The first 60 lines.
!صبح به خیر
!اوهف صبح به خیر کایچو
.صبح به خیر
.اولین رییس شورای دانش آموزی دبیرستان غیر انتفاعی سیفو، واکانا اویی
رییس شورای دانش آموزی واکانا اویی
!کایچو! کایچو
.کسایی که تحسینش می کنن به قدری زیادن که نمی شه اسم برد
"اونا عبارتند از "تجسم مغز و زیبایی
".و "گذشتن از مرزهای تفکر گسترده
.حتی "باشکوه حتی وقتی شرتش تو دید میاد" هم هست
.فهمیدم
.بابت این صحنه ی ناخوشایند متاسفم
!خدای من... چه شجاع
!وای
!ایول! آنیکی
.اون صحنه ی خیلی افتضاحی بود
شورای دانش آموزی معاون رییس: ایزومی هایاتو شخصیت اصلی*
یه روز
رییس شورای دانش آموزی، واکانا اویی
.به آپارتمان من اومد و ادعا کرد زنمه
والدینمون ما رو مجبور کردن با هم زندگی کنیم
.ولی یه جورایی بدون این که کسی متوجه بشه این روندُ ادامه می دیم
...خب، یه چند نفری می دونن
.چیزی که نگرانم می کنه اینه که این اواخر چقدر سمج شده
!ایزومی کون! ایزومی کون
!بهم توجه کن! بهم توجه کن
.ای بابا
.من اومدم
!خوش اومدی
.امیدوارم کلاس تقویتی خوب پیش رفته باشه
...همم؟ یه چیزی به نظر با امروز صبح متفاوت میاد
جوراب بلند؟
.خب، گمونم اشکالی نداره
ایزومی کون؟
ب-بله!؟
...اوه
.م-من می رم تو اتاقم درس بخونم
.ح-حس می کنم گرمای بدنش بیشتر از همیشه لمسم می کنه
...نکنه اون سوتین
ایزومی کون؟
نبسته!؟ ...
.من می خوام همسری باشم که تو بهش بیشتر توجه کنی
بهم پنج دقیقه وقت نمیدی؟
...خ-خب، اگه فقط پنج دقیقه باشه
اون چیکار میکنه؟
...خ-خب، پس
...ب-ببخشید
"چ-چی... این چیزی بود که می خواستی؟"
".خ-خیلی خیسی، حس می کنم الانه که منفجر بشی... عزیزم"
!وای
کدوم احمقی این مزخرفاتُ یادت داده!؟
.اوه، ک-کارن
اویی، نمیری خونه؟
آدم باید چیکار کنه تا دوست پسرشُ بیاره تو خط؟
اوه! یه هدیه چطوره؟
.من اینجا یه آلبوم دارم که پیشنهاد میکنم
!م-ممنون
!پس، اوه... آ-آره
...این یکی از سوالاتی بود که صندوق انداخته بودن
هان؟ منظورت خودت نبود؟
No comments yet. Be the first to leave one.