Kishuku Gakkou no Juliet

Kishuku Gakkou no Juliet

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

[AnimWorld][Temari] Kishuku Gakkou no Juliet -10
A Commentary by AnimeKhor
Temari :ارائه‌ای از انجمن دنیای انیمه و مانگا || مترجم || Telegram channel: @AWSub || HardSub: @AnimWorlDDL

Tags

other
Published on: 2018-12-08
Downloads: 11
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 175 lines.

این اولین دعوت رسمیم از طرف پرشیاست‏!‏ مطمئنم موفقیت آمیز میشه‏!‏

هاسوکی؟

‏-‏واسه چی داری اتاقم رو دید می زنی؟ ‏-‏اینوزوکا‏!‏

رومئو‏.‏

چرا؟

برادرم آیرو اینجا چیکار می کنه؟

نماینده دانش آموزی یه مرتبه راهش رو سمت اتاقت کج کرد‏.‏‏.‏‏.‏

اون رئیس خانواده مشهور اینوزوکاست‏.‏

اون فوق العاده قوی و سخت گیره و نظم خوابگاه سگ های سیاه رو

به عنوان نماینده همه چی تموما‏،‏ حفظ می کنه‏.‏

اون برادر بزرگتر اینوزوکاست‏.‏

دوستت دارم

اعتراف می کنم دوستت دارم‏‏،‏‏ قسم می خورم

فقط من و تو

نشونت می دم عشق واقعی چه حسی داره

با احساسات مخفیم از دور تماشات می کنم

می بینم که می درخشی

باد رو احساس کردم

و همون لحظه

تمام احساساتم رو بهت ابراز کردم

می تونم صدای تپش قلبم رو بشنوم

نمی تونم چشم بردارم

تصمیم گرفتم قوی تر بشم و دنیا رو عوض کنم

بنابراین می تونم ازت محافظت کنم

فراتر از دوران های درخشش

یک برخورد معجزه آسا هست

که ما دوتا رو به هم میرسونه

رویاهامون محدودیتی نداره

ما می تونیم بر این موانع با شجاعتمون غلبه کنیم

بی اینکه کسی بفهمه دل هامون با عزم راسخ به هم پیوند خورده

مدرسه شبانه روزی ژولیت

رومئو و آیرو

اینوزوکا معمولا زیاد راجع به برادرت حرف نمی زنی‏.‏

واسه چی این ترس تو دلت افتاده؟

رومئو‏.‏

این چیه؟ از کجا آوردیش؟

چرا باید همچین چیزی داشته باشی؟

نمی تونم بهش بگم یه هدیه از طرف پرشیاست‏.‏ چیکار کنم؟

متاسفم‏.‏‏.‏‏.‏

آیرو وقتی داشتیم راجع به اینکه تسبیح پیشت چیکار می کنه فک می زدیم صدامون رو شنیده‏.‏

