Diabolik

Diabolik

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

diabolik 2021 720p bluray x264-hj
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian Diabolik 2021 زیرنویس فارسی فیلم

Tags

bluray
Published on: 2025-12-06
Downloads: 8
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

CLERVILLE اواخر دهه ۶۰ میلادی

بانک ملی کلرویل

توجه به تمام واحدها!

یک جگوار مشکی از پشت بانک خارج شد!

به چپ پیچید وارد ویا دای پلاتانی شد.

زبرا-۱۳ هستم، داریم به سرعت از ویا دل کُرسو می‌آییم.

برو! سریع‌تر!

وارد ویا دله میموز شد. زبرا-۱۳، جلوش رو بگیر!

گیرش انداختیم!

وایستا!

توجه به تمام واحدها! جگوار از دستمون در رفت.

توی ویا دله کاملیاست.

بیرون سفارت بِگلایت هستیم، چند ثانیه دیگه می‌رسیم.

مظنون تو ویا دلا کاسکاتا مشاهده شد. دنبالشیم!

لعنتی!

این دیگه چیه...

گاز بده!

نفستو حبس کن.

خودشه.

این چه کوفتیه، بازرس؟

دیابولیک.

چند ماه بعد

وزیر، نمی‌خواین بگین که فردا مهمون ما نیستین!

ارل عزیزم، تمام زندگیتون یه تعطیلات بی‌پایانه.

خوش به حالتون.

ولی وظایفم ایجاب می‌کنه که برگردم به کلرویل.

چرا جرجیو رو نمی‌فرستین؟

معاون شماست. کارش همینه.

به جلسه با نخست‌وزیر؟

مناسب نیست.

خیلی حیف شد.

خوشحال می‌شدم بذارم ریمینگتون جدیدمو امتحان کنین.

دادم روش یه منظره‌یاب فوق‌العاده قوی نصب کنن!

ببخشید.

کجا میره؟

اوا! بالاخره.

- خوش اومدین. - ممنونم، جرجیو.

- سفر چطور بود؟ - خوب بود.

خیلی... فوق‌العاده به نظر می‌رسید.

مثل همیشه.

- خوش اومدین. - ممنون.

- خواهش می‌کنم. - بیاین، بذارین معرفیتون کنم.

از این طرف.

خانم دانکن.

لیدی کانت، گمان می‌کنم.

- عصر بخیر، ممنون از دعوتتون. - جرجیو.

اگه همه دخترای آفریقای جنوبی اینقدر خوشگلن،

می‌فهمم چرا اینقدر زیاد به اونجا می‌رین!

- در واقع اهل کلرویلم. - آه!

بله. اوا سال‌های زیادی رو در آفریقای جنوبی گذروند،

ولی حالا بالاخره تصمیم گرفته به خونه برگرده.

جرجیو!

اینجا.

داری چیکار می‌کنی؟ نمی‌خوای معرفیم کنی؟

لیدی کانت، جناب وزیر.

خوشبختم.

سال‌ها پیش، در یک سفر شکار در آفریقای جنوبی،

با لرد کانتی آشنا شدم.

آنتونی، اگه اشتباه نکنم. از بستگان شماست؟

- شاید پدرتون؟ - همسر من بود.

بود؟

متاسفانه، فوت کردند. تقریباً یک سال پیش.

بسیار متاسفم.

شکارچی فوق‌العاده‌ای بودند.

ممکنه بپرسم چطور...

یه حادثه. در سفر شکار حیوانات بزرگ.

خدای من، شکار حیوانات بزرگ!

خدا رو شکر که شما آقایون فقط گوزن شکار می‌کنید.

من اینقدر مطمئن نیستم، اِما.

- همسر شما حیواناتی شکار می‌کنه که خیلی خطرناک‌ترن. - واقعاً!

وزیر، آیا هیچ‌وقت موفق می‌شین دیابولیک رو دستگیر کنین؟

مسلماً.

به عنوان وزیر دادگستری، اولویت من امنیت تک‌تک شهروندانه.

