The first 200 lines.
تیم ترجمه اپوس ساب با افتخار تقدیم میکند Opus-Sub
...پایان 38 اُمین نشست
انجمن اساتید ویولن کره
خسته نباشید- خسته نباشید-
خیلی خسته نباشی
استاد، برای شام میاین؟
امروز نمیتونم
چرا؟
ایندفعه دارم یه کنسرت سالنی ترتیب میدم
امروز با اعضا قرار دارم
شما که توی دانشگاه خیلی سرتون شلوغه
دارین کنسرت سالنی هم برگزار میکنین؟
واقعا فوق العاده هستین
به اولین اجرامون بیا برات بلیط میفرستم
حتما دانشجوهات بخاطر بلیط خریدن کلی سختی کشیدن
بله؟
تقریبا 80 درصد بلیطای کنسرتهای من رو مردم میخرن
برای همین نیازی ندارم که دانشجوهام بلیط بخرن
حالا که شروعش کردی تمام تلاشت رو بکن
مطمئنم ایندفعه چندتا طرفدار بدست میاری
اوه راستی
اون دختر دبیرستانی که توی مسابقات سونگجو اول شده بود
شاگرد شماست درسته؟
آره، جیون رو میگی؟
...شاگرداتون باید بدونن که
چقدر خوش شانس هستن
میشه چندتا از تکنیک های تدریستون رو به ما هم بگید؟
ای بابا، چه حرفیه- درسته اونی-
نذار فقط جونگ کیونگ به شاگردات آموزش بده
چی؟
استادیار جیون جونگ کیونگ ـه، درسته؟
همش با لی جونگ کیونگ مثل دختر خودت رفتار میکردی
حتما بهش تدریس رو هم یاد دادی
بنظر میومد خیلی باهم صمیمی هستن از دیدنشون لذت بردم
کار خوبی کردی
«از برامس خوشت میاد؟» Opus sUb TeaM @OpusSub
:ترجمه و زیرنویس .:. Bahar336 .:. Opus sUb TeaM
استودیو اِی، تمرین موسیقی
مسابقات موسیقی سونگجو
استاد جونگ کیونگ من زودتر اومدم
بله، همونطوری که بهم آموزش داده بودین تمرین کردم
قرار شام اعضای کنسرت
سلام استاد
یکم دیر کردم خیلیها اومدن؟
بله، تقریبا همه اومدن- خوبه-
راستی
اون لیستی که راجع به اعضای کنسرت و تعداد بلیطهایی که خریدن بهم دادی
انگار توام بلیط خریده بودی
ولی نیازی نبود
بله؟
به عنوان دستیارم داری کلی زحمت میکشی
دیگه نیازی نبود بلیط بخری
فقط اعضای کنسرت که قراره اجرا کنن باید بلیط بخرن
فهمیدی؟
استاد لی
هوم؟
یعنی من عضوی از کنسرت نیستم؟
چی؟
خب معلومه که نه من فقط بچه های با استعدادُ جمع کردم
از اولشم تو رو به عنوان دستیارم میخواستم
کارت که تموم شد بیا داخل
سلام به همگی
استاد- سلام-
یه لحظه
بله استاد
بله؟
حتما فکر کردی خودت تنهایی میتونی توی سوریونگ استخدام بشی
برای همین از پشت بهم خنجر زدی
منظورتون چیه استاد؟
...اینطور نیست من
چی شده؟
کی زنگ زد؟ استاد سونگ جونگهی؟
چی گفت؟
من به جیون آموزش دادم
فکر کنم استاد فهمید
جیون؟ همون دبیرستانی؟
چیکار کنم؟ فکر کنم باید برم دیدن استاد
هی
:قسمت 13 Arpeggio آکورد شکسته
من تو رو از بچگی میشناسم
شاید برای همین فکر میکردم هنوزم بچه ای
فکر میکردم فقط به من وابسته ای
و باید ازت محافظت کنم
ولی حالا میبینم بدون منم اوضاعت خوبه
چطور این فکر به سرت زد که شاگرد منو بدزدی؟
اینطور نیست استاد
من یه همچین قصدی نداشتم
...فقط
فقط یاد بچگیهای خودم افتادم
برای همین میخواستم کمکش کنم
اونموقع خیلی سختی کشیدم
یاد بچگی هات افتادی؟
جیون با تو فرق میکنه
