ONE PIECE

ONE PIECE

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

One Piece S02E04 1080p WEB-DL x264
A Commentary by Ehsan_Cn
🔷 ترجمه‌ از احسان ‌| SandsMovie.Ir 🟥

Tags

webdl
Published on: 2026-04-20
Downloads: 49
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

SANDS Movie

‫تحت تاثیر قرار گرفتم که ‫همتون تونستید فرار کنید.

‫- خ... خانم آل ساندی. ‫- خانم آل ساندی دیگه کیه؟

‫اون نفر دوم «باروک ورکس»ـه. ‫خیلی بی‌ رحمه.

‫اون چیزها رو به سمت من نگیرید.

‫خطرناکه.

‫وای!

‫نیازی به این کار نیست.

‫اگه برای کشتنتون اینجا بودم، ‫تا الان مرده بودید.

‫از دیدن دوباره‌ت خوشحالم، خانم ونزدی. ‫یا امروز باید بگم پرنسس وی‌ وی؟

‫از شنیدن خبر مرگ «مستر هشت» متاسف شدم.

‫جرأت نکن درباره «ایگارام» حرف بزنی!

‫لازم نیست از کوره در بری. هوم.

‫پس تو کاپیتان دزدان دریایی ‫کلاه حصیری هستی، مانکی دی. لوفی.

‫- هی! کلاهم رو پس بده! ‫- واقعاً برات مایه تاسفه.

‫«لاگ پوز» شما روی جزیره‌ ای ‫به اسم «لیتل گاردن» تنظیم شده.

‫خطرات اونجا احتمالاً باعث نابودیتون میشه.

‫ما از پس هر چیزی که «گرند لاین» ‫جلومون بذاره بر میایم. حالا کلاهم رو پس بده!

‫من با یه پیشنهاد اینجام.

‫- یه «اترنال پوز»؟ ‫- اون دیگه چیه؟

‫«اترنال پوز» یه نوع «لاگ پوز»ـه که ‫همیشه به سمت یه جزیره خاص اشاره میکنه.

‫با این «اترنال پوز»، ‫میتونید به یه جزیره دور افتاده سفر کنید...

‫و از دردسرهایی که بدون شک در «لیتل گاردن» ‫باهاشون روبرو میشید دوری کنید...

‫یا حتی از سازمان من.

‫اگه قبول کنید اونجا مخفی بشید، ‫هیچکس هیچ‌ وقت پیداتون نمیکنه.

‫من میتونم امنیت‌تون رو تضمین کنم.

‫عالیه! پس حله.

‫- پس تو هم باهامون میای؟ ‫- خودت رو کنترل کن. اون دشمنه.

‫به نظر یه تله میرسه.

‫نظرت چیه؟

‫دوباره پیشنهاد نمیدم.

‫لوفی، نه!

‫تو نیستی که تصمیم میگیری ‫این کشتی کجا بره.

‫چقدر تراژیک.

‫وقتی اون پرنسس فراری رو ‫سوار کشتی کردید...

‫همتون رو هدف قرار دادید.

‫شاید فکر کنید توقف‌ ناپذیرید...

‫مانکی دی. لوفی...

‫ولی دوست هات از لاستیک ساخته نشدن.

‫موفق باشید.

‫همین الان چه اتفاقی افتاد؟

‫همین الان یه ملاقات مرموز ‫با یه غریبه‌ زیبا داشتیم.

‫شما متوجه نیستید. ‫اگه خانم آل ساندی بدونه ما کجاییم...

‫اون‌ وقت فقط مسئله‌ زمانه ‫تا بقیه مامورهای باروک ورکس پیدامون کنن.

‫اونا تا همه‌مون رو نکشن ‫دست‌ بردار نیستن.

‫شاید برای رد کردن نقشه‌ فرار ‫و مخفی شدن یه ذره عجله کردیم.

‫- من فرار نمیکنم و قایم نمیشم. ‫- خیلی خب، باشه.

‫ولی اگه من میخواستم این کار رو بکنم چی؟

‫نه بابا.

‫چرا اون تنها کسیه که ‫این تهدید رو جدی میگیره؟

‫- باروک ورکس ما رو نمیترسونه. ‫- زورو همین الان صدتاشون رو نفله کرد.

‫مامورهای ارشدی مثل مستر پنج ‫و خانم ولنتاین خیلی ترسناک‌ ترن.

‫خیلی‌ هاشون قدرت‌ های میوه شیطانی دارن.

‫لازم نیست نگران باشی. ‫من ازت محافظت میکنم.

‫- به این خانم دروغ نگو. ‫- من هیچ‌ وقت به یه خانم دروغ نمیگم.