این یه هدیه واسه منه‏.‏

دلم یه چیز درخشان می خواست اونم هر چی گیر آورده واسم خریده‏.‏

هاسوکی‏!‏

خب حالا اینو چطور توضیح می دی؟ از کجا آوردیش

سوتینی که از چار گرفتم‏!‏

این یکی رو خبر نداشتم‏.‏ مال کی هست حالا؟

کارم تمومه‏.‏

فقط این نیست‏.‏

تازگیا رفتارت عجیب شده‏.‏

احیانا با اون دختره گربه سفید که دستت تو یه کاسه نیست؟

رابطه بین غرب و تووا متزلزله‏.‏

پیمان صلح سطحی مون هر لحظه ممکنه فرو بریزه‏.‏

اگه این وسط با یکی از دخترای دشمن رابطه داشته باشی

همون بهتره برچسب خائن بهت بخوره‏.‏

اگه اجازه بدی به خاطر این نفوذ خانواده اینوزوکا بیاد پائین

از مدرسه اخراجت می کنم‏.‏

نه‏.‏ حتی از خانواده اینوزوکا هم بیرونت می کنم‏.‏

تو هیچ مسئولیتی نداری که‏.‏‏.‏‏.‏

هاسوکی کومای‏.‏

چرا از رومئو حمایت می کنی؟

نکنه همدستشی؟

هاسوکی هیچ ارتباطی به این قضیه نداره‏. ‏ و منم با کسی تبانی نکردم‏!‏

حرفم رو باور کن برادر‏!‏

حرفت رو باور کنم؟

چطور می تونم حرف دردسرسازی مثل تو رو باور کنم؟

هیچ می دونی چند بار تا حالا رو کارات سرپوش گذاشتم؟

ولش کن تریا

این قضیه بین دو تا برادره‏.‏

به تو هیچ ربطی نداره تریا

نمی تونم نفس بکشم‏.‏‏.‏‏.‏

آیرو‏.‏ دیگه داری خیلی خشن می شی‏.‏

از روی کولم بپر پائین‏.‏

ممکنه برادر باشین ولی اینجا یه مدرسه اس‏!‏

خودت رو کنترل کن و گرنه مجبورم مجازاتت کنم‏!‏

پس اینو برمی داریم و می ریم‏.‏‏.‏‏.‏

تا یه هفته تحت نظر می مونی‏.‏

اگه شکم بی مورد باشه آزاد میشی‏.‏

وقتی در گیر اینی‏،‏ یکم وقت داری که رفتارت رو هم درست کنی‏.‏

یه هفته‏.‏‏.‏‏.‏

تولد پرشیا‏!‏

تولدم رو باهام جشن می گیری؟

می خوام کمی بیشتر

به خاطر اینکه دومین پسر خانواده اینوزوکا هستی به خودت ببالی‏.‏

حالا چیکار کنم؟

حاضر شدن‏.‏

نظرتون چیه بانوی پیشخدمت آشپزخونه؟

بله‏.‏‏.‏‏.‏

قطعا بهشون نمی خوره با اونی که می خوایم چندان تفاوتی داشته باشن‏.‏

پس فقط باید بچشمشون‏.‏

لطفا بذارین پیش مرگتون بشم

پیش مرگ؟

خیلی خوشمزه شدن‏!‏

حتی می شه گفت این کوکیا معرکه اند‏!‏

ممنونم که راه و چاه رو نشونم دادی‏!‏

کاری نکردم‏.‏

همش نتیجه تلاش و سخت کوشی خودته‏.‏

از زندگی اجتماعیت بریدی و هر روز واسه درست کردنشون تمرین کردی‏.‏

خیلی خب‏،‏ حاضرم‏.‏

خیلی خوشمزه شدن‏!‏

واقعا؟ خدا رو شکر

باقیمونده کوکی های دستپخت پرشیا‏-‏ساما‏!‏

این روح بی ارزش سعادت رو احساس کرد

می تونه همین جا و همین الان به بهشت صعود کنه‏!‏

خب چطور شد که همچین شد؟

فکرشم نمی کردم واسه پخت کوکی تمرین کرده باشی‏.‏

منظورت چیه؟

خب‏.‏‏.‏‏.‏ آشپزیم افتضاح بود‏،‏ درسته؟

واسه همین گفتم باید حداقل شیرینی پزی رو یاد بگیرم‏.‏‏.‏‏.‏

به خاطر اینوزوکا بود‏،‏ نه؟

مطمئنم می خوای تولدت بهش بدیشون‏.‏

