The first 200 lines.
اگر چه اين داستان بر مبناي علم روان پزشکي ساخته شده است اما همه ي بيماران و روش هاي درماني با نگاهي داستان پردازانه انتخاب شده اند
من اومدم
قسمت 13
چي شده؟
چرا اين جوري نگام مي کنين؟
بشين
چيه؟
چيزي ميخوري؟
اگه خنک باشه
بيا، همين الان ريختمش
چيه؟
من کار اشتباهي کردم؟
جه يول واقعاً مريضه، هاي سو
منظورت چيه؟
... ما تشخيص داديم
اسکيزوفرني ـه
.:.:ترجمه و زيرنويس:.:. مينا - (fatima_ei) فاطيما
از کجا فهميدين؟
تا حالا جه يول در مورد کانگ وو با تو حرف زده؟
آره، خيلي
کانگ وو يه توهم ـه
کانگ وو وجود نداره
همه جا رو چک کردم نه تو مدرسه ـش، نه تو خونه ـش، هيچ جا نيست
حتي امروز، از جه يول پرسيدم ...رمان کانگ وو کجاست
گفت تو خونه ي توـه، تو دکور اما اونجا چيزي نبود
بله- گوشيت زنگ خورد؟-
نشنيدي؟ بله، کانگ وو
سه سال پيش، وقتي برادرم منو با چاقو زد مثه بقيه ي طرفدارام داشت گريه مي کرد
کانگ وو- يه اتفاقي براش افتاده-
من، 51% قبول کردم
اما اين کافي نيست
برو فايل روي کامپيوتر رو نگاه کن
جانگ جه يول
هوم، آره منم
هي، جي هاي سو اين چه اس ام اسي فرستادي؟
در باره ي چي؟
اگه ارزش من برا تو 51% ـه پس دوباره رسيديم سر جاي اولمون که
يه درصد از جاي اولمون بيشترـه
باشه، من باختم
خوبه، بيا دوباره شروع کنيم کجايي؟
جلسه دارم
تعجبي هم نداره صدات يه کم مضطربه
مراقب خودت باش و به من زنگ نزن
مي خوام بنويسم
نمي گم دوسِت دارم چون مي ترسم ازم خسته بشي
تو اين فيلم داره چي کار مي کنه؟
...دو ماه پيش
جه يول گفت با پدر کانگ وو دعوا کرده
اما اين چيزيه که دوربين مدار بسته ضبط کرده
يه بچه رو باباش به شدت کتکش زده
يه پسر بچه ـس که اسمش کانگ ووـه که من دوسش دارم
وقتي ديدم داره از باباش کتک مي خوره نتونستم جلوي خودمو بگيرم
چرا تو مسائل خانوادي ديگران دخالت مي کني؟
وقتي پدرخوندم ، منو مادرمو مي زد
" چون مسائل خانوادي ديگران ـه"
هيچ کس دخالت نمي کرد
برا همين آخرش، به جايي رسيد که همه مردم مشکل خانوادگي ما رو فهميدن
فکر مي کنم مجرم واقعي پرونده ي 14 سال پيش، مادرش بوده
غير از زخم چاقو، آتيش سوزي هم بوده
انگار مادرـه وقتي تو شوک بوده، آتيش سوزي را انداخته
هنوزم، يادش نمياد اون روز دقيقاً چه اتفاقي افتاده
اون موقع جه يول تقصيرُ انداخته گردنه برادرش ...تا از مادرش محافظت کنه و
تو يه حس گناه غير قابل کنترل غرق شده
کانگ وو رو احتمالاً از دوران بچه گي خودش ساخته
...اما
...مسئله ي مهمتر از توهم کانگ وو
اينه که، وقتي مي خواد از کانگ وو محافظت کنه، ممکنه به خودش آسيب بزنه
که اين از حس گناهي نشأت مي گيره که نسبت به برادرش داره اما خودشم نمي دونه
