魔導具師ダリヤはうつむかない
The first 159 lines.
از اونجایی که تویی، پس مشکلی نیست
ولی لطفاً خیلی مراقب باش
باشه
چیزی نشد
اگه با خون مخلوط شده بود به نظرت میتونستم پرواز کنم؟
حتی بدون انرژی جادویی خارجی هم ممکن بود که یکم بتونی
اگه میخوای مهر و مومش کنی میشه بجاش اونو با خون من درست کنی؟
البته ی پول دستبند رو پرداخت میکنم
چی؟ ولی...
اینجوری فقط روی من جواب میده
ولی اگه قدرت بدنیمو تقویت کنم فکر کنم بتونم ازش استفاده کنم
منظورت اینه که...
اگه فقط لازمه که بالا و پایین بپرم
اگه از نیروی جادویی استفاده کنم چیزیم نمیشه
با این حال، نمیتونم تو رو موش آزمایشگاهی کنم
میخوای بدونی این چیکارایی میکنه؟
بعلاوه، ما داریم قدرت بین انرژی نیش جادویی و اسکول رو بررسی میکنیم
نیازی نیست پول دستبند رو بدی من فقط میخوام باهم آزمایش کنیم
حالا دیگه این دستبند برای خودته
ممنونم دالیا! حالا بریم آزمایشش کنیم
باشه
Dahlia in Bloom: Crafting a Fresh Start with Magical Tools
Episode 10: An Invitation to the Palace
دالیا، هرچی شد برگرد
حالت خوبه؟ روبه راهی؟
نه، خیلی کیف داد
ها؟
انگاری تموم نیروی درونیم تحت فشار بود
خیلی راحت تر از قبل میشد بپری
دوست دارم بیشتر امتحان کنم!
عالیه...
ولف! میدونم داری حال میکنی ولی بهتره دیگه تمومش کنیم
اگه کسی ببینتت خیلی بد میشه
باشه، این دیگه اخریشه
دالیا، جدی اینو نمیخوای بهم بفروشی؟
اینو بعنوان یه تشکر که چون ضامن شرکتم شدی قبول کن
باز شروع کردی، خیلی داری بهم محبت میکنی
به لطف تو تونستم تاثیراتشو ببینم
ولی اگه این همش باشه برات ضرر زیادی نداره؟
اگه اینجوریه، نظرت چیه همو ببینیم؟ دوتا معجون بهم میدی؟
بله، با کمال میل
اوه، ولی اگه ممکنه
ترجیح میدم که تنهایی دست به آزمایش یا کار خطرناکی نزنی
واقعاً وحشتناکه که وقتی تنها باشی بلایی سرت بیاد
اره، درسته
و دروازه ی جلویی رو فقط کسایی که جادویی ثبت نام کرده باشن میتونن باز کنن
پس، اگه برات مشکلی نیست میتونی منو ثبت نام کنی؟
چرا که نه!
خیالم راحت شد ثبت نام شدی
پس تو خود دروازه نمیشه ثبت نام کرد؟
درسته، میشه لطفاً دستتو مرکزش بزاری؟
باشه
تموم شد
ممنونم دالیا
من کسیم که باید ازت تشکر کنه
حس بدی دارم که قراره اینکارو انجام بدی
ولی اگه نتونستی برای مدت طولانی باهام ارتباط بگیری
یا اگه در بدترین حالت به چیزی مشکوک بودی ممنون میشم به نگهبان خبر بدی
امیدوارم که نیاز به همچین کاری نشه
ولی الان حسم نسبت به قبل بهتره
فکر کنم تنها چیزی که مونده همینه
آداب گفتگوی اشراف؟
فکر نمیکردم اینقدر زیاد باشه
درسته، چیزایی رو که نباید بگی و چیزایی رو که...
از اینجا شروع کن
" لطفاً دستکش هامو برام دربیارین "
اوه، ابن دقیقا همون چیزی بود که قبلاً بهم گفتی
" لطفاً بهم اجازه بدین کت شما رو نگه دارم "
چرا باید کسی دیگه کتت رو نگه داره؟
" از رقصیدن خسته شدم، دیگه اصلاً نمیتونم یه قدم بردارم "
خب اینجوری، دوست دارم سریع برم خونه و استراحت کنم
" مایلید همراه من از پنجره ی جنوبی به ستاره ها نگاه کنیم؟ "
حتماً باید پنجره ی جنوبی باشه؟
ببخشید، دالیا!
ولی اگه بشه لطفاً تو دلت اینا رو بگو...
ببخشید!
ا-انگاری مشتری دارم، برم یه نگاهی بندازم
نجات پیدا کردم...
هی!
آقای مارسلا!
