The first 200 lines.
آلتهای بزرگ و گنده و کثیف
...گذشت آنچه
کسی حرفم رو باور نمیکنه - ما باور میکنیم -
گلوله خوردی - آره، ولی سکتهای که الان کردم -
بیشتر توجهم رو به خودش جلب کرد
،باید برم کلاس ورزش بیشتر کلم بخورم
آماندا، منم. کجایی؟
.اون گرفش کار خودشه
کی گرفتش؟ - سانی شاین -
آماندا مثل یه پیتبول لعنتی میمونه
میتونه مراقب خودش باشه
کسی که دنبالش هستید
من رو یاد دوستی که همه میشناختیم میاندازه
آخرش خودش رو دار زد
یه بچه داشت
آخرش کارش به تیمارستان کشیده شد
،بعضی شبها فکر میکنم اون پسر کوچولو کجاست؟
میدونم کی شیطونه و کی مؤدب
میخوای پیشم بمونی، نه؟
پیش بقیهی بچههای مؤدبم
تا وقتی باورم نداشته باشی نمیتونی بهم دست بزنی
من چه کوفتیام؟
پادوی روانیهام
،ولی وقتی دستم به اون رمزعبور برسه اون روزها تموم میشن
اگه به بلو برسیم، به بچهات هم میرسیم
شاید الان لحظهایه که میتونم واسه چیزی به جز خودم
ایستادگی کنم
!نیک، زودباش
!هیلی - خیلی دیر شده. اون رفته -
"،باشه، مصاحبهی دوم "شلوار میمونی
روز 16 آگوست
.باشه، شروع کن بگو
بنی پیترز، در دسترس برای کار
...قدم 165 و دارم مصاحبه میکنم برای
واقعاً؟ فکرمیکنی باید شلوار میمونیمون رو پامون کنیم؟
به نظر باحاله
میدونی معنیش چیه وقتی شلوار میمونیمون رو میپوشیم
!یعنی وقت رقص میمونیه
!آره
.لنی دانلی، قد 170 ...مصاحبه میکنم برای
!یعنی وقت رقص میمونی رسیده
!وقت میمونی
ببخشید؟
شما؟
شاینبرگ، لوئیس، جی
...اسم شما توی
ببخشید، کی شما رو معرفی کرده؟
آقای شاینبرگ بودین؟
!نگهبان
متـرجم: مریم ، امیرعلی illusion , careless whisper
!نه! نه
!هی
!مرواریدهام تو حلقت، گراز
!این آینده است
!من... آیندهام
بچهها رفتن، آقای شاین
همهشون؟ - همهشون -
ببین چه آوازی سر دادی
تو یه جندهی تمامعیار عادی هستی
چی نالیدی؟ هوم؟
میکشمش، مری
قراره مردنش رو تماشا کنی
فکر نکنم
ولی یه چیزی بهت میگم
مطمئنم میشم واسه مراسم ختمش به سلولت در زندان رایکرز
یه دعوتنامه بفرستم
،البته نمیتونی بیای
ولی میتونی گل بفرستی
درسته
اهرم فشاری که نسبت به من داشتی
با آرامش همراه یه کیسه جسد توی بخش خوابیده
بدترین کریسمس بود، نه؟
تقصیر من بود
به من ایمان داشت و من ناامیدش کردم
.من رو ببینید دارم محو میشم
من... رنگم، کتم
قبلاً مثل بستنی بلوبری آبی بودم
...و حالا شدم - هنوز هم خیلی آبی هستی -
!یا خدا
میشه سریع تمومش کنیم؟
میخوام تا صبح کریسمس خونهام باشم
جلوی یه آتیش جلز و ولز کن
کجاست؟ - نیک قدیس -
بابا روانی، باید بهم بگی کجاست
وگرنه مثل بوقلمون روز کریسمسام باهات رفتار میکنم
کامل با پودینگ شُل
اون رو برده. نه؟
.خب، اون یه جمعکننده است سالها این رو میدونستم
احتمالاً باید یه عمر
قبضهای جلسههای درمانی .روانی-جنسی پرداخت کنی
...البته
درصورتی که زنده بمونه
.نیک، نه نه
نیک، یه چیزی فهمیدم
فکرکنم بدونم چطوری بابانوئل رو پیداکنم
نیک، نقشهام توش شکنجه هم داره
زمانی یه پسر کوچولوی تنها بود
...که با یه جوراب حرف میزد
و یه دوست خیالی به وجود اومد
ولی تو اون پسر کوچولو رو ترک کردی. چرا؟