بله، اون مجرم از هر حد و مرزی گذشته.

داره ترس و وحشت رو در سرتاسر ایالت کلرویل پخش می‌کنه.

ولی ما مصمیم جلوش رو بگیریم. به هر قیمتی.

بیشتر شبیه شیطانه تا یه مجرم.

ببخشید، دارین درباره کسی حرف می‌زنین که واقعاً وجود داره؟

لیدی کانت عزیزم،

فقط می‌تونم امیدوار باشم که هیچ‌وقت باهاش روبرو نشین.

ملاقات با دیابولیک...

یعنی ملاقات با مرگ.

بسه دیگه حرف زدن در مورد اون هیولا، وگرنه امشب کابوس می‌بینم!

حق با شماست، خانم دانکن.

برای عذرخواهی، قول می‌دم

که فردا براتون جوان‌ترین گوزن رو که تا به حال شکار کردم، میارم.

پوست‌کنده و آماده برای فر!

منو ببخشید که اصرار می‌کنم، اما چرا امشب پیش من نمی‌مونین؟

یه خونه‌ی بزرگ دارم که تنهایی توش زندگی می‌کنم.

مناسب نیست، جرجیو.

کمی عجله دارین.

حداقل بذارین برسونمتون.

ممنون، ولی هتل نزدیکه.

و دلم می‌خواد پیاده‌روی کنم.

- شب بخیر. - شب بخیر.

- لیدی کانت؟ - بله.

بازرس گینکو. باید باهاتون حرف بزنم.

نیروی پلیس شهر کلرویل؟

نگین که این همه راه رو اومدین فقط برای من؟

اومدم چون وظیفه‌مه که بهتون هشدار بدم.

به من خبر بدین؟

از چی؟

دیابولیک.

پس این تبهکار مرموزی که همه ازش حرف می‌زنن واقعا وجود داره.

البته.

فکر می‌کردین افسانه شهریه؟

مطمئنم داره برای یه سرقت جدید برنامه‌ریزی می‌کنه.

حالا که شما دارین می‌گین، فکر می‌کنین دنبال الماس صورتیه.

یه همچین جواهر باارزشی، وسوسه‌ای مقاومت‌ناپذیر برای دیابولیک خواهد بود.

دیابولیک چطور می‌تونه از من و الماس صورتی خبر داشته باشه؟

اون از همه چیز باخبر میشه.

همیشه.

خواهش می‌کنم، آقای بازرس، شما دیگه شروع نکنید در مورد دیابولیک حرف زدن

انگار که یه موجود ماوراءالطبیعه‌ست!

نه، جادو در کار نیست، خانم کانت.

اون فقط یه مرده، اما یه مرد فوق‌العاده با استعداد.

هر چقدر هم که فوق‌العاده باشه، نمی‌فهمم چطور ممکنه از من خبر داشته باشه.

من فقط چند روزه اینجام.

گمان می‌کنم یه شبکه خبرچین داره که همه جا براش کار می‌کنن.

اینجا در بلر. تو آفریقای جنوبی.

شما شک دارید؟

پس، مطمئن نیستید.

ما تحقیقات گسترده‌ای در دنیای زیرزمینی جنایتکاران انجام دادیم،

اما هیچ‌کس حرفی نمی‌زنه.

شاید برای اینکه همه می‌دونن که خیانت به دیابولیک...

یعنی مرگ.

مبالغه نمی‌کنید، آقای بازرس؟

باور کنید، خانم کانت،

اگه دیابولیک قصد داشته باشه الماس صورتی رو بدزده،

زندگیتون ممکنه در خطر باشه.

می‌خواین مثل یه دختربچه ترسو برگردم آفریقای جنوبی؟

نه.

من چند مامور مخفی رو می‌ذارم هتلتون رو زیر نظر بگیرن.

با حداکثر احتیاط، هیچ‌کس حتی متوجهشون نمیشه.

می‌فهمم.

قصد دارین براش تله بذارین، و منو طعمه قرار بدین.