‫لوفی، من همیشه ممنونت میمونم که ‫من رو از ویسکی پیک خارج کردی.

‫من قول داده بودم.

‫و به قولت عمل کردی.

‫ولی نمیمونم تا بذارم ‫به خاطر من سراغ بقیه‌تون بیان.

‫وقتی به «باغ کوچیک» برسیم، ‫خودم یه راهی برای رفتن به آلاباستا پیدا میکنم.

‫حالا شد! ‫ما برای همین به گرند لاین اومدیم!

‫تا حالا چیزی شبیه این ندیده بودم.

‫چرا بهش میگن باغ کوچیک؟ ‫به نظر من که اصلاً کوچیک نمیاد.

‫نمیدونم، ولی برای گشت‌ و گذار هیجان‌ زده‌م.

‫این جزیره توی هیچکدوم ‫از نقشه‌ هایی که دیده بودم نبود...

‫پس اگه ناشناخته‌ست، ‫احتمالاً غیرمسکونی هم هست.

‫- ها؟ ‫- شاید دلیل خوبی هم داشته باشه.

‫اگه کسی اونجا نباشه، ‫پس قایقی هم نیست که من رو به خونه برسونه.

‫فکر کنم باهامون گیر افتادی.

‫در این میان، ‫ماجراجویی در انتظارمونه!

‫دارم از گشنگی میمیرم.

‫خب، خوشبختانه ناهار دزدان دریایی بسته‌ بندی شده، ‫و برای گشت‌ و گذار آماده‌ست.

‫ایول!

‫خیلی خب!

‫سلام، باغ کوچیک!

‫بی‌ صبرانه منتظریم ببینیم ‫برامون چی توی چنته داری!

‫چی توی چنته داری!

‫جزیره صدام رو شنید!

‫صداش خیلی بزرگ به نظر میاد.

‫صداش شبیه به شامه! اوممم!

‫- میرم یکم شکار کنم. ‫- چطوری؟ با لگد زدن تا حد مرگ؟

‫- فکر میکنی خودت بهتر میتونی؟ ‫- بهتر از تو؟

‫مثل آب خوردن.

‫پس بیا شرط ببندیم، باشه؟ ‫هر کی ناهار رو شکار کرد برنده‌ست.

‫قبوله.

‫اوممم.

‫- همتون زود باشید! ‫- وی‌ وی.

‫تو هم میای؟

‫بزن بریم!

‫همه کنار هم بمونید.

‫درسته. هیچکس نباید توی ‫جنگل متواری بشه، باشه؟

‫از این طرف!

‫لوفی!

‫ما داریم... ‫ما داریم از هم جدا میشیم؟

‫- مطمئنی این فکر خوبیه؟ ‫- وای!

‫اوه.

‫اوه.

‫قبلاً شبیه این گیاه‌ ها رو ‫توی کتاب‌ ها دیده بودم...

‫ولی قاعدتاً باید منقرض شده باشن.

‫این یکی بوی خیلی خوبی میده.

‫این یکی گرسنه‌ست.

‫وای.

‫خب، هر حیوونی که صداش رو شنیدیم...

‫از این طرف رفت.

‫مطمئنم از اون طرف رفت.

‫- داری مهارت‌ های شکار من رو زیر سوال می‌بری؟ ‫- مهارت؟ مگه اصلاً مهارتی داری.

‫از اون طرف.

‫نگران نباش، وی‌ وی.

‫توی جزیره‌ بعدی کمکت میکنیم ‫راهی برای رفتن به آلاباستا پیدا کنی.

‫وقتی لوفی پیشنهاد خانم آل ساندی رو رد کرد، ‫همتون رو به خطر انداخت.

‫و شما هم همینطوری ‫باهاش موافقت کردید. چرا؟

‫میدونم لوفی ممکنه چطور به نظر بیاد، ‫ولی در واقع اون...

‫اون کلی...

‫واقعیتش نمیدونم چطور ‫به زبون بیارمش، ولی...

‫وقتی ببینیش، متوجه میشی.

‫- آخ. ‫- اوممم.

‫باید از اینا امتحان کنی!

‫میخوای ما رو به کشتن بدی؟

‫از اونجا بیا پایین، ‫و انقدر مثل احمق‌ ها رفتار نکن.

‫اوسوپ کجاست؟

‫احتمالاً به کشتی برگشته. ‫من پیداش میکنم. فقط، اوم...

‫نذار لوفی دردسر درست کنه.

‫یعنی این‌ طرفی چی هست! ‫بچه‌ ها، بیاید دیگه!

‫آه.

‫اوم.

