه اينجا جات خالي نيست
هيچ راه برگشتي نداري
اگه هي بهم نزديکو نزديک تر بشـــي
مــــن
هي ازت دور ميشم
No comments yet. Be the first to leave one.