شما زن بسیار خاصی هستید.

- اگه تعریفه، ممنون. - نه، یه مشاهده بود.

خب، کجا اقامت می‌کنید در کلرویل؟

هتل اکسلسیور.

و الماس؟

داره میاد، یه محموله ویژه از آفریقای جنوبی.

وقتی دو روز دیگه برسم کلرویل، منتظرم خواهد بود.

کجا نگهداری میشه؟

رسماً، در گاوصندوق مدیر هتل.

اما فقط یه جعبه خالی توش خواهد بود.

الماس واقعی توسط نگهبانان امنیتی آفریقای جنوبی گذاشته میشه

در یه گاوصندوق دیگه.

تو اتاقم.

اما فقط مدیر اکسلسیور و من اینو می‌دونیم.

و حالا شما، طبیعتاً.

خوبه.

ممنون برای وقتتون، خانم کانت.

یه چیز آخر.

لطفاً در مورد مکالمه ما به کسی حرفی نزنید.

و اگه دوباره همدیگه رو دیدیم، طوری رفتار کنید که انگار برای اولین باره.

چرا اینقدر رمز و راز؟

هیچ‌کس چهره واقعی دیابولیک رو نمی‌شناسه.

اون می‌تونه هر کسی باشه.

گارسونی که داره رد میشه.

مرد پشت سرم با روزنامه.

یا مردی که تازه وارد شده.

حتی یکی از قابل اعتمادترین افراد خودم.

جدی می‌گید؟

اون می‌تونه هر کسی باشه.

برای همین ترجیح می‌دم که ملاقات ما...

یه راز بمونه.

در این صورت، آقای بازرس...

افتخار می‌کنم که هرگز شما رو ندیدم.

و کی قراره این کارو انجام بده؟

مدیر کاملاً واضح گفت،

این وظیفه خاص مسئولیت روبرتو خواهد بود.

چرا همیشه کارهای آسون به اون می‌رسه؟!

چی انتظار داری؟ اون نور چشمی مدیره!

اگه مدیر منو انتخاب کرده که سرخدمتکار شخصی خانم کانت باشم،

دلیلش واضحه.

آره، مثلاً چی؟

خب، یه نگاه به آینه بنداز.

- گوش کن به آقای خوشتیپ! - ستاره سینمای خودمون!

باید قدردان باشی که یه کار داری!

این فقط یه کار موقته برای من. من برنامه‌های خیلی بزرگتری دارم.

من مثل شما دوتا نیستم.

و دقیقاً منظورت چیه، "من مثل شما دوتا نیستم"؟

دوستان عزیز من، برخلاف شما، من قرار نیست به عنوان سرخدمتکار بمیرم.

باشه، تو خواب ببین!

ورودی پرسنل

- شب بخیر، خوزه. - شب بخیر.

اگه مدیر منو انتخاب کرده که سرخدمتکار شخصی خانم کانت باشم، دلیلش واضحه.

اگه مدیر منو انتخاب کرده که سرخدمتکار شخصی خانم کانت باشم،

دلیلش واضحه.

اگه مدیر منو انتخاب کرده که سرخدمتکار شخصی خانم کانت باشم، دلیلش واضحه.

اگه مدیر منو انتخاب کرده که سرخدمتکار شخصی خانم کانت باشم،

دلیلش واضحه.

اگه مدیر منو انتخاب کرده که سرخدمتکار شخصی خانم کانت باشم، دلیلش واضحه.

اگه مدیر منو انتخاب کرده که سرخدمتکار شخصی خانم کانت باشم،

دلیلش واضحه.

اگه مدیر منو انتخاب کرده که سرخدمتکار شخصی خانم کانت باشم، دلیلش واضحه.

اگه مدیر منو انتخاب کرده که سرخدمتکار شخصی خانم کانت باشم،

دلیلش واضحه.

اگه مدیر منو انتخاب کرده که سرخدمتکار شخصی خانم کانت باشم، دلیلش واضحه.

More Farsi Persian subtitles for Diabolik

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left