‫تا حالا همچین چیزی دیده بودی؟

‫منظورت یه سرخسه؟

‫آره. هر چند معمولاً انقدر بزرگ نیستن.

‫اینا چی؟ ‫تا حالا همچین چیزی دیدی؟

‫آره لوفی. ‫توت دیدم.

‫مطمئنی اینا خوردنی‌ ان؟

‫اوم.

‫وای.

‫این یکی چی؟

‫تا حالا چیزی شبیه به...

‫این دیده بودی؟

‫نه لوفی.

‫قطعاً تا حالا هیچ‌ چیز ‫شبیه این ندیده بودم.

‫این یه جزیره پیش‌ از تاریخه.

‫ناوبری بین جزیره‌ ها در «گرند لاین» انقدر سخته که ‫شرط می‌بندم اینجا هزاران سال دست‌ نخورده باقی مونده.

‫از دوران دایـ...

‫دلم میخواد سوار یکی‌شون بشم!

‫چی باعث شده فکر کنی از این‌ طرف رفته؟

‫میدونم دارم چیکار میکنم. ‫همین دور و برهاست.

‫اعتراف کن. ‫گم شدی.

‫اصلاً میدونی دنبال چی میگردیم؟

‫منظورم اینه که، ‫با قضاوت از روی این رد پاها...

‫باید بگم که اون حیوون ‫چنگال‌ های نسبتاً بزرگی داره.

‫پس برای شام سوپ مرغ داریم.

‫قطعاً گم شدی.

‫هیچ‌ وقت دهنت رو می‌بندی، کله‌ خزه‌ ای؟

‫- فکر کردم داریم شکار میکنیم، ‫نه اینکه خاک‌ ها رو زیر و رو کنیم. ‫- شکار صبر میخواد.

‫خیلی خب، لازم نیست بهم توضیح بدی. ‫شکارچی دزدان دریایی. یادته؟

‫آره، دزدان دریایی و حیوون ها ‫رفتارشون با هم فرق داره.

‫بیشتر اوقات.

‫من وقتی بخوام چیزی رو بکشم، ‫فقط میرم و میکشمش.

‫آره، خب، ظرافت کمالیه که تو نداری.

‫اون موقع که توی «ویسکی پیک» دست‌ بسته گیر افتادی، ‫چقدر ظرافت به خرج دادی؟

‫داشتم فرار میکردم.

‫حتماً همینطوره. ‫چرا نمیری همون کلوچه‌ هات رو بپزی؟

‫شیرینی‌ پزی و آشپزی شاخه‌ های ‫کاملاً متفاوتی از هنرهای آشپزی هستن...

‫با تکنیک‌ های متمایز.

‫این مرغ نیست.

‫قطعاً مرغ نیست.

‫به این زودی برگشتی؟ ‫چرا؟ چی شده؟

‫اوسوپ؟

‫داری چیکار میکنی؟

‫فقط دارم نرده‌ ها رو برق میندازم.

‫نمیدونستم نیاز به برق انداختن دارن.

‫آره، خب،

‫دیگه ندارن.

‫ببین، میدونم ترسیدی.

‫من نترسیدم.

‫فقط حساسیت دارم.

‫به جزیره‌ های احتمالاً خطرناک و ناشناخته.

‫مگه برای داشتن همچین ‫ماجراجویی‌ هایی دل به دریا نزدیم؟

‫خب، آره.

‫ولی اون زنِ «باروک ورکز» چیزی درباره ‫این جزیره میدونه که ما نمیدونیم.

‫شنیدی چی گفت.

‫«موفق باشید.»

‫فقط داشت سعی میکرد ما رو بترسونه!

‫منظورم اینه که دوروبرت رو نگاه کن. کی دیگه ‫فرصت میکنیم یه چیز به این شگفت‌ انگیزی ببینیم؟

‫داری شبیه لوفی حرف میزنی.

‫زود باش.

‫- اون چیه؟ ‫- نمیدونم.

‫ولی اگه همین الانش هم مرده باشم، ‫نمیتونه من رو بکشه.

‫آبجو داری؟ هان؟

‫آبجو؟

‫هان؟

‫میدونی بعد از یه نوشیدنیِ خوب چی می‌چسبه؟

.نوچ

‫ناهار.

‫مواظب باش! ‫نه! نه، نه، نه!

‫ووو!

‫لوفی!

‫واقعاً باید از اون بالا بیای پایین.

‫شاید آروم به نظر برسه، ‫ولی هنوز یه دایناسوره!

‫پایین؟

‫نه. اصلاً راه نداره!

‫از اینجا کل جزیره زیر پامه. ‫باید ببینی!

More Farsi Persian subtitles for ONE PIECE

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left