بايد بيشتر بررسي کنيم تا مطمئن بشيم
بايد يه ام آر آي از مغزش بگيريم تا فعاليت مغزيشو چک کنيم
فکر ميکني اين يه مشکل مغزي ـه نه رواني؟
نمي تونيم هيچ احتمالي رو کنار بذاريم
چه طور مي خواي علائمي رو که سه ساله با خودش داره، توضيح بدي؟
بايد راضيش کني همين الان بره بيمارستان
بعد از اين که معاينه ـش کردم، حرف مي زنيم
عکس العمل ديگه اي نبوده که ناخوداگاه از خودش بروز بده؟
سفت به چسب ، بزن بريم
اگه توهماش خيلي شديد باشه نمي تونيم خيلي بهش وقت بديم
چيز ديگه اي نبوده
جانگ جه يولُ، خودم قانعش مي کنم بره معاينه
داره دروغ ميگه
دلش براش ميسوزه
هاي سو نمي تونه نه دکترش باشه نه پيشش بمونه برا هيچ کدومشون خوب نيست
هيونگ نيم، به جه يول مي گم کانگ وو واقعي نيست تا حواسش بياد سر جاش
خطرناکه اگه شتاب زده عمل کنيم
ته يونگ، از حالا حواست به جه يول باشه
اوج عکس العمل فرد مبتلا به توهم، در نهايت خودکشي ـه
ته يونگ خواسته؟
آره، گفت لازمش داره
حقه باز. واقعاً که
رمان کانگ وو رو واقعاً کجا گذاشتي
...اونو کجا گذاشتم؟
روزي که اومدي تو اتاقم
هي، مي خوام يه چيزي بهت بگم
بيا تو
از نوشتن اين رمان چه منظوري داري؟
واسه اين بود که دنبال من راه افتادي؟
رمانت اصلاً خلاقانه نيست فقط چند تا از مقاله هايي رو که در مورد من نوشتن با هم قاطي کردي
تنها تفاوتش، عوض کردن دشمني برادرم به منه، جانگ جه يول
ديگه بهم زنگ نزن
همه ي اين مدت هواتو داشتم، و اين کاريه که تو کردي؟
...بعد از که رفتي
...مدارکو برداشتم
بله! الان يادم اومد تو اولين کشوـه سمت راست ميزمـه
هاي سو، اونجاست؟
نه نيست
شايد داري اشتباه مي کني
...نمي شه
جانگ جه يول، من خسته ـم
آ... باشه، برو بخواب
خودتو از اين پرونده بکش بيرون
اگه مسئله عذاب وجدان باشه ...هر چي بيشتر باهاش خوش باشي
سختر ضربه ميخوره
ميدونم ، خودت يادم دادي
وظيفه ي تو اينه که- فقط تو دکتري؟-
من هيچ ناهنجاري فعالي تو مريض نديدم
چرا نمي گي يه تومور مغزيه؟
از کجا مطمئني اسکيزوفرني ـه؟
اسکيزوفرني؟
برو خونه
اسکيزوفرني؟ يه اختلال روانيه، مگه نه؟
اون موقع که داشتم درمان گروهي رو امتحان ميکردم ...اون بيمار
ببخشيد
بعضي وقتا، بدون اين که فکر کنم حرف مي زنم
از من بدت مياد؟
نه، برو خونه
باشه
هي، هي، بعداً به مامانت نگيا
هنوز حرفتو قبول نکرده ممکنه بعداً نااميد شه
هيونگ نيم، مشاوره ميخوام
"اسکيزوفرني، بيماري ـه که مي تونه با دارو کنترل و درمان شه"
"70%بيمارا مي تونن به کمک دارو يک زندگي طبيعي داشته باشن"
تو اينا رو به اون مريض مبتلا به اسکيزوفرني و همراهش گفتي. يادت مياد؟
امشب بيرون مي مونم
هي، برادر ته يونگ من با جه يول مي مونم. تو مي توني بري خونه