نمیدونم منظورت چیه
داری وقتت رو هدر میدی؟
جدی؟
!خواهش میکنم، نه
:دارم بهت نگاه میکنم، و این فکر تو سرم افتاد
پا حساسترین جا برای قلقلک دادنه
میخوام ببینم این موضوع دربارهی جورابهای بوگندو هم صدق میکنه یا نه
...یا جوونیهای مسیح
نه، خواهش میکنم
!خواهش میکنم - به اندازهای که برای من خوب بود -
برای تو هم خوب بود؟ - تو دیگه چطور هیولایی هستی؟ -
من یه دوست خیالیام
همهمون هستیم
انجمنی از برادران و خواهران روکش کیک توتفرنگی و رؤیاها
و تو یه جوراب خیلی بد بودی
نه - دوستت رو وقتی بیشتر از همیشه -
بهت نیاز داشت رها کردی
رهاش کردی با تنها
،یکم نخ ،چندتا دکمه
و افکار درب و داغون توی ذهنش
مگه نه؟
خیلی خجالت میکشم
اون چیزهایی دید
چیزهایی که هیچ بچهای نباید میدید
،بهش دارو میزدن زندانیش میکردن
فقط من رو داشت
ولی واسه همیشه زندانی نموند
،همهاش فکر میکردم
بزرگ میشه، من رو فراموش میکنه
ولی هیچقوت این اتفاق نیوفتاد
نمیخواست بزرگ بشه
هیچوقت
و بعدش شروع کرد صدمه زدن به مردم
نمیتونستم تحمل کنم باهاشون چیکار میکرد
واسه همین فرارکردم
میدونم همهتون احساس تنهایی و رها شدن میکنید
روزی میرسه که دوستهامون دیگه نیازمون ندارن
،ولی الان یه نفر بهتون نیاز داره
الان فرصت انجام کاری رو دارید
که هدفی داشته باشید شاید برای آخرین بار
،شاید دوستهامون رو از دست داده باشیم ولی همدیگه رو پیدا کردیم
باهمدیگه، میتونیم کارهایی بکنیم
که هیچکس هیچوقت انجام نداده
فقط باید باور داشته باشیم
بهت باور داریم، هپی
باورت داریم
حالا بهمون بگو کجاست
خب، اوضاع ،بدجوری قاراش میش شد
درست میگم؟
قراره یه مشت کمپر لعنتی بدجوری ناراحت بشن
وقتی اون بستهها صبح کریسمس بهشون تحویل داده نشه
امیدوارم از خودت راضی باشی
و واقعاً، دخترت چیه مگه؟
یه دختر کوچولو مگه چیه؟
قراره صدها نفر درست مثل اون
امشب بین تماشاگرها باشه
یعنی، واقعاً ارزش این همه کار رو داشت؟
فکرکنم فقط موضوع نوع چشماندازه
تو پاک میشی
این آینده است و تو بخشی ازش نیستی
من آیندهام
...بچهها
...بچه
.بچهها آیندهان خیلی خوبه
اون... درست میگی
آره، بخت باهات یاره
و خیلی زود قراره
تو یه چاله باشی
یه هدیه از سلطان یه جاییه
میرم لباس بپوشم
یادته؟ قراره رؤیاانگیز شروع بشه
امشبه
حدقل یکیمون کاری داره که براش مشتاق باشه
این چیزهای زشت رو پاک کن
،میخوان شبیه بزرگها به نظر بیاین
ولی بزرگ نیستید
...کوچیک هستید همونطور که باید باشید
آره
...بزرگها
...سعی میکنن همه چیز رو بدزدن
اون تو رو ویژه میکنه
بدجوری عصبیم میکنه
...باعث میشه
...باعث میشه بخوام
خیلی متأسفم
متأسفم
متأسفم
باید بریم
و دوباره اومدیم اینجا
زودباش نیک، از این طرف
،میخوام بهت یادآوری کنم بخاطر حرفی که یه
...عروسک جورابی زده اومدیم اینجا. یعنی
کل این جریان به نظر من یکم مشکوکه
...منظورم اینه که، این
،به اصطلاح منبع اطلاعاتت
مطمئنی راستش رو گفته
و فقط ایسگات رو نگرفته؟
.باورکن، نیک بدجوری انگیزه داشت که واقعیت رو بگه
همینه
باشه
No comments yet. Be the first to leave one.