چی باعث شده بیاین اینجا؟
این
این چیه؟
واو، صدف! خوشمزه به نظر میان
الان بهترین فصل برای ایناست، نه؟
ممنونم، خیلی خوشحالم
اونا سنگینن، میتونم برشون دارم؟
اوه، راستش امروز قرار دارم
ببخشید که منتظرت گذاشتم
خوش اومدین
این چیه؟
ولف، صدف دوست داری؟
یه دوستی برام اینا رو آورده نظرت چیه برای شام اینارو بخوریم؟
اره، خیلی خوبه
اینو آوردم، اگه با صدف بخوریمش مشکلی داره؟
این ویسکیه؟
فکر کنم این مشروب سیبه که یکم کهنه شده
بانوی عمارت دوک آلتیا اینو بهم داد و گفت با دوستات به اشتراک بزار
اوه، ممنونم
حالا که آوردیش میشه بعد از شام بخوریم؟
باشه، پس بیا با این صدفا مشروب سفید بخوریم
به سلامتی پیشرفت و کامیابی آینده ی شرکت روستی
برای قلب هایی آکنده از صلح و ذهن هایی آرام
به سلامتی!
این واقعاً خوشمزه س
شاید چون تازه ن
برای اینکه یه ذره شم از دست ندیم باید تا آخرین تیکه ی مونده تو تابه رو بخوریم
غذا خوردن تو تابه اصلاً کار درستی نیست
بهتره اینکارو هیچ جایی انجام ندی
پس اینا فقط به صدف های بخار پز شده در شراب سفید در برج سبز محدود میشن
اوه، خیلی راحت خورده میشن
طعم و عطر خارق العاده ای داره
اون گفتش که ملکه خیلی ازشون لذت میبره بخاطر همین هر سال براشون ارسال میکنه
برای علیاحضرت؟
ملکه خواهر کوچیکتر بانو آلتیا هستن با اینکه رابطه ی خونی ندارن
اوه، اصلاً باورم نمیشه
یجورایی معروفه
نمیدونم دیگه قراره چندبار تو زندگیم شانس اینو داشته باشم که از اینا بخورم
چیزی شده؟
شبیه سنجاب شده بودی که خندم گرفت
سنجاب؟
فقط میخواستم بدونم چه مزه ای میده
انقدر خوبه که میگم کاش میشد یه لیوان دیگه مشروب میخوردیم
هر از چند گاهی بریم خرید باهم
البته، هرچند احتمالاً اگه اوضاع شرکت رو به راه نشه این اتفاق نمیفته
آره، راستش فردا با جناب ایوانو قرار دارم میخواد بگه که بعداً چیکار کنیم
اوه، حالا که حرفش شد...
میدونم که خیلی یهویی برای استخدام با ایوانو حرف زدم
مشکلی که نداری، نه؟
کاملاً برعکس، خیلی هم خوشحال بودم
با اینحال، اولین پروژه مون نسبتاً دشواره
بله، درسته
ولی به نظرم اگه افراد زیادتری کمک کنن این قضیه تموم میشه
خوشحالم که میشنوم اینو میگی
راجب این موضوع، برای چکمه ها اقدامات متقابلی صورت گرفته؟
مثلا مثل جادوی تطهیر؟
تا حالا اصلاً نشنیدم کسی ازش استفاده کنه
چکمه های چرمی زود خشک نمیشن بخاطر همین زیاد نمیشورمشون
خشک کن روش جواب نمیده؟
امتحانش کردم، ولی گرماش به چرم آسیب میزنه
اگه فقط نیاز داری که گرماش رو کم کنی میتونم برات تا درجه ی کم تنظیم کنم
همین الان امتحانش میکنم!
میتونم باهات بیام؟
اگه گرماش کمتر از گرمای دست باشه پس نباید به چرم آسیب بزنه
به نظرم اره
درمورد این چطور؟
آره، بنظر عالی میاد
راه دیگه ای هم هست که راحت به انگشتای پا برسه؟
اگه به آبگرمکن شلنگ وصل کنم
بعدش چندتا سوراخ در امتداد اون ایجاد کنیم اینجوری به همه جا میرسه
خیلی خوبه! اینجوری تموم انگشتای پا خشک میشن
میگم، میشه با اینم امتحانش کنیم؟
یه چیزی داخلشه
وای خدا، پدر!
میگم، میخوای بعنوان یادگاری نگهش داری؟
میخوام بسوزونمش
تموم کردم
تا نوک پا رو خشک میکنه و آسیبی نمیزنه
اگه فقط یکی از اینارو داشتیم اونوقت همه میتونستن ازش استفاده کنن
No comments yet. Be the first to leave one.