نه‏،‏ این حقیقت نداره‏!‏

نه؟

شاید چند تا قرص خواب بندازم توشون‏.‏

هی‏.‏ اونی که همراه نماینده دانش آموزی داره میاد اینوزوکا نیست؟

نماینده دانش آموزی مثل همیشه باوقاره‏.‏

اوه‏،‏ چه منظره کمیابی‏.‏

اینوزوکا همراه با همه چی تموما؟

مطمئنم کلی دردسر درست کرده و عوضش مجازاتم شده‏.‏

حقشه نه‏،‏ پرشیا‏-‏ساما؟

اون مثل همیشه اش نیست‏.‏

انگار از یه چیزی می ترسه‏.‏

هی‏،‏ رومئو‏.‏

‏-‏چیه؟ ‏-‏آبت با آیرو تو یه جوب نمی ره؟

آبجی این حرفا خیلی ازت بعیده‏.‏

فقط آیرو‏-‏چانه که معمولا خیلی خونسرده‏.‏

فقط وقتی جلوی نماینده گربه های سفید بود عصبانی شده بود‏.‏

هر موقع آِیرو یه مجازاتی رو در نظر می گیره

دیگه پا پس نمی کشه خوابگاه هم براش مهم نیست‏.‏ ولی معمولا‏.‏‏.‏‏.‏

‏-‏ببخشید‏!‏ ‏-‏نماینده دانش آموزی‏!‏

‏-‏ببخشید‏،‏ ببخشید‏!‏ متاسفیم‏!‏ ‏-‏لطفا ما رو ببخشید‏!‏

قدرتش بیشتر شده‏!‏ ایول‏!‏

‏-‏ایول‏!‏ خیلی ازتون ممنونیم‏!‏

تو یه جای بازتر بازی کنین‏.‏

باشه‏!‏ ‏-‏باشه‏!‏

اون بی دست و پاست ولی می تونه مهربون باشه‏.‏

حتما با شاگردا‏.‏

هیچ وقت بهم هیچ محبتی نشون نداده‏.‏

از وقتی بچه بودیم اون به شدت ادبم می کرد‏.‏

اگه کار بدی می کردم اونقدر اوردنگی می خوردم که گریه ام درمیومد‏.‏

برادرم بهم آسیب روانی می زد‏.‏

اون برام مثل یه دیوار بلند می مونه‏.‏

باید بتونی اینو حل کنی‏.‏

تا حالا داشتی چیکار می کردی؟ بی هدف زندگی می کردی‏.‏

دقیقا به خاطر همینه که بی فایده ای‏.‏

یک شنبه 27 ژوئن

باید از بیرون شروع کنم؟ یا از درون؟

فرزند دوم خاندان اینوزوکا پنج دقیقه یا کمتر رو تو توالت سپری می کنه‏.‏

نمی تونم برم‏.‏‏.‏‏.‏

پنج شنبه 29 ژوئن

مدرسه شبانه روزی ژولیت

چهارشنبه 30 ژوئن

سال اول کندو کار می کردی درسته؟

خودم شخصا یادت می دم‏.‏

اینجوری که داره پیش میره‏،‏ انگار قرار نیست اخراج بشه‏.‏

ولی بازم ترجیح می دم اینوزوکا رو تو این حال نبینم‏.‏

‏-‏فقط تا فردا منتظر می مونم‏.‏ ‏-‏این فردا بالاخره رسید‏.‏

آره‏!‏ ‏-‏فردا شد بالاخره‏!‏

همون طور که می دونین اول جولایه

تولد پرشیا‏-‏ساماست‏!‏

موفقیت جشن تولد فردا به ما بستگی داره‏!‏

بیاین یه کیک بزرگتر از ساختمون مدرسه واسش درست کنیم‏!‏

آره‏!‏

پاشو‏.‏ هنوز تمرینت تموم نشده‏.‏

پاشو‏.‏

پاشو‏.‏

اون معمولا خودخواه و مغروره

ولی جلوی نماینده دانش آموزی جیکش در نمیاد‏.‏ حال آدم جا میاد‏.‏

ظاهرا روحیه اش رو کلا باخته‏.‏

منم نمی تونم از پس نماینده بربیام‏.‏

ترسناکه خب‏.‏

حالت خوبه اینوزوکا؟

حسابی غافلگیر شدم‏.‏

گربه های سفید داشتن واسه تولد پرشیا

که فرداست بریز و بپاشی می کردن که نگو‏.‏

فکر کردم می خوای از دستور نماینده سرپیچی کنی

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left