چته؟
يه هويي ديدم حوصله ي خونه رو ندارم و دلم برات تنگ شده
چي؟
چرا اين طوري شدي؟ مطمئن باش نمي خوام به عشقم به جي هاي سو اعتراف کنم
آ، آره، سونيو مثل چي بهم چسبيده موي دماغم شده
...چه خاليبندي هايي
چي کار مي کني؟
اين جواب منه وقتي گفتي "من بهترين آدم روي زمينم"
و، اين اولين باره که من يه مردو بغل مي کنم
اگه مي خواي، بيا اينجا يه نوشيدني با هم مي خوريم
تو واقعاً مي خواي اينجا بخوابي؟
تا خودم نخوام نمي توني بيرونم کني
اگه مي خواي اينجا بموني، حتي نبايد صداي نفساتو بشنوم
... خدايا شکرت
اگه مسئله عذاب وجدان باشه ...هر چي بيشتر باهاش خوش باشي
سختر ضربه ميخوره
...هاي سو، من خونريزي دارم
ببخشيد، امروز نوبت منه صبحانه درست کنم اما خوابم برد
يه کم ديگه صبر کن
قبل از اين که بري يه کم نيمرو بخور
سو کوانگ هم چند تا تخم مرغ آبپز کرده
!هي، هاي سو
حداقل چندتا از اينا ببر
!هاي سو
...اي حقه باز گفت آبپز کرده
اُ سانگ مين، 33 ساله. مبتلا به اسکيزوفرني
از سه روز پيش ديگه علائم فعال از خودش نشون نداده برا همينم دوز داروهاشو کم کرديم
...10ميلي ليتر هالوپريدول، 300 ميلي ليتر کلورپرومازين
تو اين هفته هم همين قدر بهش بدين
.اما داره به بيمار خيلي سخت مي گذره ....پروفسور جي گفت
اون مريض، تو پنج سال گذشته، سه بار بيماريش عود کرده
سلامتش مهمه يا خوشحال بودنش؟
.بله
....دکتر، ازتون خواهش مي کنم. دکتر
.چندبار بايد بهتون بگم؟ نمي شه
دکتر، نمي شه فقط براش دارو بدين؟
بچه ي من واقعاً حواسش پرته
.آزمايشا نشون مي ده بچه ي شما نورماله !نرمال
عجب ادميه . چرا داد مي زنين؟
ميگم بچت سالمه عصباني ميشي؟
چي گفتي؟ "بچه ـَت"
کي بهتون گفته تمرکز بچه ـتون با داروهاي مخصوص بيش فعالي خوب مي شه؟
خانوم همسايه ـمون
داروهاي بيش فعالي برا درمان بيماراي بيش فعاله، اما
,اگه اونا رو بدن به يه بچه ي عادي مي دوني چه اثراتي روش مي ذاره؟
ندونسته، چارتا حرف از اين و اون شنيدي ...پاشدي اومدي اينجا
اگه تو اون دارو ها رو بم ندي مي رم يه بيمارستان ديگه
...برو به جهنم
خانوم، کدوم بيمارستانه که برا يه بچه ي سالم دارو تجويز کنه؟
مي خوام بدونم
تو ديگه چته
همه ي بچه ها تو دوران رشدشون حواسشون پرته
فقط صبر کنين و مراقبش باشين
...پس اونجا مي بينمت، باشه
...باشه
چته تو؟ بسپرش به پروفسور کيم
سپردم
...مي خواي بريم بيرون يه چايي بخوريم
با مادر جانگ جه يول قرار دارم
يه سر برو پيش جو دونگ مين
داري احساسي رفتار مي کني
چرا اينو مي گي؟
نه از من کمک مي خواي نه دانگ مين
...وقتي کمک بخواي
اون موقع ميفهميم حالت خوبه
No comments yet. Be the first to leave one.