فکر کردی مثل تو شکست میخوره؟
خوش اومدین
جونگ کیونگ کجاست؟- ...جونگ کیونگ-
موقع تمرین یهو گذاشت رفت
یه دفعه با عجله
یه دفعه؟
فعلا بریم خونه
برو یکم استراحت کن
من ویولنت رو جابجا میکنم
به یاد مامانم افتادم
...جیون و دیدم
و به یاد مامانم افتادم
نه، چون یاد سختیهایی که ...بخاطر مادرم میکشیدم افتادم
اینکارو کردم
ولی بازم نباید اینکارو میکردم
خیلی بی فکرانه رفتار کردم
فعلا برو بالا یکم استراحت کن
توی نیویورکم، نباید اونکارو با تو میکردم
جون یونگ ...دیگه واقعا
هیچ حسی بهم نداری؟
پس الان برای تو چی ام؟
دلت برام میسوزه؟
چرا؟ چون مادر ندارم؟
یا بخاطر اینکه استعدادم از بین رفته و یه آدم معمولی محسوب میشم؟
جونگ کیونگ- اونی که رقت انگیزه تویی-
نمیتونی احساست رو بیان کنی
هرسال روز تولدم یه قطعهی ضبط شده برام میفرستی
فکر میکنی داری بخاطر دوستت جلوی خودتو میگیری
...ولی واقعا
بخاطر هیون هو ـه؟
باشه
راستشو بهت میگم
...من
از خانوادت خیلی چیزا گرفتم
پول، پیانو
بخاطر همین حتی یه بارم تو رو نخواستم
...اونقدر ازتون چیز گرفته بودم
که حتی دلم نمیخواست ببینمت ...من
...برای همین
ولم کن
لطفا ولم کن
...دیگه نمیخوام
چیزی ازتون بگیرم
تاحالا پدرت بهم زنگ زد
...چرا بابام باید
به تو زنگ بزنه؟
نکنه براش پول فرستادی؟
آره؟- آره-
فرستادم
...جون یونگ، تو هرچیم بگی
بازم بهم نیاز داری
منم بهت نیاز دارم
الان داری چیکار میکنی؟
متاسفم، نمیدونستم اینجایین
برای همین تمام این مدت به جون یونگ کمک میکردی؟
پس شما چرا کمکش میکردین؟
منتظر چی بودین؟
منتظر هیچی نبودم
فقط میخواستم جون یونگ با خوشحالی پیانو بزنه
پس شکست خوردین
...چون جون یونگ
حتی یه لحظه ام با خوشحالی پیانو نزده
فقط بخاطر پولی که بهش میدادیم تحت فشار بود
...بخاطر من و شما و موسسه
هیچ چاره دیگه ای نداشت
ولی من خیلی بهش عادت کردم
به پیانو زدن جون یونگ
...چیزی که آرومم میکرد
نه شما بودین نه بابا
فقط پیانو زدن جون یونگ بود
من دیگه استعدادی ندارم
از هیون هوام جدا شدم
دیگه نمیتونم جون یونگُ از دست بدم
جون یونگ، گوشیت رو جواب نمیدادی
پول به دستمون رسید
بابات به اون قضیه رسیدگی میکنه نگران نباش
توی راه سئولم
بعدا حرف میزنیم
جون یونگ، اومدی؟
مامان داری چیکار میکنی؟
...چی؟ آخه
...همینجوری منتظرت بودم
کاریم که نداشتم گفتم یکم تمیز کنم
پیاممو دیدی؟
بعد از اینکه سوار اتوبوس شدم بابات بهم خبر داد
برای همین اومدم
میخواستم خونه زندگیتم ببینم
بابا از کجا پول گرفته؟
چی؟
...خب
از جونگ کیونگ؟
جون یونگ
من...من واقعا نمیدونستم
...جون یونگ یعنی ...پدرت احتمالا
فکر کنم هیچ چاره ای نداشته برای همین بهش زنگ زده
چرا از جونگ کیونگ پول قبول میکنین؟
چرا؟
من که ازت خواهش کرده بودم
...که لطفا
منو بیشتر از این بدبخت تر نشون نده
دفعه پیش ازت خواهش کرده بودم
...اما
دوباره ازش پول گرفتین؟
...نه جون یونگ
...اگه بابا همش از اینکارا نمیکرد
...اگه ازشون پول نمیگرفت
...حداقل
No comments yet. Be the first to leave one.